Οι πρώτες 198 γραμμές.
روزی روزگاری
هی! هی
مصر. سرزمین پر رمز و راز، با تاریخی پر دسیسه و غنی
امروز من، باستان شناس مشهور جهانی
ارباب سیلوستر کارنابی
بهتون تقدیم میکنم
صبر کن
مامان، من- سیلوستر-
نمیتونم حرف بزنم- کجا بودی؟-
هیچی ازت نشنیدم
گوش کن، الان نمیتونم حرف بزنم، با یکی قرار دارم
قرار؟ اوه خدای من
نه، یه قرار با تاریخ- بالاخره-
شرط میبندم خوشگله
اوه، صدات نمیرسه
چقدر آنتن بده
اون طرف این در
قبر شاهزاده نفره
نه، نمیتونه اینطور باشه
واو
واو؟
خالیه
مومیایی اینجا نیست
بذار ببینم- نه-
برگرد عقب- من بعدیم-
همیشه همینطوری- نه، تو-
تو و بازوهای چنگنده ت
این چیه؟ ببین- بس کن-
اینو ببین- ها- ها-
اوه، ارباب کارنابی
به نظر بحث
سلام؟- یه پل-
از دنیای زنده ها به برزخه
یه راه عبور به یه شهر
شهری که مومیایی ها زندگی پس از مرگ اونجا ساکنن
دنیای مومیایی ها زیر زمین
چی
شما دوتا. تجهیزاتو بیارین
اوه
یه چیزی گیر آوردم
ها؟
مومیایی
جلسه امضا
با عشق ارابه سوار تات
میشه؟
چرا رقابتو رها کردی؟ تو خیلی جوونی
اوه، میدونی، فقط میخواستم به بقیه فرصت برد بدم
چرا اون دختر خاصو پیدا نکردی
که باهاش مستقر شی؟ ها؟
خب، ازدواج تا ابده و مومیایی ها تا ابد زندگی میکنن
پس فکر کنم... من نمیتونم
تو میتونی- هو- هو-
هی، تات- دوستت داریم، تات-
چیکار میکنی، داداش کوچولو؟
برگشت سرافرازانه تات
تو تمام اون طرفدارایی که توی فروشگاه پاپیروس داشتی دیدی
نه! نمیتونم
آره، تو میتونی. تو قهرمانی
بودم. ولی دیگه نیستم
نمیتونم برگردم
فقط برو خونه، سخم میرم واسمون غذا بگیرم
اوه! ممنونم رفیق
هفته بعد میبینمت- باشه، هفته بعد میبینمت-
ها؟
وایسین خانوم- اوه-
اوه
اوه، تو خیلی مهربونی
سبدم
نگران نباش! دارمش
قبل از عبور از خیابون اول نگاه نمیندازی؟
مگه نمیبینی مردم دارن رد میشن؟
باید وایسی! اول من بودم
من اول داشتم میرفتم تو باید وایسی
دفعه بعد، اول نگاه کن
هی
مم؟
بفرما سبدتو یادت نره
اوه، خیلی ازت ممنونم
همیشه، همیشه همینه
اهم
اوه، امم من... یکم به هوای تازه احتیاج داشتم
اوه، رحم کنین
اوسی، این مکان هزاران ساله بی تغییر مونده
باید تغییرات ایجاد کنیم
پدرت ببینه آواز میخونی چی پیش خودش میگه؟
تو به زودی
جانشین رسمی فرعون میشی
خوانندگی برای هنرمنداس نه حاکمان دنیا
هیس! نباید بهش بگی- مم-
خیلی خب
اوه، ممنون، ممنون ممنون
به چی مشکوکی؟
پدر! از امم.. خب، ام
خواستگار جدیدش
خواستگار.. جدیدم؟
یادت رفته؟
امم
امروز، دخترم، ققنوس
با هدایت هاتور، الهه عشق
همسر آیندتو انتخاب میکنه
این توی جدول کاریم نبود جدولم کجاس، لطفا؟
پدر! ببخشید، ببخشید، منظورم فرعون بزرگه
من حداقل به صد سال دیگه احتیاج دارم
قبل اینکه نامزد بشم
اگه اگه ازش خوشم نیاد چی؟
اگه با هم نسازیم چی؟ اگه
میدونی چیه؟ اصلا نمیخوام ازدواج کنم
این هر پرنده ای نیست یه ققنوسه
از طرف خود الهه عشق فرستاده شده
پدر، بیخیال
دو هزارتا هزارتای جدیدن
پس، من هنوز خیلی جوونم
اولویتای دیگه توی زندگیم دارم
اولویت؟
شاهزاده بودن، این وظیفته
و این شامل ازدواج هم میشه
میدونم استرس داری ولی میبینی
الهه واست یکی خوش قیافه و جالب سراغ داره
الهه هاتور
باید ققنوس اعلی سرزمینمونو راهنمایی کنه
بیاین دروازه ستاره ای رو واسه ققنوس باز کنیم
اوه! امم
ببخشید. دستور العمل اشتباهی بود
حالا، ققنوس باشکوه
پرواز کنین
منتظر سرنوشتتون هستیم
مواظب باشین- هی-
سخم اعظم بزرگ شکست ناپذیر
اوه
بومرنگ، امم مرد بومرنگی
مم
ها؟
اوه، اخطار کاذب
اوه، نه
ققنوس انتخاب کرد- مطمئنی؟-
اون به سمت یه خونه رفت
او
ها
همم
ببخشید، امضا کردن از پنج تا هفت بود
تو... تو میدونی من کی هستم؟
سلام؟ سلام؟ با خودم دارم حرف میزنم؟
میتونی لطفا منو بذاری زمین؟
این چیه که
ولی کسی میتونی بهم بگه
بلند شو، مرد جوان
تو رو میشناسم
ارابه سوار سابق، اعلیحضرت
یه ارابه سوار سابق؟
باید با مردی ازدواج کنم که تنها استعدادش
سواری دور یه میدونه؟
تات جوان
ممنون. به سلامتی. ممنون
طی هفت روز، باید با شاهزاده نفر عروسی کنی
عروسی؟ صبر کن. منظورت ازدواجه؟
ما تا حالا همدیگه رو ندیدیم
راننده دیوونه
ببخشید. این دیوونگیه ازدواج با شاهزاده؟
این دیگه زیاده رویه
منظورم، خیلی چیزا باید در نظر گرفته بشه
مثلا با هم سازگاریم؟
و اینکه من به ازدواج حساسیت دارم
درواقع تایید شده
حق با اونه پدر، حق با اونه
ببخشید، منظورم، امم، فرعون اعظمه
اگه خلاف اهداف الهه پیش بری
زبونتو میبرن و چشاتو از کاسه درمیارن
هردو چشمو؟
اوه، کی از ازدواج خوشش نمیاد؟
نفر، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم
دوباره میگی کجا ماه عسلمونه؟
میتونی چشامو از کاسه دربیاری
که نتونم اینو ببینم؟
کافیه
الان وظیفه توئه از این حلقه
تا روز عروسی محافظت کنی هر اتفاقی واسش بیافته
مجازات چشم و زبون در پیشه
سرنوشت از قبل نوشته شده
بیاین عروس و دامادو تنها بذاریم
با همدیگه آشنا بشن
گفتی اسمت چی بود؟
اوه، تات ارابه سوار
حالا هرچی. بیا یه چیزو روشن کنیم، باشه؟
احساساتی نشو چون
هی، بس کن شاهزاده راستش تو تایپ مورد علاقه م نیستی
اوه، خیالم راحت شد
چون حتی اگه آخرین مومیایی روی زمین باشی
باهات بیرون نمیرم
بخاطر اینکه دردسرشو کم کردی ممنونم
خب، تو یه ابدیتو شبیه یه.. امم، یه ابدیت
چرا اصلا وقتمو با حرف زدن باهات تلف میکنم؟
زنی که به یه کبوتر دیوونه
برای پیدا کردن شوهر احتیاج داره
اوه، این یه کبوتر نیست
یه ققنوسه
از طرف خود الهه عشق فرستاده شده
اوه. تو... تو خندیدی
حتما اشتباهی شده
No comments yet. Be the first to leave one.