Οι πρώτες 200 γραμμές.
🔷 RezaAm 🔷
.هی.وقتشه
.سمیر، زود باش
.سلام، مامان
کِی میای خونه؟
.واسه دسر دارم لازاکیات درست میکنم
.نیازی نیست،مامان
.فقط بگو تا کی منتظرت بمونم
.دو ساعت،اگه خوش شانس باشم کمتر .باید یکیو به فرودگاه برسونم
هر وقت برسی یه شام خوب میخوری
.و شب خوب میخوابی .میدونم، مامان
.نیازی نیست که دوباره بگم فردا چقدر مهمه
.نه، نیازی نیست
.مسافرم اینجاست، باید برم
.باشه،باشه. زود بیا
.میدونی، ما قبلا حرفشو زدیم تری
.آره همونطور که اون بخواد پیش میره .آره، از لحاظ مالی مشکلی نداره
.اون آماده امضا کردنه، پس اگه قرار نیست انجام بشه،همین الان بگو
.ممنون
.آه نه، با راننده بودم
.آه، دارم میرم بوستون برای کنفرانس
.خب آره، نمیتونه صبر کنه
.پس تا دو ساعت دیگه بهم خبر بده،آره یا نه
،لحظه ای که سوار هواپیما بشم .فرصتت تموم شده
،آم، من باید به موقع به پروازم برسم
میشه راه بیوفتیم؟ .درسته
،ببخشید من تا حالا شما رو جایی رسوندم؟
ببخشید؟
.آشنا به نظر میاید
.اولین باره که از این شرکت استفاده میکنم(همین شرکت راننده گرفتن)
.میدونستم آشنا به نظر میاید
.میدونستم تشخصیتون دادم
.پرونده حل شد
.شما معروفید
.اگه با من باشم اینطور فکر نمیکنم
.چهرهتون همه جا هست
خب، معمولا با آدامس و اسپری پوشیده شده
.برای همین غافلگیر شدم که منو شناختی
.راستی،من سمیرم
.منم آلیسم .البته خودت از قبل میدونستی
.از آشنایی باهات خوشبختم،سمیر
.اوه،ببخشید
.سریع بود،تری باهم موافقیم یا نه؟
.خوشحالم بالاخره سر عقل اومدی
.اوه، ممنون که منو سریع رسوندی
.نیازی نیست
.خرید بلیط دوباره کلی برام دردسر میشد
.لطفا. خواهش میکنم
.سلام، آقای بی
هنوز فرودگاهی؟
.آره - خوبه، یه مسافر -
.برات هست، ترمینال سی .اطلاعات مسافر رو برات میفرستم
وقت کاریم تموم شده، یادته؟ .فردا آزمون ورودی پزشکی دارم
.چرا فکر کردی که به کتفمه
.لطفا، هفته پیش بهت گفتم - .ببین، تو همین الانشم اونجایی -
.ترمینال سی یا کلیدا رو تحویل میدی
.رایان - چیه؟ -
.صبر کن تا برسیم هتل
.ببخشید - !اوه! خدای من -
چه مرگته؟
.متاسفم .خیلی عذر میخوام
!خدای من - .بیاید،دستمال -
!نگاهت به جاده باشه
.مارک این تیسا فونتانداعه .کلا خراب شد
.هزینشو میگیریم
.باورم نمیشه
.درآوردمش
این لکه چیه؟
،اون قهوه نیست
.فقط آبه .پاکش کردم
.شست و شوی حرفه ای میخواد
واقعا؟
اینو هزینه خشک کنه مسافر
.از حقوقت کم میشه
.وانکر(یه فحش بریتانیاییه)
چیزی گفتی؟
من؟
.نه،نه. فقط یکم گرد و خاک رفت تو گلوم
.،هفته پیشم با من اینطوری کرد
.به خاطر زدن کراوات لیورپولیم جریمم کرد
.حداقل من یه کراوات میزنم
تو خودت نباش، رفیق. فردا واسه نیمه نهایی میای؟
.نمیتونم
.شاونا یه دختر عمو داره که تو شهره،خوشگله
.اونم میاد .فردا آزمون پزشکی دارم
دوباره؟ چندمین باره سومین بار؟
.چهارمین بار
.خب پس، موفق باشی
سلام؟
اوه، خدای من، سمیر؟ !سلام. پیداش کردی
.سلام
.منم آلیس بیلور
.دو ساعت پیش پیادم کردی
.میدونم
.اوه خدای من، داشتم دیوونه میشدم
فکر کردم جای دیگه گمش کردم
...و بعدش پروازم تاخیر داشت و بعد
،اوه خدا .حالا میتونم نفس راحت بکشم
.مشکلی نیست. میتونم برات پستش کنم
،اوه آه، نه، پنجشنبه برمیگردم .برای همین نمیشه
ممکنه نگهش داری؟
.میتونم یکیو از دفترم بفرستم که بیاد و ازت بگیرتش
یا من میتونم بیام فرودگاه دنبالت
.و بهت برگردونمش اوه. آه. مسافر نداری؟
کی برمیگردی؟
.آم... ۱۲:۱۵
خوبه. همون هواپیما؟
.آره
.ای وای، هواپیما داره میره .بالاخره
.آم، خیلی ممنون، سمیر
.نجاتم دادی .پنجشنبه میبینمت
.میبینمت !شارژشو پر نگه میدارم
.باشه.خداحافظ
میدونی، دکتر پریجانی امروز اصلا دفتر نیومد؟
.مجبورم کرد همه مریضاشو عقب بندازم
.و با این حال هنوز مثل گذشته پول در میاره
.چه خوب
.میدونم همیشه گفتیم که باید یه جراح بشی
دستات خیلی قشنگن
.ولی شاید بهتره متخصص پوست بودنو در نظر بگیری
،بیشتر بیمار ها کمتر از دو دقیقه طول میکشن
.و دیگه عذابی مثل بیمه نداره
.فکر میکردم میخوای جون آدمارو نجات بدم
ملانوما چی؟(سرطان پوست)
کتاب تست جدید گرفتی؟
.متهم، سمیر خلیل
،اون خودش رو یک جوون خوش رو
.و سخت کوش میدونه
،پناهنده ای از سوریه
.وقتی ۱۴ سال داشته مجبور به فرار از کشورش شده
وکیل اون به شما خواهد گفت آقای خلیل
.هیچ سابقه جنایی نداره .هیچ سابقه خشونت
چیزی که به شما نمیگه
.اینه که سمیر خلیل یک زندگی مخفی داشته
.زندگی مخفی ای که پر از خشم و وسواسه
،که از کل دنیا مخفی نگه داشته بوده
.تا وقتی که به چیز بدتری تبدیل شد
.آقای خلیل به شما خواهد گفت که این یک اتفاق بوده
.ولی حقایق خلاف این رو ثابت خواهد کرد
.اون خوب میدونه که این یه اتفاق نبود
کاری که اون کرد؟
.قتل بود
.به طور قطع
متهم
.پانزده دقیقه از این قسمت براتون باقیمونده
.آقا. آقا، باید خروجتون رو ثبت کنید
رفیق! وایسا ببینم، اینجا چیکار میکنی؟
.فکر کردم امتحان داری
.بیا تو، بیا تو، بیا تو
.آه، پیت و شاوانا رو که یادته
.سلام، مرد - .سلام، سمیر -
.این دختر عموی شاوناس، بکی
.سلام، بکی
.بذار یه آبجو برات بیارم
.بفرما .یه لیوان برات میارم
.وواه، وواه، وواه .آروم تر، رفیق
،هنوز یه نیمه مونده .حواست هست
چی شده؟
.تمومش نکردم
.نتونستم
،دو ساعت توی امتحان .بعدش پا شدم و رفتم
.آهان
.فکر میکردم ایندفعه آماده ام
،مثل اینه که مهم نیست چیکار میکنم ...یا چقدر سخت تلاش میکنم
تا حالا بهش فکر کردی که ممکنه براش ساخته نشده باشی؟
پس دیگه چی باشم؟ تا آخر عمرم یه راننده باشم؟
...شرمنده، نمیخواستم .نه، چیزی نیست، رفیق
.فقط دارم میگم کلی راه برای زندگی هست
.تو درک نمیکنی ...مادرم
.اون همه چیزشو فدا کرده
.این زندگی توعه رفیق، نه اون
.حالا، گوش کن، اگه قرار نیست انجامش بدی باهاش حرف بزن
.فقط حقیقتو بهش بگو
،و برای الان
.بیا سعی کنیم امشب و تنها نخوابی
!همم؟ هی
.زود باش، بکی این هفته رو اینجاست
.تازه جدا شده .بهتر از این نمیشه
.حالت خوب میشه، اسکل خان
.زودباش. بیا بازیو نگاه کنیم
.خودشه، رفیق !خودشه، رفیق
.زود باش .خودشه. زودباش
.آره آره !زود باش. زود باش
!چه مرگته لعنتی؟
چرا اینطوری کردی؟ !دو قدم فاصله داشتی
.فقط دو قدم !اوه خدا
.بهت گفته بودم
آره، هشت ماه
.و تمام این مدت داشت بهم خیانت میکرد
.و با منم حال میکرد
،هر بار که حس میکردم اون .میدونی، عجله داشت
خیلی سخته، نه؟
،خوبه که درگیرش نیستید .واقعا میگم
...خیلی مزخرفه
واقعا گولم زده بود، میدونی؟
،مثلا پروفایل تیندرش(برنامه چت) ،حتی قبل اینکه آشنا بشیم
.سلیقه یکسان تو همه چی داشتیم
.هر دومون عاشق یه چیز بودیم
.میفهمی، تقصیر این برنامه هاست
.کلی گزینه داره. همه فکر میکنن بهترن
No comments yet. Be the first to leave one.