Οι πρώτες 200 γραμμές.
🔷 RezaAm 🔷
.برخیزید
جلسه دادگاه آغاز میشود .قاضی وگل ریاست جلسه را به عهده دارد
.وکلا لطفا
.ارین بیسیل از طرف مردم
.باشه،وایسا
خانم لو؟
عالی جناب .من داشتم خودم رو معرفی میکردم
،در این دادگاه .شما باید انگلیسی صحبت کنید
سلام به خانواده و مردمم
.من دزبا لو هستم
من از قبیله مادریام "بیگ واتر" هستم
.و قبیله پدری ام "تاورینگ هورس"
و در این راه .من یک زن ناواخویی هستم
.من از جانب این متهمان حاضر شدم
چیس استی
شاندین دزموند و ناتانی دزموند
داستان ناتانی
!ببندش !ببندش
!ببندش !ببندش
!ببندش
!ببندش !ببندش
!ببندش! ببندش
!ببندش !ببندش
!ببندش
!ببندش
!پلیسا،برید خونه
.ناتانی .از این طرف
.از اون طرف
!برو عقب - !مگه دارم بهت دست میزنم؟ -
!گفتم برو عقب
!گفتم بهت دست نمیزنم؟
!چیس
.شاندین
!شاندین
...شاندین .هی
.چیزی نیست .چیزی نیست
.بذار نگات کنم حالت خوبه؟
آره،آره،تو چی؟ - .من خوبم -
!چیس - .نه،نه،نه -
.چیس
پاشو.حالت خوبه؟
فقط همینو بلدی،هاع؟
.هی،هی،وایسا
.داری خونریزی میکنی
.آره،منو نصف آدمایی که اینجان
.دستتو بکش داداش
.اینا اونایین که به ما حمله کردن
.شاید اگه اونطور که گفتن عقب وایمیستادی اتفاقی نمیافتاد
.ما داریم جلوی یه معدن اورانیوم رو میگیریم تا مردممون رو مسموم نکنه
.در افتادن با پلیسا کمکی نمیکنه
دریک و اون بیرون دیدی؟
.نه،گمش کردم
دریک؟
حالت خوبه؟
.آره،خوبم
.وقتی دیدم اینجا نیستی امیدوار بودم فرار کرده باشی
.خب فرار کردن وقتی دارن خفت میکنن واقعا سخته
.یه هفته اس که برگشتی اونم دوباره دستگیر شدی
.هی
.خیلی آروم اعتراض میکردی
!سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید !سرزمین مارو ول کنید
!سرزمین مارو ول کنید
.تجاوز به زمین
.رفتار نامنظم
.خداروشکر فقط تخطی از قانون شد خداروشکر؟
اونا گاز اشک آور زدن،کتکمون زدن و بعدش بمدت ۱۲ ساعت توی سگ دونی زندانیمون کردن
.به خاطر هیچی .به خاطر نوره
زود گرفتن و ولمون کردن.زودباشین یه ماشین بگیریم و برگردیم معدن
.آروم باش،چیس .همین الان از زندان در اومدی
خب ؟
.خب،اینکه چون تو اینجوری انجامش دادی دستگیر شدیم
اوه چجوری؟ چی؟
فکر کردی نیاکانمون پلاکارد دستشون گرفتن و اعتراض کردن؟
.نه اونا مبارز بودن میفهمی؟
.اونا جنگیدن تا از مردممون محافظت کنن
پس میخوای مبارزه کنی؟
و دقیقا چطور میخوای اینکارو انجام بدی؟
هر کاری لازم باشه انجام میدم
تا هیچکس شاهد مریض شدن خواهر کوچیکش .مثل من نباشه
پدرم هنوز باور نمیکنه که به خاطر .اورانیوم مریض شده
.خیلی خب.اورانیوم بیست ساله که داره از زمین بیرون میزنه
.اون هنوز دروغای دولت رو باور میکنه،مرد
.ما قراره اون دروغ هارو برملا کنیم
.آره،ما اون دروغ هارو برملا میکنیم - ...تو -
.چیس،فقط باید صبور باشی
.صبور بودن و امتحان کردم
،وقتی شما دارید تیشرت درست میکنید و توی فیسبوک پیام میذارید
،و شغل دوم برای انجمن قبیله ای
.من میرم تو دل خطر
.صبر کن
.یه راه دیگهام هست
اگه دولت کار درست رو انجام نده
.شاید راهی بلد باشم که بتونیم معدن و ببندیم
چطور؟
.نشونت میدم
.اینجا جاییه که فرآیند اورانیوم انجام میشه
اگه اینجارو از کار بندازیم .معدن هم باهاش بسته میشه
.بعد جنگ جهانی دوم ساختنش
همه سیستم های الکتریکی
کابل ها،کنترل ها .همشون آشغالن
،و همشون یکجا جمع شدن
.اون ساختمون اونجا
،اون اتاق
.پر از تکنولوژی های قدیمیه که دیگه حتی ساخته نمیشن
.اگه اونم از کار بندازیم .تموم کارخونه از کار میوفته
.میدونی،تموم اون تجهیزات قدیمی غیرقابل جایگزینی ان
و از کجا همه اینارو میدونی؟
آره،چند سال توی زندان و حالا یکدفعه نابغه شدی؟
.بابام و عموم اینجا کار میکردن
.ازش متنفر بودن
.میدونستن داره مردممون رو مسموم میکنه
وقتی بچه بودم و باهاشون پاسور بازی میکردم
همش درباره این حرف میزدن که
.از کار انداختنش چقدر راحته
اونا نقشه اش رو کشیدن با تمام جزئیات
.همش رو نوشتن
.فقط هیچوقت کاری نکردن
.با این وجود نگهبان دارن
.زیاد نیستن
.مخصوصا آخر هفته ها که کارخونه کار نمیکنه
.تنها چیزی که لازم داریم که کارت ورود یکی از نگهبان هاس
.میدونید،من تقریبا هر جمعه شب این نگهبانا رو توی بار میبینم
.من اونجا کار میکنم و اونا برای خوردن ودکا و ویسکی اونجا میان
.بیلیارد بازی میکنن .منظم
.میتونیم مثل شب مهمونی انجامش بدیم - شب مهمونی؟ -
آبجی کوچیکِ ات بهت نگفته؟
.چنتا کلید از چند نفر کش رفت
.مارو برد دور زدیم
شاندین،تو ماشین دزدیدی؟
.خب،قرض گرفتم
ولی این نگهبانای امنیتی مست،قمار بازی
.هدفای راحتین
،اگه میتونم یه ماشین رو بدزدم .پس یه نشان کاری نداره
.قرار نیست یه کارخونه شیمیایی رو از کار بندازیم
.بذارید اول با انجمن قبیله حرف بزنم
برای چی؟ - .شاید بتونن از طریق دادگاه کاری بکنن -
.بیست سال پیش از معدن شکایت کردن
.ثمری نداشت
.خب،شاید با این دستگیری ها ارزش یه امتحان دیگه رو داشته باشه
آره،خب ...وقتی تو مشغول این کاری
.ما به بار سر میزنیم - .من با اونام داداش -
.خانم لو،من درخواستتون برای تغییر محل دادرسی رو دریافت کردم
.من آماده ام تا دربارش حرف بزنیم
.نیازی نیست .ردش میکنم
.عالیجناب - .انقدر عالیجناب صداش نکن -
تمام کسایی که متهم شدن عضو قوم ناواخو هستند
.و جرایم ذکر شده داخل محله قوم خودشونه
.در ارتباط با محدوده قوم خانم لو
،علاوه بر این
جرایم بزرگ در زمین های قبلیه ای
.در دادگاه فدرال پیگیری میشوند .بله،متوجهم
.و من هنوز قتل رو جزو جرایم بزرگ در نظر میگیرم
.عالیجناب،ما قصد رفع اتهام از قتل رو داریم
.و این هم قطعا رد میشه
.خانم لو بله؟
.بنشینید
.اینا همش تقصیر منه
.اینو نگو
.واقعیته
.و شرمنده ام .باید به حرفت گوش میکردم
متهم
.ببخشید
.ببخشید،دیر کردم .همه چی اوکیه
آره،فقط دنبال فرصت بودم که .اوضاع رو بررسی کنم
از کسی خوشت اومده؟ - .آره -
شرک رو اونجا میبینی؟
نشان ورودش روی ژاکتشه
و ژاکتشم روی صندلی .پشت سرشه
...و اینکه تا حالا ۴ پیک جین و تونیکس زده
،و اینکه میخواد میز رو تو دست بگیره
.پس تمرکزش همه جاست
مثل همیشه؟ تو میری و من قاپشو میزنم؟
. مثل قدیما
.آره،مثل قدیما
مثل وقتی که رفتی کالج تا یه ستاره بسکتبال بشی
و تا ماه ها خبری نگرفتی؟
یا وقتایی که برای تعطیلات میومدی دهکده
و هیچ سری نمیزدی؟
اون دوست دختری که راجع بهش بهم دروغ گفتی چی؟
.باشه،فهمیدم،خیلی خب
.آم،خوشحال نیستی که برگشتم
.هنوز تصمیم نگرفتم
چرا برگشتی؟
.بهت گفتم
.آره،میدونم چی بهم گفتی
.درباره داداشم و معدن خوندی بعدش خواستی کمک کنی
.مردمم بهم نیاز داشتن
آره،واسه همین پریدی توی یه هواپیما
.و زندگی محشرت توی شهر رو ول کردی
.بعد از اینکه ۵ سال به ندرت با کسی حرف میزدی
و کی گفته محشر بود؟
! اوه آره
No comments yet. Be the first to leave one.