Οι πρώτες 200 γραμμές.
. اون فرانسوي ! فرانسويا دارن ميان
هيچوقت از شنيدن صداي يه فرانسوي . اينقدر خوشحال نشده بودم
کسي اينجا فرانسوي بلده ؟ - . اون مي دونه -
. من الان تنها هستم
. توي جزيره تنهام
. خواهش مي کنم ، يه کسي بياد
... بقيه ، ... اونا
. اونا مردن
. اون همه رو کشت
. اون همه اونا رو کشت
. من نمي تونم اينجا بمونم - . جايي نيست که بري -
يه نفر بايد تو ساحل راه بيفته . و يه نقشه از جزيره تهيه کنه
. و ببينه چه چيزاي ديگه اي اونجاست
. اميدوارم بازم همديگه رو ببينيم
چه اتفاقي داره مي افته ؟
. خودت مي دوني چه اتفاقي داره مي افته
... ولي من نمي فهمم . چرا
، اون مسئوليت بعهده تو بود . ولي تو اونو کنار گذاشتي ، کلير
. حالا همه بايد تاوانش رو بپردازن
. کلير ، همه چيز مرتبه
. هي ، هي ، تو خواب ديدي
تو داشتي تو خواب راه مي رفتي ، خيلي خب ؟
. باشه
کلير ، چه اتفاقي افتاد ؟
. بايد کابوس بدي ديده باشي
کي گفته اون يه کابوس بوده ؟
، من ميگم وقتي يه نفر مشتش رو اونقدر فشار ميده
که نوک ناخن هاش به اندازه يک چهارم اينچ ... توي کف دستش فرو مي ره
احتمالاً نمي تونه خواب ديده باشه . که سوار يه اسب کوچولوي ناز شده
تا حالا خوابگردي کرده بودي ؟ - . نه ، فکر نمي کنم -
چطوري بايد بفهمم ؟ - . ممکنه دوباره بياد سراغت -
، من يه دوست دختر داشتم . که مي گفت تو خواب حرف مي زنه
تو چي گفتي ؟ - . نمي دونم -
. هرچي که بود ، اون خوشش نمي اومد
دکترت توي سيدني چطور بود ؟
. خوب . اون خوب بود
با پروازت توي سه ماهه سوم بارداري مشکلي نداشت ؟
، آره ، يه هفته قبلش براي چکاپ رفته بودم . و اون گفت که مشکلي نداره
نتيجه سونوگرافي خوب بود ؟ - . آره . کاملاً سالم -
چه حالي داشتي ؟ - . خوب بود -
... پشتم بدجوري زخم شده ، ولي
. احتمالاً بخاطر خوابيدن روي زمينه ...
. اگر سريع از جام پاشم ، سرم گيج مي ره
. و مرتب بايد برم دستشويي
باندازه کافي غذا مي خوري ؟ - . گوشت گراز و موز -
توي هفته چندمي ؟
چه تاريخي فهميدي که حامله شدي ؟
رنگش صورتيه ؟ - . هنوز نمي دونم -
منظورم اينه که ، تو واقعاً روش ادرار کردي ؟
. يه لحظه صبر کن - . ممکنه اينکارو درست انجام نداده باشي -
. توماس ، من مي تونم روي يه نوار ادرار کنم - چه رنگيه ؟ -
چقدر گذشته ؟ - . شصت و شش ثانيه -
. اوه ، خداي من
. درسته ، دقيقاً دو تا خط اينجاست
دو تا خط صورتيه ؟ - . صورتي ؟ نه ، نه . شبيه قرمزه -
چي ؟
. اونا صورتي هستن
. اينجا دو تا خطه - .هر دو صورتي هستن -
. خيلي خب ، اولاً اين تست ها هميشه درست نيستن
! توماس
نه ، نه ، نه . عموي منو يادته ؟
ما فکر مي کرديم سرطان پروستات داره . يادت مي ياد ؟
. آره ، سرطان داشت . اون مرد - . خب ، ... آره -
. منظورم اينه که ، نه ، نه . انگار اشتباه بود
. اون يه تشخيص بد بود
ببين ، اين تست معنيش اين نيست . که تو حتماً حامله اي
! توماس - . ما بايد بريم يه تست ديگه بگيريم -
. من شش هفته عقب انداختم ، باشه ؟ شش هفته
. هيچوقت اينجوري نميشه . من حامله ام
. باشه ، باشه . همه اينا درست مي شه
. مي دونم . مي دونم
... کلير
. مي دوني ، اگه بخوايم مي تونيم درستش کنيم
! بس کن
. نه ، من شوخي نمي کنم - . مادرم منو از خونه بيرون مي کنه -
. اون قبلاً اينکارو کرده
آره ، ولي با چي ؟ با حقوق ساعتي 5 دلار توي يه ساندويچ فروشي ؟
تو تنها نيستي که کار مي کني ، مي دوني ؟
. منظورم اينه که نقاشي هاي منم هست
. اينا خوبه ولي ... اين چيزي نيست که ما مي خوايم
. ممکنه باشه
مي دوني ؟
... اينکار ممکنه مثل
... نمي دونم
. ممکنه بهترين کار ممکن باشه
تو واقعاً مي خواي امتحان کني ؟
. آره
. کلير ... من دوستت دارم
... خب ، اين يه اولين باره
. تو وسط روز آروم ايستادي و هيچکاري نمي کني
. تعجب آوره
. من دارم يه کاري ميکنم
آره ؟ اون چيه ؟
. دارم غرق مي شم
. آب برمي گرده و شنها رو با خودش مي بره و من غرق مي شم
. وقتي بچه بودم با مادرم اينکارو مي کردم
. آه ، يه طرح جديد
. تو مي خواي تو شنها غرق بشي و اينجوري از جزيره بري
. سعيد بايد افتخار کنه
. اون يه هفته اس که رفته
. يه چيزي به من مي گه که اون حالش خوبه
تو اينقدر دور از غار ، اينجا چکار مي کني ؟
. آب ميارم پائين
. و ماهي مي برم
. بچه کلير بزودي بدنيا مياد
، خاطرات عزيز
. هنوز توي اين جزيره لعنتي
. من امروز يه حشره قورت دادم
. کلير دوست داشتني
. بفرمائيد
اگه نتونيم چاي بخوريم ، چي مي تونه ما رو از اين سرزمين وحشي جدا کنه ؟
حالت بهتره ؟ - . اون فقط يه خواب بود -
. منم يه همچين خوابي ديدم
، داشتم يه اتوبوس رو مي روندم . و دندونام شروع کرد به افتادن
. مادرم عقب نشسته بود و بيسکوئيت مي خورد
. همه چيز بوي گوشت خوک مي داد
. عجيب و غريب بود
. البته ، من با جيغ و داد بيدار نشدم
. من حالم خوبه ، چارلي
. نه ، البته که حالت خوبه
... فقط
... وقتي به تو فکر مي کنم
. توي اين جزيره
، چقدر مي تونه برات سخت باشه
. بدون خانواده و دوستانت
. و فکر ميکنم ، ما مي تونيم دوست باشيم . من مي تونم دوستت باشم
. ما حتماً نبايد موهاي هم رو درست کنيم يا يه چيزي مثل اين
، مي دوني ، منظورم اينه که اگه به کسي احتياج داشتي ، که خواستي باهاش راجع به چيزي حرف بزني
. من اينجام
... چارلي
. باشه
... منظورم اين نيست که من - . کلير ، خوبه -
. خوبه
. توماس همه اون اتاق زير شيرواني رو تميز کرد
. من سه شنبه رسماً به اونجا مي رم
. اين عاليه - . مي دونم . اون ترسناکه -
. مي دوني ، شايد ما نبايد اينکارو مي کرديم - . نه ، تو حالا نبايد پشيمون بشي -
. به نظر احمقانه مياد - . اون دقيقاً يه روانيه ، کلير -
. فکر مي کنم قسمت تو اين بوده ، يعني طالعت اين بوده
. آره ، مي دونم
ولي من به کسي که بهم بگه چه اتفاقي . داره مي افته احتياجي ندارم
. و اينکه چطوري زندگي کنم
موضوع اين نيست که به چي احتياج داري . موضوع اينه که چي سرگرم کننده اس
... مگه اينکه بهونه ديگه اي داشته باشي
. دستاتو بده به من
خب ، کي اينو فهميدي ؟
چي رو ؟ - . بچه رو مي گم -
. دو روز پيش
. اون هنوز به مادرش نگفته
چيه ؟ نبايد به مادرم بگم ؟
چيه ؟ اين چيه ؟
... متأسفم
. نمي تونم . من نمي تونم
چي باعث شد که ، ... تو چي ديدي ؟
. من اين طالع رو نمي خونم
. نه ، شما داشتين چيزي مي گفتين
. تو بايد از اينجا بري ، همين الان
. متشکرم . خيلي ممنونم
. خيلي عجيبه
! کمکم کنيد
! يه نفر مي خواد منو اذيت کنه ! خواهش مي کنم کمکم کنيد
! يه نفر بهش حمله کرده - چي ؟ -
. اون داشت منو مي برد - از کدوم طرف رفت ؟ -
... نمي دونم . نتونستم چيزي
چند دقيقه پيش ؟ - چه اتفاقي افتاده ؟ -
! همين الان ! همين الان فرار کرد
. ما بايد همه جا رو بگرديم و اطراف غار رو بررسي کنيم
. صبر کنيد ، دست نگهداريد - ! هارلي ، زودباش . بزن بريم -
يالله ، زودباش . همينجا بشين ، باشه ؟
مي توني کمي آب براش بياري ؟ - . بله ، البته -
. کلير ، به من نگاه کن . همه چيز مرتبه . تو حالا در اماني
تونستي خوب ببينيش ؟ - . نه خيلي تاريک بود ، نتونستم چيزي ببينم -
کجا اين اتفاق افتاد ؟ - . اونجا بود -
يعني ، من خوابيده بودم . بعد بيدار شدم . و ديدم اون مي خواد به بچه ام آسيب برسونه
، آره ، اون يه چيزي شبيه سوزن داشت
. و با اون به من ضربه مي زد
. اون مي خواست بچه مو بکشه
. خيلي خب . تموم شد
. ما تمام اين اطراف رو گشتيم ، مرد
کسي چيزي نديده يا صدايي نشنيده ؟
. نه . همه خواب بودن
. خب . من يه عقيده اي دارم
من و اسکات و استيو اين اطراف دنبال يه آدم رواني مي گشتيم ، درسته ؟
و با خودم فکر کردم ، اسکات و استيو واقعاً کي هستن ؟
منظورتو نميگيرم
، ببين ، اگه من يه پليس بودم و به يه زن حمله مي شد بايد اطلاعات جمع مي کرديم ، درسته ؟
. همه درها رو مي زديم و شاهدا رو پيدا مي کرديم
. ولي ما اينجا حتي هيچ دري نداريم
... هارلي ، اين هيچ کمکي نمي کنه تا من بفهمم تو کجا
ما نمي دونيم چه کسايي اينجا زندگي مي کنن . و کيا هنوز توي ساحل هستن
. منظورم اينه که ما حتي همديگه رو نمي شناسيم
. اسم من هارلي نيست . هوگو ره يس هستش
هارلي اسم مستعار منه . درست ؟
. چرا ؟ من چيزي نمي گم
. نکته اينه که ، ما بايد همه رو بشناسيم
تو مي خواي آمارگيري کني ؟
، آره يه ثبت نام . مي دوني ، اسمها . قيافه ها و اينکه کي با کيه
. ما شروع مي کنيم به اجراي قانون . اونوقت شايد کسي به ديگري حمله نکنه
ممکنه روزاي ديگه هم کسي بخواد . به ديگران حمله کنه يا ضربه بزنه
. ما بايد بفهميم کي اينکارو با اون کرده
No comments yet. Be the first to leave one.