BLUE EYE SAMURAI

BLUE EYE SAMURAI

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

Blue Eye Samurai S01E02 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Ένα Σχόλιο από Theo_S

Ετικέτες

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
Δημοσιεύτηκε στις: 2023-11-03
Λήψεις: 61
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

آخرینش

کی می‌دونست یه مرد ممکنه این همه خونریزی کنه؟

تو تمیزکاری از آشپزی بهتری پسرت کی برمی‌گرده؟

!چهار فنگز

!چه افتخاری میشه چیزی برای خوردن بهتون بدم؟

یه سامورایی از اینجا رد شده

جوون، مغرور

اون چهار انگشت رو قطع کرده تا اسمی رو بگیره

بهم بگو چی می‌دونی - خفه‌شو -

ما می‌خواییم غذا بخوریم

دو روز پیش اینجا بود همه جا خون ریخت

که اشکالی نداره

بعدش رفت و پسرم رو هم با خودش برد، یه معلول رو

!بسه! بسه

« فصل اوّل: قسمت دوم »

!اوه

برای آدمی با این هیکل آروم حرکت می‌کنی

من ذاتاً بی‌سروصدا هستم

شاید ذاتاً نه، اگه تو نودل‌فروشی سروصدا می‌کردم پدرم کتکم می‌زد

یاد گرفتم مثل یه نینجا بی‌سروصدا باشم

نمی‌خوام تو نزدیکم باشی

دور شو - دور شو، رینگو -

برام مهم نیست

ولی من مفیدم، می‌بینی؟

شنیدم پوست سفیدها زیر نور خورشید می‌سوزه

درسته که چشم‌آبی می‌تونه تو تاریکی ببینه؟

اوه و این درسته که سفیدها از حیواناتشون شیر می‌نوشن؟

هممم

می‌دونم چرا فکر می‌کنی نمی‌خوای من نزدیکت باشم ولی می‌تونی به من اعتماد کنی

من راز تو رو فاش نمی‌کنم، هیچوقت

نه حتی اگه کسی پوستم رو تکه تکه ببره

یا حتی اگه مجبورم کنن بادمجون بخورم

من هیچوقت هیچوقت هیچوقت هیچوقت ...به هیچکس نمیگم که تو یه

اگه دوباره تو رو ببینم

می‌کشمت و دیگه بهت فکر نمی‌کنم

!بیا جلو، برو تو صف

هیچکس بدون مجوز عبور نمی‌کنه

بعدی

بیا بیا، مجوزت رو نشون بده

!بعدی

بیا

این چیه؟ رشوه؟

داری به من رشوه میدی؟ دستگیرش کنید و تنبیهش کنید

!نه

!نه! خواهش می‌کنم

هی، مجوزت کجاست؟

همینجا

مجوز عبور برای دو نفر

ما فقط دو تا پسریم که با هم سفر می‌کنیم، مثل همیشه

میرم پیش دلال گندم سیاهم محمولۀ تازه از هوروکانای

بهترینه! تو بیا

شاگرد من، کمی خنگه

بعدی

مفید! بهت که گفتم

کنار من چیزی که می‌خوای رو پیدا نمی‌کنی

من باید انتقام بگیرم به هر قیمتی که شده

هاه! من عاشق انتقامم

راه انتقامه که با مرگ پوشیده شده

من نمی‌ترسم، می‌تونم آموزش ببینم و بهت کمک کنم

من الآنش هم تو یه چیزی بزرگترین در دنیا هستم یکی دیگه چیه؟

نودل جنگ نیست

کل زندگیم یه جنگ بوده

!من یه شاگردم

خب، برای گرفتن انتقامت کجا بریم؟

من یه قایق لازم دارم

اووه! یه قایق انتقام

!آغغغ

اونقدرام بد نیست

می‌تونی جلو رو بتراشی، نجیب‌زاده‌ها این کارو می‌کنن

خیلی رایجه

چرا فقط منو نکشت؟

خدایان مسیر طولانی‌تری نشونت دادن

تو هنوزم منو داری

...ما ازدواج می‌کنیم و - الآن دیگه پدرت اجازه‌اش رو نمیده -

می‌تونم پدرم رو قانع کنم

و همه منو مسخره کنن؟

ترجیح میدم خودم رو بکشم

برش خیلی تمیزه

یه برش استادانه

نمی‌تونی سر جنگ با یه هیولا خودت رو بکشی

اون... اون حتی یه دوئل نبود

یه حمله بود، اون رسماً تو رو به چالش فراخوند؟

پیروزی نمی‌تونه از طریق رسوایی بیاد

بنابراین، تو اصلاً نباختی

اگه تو رو به چالش بکشه اون می‌میره

الآن می‌تونم اینو ببینم تو اونو به چالش بکش

و مثل یه سگ، اون میاد

با تو مواجه میشه

یه اونریو، چشمان اهریمنی اون

ولی شجاعت تو اون رو به عقب می‌رونه مثل یه توفان در برابر دریا

شمشیر شگفت‌انگیزت رو از غلاف در بیار

آکمی

مطمئنی؟ - ششش -

اون بهت حمله می‌کنه

ولی شمشیر اون حریف شمشیر تو نیست

تو با شمشیرت حمله کن

خونش رو بریز

چشمانش شبیه دو موج خشمگین در توفانه

سعی می‌کنن تو رو در خودشون غرق کنن ولی تو خیلی قوی هستی

تو دوباره شمشیرت رو به روی اون می‌کشی

و دوباره و دوباره

تا برش نهایی

تو خون داغ رو حس می‌کنی

!افتخار

ممم

بیا، موهات رو بتراشیم

نه

حق با توئه

اون هیولا شرافتمندانه نجنگید

پس هنوزم شرافت من می‌تونه بازگردونده بشه

من باید پیداش کنم

اون رو به چالش بکشم و اون رو بکشم

ولی ما قراره ازدواج کنیم تو نمی‌تونی بری

اون ممکنه هر جایی باشه ممکنه پیدا کردنش ماه‌ها طول بکشه

اون دنبال هیجی شیندو می‌گرده اونقدر مغرور هست که مستقیم بره سراغش

اون به یه قایق احتیاج پیدا می‌کنه

میهونوسکی

اون حتماً ردی به جا گذاشته

ولی اگه این دفعه تو رو بکشه چی؟

همه جا خون ریخته بود

و به همین دلیل من قسم خوردم هیچوقت بادمجون نخورم

خب، دربارۀ این قایق بهم بگو

من هیچوقت سوار قایق نشدم نمی‌دونم دریازده میشم یا نه

اگه تو حموم خیلی شالاپ شولوپ کنم حالت تهوع می‌گیرم

!آه

ذاتاً بی‌سروصدا

مجبور نیستی اینجا باشی

و اینکه تو هیجی شیندو رو می‌کشی رو از دست بدم؟

اون نه

مرد سفیدی که ازش محافظت می‌کنه اون تو یه جزیره تو غربه

از طریق دریا می‌تونم قبل از غروب برسم اونجا و تا طلوع بکشمش

انتقام

بقیه کجان؟

سلام؟

مردم شهرت کجا رفتن؟

!آه

ما برای سرگرمی اینجا نیستیم ما یه قایق می‌خواییم

آره می‌تونم ببرمتون اونجا

ممنون - واو، واو، واو، واو -

الآن نه، فردا

خیلی زود هم نه

من الآن باید برم

حین هاداکا ماتسوری؟ خب، پس مجبوری شنا کنی

!همه امروز تعطیل کردن ما باید خودمون رو تصفیه کنیم

و کامی رو جشن بگیریم یا اینکه سال بدی خواهیم داشت

تو یه سال بد نمی‌خوای، مگه نه؟

باشه، فردا میریم

همینه، خوش بگذرون

منتظر شینگی بمون

فرو رفتن تو یخ می‌تونه روح رو پاک کنه نمی‌خوای اونو از دست بدی

و وقتی صدای طبل‌ها رو شنیدی، سریع بیا

صبح می‌بینیمت

!خیلی زود نه

ببخشید، بی‌سروصدا

زیاد این کارو می‌کنی

حتماً یه کاری هست بخوای تو این زمانی که منتظریم انجام بدی

قمار؟ می‌تونیم نودل بخوریم

شینگی! اون گفت نباید اونو از دست بدیم

پاهات

هیچوقت اونها رو در نمیاری

روزی که اونها رو در بیاری از وظایفت منفصل شدی

فهمیدی؟

از زمان برای تمرین استفاده می‌کنم

تو تمرین لازم داری؟ من جنگیدنت رو دیدم

درسته، هیچوقت نمی‌تونی زیاد تمرین کنی

خوبه که اصلاً خوش نگذروندیم خوشگذرونی برای سامورایی نیست، چیز بدیه

من تو صخره‌های شرقی کمپ برپا می‌کنم

رینگو، تو اینجا بمون و خوش بگذرون

تا هر زمان که می‌خوای، اصلاً تا ابد

اشکالی نداره که اینجا بمونی و زندگی کنی

آه-ها، یه شاگرد هیچوقت استادش رو ول نمی‌کنه

...فقط کمی خوش گذرونی، بعدش فردا

ووو-هووو

برش تو

تو یه رد برام جا گذاشتی

بزارید رد بشه بزارید رد بشه

!اسلحه بردارید! دروازه رو ببندید

قرار بود پیام‌آور وقتی سامورایی مرد آتشی روشن کنه

تو بابت کاری که نمی‌خوای بهش فکر کنی پول میدی

تا مجبور نباشی بهش فکر کنی

اصلاً پول برای همینه

نمیشه به همه اعتماد کرد

من با اون فرضیات آشنا هستم

هر سال، من خوشی فراتر از تصوری رو به تو وعده میدم

هر سال هم اونو برآورده می‌کنم

تصورات من گسترش پیدا کرده

سفر بهاری تنها زمانی در ساله که

من اجازه دارم این جزیرۀ لعنتی رو ترک کنم

من کل سال برنامه چیدم

که هر توقفگاه به سمت ادو تو رو سورپرایز کنم

و کی به ادو می‌رسیم؟

سورپرایزمون برای شوگان تقریباً آماده هست

بعد از اون، آزادی که هرجایی که می‌خوای بری

هر زمان که خواستی

هممم

تموم شد

هممم، بعد از این همه سال

تو نقاشی استاد شدی

من از نقاشی متنفرم

و تخته و سرامیک

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left