The Magicians

The Magicians

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

The Magicians US S01E04 INTERNAL 720p HDTV HEVCx265-RMTeam
The Magicians US S01E04 INTERNAL 720p HDTV x264-KILLERS
The Magicians US S01E04 INTERNAL HDTV XviD-FUM
The Magicians US S01E04 INTERNAL HDTV x264-FUM
The Magicians US S01E04 720p HDTV x264-FLEET
The Magicians US S01E04 HDTV x264-FLEET
Ένα Σχόλιο από zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.com

Ετικέτες

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
XviD
Δημοσιεύτηκε στις: 2016-02-10
Λήψεις: 63
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

...آنچه در "جادوگران" گذشت

.‏قبل از اومدن به اینجا، در بیمارستان بودم

‏کوئنتین، من جداً پیشنهاد میکنم .‏همچنان تحت درمان باشی

‏ببین، من هرگز تهدید نکردم که ،‏به خودم یا کسی دیگه صدمه میزنم

.‏پس نمی‌تونین من رو اینجا نگه دارین

بریک‌بیلز اولین جایی هستش ...که در اون حس خوبی پیدا کردم

.‏حس می‌کنم که اینا داستان پریان نیست

!‏کوئنتین

.‏من اشتباهاً تصور کردم که تو فقط روان‌کاو هستی

‏می‌دونی ذهنت رو چطور باید بسته نگه داری؟

.‏چون الان می‌خوام بهت نشون بدم

.‏تو یک "رهنورد" هستی

.‏تو در واقع می‌تونی بین دنیاها حرکت کنی

‏کجا داری میری دختر جون؟

.‏من دیگه اینجا کاری ندارم .‏این به نفع توئه

.‏باید خوشحال باشی که رقیب‌هات کمتر میشه

،‏هج‌ویچ‌ها : افراد مبتدی .‏افسرده و ناامید

.‏- این یعنی سطح 50 ...‏- پس تو

.‏برترین هرزه‌ی نیویورک واسه تازه‌کارها

‏تمام چیزهایی که در این لیست هست رو .‏این هفته برام جور کن

.‏نمی‌دونم اینجا چیکار می‌کنی، جولز

.‏خب جادو که همینطوری به من داده نشده

،‏جولز! افرادی که در بریک‌بیلز هستند .‏می‌تونن ذهن‌ها رو بخونن

.‏می‌تونن پرواز کنن .‏تو فقط حقه‌های معمولی رو بلدی

.‏تو بهترین دوستم بودی

...‏اینکه اینجا موندگار شدم شگفت‌انگیز بود، با اینکه

.‏نمی‌دونستم یه جادوگر بودم

.‏نمی‌تونم برگردم

...‏لعنتی

...‏رفیق، تو یه جای اشتباه

...‏یا من جای اشتباهی هستم

.هی! جنس عالی می‌خوام

.‏- سلام .‏- آوردی؟ دارم می‌میرم

‏کجا هستن؟ ‏کجا هستن؟

.‏وای خدای

‏- کجا هستن؟ .‏- تمومش کن

،‏تو قرص‌های شادی‌آور رو بده .‏بعدش من واسه همیشه دوسِت دارم

‏الیوت، اونا در بخش .‏هنرها و پیشه‌ها منتظرت هستن

.‏آبرنگ‌ها

...‏بدونِ من، اونا فقط

‏کوئنتین، می‌تونم باهات صحبت کنم؟

‏کوئنتین؟

...‏این حتماً یه خوابه

.‏و من می‌فهمم که کِی دارم خواب می‌بینم

‏پس فکر می‌کنی زندگیت یه رویاست؟

،‏نه، زندگیم یه زندگی ـه

...‏ولی این مثل یک

.‏این یک اختلاطِ فکریِ ناجوره

،‏تو، بیمارستان، دفتر رئیس

...‏بریک‌بیلز .‏همه با هم قاطی شدن

‏پس قراره برگردیم به موضوع بریک‌بیلز؟

.‏امیدوارم به زودی برگردم

...‏تو فکر می‌کنی دانشجوی اونجا هستی

‏و دوره‌ی جادوگری رو می‌گذرونی؟

،‏خب، بهتره از این بحث بگذریم

‏جون تو حرفم رو باور نمی‌کنی، باشه؟

.‏اینجا یه خورده سرده

‏نظرت در مورد یه خورشید کوچک چیه؟

.‏خیلی عالی میشه

.‏من از این رویاها متنفرم

‏مثل این می‌مونه که انگار پاهات ...‏به زمین چسبیده

.‏و یا فلج شدی

.‏واستا، واستا، واستا، واستا، واستا

‏تو من رو ترخیص کردی، یادته؟ !‏توی اون بیمارستان واقعی

.‏یادمه چی گفتم ‏چی بود؟

.‏"نمی‌تونی من رو اینجا نگه داری

."‏من به خودم یا کسی دیگه صدمه نزدم

.‏می‌دونی که این درست نیست

،‏خب، هیچکدوم از اینا درست نیست

‏ولی من اون حرف رو قبل از اومدن به .‏بریک‌بیلز در زندگی واقعی بهت گفتم

.‏بفرستش داخل

...‏کوئنتین، یادته که چرا

‏دادگاه به تو دستور داده که اینجا باشی؟

...‏دادگاه؟ من نمی‌دونم

...‏اگه این رویای یک محاکمه است، من

.‏خدایا، این چیزها تمومی نداره

.‏بیا داخل، پنی

‏بهم نشون بده که توی آشغال‌های کوئنتین .‏چی پیدا کردی

.‏من نمی‌خوام واسه کسی دردسر درست کنم

.‏نه، چیزی نیست، پنی

.‏کسی به دردسر نیفتاده

.‏ممنونم پنی

.‏کوئنتین

.‏این زمانی رخ میده که طبق تجویزِ ما عمل نکنی

،‏دوباره دچار این توهم شدی که جادوگر هستی

.‏و اینکه قدرت‌هایی داری

...‏همه‌ش اینجاست

،‏افکار سست‌بنیاد، آلیس

.[‏الیوت، مارگو، بچه‌های بخش فیزیک، بَختک [بیست اسم اون موجود یعنی بیست رو بختک گذاشتم] .[چون با اومدنش همه موقتاً فلج میشن

،‏می‌دونم این چیزها برات خیلی واقعی به نظر میاد

.‏ولی اینطور نیست

.‏بریک‌بیلز یک توهم ـه

.‏این واقعیته

‏تو این رو می‌بینی، درسته؟

.‏تو خیلی خیلی بیماری

‏این رو نمی‌بینی؟

.‏اُه، خدایا

،‏من تو رو می‌بینم کوئنتین .‏و خیلی خیلی نگرانم

.‏اُه، باشه .‏اونا رفتن

...‏بیدها، اونا

.‏- رفتن .‏- هیچ بیدی اینجا نیست، کوئنتین

.‏هیچوقت نبوده

.‏نمی‌تونم نفس بکشم

!‏وضعیت قرمز! وضعیت قرمز .‏دفتر مرکزی

.‏نگذار اونا ببینن

.‏شنیدم دوز بالا بهت دادن

.‏من هنوز گیج هستم

.‏نه، نه، نه ‏فقط روی من تمرکز کن، باشه؟

.‏هیچکدوم از اینا واقعی نیست .‏فقط ما دو تا

.‏و این

‏کجا هستیم؟

‏چه اتفاقی افتاده؟

‏یادت نمیاد؟

،‏من در دانشکده بودم ...‏فکر کنم، و

،‏و بعد توی یک مهمونی خوابم برد

.‏و بعد دیدم که اینجا هستم

...‏یعنی ‏هیچکدوم از اونا اتفاق نیفتاده، و

.‏نه، نه، نه، نه، نه، نه

.‏- اُه، پسر .‏- نه

.‏تو واسه پیدا کردنِ من اومدی

‏من؟

.‏واسه نجات من

.‏ولی اول باید از این تخیل خارج بشیم

‏تخیل؟

‏سفینه‌ی ‏من 9.3 سال نوریِ پیش .‏‏روی این سیاره سقوط کرد

‏- آلیس؟ .‏- صبر کن

‏تو فرمانده‌ی یک سفینه‌ی فضایی هستی .‏و برای نجات من اومدی

.‏من...نه .‏صبر کن

.‏ولی هیچکدوم از اینا واقعی نیست ...‏این

،‏ما توی یک قفس گیر کردیم .مثل قفس حیوانات

‏آلیس؟

،‏و اونا این تخیلات رو در ما ایجاد کردن

.‏تا ما عاشق هم بشیم و کنار هم باشیم

.‏آلیس، کافیه

.‏اونا رو پس بده

‏- چی رو دکتر "فاگ"؟ .‏- همه‌شون رو، آلیس

.‏اونا رو برای "بریج" لازم داریم [‏[بریج: نوعی از ورق‌بازی ـه

...‏اونا ما رو از کهکشان‌های مختلف جمع کردن

.‏تا از احساساتِ ما تغذیه کنن

.‏نه، این درست نیست

.‏این یه قسمت از سریال "گمشده در فضا" هستش

"‏"سفر بین ستاره‌ای ‏Star Trek

‏چی؟

.‏اون یه قسمت از "سفر بین‌ستاره‌ای" ـه

.‏اون یه قسمت از "سفر بین‌ستاره‌ای" ـه

.‏اونا بالاخره نظرت رو جلب کردن

.‏حالا دیگه مالِ اونا هستی

.‏اشکالی نداره

.‏هنوز هم باهات دوست هستم

.‏بسیار خب، دیگه کافیه

.‏- من سه‌تا .‏- کافیه

.‏من سه تا

‏کوئنتین، حالت چطوره؟

‏حالت بهتر شده؟

.‏فکر کنم

.‏خوبه

‏واسه یه ملاقاتی، آمادگی داری؟

.‏سلام، کیو

...‏خب دانشگاه یِیل یه جورایی ناامیدکننده بود

.‏هنوز هم اوضاعت خیلی خوبه

...‏منظورم اینه که، تو

،‏خب، تو،...خودت بعداً به همین نتیجه می‌رسی

.‏یه روز می‌فهمی که تو همینی

‏کِی؟ ‏کِی میام بیرون؟

...‏خیلی آسونتر از چیزیه که من

.‏ما انتظار داشتیم

،‏پس این چند ماه رو در دانشگاه یِیل بودی

‏و من اینجا بودم؟

‏یادت نمیاد؟

.‏این رو؟ نه

.‏باشه

،‏جیمز عذرخواهی کرد که نتونست امشب بیاد

.‏ولی هفته‌ی بعد میاد

.‏می‌دونی باید از یک کلیسا وقت بگیریم

‏کلیسا؟

.‏واسه عروسی

‏شما نامزد کردین؟

.‏- چیزی نیست .‏- نه، اتفاقاً چیزی هست

.‏جدی میگم، اصلاً اهمیتی نداره

.‏مهم نیست

.‏- این یک طلسم ـه ‏- طلسم؟

‏همه توی اون گیر کردیم .‏و فقط من این موضوع رو می‌دونم

.‏خب، ببین ...‏می‌دونم که من

‏اون لحظه اینطور به نظر اومد که ...‏من از آلیس خوشم میاد، ولی من

.‏هی، قسم می‌خورم که من دیوونه نیستم

‏می‌خوام بفهمم، باشه؟

.‏- می‌خوام بهت کمک کنم .‏- نه

.‏- فقط بهم بگو .‏- نه. نه

.‏نه. باشه، می‌تونم این کار رو بکنم

.‏خدای من، ببین

.‏جولز

.‏جولز، ببین

.‏ببین ‏این رو می‌بینی؟

!‏ببین

...‏شماها ‏شما این رو نمی‌بینین؟

.‏باشه

...‏- نباید ‏- چی؟

.‏- اونجوری به من نگاه نکن .‏- کیو

.‏واسه من احساس تاسف نکن .‏نکن

،‏من خودم نیستم، و تو هم خودت نیستی .‏و این اتفاق واقعی نیست

More Farsi Persian subtitles for The Magicians

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left