Chaw

Chaw (차우)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Chaw 2009 KOREAN 720p BluRay H264 AAC VXT translated 2025 12 05T20
Ένα Σχόλιο από Don Milo

Ετικέτες

bluray
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-05
Λήψεις: 22
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‏گراز

‏‫حیوانات وحشی در وضعیت بدی هستند.‬

‏‫با غذای کم‬ ‏‫و شکارچیان رو به افزایش...‬

‏‫این کار به شدت غیرانسانی است.‬

‏‫افسر پارک.‬

‏‫با مرکز تماس گرفتید؟‬

‏‫بی خیال! یک جسده.‬

‏‫چرا همیشه آدمای ترسو‬ ‏‫مثل این رو میفرستن ایستگاه ما؟‬

‏‫افسر پارک!‬

‏‫قربان. می تونید برید.‬

‏‫چه جور آدمی قبری رو‬

‏‫کند و بعد جسد رو ببره؟‬

‏‫چیز با ارزشی توی تابوت بود؟‬

‏‫فقط یه حلقه طلا با عیار ۱۴.‬

‏‫- چی مسخره است؟‬ ‏‫- لعنتی.‬

‏‫ما دو روز پیش دفنش کردیم.‬

‏‫دشمنی داشت؟‬

‏‫نه.‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫پدرت حتماً عاشق کلاه بوده‬ ‏‫که اینو توی قبرش گذاشتی.‬

‏‫- اِم. بی. اِل.‬ ‏‫- لیگ بسکتبال حرفه‌ای، قربان.‬

‏‫- مدرک شماره یک.‬ ‏‫- بله، قربان.‬

‏‫خبری از مرکز نیست؟‬

‏‫مشغولن. یه کارآگاه‬ ‏‫تا شب نمیاد.‬

‏‫فکر کنم جسد گم شده اولویت‬ ‏‫ایستگاهشون نیست.‬

‏‫دارن به ایستگاه ما توهین می کنن.‬

‏‫بیا بریم تا اظهاراتت رو بگیریم.‬

‏‫- اگه به پلیس دروغ بگی...‬ ‏‫- می دونم.‬

‏‫- ...دستگیر می شی.‬ ‏‫- بریم.‬

‏‫- کره ای بلد نیستی؟‬ ‏‫- کره ای بلد نیستم.‬

‏‫به جهنم.‬

‏‫بیا بالا.‬

‏‫- هی! ول کن!‬ ‏‫- بیا بالا، زود باش.‬

‏‫ول کن! برو پی کارت!‬

‏‫مخمور شدی مگه؟‬ ‏‫گواهینامه‌ات رو بده.‬

‏‫آفرین افسر. من جانگ دادستان‬ ‏‫از دادستانی سئول هستم.‬

‏‫آه. گواهینامه‌ات رو بده.‬

‏‫الان یه کم کار دارم.‬ ‏‫تماس می گیرم باهات.‬

‏‫احمق!‬

‏‫اینجوری به من نگاه نکن.‬

‏‫گواهینامه‌ات رو گرفتی، مین؟‬

‏‫بدون گواهینامه رانندگی می‌کنی.‬ ‏‫هی! این طرف!‬

‏‫ولم کن!‬

‏‫- رانندگی در حال مستی خیلی بده، نه؟‬ ‏‫- بله.‬

‏‫بریم، قربان.‬

‏‫من کار اشتباهی نکردم!‬

‏‫- تو عوضی کوچولو!‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫تو بچه قلدر. جرئت می‌کنی‬ ‏‫اینجوری به من نگاه کنی؟‬

‏‫پسرک عوضی!‬

‏‫حرومزاده!‬ ‏‫ولم کن!‬

‏‫هی، عوضی!‬ ‏‫همونجا وایسا!‬

‏‫برگرد این طرف!‬

‏‫– سلام.‬ ‏‫– سلام.‬

‏‫بازم یه درگیری داشتی؟‬

‏‫بیا اینجا یه کم‬ ‏‫نودل بخور.‬

‏‫بازم داری بلیط بخت‌آزمایی خراش میدی؟‬

‏‫نه، حالا عوض کردم‬ ‏‫بازی ویدئویی بازی می‌کنم.‬

‏‫رئیس چی گفت؟‬

‏‫خیلی عصبانی به نظر می‌اومد.‬

‏‫یکی زنگ زده بود که گفت‬ ‏‫من زیادی بلیط میدم.‬

‏‫ولی اشکالی نداره یه پلیس‬ ‏‫سیلی بخوره؟‬

‏‫ممکنه اخراج بشم.‬

‏‫عجیبه.‬

‏‫آخرین هفته‌ته توی سئول.‬ ‏‫آروم‌تر باش.‬

‏‫منظورت چیه؟‬

‏‫چی؟‬

‏‫مگه رئیس بهت نگفت؟‬

‏‫چی رو بهم بگه؟‬

‏‫که منتقل شدی‬ ‏‫به یه ایستگاه روستایی؟‬

‏‫تو نوشتی "هر جا" به عنوان انتخاب دوم.‬

‏‫اون یه شوخی بود.‬

‏‫به سلامتی!‬

‏‫عالیه!‬

‏‫مردم شهر سه برابر پول میدن‬

‏‫اگه بگی ارگانیکه.‬

‏‫خوب، این روش خوبیه!‬

‏‫مردم شهر با فروش جنسشون‬ ‏‫با قیمت بالا پول در میارن.‬

‏‫ولی من چی؟‬

‏‫بزن، بریز توش.‬

‏‫وای، چقدر تازه به نظر میاد!‬

‏‫داغه!‬

‏‫برای میل جنسیت خوبه!‬

‏‫میل جنسی، کله‌اش!‬

‏‫اگه دوباره از این بخورم، می‌پزم.‬

‏‫خیلی تازه است!‬

‏‫تو پروژه کشاورزی آخر هفته رو داری.‬

‏‫به خاطر زحماتت، ده هزار فوت مربع‬ ‏‫از باغ میوه رو بهت میدم‬

‏‫برای تمام کار سختت.‬

‏‫– مطمئنی میل جنسی رو زیاد می‌کنه؟‬ ‏‫– البته.‬

‏‫چرا حس می‌کنم دارن باهام بازی می‌کنن؟‬

‏‫فکر می‌کنی می‌تونیم پول در بیاریم؟‬

‏‫مردم شهر پول اضافی دارن.‬

‏‫می‌تونیم زمین رو اجاره بدیم‬ ‏‫و اجاره بگیریم.‬

‏‫چشمه آب گرم، زمین گلف‬

‏‫و حالا قطعات‬ ‏‫برای کشاورزی آخر هفته.‬

‏‫بقیه مردم شهر شاکی‌ان‬ ‏‫که ما داریم پارتی‌بازی می‌کنیم.‬

‏‫بریم شهر‬ ‏‫یه دور دیگه مشروب بخوریم.‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫سَم-مِه-ری‬ ‏‫روستای بدون جرم‬

‏‫سلام رئیس!‬ ‏‫چند تا شیشه زده بودی؟‬

‏‫کاپیتان یو!‬

‏‫میای بریم شهر‬ ‏‫یه کم بزنیم؟‬

‏‫من هنوز سر شیفتم.‬

‏‫اینجا که دهکده‌ایه بدون جرمی.‬

‏‫بریم یه جای خوب.‬

‏‫آه. واقعاً؟‬

‏‫شنیدم امروز یه پرونده‬ ‏‫بالا توی کوهستان شده.‬

‏‫- پرونده؟‬ ‏‫- چیزی نیست.‬

‏‫یه احمقی جسد‬

‏‫یه پیرمرد رو از گور درآورده‬ ‏‫و فرار کرده.‬

‏‫عجب!‬

‏‫دارم حسابی پیگیریش می‌کنم.‬ ‏‫نگران نباش.‬

‏‫اقتصاد شهر تازه داره جون می‌گیره.‬

‏‫اگه شایعات بد پخش بشه،‬ ‏‫مردم شهر نمیان.‬

‏‫آروم رسیدگی کن.‬

‏‫از اونجایی که سرت شلوغه،‬

‏‫وقت دیگه‌ای می‌خوریم.‬

‏‫بریم.‬

‏‫لعنتی، اون همیشه داره‬ ‏‫قدرت منو به چالش می‌کشه.‬

‏‫اینجا. این طرف.‬

‏‫یه بشقاب دیگه از‬ ‏‫گوشت سر خوک بیارید لطفاً.‬

‏‫همه چیز بسته‌بندی شد؟‬

‏‫- بله، ولی...‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫فکرشو بکن.‬

‏‫رفتن به یه ده با یه زن حامله‬ ‏‫و یه مادر مریض.‬

‏‫- لعنتی.‬ ‏‫- بخور.‬

‏‫وقتی جوونی...‬

‏‫تجربه‌ی خوبی میشه‬ ‏‫تو جایی مثل اونجا کار کنی.‬

‏‫تراکتور دیدن و ماهیگیری.‬

‏‫خیلی بهتر از‬ ‏‫این زندگی گند سئوله.‬

‏‫بهت حسودیم می‌شه رفیق.‬

‏‫اَه.‬

‏‫آخ!‬

‏‫- چی شد؟‬ ‏‫- فکر کنم دندونم شکست!‬

‏‫این چیه؟‬ ‏‫هی، دندون خوک بود!‬

‏‫به نظر میاد‬ ‏‫شانس بهت رو کرده.‬

‏‫پدربزرگ!‬

‏‫نوه‬

‏‫اون چی بود؟‬

‏‫- مرده؟‬ ‏‫- هنوز نه.‬

‏‫چیکار کنیم؟‬

‏‫- ببریم بیمارستان.‬ ‏‫- هی، صبر کن.‬

‏‫- به هر حال مُردنیه.‬ ‏‫- پس چی؟‬

‏‫من داشتم مست‬ ‏‫و بدون گواهینامه رانندگی می‌کردم.‬

‏‫پس همینجا ولش کنیم؟‬

‏‫سرنشین هم توی‬ ‏‫تصادف رانندگی مستی‬

‏‫مقصر شناخته می‌شه!‬

‏‫می‌فهمی؟‬

‏‫ببخشید آقا. تکون نخور مامان.‬

‏‫من باید برم خونه.‬

‏‫ولم کن!‬ ‏‫اون مال منه.‬

‏‫ببخشید.‬ ‏‫مامان! ول کن!‬

‏‫فراموش نکن سیفون بکشی.‬

‏‫برگرد، آقا.‬

‏‫برگرد! همین الان!‬ ‏‫برگرد عقب!‬

‏‫به خاطر خدا!‬ ‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

‏‫سام مری ۱۱ کیلومتر‬

‏‫هی، سو ریون!‬

‏‫چیه؟‬

‏‫جین گودال‬

‏‫سو ریون!‬ ‏‫چیه؟‬

‏‫زود باش، بیا اینجا.‬

‏‫چیزی پیدا کردی؟‬ ‏‫بیا اینجا.‬

‏‫اون طرف.‬

‏‫فقط یه مجله‌ست.‬

‏‫هی، بچه.‬

‏‫اسمت چیه؟‬ ‏‫دوک گو.‬

‏‫داری چی می‌کشی؟‬

‏‫دارم نامه می‌نویسم.‬ ‏‫نامه؟‬

‏‫ماهی خال‌خالی،‬ ‏‫کوه، خوک.‬

‏‫و اون شبیه‬ ‏‫یه جادوگره.‬

‏‫داری چیکار می‌کنی،‬ ‏‫دوک گوی عزیز؟‬

‏‫هیچی.‬

‏‫بازم داری نامه می‌نویسی‬ ‏‫برای فضایی‌ها، عزیزم؟‬

‏‫نه.‬

‏‫مامان بهت گفته بود‬ ‏‫بچه رو ول کنی بری بیرون.‬

‏‫متأسفم، خانم.‬

‏‫بهت گفتم صدام کنی‬ ‏‫«مامانی».‬

‏‫مامانی! بگو!‬

‏‫مامانی.‬

‏‫آفرین... مامانی.‬

‏‫تورو می‌گیرم، پسر. کارِت تمومه.‬

‏‫مردا همه‌شون یه جورن.‬ ‏‫هیچ‌وقت گوش نمی‌دن.‬

‏‫بهشون توجه نکن.‬ ‏‫خانواده‌ی عجیبی هستن.‬

‏‫اون با مادربزرگش‬ ‏‫که دعانویس بود، تو کوه زندگی می‌کرد.‬

‏‫ولی بعد از مرگ اون، اون زن دیوونه‬ ‏‫شروع کرد به مراقبت ازش.‬

‏‫فکر می‌کنه مادرشه.‬ ‏‫واقعاً؟‬

‏‫ولی داره حسابی‬ ‏‫کتکش می‌زنه.‬

‏‫کمتر از معمولشه.‬

‏‫پس تو پلیس جدیدی؟‬

‏‫هوم؟ آره.‬

‏‫من رئیس‬ ‏‫روستای سام مری هستم.‬

‏‫سلام قربان. من کیم کانگ سو هستم.‬ ‏‫من پارک مان بوکم.‬

‏‫زنت خیلی خوشگله.‬

‏‫اون مامان منه.‬

‏‫واقعاً؟‬

‏‫امیدوارم از زندگی اینجا لذت ببری.‬ ‏‫ممنونم.‬

‏‫خانه سروان پلیس‬ ‏‫کجاست؟‬ ‏‫کاپیتان یو؟‬

‏‫همه‌شون سر یه پرونده‬ ‏‫تو مزرعه هستن.‬

‏‫یه پرونده‌س؟‬

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left