Οι πρώτες 192 γραμμές.
آنچه گذشت
موفق باشی - تو هم همینطور -
باید منور رو شلیک کنیم - ... با این کار هیچ چیزی -
ببین، اون لعنتی رو به من میدی یا به زور ازت بگیرم؟
خدای من
داره برمیگرده
مجبوریم اون پسر رو ببریم - چی؟ چی گفتی؟ -
پسره. ما مجبوریم اونو ببریم
... هی هی چی
پدر
پدر کمک
والت - کمکم کن پدر -
... نه، نه، نه
صبر کن، این کارو نکن
لاک توی زمین یه دریچه پیدا کرده
تا سه ساعت دیگه آفتاب طلوع میکنه و همه به سمت اونجا میریم
همه ما امشب با هم میمونیم، فهمیدید؟ همه با هم
جان چیکار داری میکنی؟ - دارم میرم پیش دریچه -
چه بخوای چه نخوای لاک داره میره اونجا
دارم میرم پیش دریچه
یه دست صدا نداره، درسته؟ - درسته -
جان، فکر کنم یه چیزی این پایینه
پدر، خواهش میکنم، پدر
والت
اوه نه
والت، والت
والت - مایک -
ساویر
جین - مایکل -
مایکل - والت -
مایک
والت، والت
خودتو نگه دار مایک
طاقت بیار - والت -
مایک
مایک، مایک
کیت
مایک
والت کجاست؟ - نمیدونم -
اون کجاست؟ - نمیدونم -
پسرم کجاست؟
والت
پات چطور آسیب دید؟
با یه ماشین تصادف کردم
آره
اینا کاغذهاییه که همسر سابقت برات فرستاده
اون همسر سابق من نیست. اون فقط مادر والته
اون... سوزان با دوست پسرش در رم کار میکنه
اونا میخوان والت رو پیش خودشون نگه دارن
نگران نباش، گوشم با توئه، آقای دایلن
من داسون هستم
درسته. متاسفم. داسون
اسم دوست پسرش، برایان پورتره
آره. چطور مگه؟
ظاهرا سوزان از شما خواسته تا از حق خودتون بعنوان پدر والت
دست بکشید تا اقای پورتر بتونه سرپرستی اونو بعهده بگیره - سوزان میخواد پسرمو از خودم دور کنم؟
این تنها راهیه که اونا میتونن با سرپرستی بچه موافقت کنن
گوش کن، اگه این کاغذ رو امضا کنی
دیگه هیچ حقی نسبت به اون بچه نداری
و باید از حقوق پدرانه دست بکشی. همه حقوق
آیا میتونم کاری کنم که سوزان از این کار دست بکشه؟
خب، فکر کنم میتونیم یه پرونده ای درست کنیم
که اون نتونه از شهر خارج بشه، ولی - آره، خودشه، همینو میخوام -
خیلی خب
آقای داسون
حقیقت اینه که شما الان اومدید پیشم، داستانتون رو گفتید
و من بهترین نفری هستم که تونستید پیدا کنید
اگه بخواهیم شروع کنیم، هزینه میبره، پول زیادی لازمه
طبق ارزیابی خودم
بنابراین باید از شما بپرسم که
مطمئنی که میخوای این کارو انجام بدی؟
اونا نباید پسرم رو ازم بگیرن
والت
مایک تو باید انرژیت رو ذخیره کنی - اونا پسرم رو بردن -
آره، دیدم که توی قایق بردن معنیش اینه که صدای تو به اونا نمیرسه
تو از کجا میدونی؟ - من حس قوی ای دارم -
حتی اگه صداتو هم بشنوه کاری نمیتونی بکنی
اگه بتونه صدامو بشنوه، میدونه من زنده ام
و اینکه میام دنبالش و اونو برمیگردونم
در حال حاضر، ممکنه اون صدام رو بشنوه
میفهمی یا نه؟ - آره -
والت
کیت
کیت
جان؟ - آروم باش، آروم، آروم -
پشت سرت
خودتی؟
جین
فکر کنم باید انرژیمون رو ذخیره کنیم
آره، خب، جین هنوز توی آبه
بنابراین اگه از دید شما ایرادی نداره باید یه کمی فریاد بزنم
احساس گناه میکنی؟ - چی؟ -
تو باعث شدی تا اون منور رو شلیک کنم
... من باعث شدم
یعنی میگی تقصیر منه؟
اونا پسرم رو بردن
ما رو پیدا کردن و والت رو بردن برای اینکه تو باعث شدی تا منور رو شلیک کنم
حداقل اینه که والت الان توی قایقه و دورش یه پتو پیچیده
و مشغول نوشیدن یه لیوان شیرکاکائو هستش درحالی که ما اینجاییم - از قایقم پیاده شو -
چی؟ - از قایقم -
اون دیگه چی بود؟
من دیدم که اسلحه رو نشونه گرفتی
این اسلحه دیگه کار نمیکنه
کار میکنه - تو زیر آب رفتی -
تو از اسلحه چی میدونی؟ اون کار میکنه
اگه گلوله ها خشک باشن باروت خشکه و اگه باروت خشک باشه
اون دیگه چیه؟
یه کوسه است
اون فقط یه کوسه است
فقط یه کوسه؟ فکر میکنی با این حرفت حالم بهتر شد؟
فکر کنم بدونم چرا یه کوسه اطرافمون پرسه میزنه، به خاطر خون بدنته
اوه، پس خونریزیش رو متوقف میکنم
مثل اینکه فراموش کردی چه اتفاقی افتاد؟ اینکه چرا تیر خوردم؟
چی؟ - عوض تشکرته؟ -
اینجوری ازم تشکر میکنی؟
تشکر؟ برای چی؟ برای اینکه خواستی جونت رو نجات بدی؟
ازم میخوای از این قایق برم، باشه میرم
من سعی کردم اون بچه لعنتیت رو نجات بدم
میشه در مورد والت صحبت کنیم آقای داسون؟
بله، البته
آخرین باری که پسرت رو دیدی کی بود؟
حدود یکسال پیش - در حقیقت 14 ماهش بود -
این یه سواله، لیزی؟ - چرا آقای داسون؟ -
چرا اینقدر طولانی؟ - سوزان بخاطر کارش اونو به آمستردام برده بود -
مخالفتی باهاش نداشتی؟ - ببخشید؟ -
خب، از اونجا که سوزان الان در رم سکونت داره و شما حکم توقیفش رو گرفتید
به نظر میاد یه کمی ضد و نقیض باشه - نه -
نه، نه، نه، نه
اون بچه رو برد من نمیخواستم اونو ببره
تو گفتی کاری نمیتونم بکنم - و اقدامی هم نکردی، درسته؟ -
اون به سوال شما جواب نمیده - برای اینکه جوابی نداره -
اخیرا تصادف کردید؟
آره
شما چند تا جراحی داشتید، هفته ها در اتاق خصوصی بیمارستان بستری بودید
تا مداوا شدید
چه کسی هزینه بیمارستان رو پرداخت کرد؟ - من ازش درخواست پول نکردم -
میشه گفت آقای داسون، علم به این داشته که خانم اللوید صورتحسابش رو پرداخت کرده؟
سوزان بهشون بگو من ازت چیزی نخواستم
لطفا با موکل من مستقیما صحبت نکن
میدونی اولین کلماتی که والت گفت چی بود، آقای داسون؟
ببخشید، چی گفتید؟ - اولین کلمات والت -
میدونی اونا چی بود؟
... من
نه. من... من اونجا نبودم
میدونی غذای مورد علاقه اش چیه؟
میدونی؟ - نه -
لازم نیست جواب بدی
نه
برای کسی که میخواد حق پدرانه خودش رو به دست بیاره خیلی بده
به نظر میرسه شما زیاد فرزندتون رو نمیشناسید آقای داسون
من پدرشم
ببخشید، میشه یکم بلندتر بگید؟ برای ضبط کردن میخوام
من پدرشم
دیوونه شد؟ میخوای فشنگ رو با دستت در بیاری؟
نظر بهتری داری؟
پس برو به جهنم
هرگز نمیتونی خودت اینکارو بکنی
فکر کردم راهمون جدا شده - ما در یه مسیر داریم حرکت میکنیم -
هنوز داره حرف میزنه
یالا
باند پانسمان داری؟
تو، اونی؟ گفتم تو اونی؟
آره
آره خودم هستم
نمیتونم باور کنم بالاخره اومدی
خب، من اینجام
اون کیه؟
اون با منه
یه آدم برفی به یه آدم برفی دیگه چی میگه؟
نمیدونم در مورد چی حرف میزنی
چاقوت رو بنداز. تو اون نیستی
ما نیومدیم اینجا که بهت صدمه بزنیم - جدی؟ پس برای چی اومدید؟ -
هواپیمای ما سقوط کرد
چند وقته اینجایید؟ کی این اتفاق افتاد؟
چهل و چهار روز قبل
چهل و چهار روز؟
حرکت کنید
چند وقته اینجایی؟ - خفه شو -
ببندش
انجامش بده
صبر کن، صبر کن، داری اشتباه میکنی
چطور مگه برادر؟ - بستن من بی فایده است -
من خطرناک نیستم، ولی اون یه فراریه
پس تو چکاره ای برادر؟
من مدیر کل یه کارخانه مقواسازی هستم
جعبه می سازیم
خیلی خب آقای جعبه ساز، اونو ببند
فکرش رو هم نکن که بهم دست بزنی - هی -
دختر خوبی باش، فهمیدی؟
چه نقشه ای تو سرته؟ - نقشه ای که به نفع همه است -
بیارش اینجا
هی، جان
No comments yet. Be the first to leave one.