Πληροφορίες έκδοσης

Senritsu Kaiki File Kowasugi Preface True Story of the Ghost of
Ένα Σχόλιο από Don Milo

Ετικέτες

bluray
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-01
Λήψεις: 24
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‏‫- پیشتر در پرونده‌های وحشتناک سنریتسو کایکی -‬

‏‫این اثر مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها و مطالعات پدیده‌های اسرارآمیز و عجیب است.‬

‏‫بله؟‬

‏‫ببخشید که مزاحم شدم.‬

‏‫سلام.‬

‏‫چه مدت بود همدیگه رو ندیده بودیم.‬

‏‫چرا منو صدا زدی؟‬

‏‫چطوری؟‬

‏‫خب...‬

‏‫باشه...‬

‏‫جواب عجیبی دادی.‬

‏‫خب، ام...‬

‏‫تاشیرو، عوض کنیم.‬

‏‫دوربین رو بگیر.‬

‏‫آه، باشه.‬

‏‫برش دار.‬

‏‫امروز شما دو نفر رو صدا کردم...‬

به کارگردانی: کودو جین‬

‏‫چون دارم به از سرگیری کار فکر می‌کنم.‬

‏‫بازگشت مجموعه «پرونده‌های ترسناک و عجیب».‬

‏‫خب، تصمیم برای از سرگیری کمی سخته...‬

‏‫آخرین باری که مدیوم...‬

‏‫ماکابه شیوری به خاطر یه تصادف مُرد.‬

‏‫راستش دلم نمی‌خواست این مجموعه رو ادامه بدم، ولی‬

‏‫خودمو جمع و جور کردم و فیلم رو منتشر کردم.‬

‏‫پرونده ۴ رو دیدی؟‬

‏‫نه، ندیدم.‬

‏‫منم ندیدم.‬

‏‫ندیدی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫من ندیدمش.‬

‏‫همینطور که فکر می‌کردم.‬

‏‫راستش... سیاستمدارها با دیدن این فیلم خیلی آشفته شدن.‬

‏‫نقدها رو خوندی؟‬

‏‫نخواستم اون اتفاقات رو به یاد بیارم، برای همین از هر اطلاعاتی پرهیز کردم.‬

‏‫تو اینترنت رو چک نکردم، هیچی.‬

‏‫راستش رو بخوای...‬

‏‫این فیلم به عنوان مدرک واقعی وجود دنیای دیگه فروخته می‌شه.‬

‏‫می‌خوام یه چیزی رو ببینی.‬

‏‫می‌خوای نشون بدم چطور زمان رو رد کردیم؟‬

‏‫نه، خیلی بعدتر.‬

‏‫چیزی که بعد از دیدن اون موجود شبیه هاناکو دست داد؟‬

‏‫نه.‬

‏‫بعدی. یادت میاد بعدش چی شد؟‬

‏‫ببینیم؟‬

‏‫ما وارد بدن اون موجود شبیه هاناکوی دستشویی شدیم.‬

‏‫و از گذشته به زمان حال برگشتیم. برگشتیم به دستشویی.‬

‏‫و وسطش چی؟‬

‏‫ها؟ منظورت چیه؟‬

‏‫یادت میاد قبل از اینکه بری دستشویی چی شد؟ و بعد از ورود به اون موجود.‬

‏‫بینش؟‬

‏‫آنجا، یادم رفت.‬

‏‫بعد از دیدن فیلم یادم اومد.‬

‏‫و یادت میاد. با دیدن این.‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫ها؟ این اتفاقات چیه؟‬

‏‫- این اتفاقات بعد از ورودت به اون موجوده؟‬

‏‫فیلم جدا شده.‬

‏‫من هیچی یادم نمیاد...‬

‏‫عجیبه!‬

‏‫دقیقاً.‬

‏‫اینا اتفاقات گذشته با نانا و اری هستن.‬

‏‫نانا؟‬

‏‫این... دنیای دیگه‌ست؟‬

‏‫نه. هنوز نه.‬

‏‫داره شروع می‌شه. داره میاد.‬

‏‫- چی شده؟ این اتفاقات چیه؟‬

‏‫یه موجودی هست شبیه هاناکو.‬

‏‫اون چیه...‬

‏‫یادت میندازه؟‬

‏‫آها، اینجایی.‬

‏‫یادم اومد! یادم اومد!‬

‏‫یادت اومد؟‬

‏‫آره.‬

‏‫این واسطه ما رو نجات می‌ده.‬

‏‫تاشیرو، یادت اومد؟‬

‏‫من اونو درآوردم؟‬

‏‫اینجا من کودو رو نجات می‌دم.‬

‏‫اینجا برگشتیم.‬

‏‫یادته؟‬

‏‫آره.‬

‏‫من یادم اومد.‬

‏‫و منم یادم اومد.‬

‏‫ولی چرا من اون رو فراموش کردم؟‬

‏‫اما حالا کاملاً یادمه.‬

‏‫و حالا این اتفاقات رو واضح یادم هست.‬

‏‫فکر نمی‌کنی مثل یه خواب بود؟‬

‏‫مثل خواب، همون لحظه فراموشش کردیم.‬

‏‫خب... آره.‬

‏‫اما به محض اینکه اون وقایع رو به یاد بیاری، فوراً یادت میاد.‬

‏‫درسته.‬

‏‫اون موقع...‬

‏‫بله؟‬

‏‫ایچیکاوا، تو منو نجات دادی. ممنونم.‬

‏‫آه، قابلت رو نداشت.‬

‏‫اگه فرصتی شد جبران می‌کنم.‬

‏‫آره.‬

‏‫باشه، سه دلیل دارم که می‌خوام کار رو ادامه بدم.‬

‏‫باشه.‬

‏‫دلیل اول: دنیای دیگه.‬

‏‫می‌خوام در مورد دنیای دیگه بیشتر بدونم. برم عمیق‌تر تو اون دانش.‬

‏‫دلیل دوم: یه خوابی دیشب دیدم...‬

‏‫تو خواب، واسطه «ماکابه» گفت کاری که الان دارم می‌کنم، مستقیماً به مرگ پدر و مادرم ربط داره.‬

‏‫یه خواب بود دیگه...‬

‏‫خواب بود، ولی...‬

‏‫شبح؟‬

‏‫مـ... ما دیدیم...‬

‏‫- دیدیش؟ من دیدم.‬

‏‫- چی شد الان؟ ماکابه بود؟‬

‏‫آره، خودش بود.‬

‏‫چرا اینجا بود؟‬

‏‫منم نمی‌فهمم.‬

‏‫کار کودو به مرگ والدینش وصله...؟‬

‏‫و دلیل سوم... دلیل سوم اینه که...‬

‏‫هاناکوی دستشویی. پرونده شماره چهار.‬

‏‫فروش خوبی داشته.‬

‏‫زیاد کرایه می‌شه.‬

‏‫فروش هر بار بهتر و بهتر می‌شه.‬

‏‫ما اون موقع پول اجاره دفتر هم نداشتیم، ولی حالا پول بیشتر و بیشتر می‌آد.‬

‏‫آره. همینه.‬

‏‫می‌گی فروش بد نیست... ولی انگار هنوزم کافی نیست؟‬

‏‫آره، کم‌کم داره بهتر می‌شه.‬

‏‫پس افزایش حقوق چی شد؟‬

‏‫شماها به عنوان کارمند قدیمی، حق افزایش حقوق دارین.‬

‏‫تاشیرو اینو می‌دونه.‬

‏‫همین؟‬

‏‫منظورت چیه؟‬

‏‫خب، می‌دونی... تو مسابقات کلی پول از دست می‌دی، همیشه داری شرط می‌بندی. چرا قطعش نمی‌کنی؟‬

‏‫چی داری می‌گی؟ اصلاً ربطی به بحث نداره. چرا اینو میگی؟‬

‏‫خلاصه، از این به بعد بابت هر فیلم بهت جایزه می‌دن.‬

‏‫واقعاً؟‬

‏‫معلومه که واقعیت داره.‬

‏‫خب پس... ممنونم.‬

‏‫برش داریم؟‬

‏‫برش می‌داریم؟‬

‏‫خب...‬

‏‫می‌خوام حقیقت دنیای دیگه رو بدونم.‬

‏‫پس آره، فیلمبرداری کنیم.‬

‏‫باشه. برش داریم؟‬

‏‫اگه تو می‌پرسی، من موافقم.‬

‏‫- موافقی؟ آره.‬

‏‫پس زودتر شروع کنیم. یه ویدیوی جدید داریم و می‌خوام ببینیش.‬

‏‫- یه ویدیوی جدید داریم.‬

‏‫ویدیوهایی که می‌خوام بهتون نشون بدم، فیلم‌های پشت صحنه فیلم‌برداری فیلمه.‬

‏‫یه فیلم بلوغ کم‌هزینه‌ست.‬

‏‫این صحنه‌ای که برامون فرستادن، مطالب خیلی جالبی رو ثبت کرده.‬

‏‫این صحنه‌ای از یه فیلم خاصه.‬

‏‫ویدیوی ارسالی.‬

‏‫بسیار خب، بزن بریم.‬

‏‫باشه، شروع کنیم.‬

‏‫بزنیم بریم.‬

‏‫بزنیم بریم. شروع کنیم.‬

‏‫- تصویری شبح‌وار شبیه صورت یک زن بیمار.‬

‏‫بعد، برای یک لحظه، یک جور تصویر دیده می‌شه.‬

‏‫این همون فضاییه که قبلاً بودیم؟‬

‏‫همونه.‬

‏‫شک و شبهه‌ای نیست.‬

‏‫چرا اینجا داره نشون داده می‌شه؟‬

‏‫حتماً یک ارتباطی وجود داره...‬

‏‫بله، ممکنه ارتباطی وجود داشته باشه...‬

‏‫- ما با کارگردان این فیلم صحبت کردیم.‬

‏‫در مورد تمام فیلم‌های این‌شکلی همینه.‬

‏‫- کارگردان فیلم اوئیوا هاروکی یامااوچیه.‬

‏‫وقتی قصد اقتباس از داستان اوئیوا رو داری، تمام عوامل باید مراسم پاکسازی رو بگذرونن.‬

‏‫- اوئیوا شخصیت داستان «کایدان یوتسویا» است.‬

‏‫اوئیوا موضوع اصلی فیلم ما نبود.‬

‏‫برای همین این بار تصمیم گرفتیم، «خب، باشه، مشکلی نیست.»‬

‏‫مراسم پاکسازی رو انجام ندادن.‬

‏‫علاوه بر این، جملاتی توی فیلم بود که اوئیوا رو مسخره می‌کرد.‬

‏‫- جملاتی که اوئیوا رو مسخره می‌کرد.‬

‏‫بعد از اون، اتفاقات ناخوشایند مختلفی شروع به رخ دادن کرد.‬

‏‫کایدان یوتسویا.‬

‏‫همه چیز با دختری به اسم اوئیوا شروع شد که توی توکیو، یوتسویا، کنار معبد خدای ایناری زندگی می‌کرد.‬

‏‫یک کتاب خاص الگوی داستان کایدان یوتسویا شد.‬

‏‫و نمایش کابوکی «کایدان یوتسویا توکایدو» اثر سورویی نانبوکو، که بر اساس اون بود، محبوبیت فوق‌العاده‌ای پیدا کرد.‬

‏‫می‌گن موقع ساختن فیلم یا نمایش درباره اوئیوا، باید مراسم پاکسازی انجام بدی، وگرنه اتفاقات بدی می‌افته.‬

‏‫- پرونده‌های ترسناک و عجیب به سمت وحشت! مقدمه فیلم: حقیقت نفرین اوئیوا‬

‏‫وقتی فیلم رو ساختید، چه اتفاقاتی می‌افتاد؟‬

‏‫خب... اتفاقات خیلی چیزای مختلفی می‌افتاد.‬

‏‫اول، یکی از افراد صحنه که در نماهای پایانی فیلمبرداری می‌شد‬

‏‫توسط پلیس برده شد.‬

‏‫دستگیر شد؟ منظورت اینه که بازداشت شد؟‬

‏‫بله، درسته.‬

‏‫به چه جرمی؟‬

‏‫اون توی اون سال‌ها به صورت پاره‌وقت توی یدزاکای کار می‌کرد و می‌گن‬

‏‫حین کار، پول دزدیده.‬

‏‫پلیس با من تماس گرفت و گفت که مدرک برائتش خیلی ضعیفه.‬

‏‫نمی‌دونم واقعاً اون مرتکب جرم شده یا نه،‬

‏‫اما واقعاً روز بدی برای فیلمبرداری بود.‬

‏‫تمام روز از تیم فیلمبرداری ما بازجویی شد.‬

‏‫چندین بار.‬

‏‫من زیاد به پلیس اعتقادی نداشتم، فکر نمی‌کردم اون آدم این‌شکلی باشه.‬

‏‫همچنین، بازیگر نقش اول تغییر رفتار شدیدی داشت.‬

‏‫و یک اتفاق دیگه هم افتاد...‬

‏‫ما بازیگری داشتیم که نقش اصلی رو بازی می‌کرد.‬

‏‫ما ارتباطمون باهاش کاملاً قطع شد.‬

‏‫اون توی اون قسمت بود؟‬

‏‫بله، بله، اون بود.‬

‏‫بازیگر اصلی دیگه جوابی نمیده‬

‏‫تا دقیقه آخر هم نتونستیم باهاش تماس بگیریم.‬

Senritsu Kaiki File Kowasugi! Preface: True Story of the Ghost of Yotsua subtitles in other languages

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left