Οι πρώτες 200 γραμμές.
- پیشتر در پروندههای وحشتناک سنریتسو کایکی -
این اثر مجموعهای از مصاحبهها و مطالعات پدیدههای اسرارآمیز و عجیب است.
بله؟
ببخشید که مزاحم شدم.
سلام.
چه مدت بود همدیگه رو ندیده بودیم.
چرا منو صدا زدی؟
چطوری؟
خب...
باشه...
جواب عجیبی دادی.
خب، ام...
تاشیرو، عوض کنیم.
دوربین رو بگیر.
آه، باشه.
برش دار.
امروز شما دو نفر رو صدا کردم...
به کارگردانی: کودو جین
چون دارم به از سرگیری کار فکر میکنم.
بازگشت مجموعه «پروندههای ترسناک و عجیب».
خب، تصمیم برای از سرگیری کمی سخته...
آخرین باری که مدیوم...
ماکابه شیوری به خاطر یه تصادف مُرد.
راستش دلم نمیخواست این مجموعه رو ادامه بدم، ولی
خودمو جمع و جور کردم و فیلم رو منتشر کردم.
پرونده ۴ رو دیدی؟
نه، ندیدم.
منم ندیدم.
ندیدی؟
آره.
من ندیدمش.
همینطور که فکر میکردم.
راستش... سیاستمدارها با دیدن این فیلم خیلی آشفته شدن.
نقدها رو خوندی؟
نخواستم اون اتفاقات رو به یاد بیارم، برای همین از هر اطلاعاتی پرهیز کردم.
تو اینترنت رو چک نکردم، هیچی.
راستش رو بخوای...
این فیلم به عنوان مدرک واقعی وجود دنیای دیگه فروخته میشه.
میخوام یه چیزی رو ببینی.
میخوای نشون بدم چطور زمان رو رد کردیم؟
نه، خیلی بعدتر.
چیزی که بعد از دیدن اون موجود شبیه هاناکو دست داد؟
نه.
بعدی. یادت میاد بعدش چی شد؟
ببینیم؟
ما وارد بدن اون موجود شبیه هاناکوی دستشویی شدیم.
و از گذشته به زمان حال برگشتیم. برگشتیم به دستشویی.
و وسطش چی؟
ها؟ منظورت چیه؟
یادت میاد قبل از اینکه بری دستشویی چی شد؟ و بعد از ورود به اون موجود.
بینش؟
آنجا، یادم رفت.
بعد از دیدن فیلم یادم اومد.
و یادت میاد. با دیدن این.
این چیه؟
ها؟ این اتفاقات چیه؟
- این اتفاقات بعد از ورودت به اون موجوده؟
فیلم جدا شده.
من هیچی یادم نمیاد...
عجیبه!
دقیقاً.
اینا اتفاقات گذشته با نانا و اری هستن.
نانا؟
این... دنیای دیگهست؟
نه. هنوز نه.
داره شروع میشه. داره میاد.
- چی شده؟ این اتفاقات چیه؟
یه موجودی هست شبیه هاناکو.
اون چیه...
یادت میندازه؟
آها، اینجایی.
یادم اومد! یادم اومد!
یادت اومد؟
آره.
این واسطه ما رو نجات میده.
تاشیرو، یادت اومد؟
من اونو درآوردم؟
اینجا من کودو رو نجات میدم.
اینجا برگشتیم.
یادته؟
آره.
من یادم اومد.
و منم یادم اومد.
ولی چرا من اون رو فراموش کردم؟
اما حالا کاملاً یادمه.
و حالا این اتفاقات رو واضح یادم هست.
فکر نمیکنی مثل یه خواب بود؟
مثل خواب، همون لحظه فراموشش کردیم.
خب... آره.
اما به محض اینکه اون وقایع رو به یاد بیاری، فوراً یادت میاد.
درسته.
اون موقع...
بله؟
ایچیکاوا، تو منو نجات دادی. ممنونم.
آه، قابلت رو نداشت.
اگه فرصتی شد جبران میکنم.
آره.
باشه، سه دلیل دارم که میخوام کار رو ادامه بدم.
باشه.
دلیل اول: دنیای دیگه.
میخوام در مورد دنیای دیگه بیشتر بدونم. برم عمیقتر تو اون دانش.
دلیل دوم: یه خوابی دیشب دیدم...
تو خواب، واسطه «ماکابه» گفت کاری که الان دارم میکنم، مستقیماً به مرگ پدر و مادرم ربط داره.
یه خواب بود دیگه...
خواب بود، ولی...
شبح؟
مـ... ما دیدیم...
- دیدیش؟ من دیدم.
- چی شد الان؟ ماکابه بود؟
آره، خودش بود.
چرا اینجا بود؟
منم نمیفهمم.
کار کودو به مرگ والدینش وصله...؟
و دلیل سوم... دلیل سوم اینه که...
هاناکوی دستشویی. پرونده شماره چهار.
فروش خوبی داشته.
زیاد کرایه میشه.
فروش هر بار بهتر و بهتر میشه.
ما اون موقع پول اجاره دفتر هم نداشتیم، ولی حالا پول بیشتر و بیشتر میآد.
آره. همینه.
میگی فروش بد نیست... ولی انگار هنوزم کافی نیست؟
آره، کمکم داره بهتر میشه.
پس افزایش حقوق چی شد؟
شماها به عنوان کارمند قدیمی، حق افزایش حقوق دارین.
تاشیرو اینو میدونه.
همین؟
منظورت چیه؟
خب، میدونی... تو مسابقات کلی پول از دست میدی، همیشه داری شرط میبندی. چرا قطعش نمیکنی؟
چی داری میگی؟ اصلاً ربطی به بحث نداره. چرا اینو میگی؟
خلاصه، از این به بعد بابت هر فیلم بهت جایزه میدن.
واقعاً؟
معلومه که واقعیت داره.
خب پس... ممنونم.
برش داریم؟
برش میداریم؟
خب...
میخوام حقیقت دنیای دیگه رو بدونم.
پس آره، فیلمبرداری کنیم.
باشه. برش داریم؟
اگه تو میپرسی، من موافقم.
- موافقی؟ آره.
پس زودتر شروع کنیم. یه ویدیوی جدید داریم و میخوام ببینیش.
- یه ویدیوی جدید داریم.
ویدیوهایی که میخوام بهتون نشون بدم، فیلمهای پشت صحنه فیلمبرداری فیلمه.
یه فیلم بلوغ کمهزینهست.
این صحنهای که برامون فرستادن، مطالب خیلی جالبی رو ثبت کرده.
این صحنهای از یه فیلم خاصه.
ویدیوی ارسالی.
بسیار خب، بزن بریم.
باشه، شروع کنیم.
بزنیم بریم.
بزنیم بریم. شروع کنیم.
- تصویری شبحوار شبیه صورت یک زن بیمار.
بعد، برای یک لحظه، یک جور تصویر دیده میشه.
این همون فضاییه که قبلاً بودیم؟
همونه.
شک و شبههای نیست.
چرا اینجا داره نشون داده میشه؟
حتماً یک ارتباطی وجود داره...
بله، ممکنه ارتباطی وجود داشته باشه...
- ما با کارگردان این فیلم صحبت کردیم.
در مورد تمام فیلمهای اینشکلی همینه.
- کارگردان فیلم اوئیوا هاروکی یامااوچیه.
وقتی قصد اقتباس از داستان اوئیوا رو داری، تمام عوامل باید مراسم پاکسازی رو بگذرونن.
- اوئیوا شخصیت داستان «کایدان یوتسویا» است.
اوئیوا موضوع اصلی فیلم ما نبود.
برای همین این بار تصمیم گرفتیم، «خب، باشه، مشکلی نیست.»
مراسم پاکسازی رو انجام ندادن.
علاوه بر این، جملاتی توی فیلم بود که اوئیوا رو مسخره میکرد.
- جملاتی که اوئیوا رو مسخره میکرد.
بعد از اون، اتفاقات ناخوشایند مختلفی شروع به رخ دادن کرد.
کایدان یوتسویا.
همه چیز با دختری به اسم اوئیوا شروع شد که توی توکیو، یوتسویا، کنار معبد خدای ایناری زندگی میکرد.
یک کتاب خاص الگوی داستان کایدان یوتسویا شد.
و نمایش کابوکی «کایدان یوتسویا توکایدو» اثر سورویی نانبوکو، که بر اساس اون بود، محبوبیت فوقالعادهای پیدا کرد.
میگن موقع ساختن فیلم یا نمایش درباره اوئیوا، باید مراسم پاکسازی انجام بدی، وگرنه اتفاقات بدی میافته.
- پروندههای ترسناک و عجیب به سمت وحشت! مقدمه فیلم: حقیقت نفرین اوئیوا
وقتی فیلم رو ساختید، چه اتفاقاتی میافتاد؟
خب... اتفاقات خیلی چیزای مختلفی میافتاد.
اول، یکی از افراد صحنه که در نماهای پایانی فیلمبرداری میشد
توسط پلیس برده شد.
دستگیر شد؟ منظورت اینه که بازداشت شد؟
بله، درسته.
به چه جرمی؟
اون توی اون سالها به صورت پارهوقت توی یدزاکای کار میکرد و میگن
حین کار، پول دزدیده.
پلیس با من تماس گرفت و گفت که مدرک برائتش خیلی ضعیفه.
نمیدونم واقعاً اون مرتکب جرم شده یا نه،
اما واقعاً روز بدی برای فیلمبرداری بود.
تمام روز از تیم فیلمبرداری ما بازجویی شد.
چندین بار.
من زیاد به پلیس اعتقادی نداشتم، فکر نمیکردم اون آدم اینشکلی باشه.
همچنین، بازیگر نقش اول تغییر رفتار شدیدی داشت.
و یک اتفاق دیگه هم افتاد...
ما بازیگری داشتیم که نقش اصلی رو بازی میکرد.
ما ارتباطمون باهاش کاملاً قطع شد.
اون توی اون قسمت بود؟
بله، بله، اون بود.
بازیگر اصلی دیگه جوابی نمیده
تا دقیقه آخر هم نتونستیم باهاش تماس بگیریم.
No comments yet. Be the first to leave one.