Οι πρώτες 200 γραμμές.
.حرومزاده
!اسلحه ات رو بنداز
...من حامله ام
.ما ميرسونيمتون به بيمارستان آقاي لاک؟
آقاي لاک؟
تو فهميدي اونا چي توي .زيردريايي قايم کرده بودن
.البته که فهميدم
.سلام هوگو - .ما ميخوايم باهات حرف بزنيم -
ما"؟"
.خيلي خب بچه ها
.بيايين بيرون
.سلام جک
.اميدوار بودم که بيايي
.فکر ميکنم بايد با هم يه مقدار حرف بزنيم
...هارلي
.اين ايده ي تو بود
تو مشکلي نداري من با اون تنهايي حرف بزنم؟
.نه، هيچ مشکلي ندارم رفيق
.خيلي خب، بيا حرف بزنيم
.خيلي شبيه اوني
اين آزارت ميده؟
نه، چيزي که آزارم ميده
.اينه که نميدونم تو چه کوفتي هستي - .البته که ميدوني -
چرا جان لاک؟
چونکه اون به اندازه ي کافي احمق بود که باور کنه
،براي يه دليلي به اين جزيره آورده شده
چونکه اينقدر اين باور رو دنبال کرد ،تا اين عقيده اونو به کشتن داد
و يه دليل ديگه هم اينکه اينقدر به اون لطف داشتي
که جنازه اش رو تو يه .تابوت چوبي برگردوندي اينجا
.وقبل از اينکه بتوني شبيهش بشي بايد ميمرد
.درسته
شبيه چه کساي ديگه اي شدي تا حالا؟
جک، واقعاً ميخواي چي ازم بپرسي؟
،روز سومي که اينجا بوديم ...من
...بابامو توي جنگل تعقيب کردم
.باباي...باباي مرده ام رو
اونم تو بودي؟
.آره، من بودم
چرا؟
.تو بايد آب پيدا ميکردي
،اين ممکنه باورش برات سخت باشه جک
ولي تنها چيزي که هميشه بهش علاقه داشتم .کمک کردن به تو بوده
کمک به من؟
که چيکار کنم؟
.که از اينجا بري
،ولي بخاطر اينکه جيکوب تو رو انتخاب کرده
حتي قبل از اينکه بياييد اينجا .جزيره شما رو اينجا گير انداخته بود
.ولي الان جيکوب مرده
.ديگه لازم نيست اينجا بمونيم
ميتونيم سوار يه هواپيما بشيم .و هروقت که دلمون خواست از اينجا بريم
و اگه بتونيم با اون هواپيما ،هرجايي که دلمون خواست پرواز کنيم
پس چرا هنوز اينجايي؟
.چونکه بايد هممون با هم سوار هواپيما بشيم
چيه؟
جان لاک تنها آدمي بين ما بود
.که تمام اين مدت به اين مکان اعتقاد داشت
اون هر کاري ميتونست انجام داد
.که نذاره ما از اينجا بريم
.جان لاک يه آدم معتقد نبود جک
.اون يه احمق بود
،نوار مغزي روي 130 .فشار خون داره پايين مياد
،آخرين اندازه گيري 62 روي 30 بوده
.احتمالاً در طول خونريزي داخلي بوده - هيچ نشونه اي از آسيب ديدگي عصبي نيست؟ -
.توي قسمت هاي پاييني بدنش نشونه اي بروز نميده
.اين بخاطر اينه که اون فلجه - اين مرد رو ميشناسين؟ -
آره. اون يه معلم جايگزين توي ...مدرسه ي منه. اسمش
.لاک. آقاي لاک .اسم کوچيکش رو نميدونم
.ولي اون از ويلچر استفاده ميکنه کجاست؟
،تيکه تيکه شد .احتمالاً همون زندگيش رو نجات داد
،من اون مردي که اين کار رو کرد رو ديدم .زد...زد بهش...و در رفت
.اون...اون نزديک مردسه ما بود - .وقتي رسيديم بيمارستان ميتونيد با پليس صحبت کنيد -
ببينم، شما کسي رو ميشناسين که بتونيم باهاش تماس بگيريم؟ - ...من نميدونم. همونطوري که گفتم کم ميشناختمش -
.هلن - چي گفتين؟ -
.هلن نوروود
.من...ميخواستم باهاش ازدواج کنم
...خب
هنوزم ميتونيد باهاش ازدواج کنيد
.چونکه حالتون خوب ميشه آقاي لاک
.جان
.اسمم جانه
،يه مرد تقريباً 40 ساله بد زخمي شده
.بايد سي.تي اسکن بشه - .يه زن هم اينجا بهش تير خورده -
.يه زخم روي دريچه وروديِ...بخش يک چهارم سمت راست - !بچه! بچه -
.بله آقا. ميفهمم .اون حامله ست
.ما خيلي خوب ازش مراقبت ميکنيم - !بچه -
.حدود 500 سي.سي ازش خون رفته، خونريزي خارجي داشته - !بچه -
.ما هر کاري بتونيم انجام ميديم
!نه...نه !نه...نه
سان چي شده؟ - !خودشه -
!خودشه !خودشه
چي شده؟
.ميتوني بيايي بيرون
داري ما رو تعقيب ميکني کلير؟
.آره
چرا؟
.چونکه اون برادرمه
بنظر ميرسه شما دو تا .خيلي حرفا با همديگه دارين
.تنهات ميذارم که اين کار رو بکني
...کلير، من ...من متأسفم کـ
بهت گفت؟
که هموني بوده که وانمود ميکرده باباي ماست؟
.آره
.آره، بهم گفت
ميدوني، ديگه خيلي داشتم نا اميد ميشدم
.که برگردي اينجا
...حالا که اينجايي
.خيلي...خيلي خوشحالم ميبينمت جک
.آره، منم از ديدنت خوشحالم
ميدوني، من...من زياد توي ،روابط خانوادگي نبودم
ولي...اين براي من خيلي مهمه .که داري با ما ميايي
راستش، من...من هنوز تصميم نگرفتم که .بخوام با شما بيام يا نه
.چرا، تصميمتو گرفتي
منظورت چيه؟
،همون لحظه اي که گذاشتي باهات حرف بزنه تصميمتو گرفتي
.درست مثل بقيه ي ماها
،بنابراين، آره
،چه دوست داشته باشي چه نداشته باشي
.الان با اوني
: قسمت سيزهم «آخرين اتحاد»
اون يه زيردريايي داره؟
.صدات رو بيار پايين، لعنتي
.آره .ويدمور يه زيردريايي داره
.ازش استفاده ميکنيم از اينجا بريم - به سان اين موضوع رو ميگيم؟ -
.کيت الان داره بهش ميگه
.فکر ميکردم قرار بود زياد شلوغ نشه
سعيد چي؟
.سعيد دعوت نشده .اون همين الانش هم رفته طرف تاريکي
آره، ولي هميشه ميتوني آدما رو از .طرف تاريکي برشون گردوني
..."منظورم به "آناکينه - آناکين ديگه کدوم خريه؟ -
.ببين، فقط دهنتو ميبندي .هيچي به هيچکس نميگي
.سلام
.سلام کلير
.سلام هارلي
.خيلي باحال شدي
خيلي خوبه که الان .همه برگشتن پيش همديگه
سيب ميخواي؟
هي، رفيق، من کسي .هستم که اونو آورده اينجا
ميشه يه دقيقه به ما وقت بدي؟
.کاترين آن آوستين
،تحت تعقيب بخاطر ايجاد آتش سوزي ،حمله به يه مأمور فدرال
.و قتل درجه اول
.بامزه ست .اينطوري که من ميبينم قيافه ات به قاتل ها نميخوره
.بخاطر اينه که من قاتل نيستم
مطمئناً ميتوني وقتي مأموراي فدرال اومدن .اينجا، اينو بهشون بگي
چيزي هست که لازم داشته باشي؟
منو يادت مياد؟ توي فرودگاه؟
.ما توي پرواز از سيدني با هم بوديم
.آره، يادمه
...خب، فکر نميکني اين عجيبه
،من و تو با هم تو يه پرواز بوده باشيم
يه ذره با همديگه توي آسانسور آشنا شديم؟
.و يهو يه هفته بعد...بوووم
،از بين اين همه ماشين تو لس آنجلس .زدي ماشين منو پوکوندي
.خيلي شبيه اينه که يکي ميخواد ما رو به هم برسونه
نکنه چشات منو گرفته؟
.امکان نداره عزيزم همچين اتفاقي بيفته
...من يه پليسم، تو يه قاتلي - .قبلاً هم بهت گفتم، من قاتل نيستم -
.آره، خب ولي من هنوز يه پليسم
خب پس چرا منو دستگير نکردي؟
.دستگيرت کردم
.نه، توي لس آنجلس رو ميگم، وقتي تو آسانسور بوديم
.ديدي من دستبند دستم بود
.من هيچ دستبندي نديدم
تنها چيزي که ديدم
يه خانم زيبا بود که .براي باز کردن در به کمک نياز داشت
ميدوني من چي فکر ميکنم؟
من فکر ميکنم تو گذاشتي من برم ،چونکه تو رفته بودي استراليا
و نميخواستي کسي بدونه .کهرفته بودي اونجا
وقتي مأموراي فدرال رسيدن اينجا اينم بايد بهشون بگم؟
.اوه، ازت خوشم مياد
.جيم. يه اتفاقي افتاده .زود باش بيا
.متأسفم
.وظيفه داره صدام ميزنه
.يه جنايت چندگانه رو تو يه رستوران داريم
قرباني ها يه آدم نصفه جون به اسم کيميه
.و سه نفر که از نوچه هاش هستن
،يه زن کره اي هم توي اونجا حضور داشته
،و دوست پسرش هم شاهد اين بوده .ولي انگليسي حرف نميزنه
مضنوني هم داريم؟
آره، دوربين مداربسته ي ورودي
.از کسي که اينو راه انداخته و در رفته فيلم گرفته
.خيلي خب .بگرد پيداش کن
.آدم بده ي ما اينه
.اون الان فرق کرده
.فکر کنم الان هممون فرق کرديم
خب، ببينم، لاک بهت چي گفت؟
،گفت که ميخواد از اينجا بره
.و ما بايد همه با هم بريم
و تو حرفش رو باور ميکني؟ - .هنوز نميدونم -
.دستا بالا
.همونجا وايسا
رئيستون کجاست؟
اون کيه؟
.به اون ميگن ويدمورِ شماره 2
چيکار ميتونم برات انجام بدم؟
،شما يه چيزي از ما دزديدين .و ما ميخوايم که برش گردونيد
.عذر ميخوام .نميدونم درباره چي داري حرف ميزني
.چيزي نيست
ميتوني موقيت منو پيدا کني؟ - .دريافت شد -
.نشونشون بده قدرت چه کاري رو داريم
No comments yet. Be the first to leave one.