Οι πρώτες 200 γραμμές.
« پايگاه مشترک اندروز، ايالت مريلند »
جنيفر، ايشون کري متيسون و پيتر کويين هستن
موقع حادثه، اونجا پيش سندي بودن
تسليت ميگم
اون بهم گفت اونجا جاش امنه
گفت نگران نباشم
چه وضعيت گندي
اونا سهتا بچه دارن
يکيشون هنوز دبستان ميره
بهشون گفته؟
لازم نبود بگه. توي يوتيوب ويديوهاي لگد خوردن تا حد مرگش هست
اگه کسي با من کاري نداره
ميخوام برم مشروب بخورم
باشه
برو بخواب
فردا صبح دوباره جلسه ميذاريم
توي دفتر من
اوضاعش روبراهه؟
بهش مهلت بده
درست وسط درگيري بود
جداً؟
تو هم بودي
فردا ساعت 9 صبح توي دفترم باش
کري؟
خيلي ديروقته
نميخواستم مزاحم کسي بشم
نميدونستم داري برميگردي
همش يهويي شد
ميتونم توي هتل بمونم
!هتل؟
چي داري ميگي؟
بيا، ميخواي بغلش کني؟
صداي گريهش رو شنيدم
گاهياوقات گريه ميکنه
همش کاملاً عاديه
واي خدا، خيلي مو درآورده
زودباش، بيا داخل
بفرما تو
تو برگشتي
داري استخر منو آلوده ميکني
استخر توئه؟
اوهوم
منو يادت نمياد، نه؟
چرا - نه، يادت نمياد -
من مدير ساختمون هستم، يادته؟
وقتي اجارهي شيش ماه رو پيشپيش دادي، همديگه رو ديديم
معمولاً بايد آدما رو واسه گرفتنِ اجارهي ماه قبلشون، دنبال کنم
اين بيرون نبايد بطري شيشهاي بياري
اگه بشکنه، بايد کل استخر رو خالي کني
...خدايا
تو خيلي مستي
دانشکده پزشکي اُمَيّه « اسلامآباد »
زندگي من که همينجوريشم بد بود تو زدي بدترش کردي
بايد به مردم نشون ميدادم که آمريکاييها چيکار کردن
CIA ولي من واسه مرگ رئيس پايگاه مقصر شناخته ميشم
من مقصر شورشها ميشم
نه، نميشي - چرا ميشم -
چون اون ويديوي من بود
و چهرهي من توش بود
مردم هم الان نگاهم ميکنن
هيشکي نگاهت نميکنه
اون يارو کيه؟
اون يه معلمـه
تو که نميدوني
چرا ميدونم. باهاش فيزيولوژي داشتم
تو هم همينطور
سلام
ديدي؟ در اماني
بايد آروم باشي
اين حرفو بهم نزن، باشه؟
تو نميدوني روش کار اين کشور چجوريه
هيشکي در امان نيست
!آيان
تو آيان ابراهيم هستي
...آيان، اونا قوموخويشِ تو بودن که
توي اون جشن عروسي که آمريکاييها بمباران کردن، کشته شدن
درسته؟
بله. بله
CIA الان هم رئيس پايگاه که دستور بمباران رو داد، مُرده
بنظرت اين عدالته؟
نيست؟
آيان، مردم ميخوان نظرت رو بدونن
آمريکاييها قاتل هستن، باشه؟
ولي بلايي که ما سر اون مرد آورديم چه فرقي با کار اونا ميکنه؟
ميگن اينکار باعث شد که حملات پهپادي متوقف بشه
اين چيز خوبي نيست؟
!خونوادهي من کشته شدن
!حالا لطفاً دست از سرم بردارين
!آيان
...ببين، ما لازم نيست که
...يعني تو نيازي نيست که
مياي بريم صبحونه بخوريم؟
آره
بيا - صبح بخير -
بگيرش - نه، نميتونم -
يعني چي نميتوني؟ بگيرش
نه جدي ميگم، نميتونم بايد برم
سرش رو بالا بگير
...کري، تو
آره، خوبه
فقط سرش رو بالا بگير
داريش؟
...خب
يعني ديگه برگشتي؟
فقط واسه چند روز
چند روز؟
اصلاً قرار نبود اينجا بيام
پس فراني چي ميشه؟
...من
فکر کنم ديگه سير شده
خودت ميدوني منظورم اين نبود
...نبايد از اين تعجب کني که
،بابا اونقدري که گفته بود بهم کمک نميکنه
خب پرستار بچه چطور؟
وقتايي که اينجاست خيلي خوبه
...ولي
واقعاً بايد باهم حرف بزنيم
ميدونم. ميدونم
ولي من همينالانشم ديرم شده
!صبح بخير - ...جدي ميگم -
خيلي حرفها بايد بزنيم
امشب؟
باشه. امشب
خيليخب
خداحافظ - خداحافظ -
!سلام
آمريکاييها قاتل هستن، باشه؟
ولي بلايي که ما سر اون مرد آورديم چه فرقي با کار اونا ميکنه؟
ميگن اينکار باعث شد که حملات پهپادي متوقف بشه
اين چيز خوبي نيست؟
شرمنده دير کردم
کويين حتي هنوز تو ساختمون نيست
چند ماه اونور آب بودين و جفتتون به زمان جهان سوم کار ميکنين
اينو ديدي؟ - نه -
پسري که فيلم عروسي رو گرفته بود
معلوم شده که خواهرزادهي حسام حقانيـه
کجا پيداش کردن؟
يه دانشکده پزشکي توي اسلامآباد
اونجا دانشجوئه
از اون جهادگرهاي تعصبي هم نيست
منطقيه. باورت ميشه؟
قربان، اين گندکاري توي اسلامآباد به همين راحتي از بين نميره
تنهايي فکر کردي؟
اونجا يه رئيس جديد ميخوايم
دوست دارم منو انتخاب کنين
واقعاً؟ - کابل مشکلي نداره -
معاونم ميتونه اون پايگاه رو اداره کنه
ولي يکي از افراد خودي توي اسلامآباد کشته شده
و من بايد بفهمم قضيه از چه قرار بوده
قضيه از اين قرار بوده که !تو يه عروسي کوفتي رو بمباران کردي
من تحت فشار هستم
متوجهي ديگه؟
وزارت خارجه هيچوقت از کاري که ما داريم توي مناطق مرزي ميکنيم، خوشش نميومد
دارن از اين قضيه استفاده ميکنن تا درِ ما رو تخته کنن
يه جلسهي دادرسي توي کميتهي اطلاعاتي سِنا در پيش داريم
ميخوام تو اينجا باشي ...و کميته رو متقاعد کني
که خواستهي وزارت خارجه براي آمريکا ضرر داره
و گندي به اين بزرگي ديگه هرگز اتفاق نميوفته
بنظرت ميتوني اينکارو بکني؟
حتماً - !خوبه -
بعدش چي؟
منظورت چيه؟
خب تا چه مدت اينجا هستم؟
!چه مدت؟ دائم
محض شفافسازي بگم که بايد جوابگو باشي
تو به اينجا احضار شدي
اينجوري به قضيه نگاه کن
ميتوني با بچهت وقت بگذروني
اسم اينا "ديپمز"ـه
يکي از گروههاي غذايي اصلي توي جايي که توش بزرگ شدم
و بهش اعتياد پيدا کردم
ميدونم شوکه شدي
زياد حرف نميزني، نه؟
ترجيح ميدم به حرف تو گوش بدم
آدم جذابي هستي
مطمئنم اولين نفري نيستم که اين حرفو ميزنه
...ديشب
...تو
آه و ناله ميکردي
...وسطِ کار که نه، ولي
بعدش موقع خواب
متأسفم
حالت خوبه؟
آره
واقعاً؟
...راستش
هفتهي سختي رو گذروندم
هفتهي خيلي سختي بوده
ميخواي دربارش بهم بگي؟
آره
ولي نميتونم
آره، هيکلش اندازهي نهنگه
خب اگه نظرت عوض شد متوجه ميشي که شنوندهي خيلي خوبي هستم
چيزي نميخواي؟
نه ممنون
واي خدا
چيزي خنده داره؟
نه، هيچي
نه، عيب نداره. من زبونِ کودنها رو بلدم. چيه؟
چيه، يهو لال شدين؟
No comments yet. Be the first to leave one.