Lost

Lost

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 2

Πληροφορίες έκδοσης

Lost - S02 E22 - Three Minutes - BluRay 720p
Ένα Σχόλιο από H.Moosavi
SRT نسخه

Ετικέτες

BluRay
720p
720
Δημοσιεύτηκε στις: 2015-10-01
Λήψεις: 57
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

آنچه گذشت

مایکل

من اونا رو پیدا کردم. غریبه‌ها

یکی از اونا رو دیدم. تا کمپشون دنبالش کردم

اونا توی چادر زندگی میکنن چادرهایی از جنس کتان و مخروطی شکل

اونا ماهی خشک شده میخورن. زندگی اونا خیلی بدتر از ماست

اونا یه دریچه دارن که 24 ساعته ازش مراقبت می‌کنن

دو نگهبان و دو اسلحه کل اسلحه‌هایی که تونستم ببینم، همون دو تا بود

مایکل؟

برای همین برگشتم که به شما بگم

والت رو ندیدی؟ - نه -

ولی میدونم اونجاست

به محض اینکه حالم خوب بشه شما رو اونجا میبرم

و پسرم رو برمی‌گردونیم

هی جان. جان

امیدوار بودم بتونم یکی از این اسلحه‌ها رو قرض بگیرم

مگه قرار نیست این جریان مخفی بمونه؟ - جک خوابیده -

میخوای بری تمرین کنی؟

آره. میخوام نشونه گیریم بهتر بشه

مگه جایی قرار داری؟

نه. عادت کردم. متوجهی؟

آره - ممنونم مرد -

هی، میتونم چند تا از این فشنگها رو بردارم؟

... قول میدم که

لعنتی. متاسفم - نه چیزی نیست. من جمعش میکنم -

زود باش. کجایی؟

دارم میام، والت. دارم میام - لاک -

جان

همونجا بمون

مایکل، چیکار میکنی؟ - همونجا وایسا -

... هی، هر اتفاقی که افتاده - ببین، دارم دنبال پسرم میرم -

میخوام دنبال پسرم برم و هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیره، فهمیدی؟

این حق منه. این حق پدرانه منه

سلام

بیرون چیکار میکنی؟ - هیچی. اومدم یه کمی هوا بخورم -

زود باش بیا. باید با هم حرف بزنیم

چند تا داریم؟ - کل اسلحه‌ها؟ یازده تا -

همین؟ - همین -

اونا پنج تا اسلحه از ما گرفتن - تا کمپ اونا چقدر راهه؟ -

اگه همین الان، خیلی سریع حرکت کنیم نیمه شب فردا می‌رسیم

اونا نمیدونن که من جاشون رو بلدم اونا انتظار دیدن ما رو ندارن

پس اسلحه‌ها رو برمی‌داریم و میریم. فقط پنج نفر و همین الان

نه. پنج نفر کافی نیست

تو گفتی که اونا حداقل 20 نفرند که اسلحه‌های ما رو هم دارن

... ما مطمئن نیستیم، چیزی که تو دیدی - هی، من میدونم چی دیدم -

اگه نفرات زیادی با خودمون ببریم اونا میفهمن که داریم سراغشون میریم

من یه ارتش رو دنبال خودم راه نمیندازم

مطمئنی صلاحین اینوداری که برای ما تصمیم بگیری؟

تو بچه داری جک؟

اونا مردن

آنا لوسیا و لیبی مردن

منظورم اینه که هنوز دفنشون نکردیم

من و تو لیبی رو میبریم، باشه؟

ممکنه...؟ - بله. البته -

ساویر ممکنه...؟ - البته -

شما باید اینجا بمونید

ما اونا رو امشب دفن می‌کنیم

و بعدش تصمیم می‌گیریم که چیکار کنیم

هی

دستهات رو ببر بالا

ببر بالا. تکون نخور

آروم باش رفیق. من حرکت نمی‌کنم

چرا اون اسلحه رو کنار نمیذاری؟ - خفه شو -

تو پدر والت هستی، درسته؟ - چی؟ -

چیکار میکنی؟ بهش نیاز داریم

روی سرش کیشه بکشید. زود باشید دوستانش باید همین اطراف باشن

سلام

وقتی وارد شدی صدات رو نشنیدم مرد - کفشهام رو بیرون کندم -

اونا گلی بودن

هنری رو پیدا کردید؟ - نه -

شنیدم تو یه کشیشی

درسته

پس باید به جهنم اعتقاد داشته باشی

مدت کوتاهی در یکی از شهرهای کوچک انگلستان خدمت کردم

هر یکشنبه، بعد از مراسم

یه پسری رو در انتهای کلیسا در حالت انتظار می‌دیدم

یه روز، اون پسر اعتراف کرد

که یک سگ رو با بیل، تا سرحد مرگ زده

و گفت که اون سگ، گونه خواهر کوچکش رو گاز گرفته بود

و باید ازش محافظت می‌کرده

و خواست بدونه که با این کارش آیا به جهنم میره یا نه

بهش گفتم که خداوند تو رو درک می‌کنه

و همینقدر که از این کارش متاسفه مورد بخشش خداوند قرار گرفته

ولی اون پسر اهمیتی به حرفم نداد

از این می‌ترسید که اگر به جهنم بره

اون سگ در اونجا منتظرشه

هی

تو حالت خوبه؟ - آره -

داشتم برمی‌گشتم که معاینه‌ات کنم

درسته، ولی باید برم

من باید پسرم رو برگردونم

ما می‌خواهیم بهت کمک کنیم مایکل

باید به همون روشی که من گفتم باشه. فقط پنج نفر

در غیر اینصورت موفق نمیشیم

بهت قول میدم در موردش یه فکری بکنیم - من فکرش رو کردم -

افرادی که از این موضوع خبر دارن با من میان

تو، من، کیت، ساویر، هارلی. فقط همین

اگر کسی دیگه بخواد بیاد، توی خطر میفته

تو نباید در این مورد تصمیم بگیری

اون پسر منه. خودم تصمیم می‌گیرم

این بهترین راهه

پس همین کارو می‌کنیم

سلام

سلام آرون. سلام کوچولو

سلام

اکو رو ندیدی؟ - نه -

راستش داریم یه کلیسا می‌سازیم

چیزی میخوای، چارلی؟

آره

یه چیزی از بین اون موادغذایی پیدا کردم گفتم شاید به درد بخوره

واکسن؟

نمیدونم واکسن به چه دردمون میخوره ولی اگه کسی بهش نیاز داشته باشه

اون شخص، تو و بچه‌ات هستید

خیلی خب. این یه سرنگ بادیه

اینو میذاری روی پات و

و تزریق صورت می‌گیره

کاملا بدون درده - ظاهرا در موردش اطلاعات زیادی داری -

باهاش کار کردم

میخواستم قبل از تزریق به بچه مطمئن بشم که خطری نداشته باشه

الان احساساست چطوره؟

منظورم اینه که احساس خاصی نداری؟

نمیدونم. حالم خوبه

به هر حال، روش نوشته که هر 9 روز یکبار به خودتون تزریق کنید

باشه؟ تا یه مدتی برای تو و بچه‌ات کافیه

همین

خیلی خب، میذارمش اینجا - باشه -

ممنونم - قابلی نداره -

باید به بچه غذا بدم

باشه. هی کلیر، تو فکر میکنی من و تو بتونیم...؟

اوه، خدای من

مایکل برگشته

مایکل؟

ببین، اون مایکله

آره

خوبی؟ - آره، آره -

منم از دیدنت خوشحالم

تو حالت خوبه؟ - آره. خوبم -

اونا کی هستن؟

آنا لوسیا و لیبی

چه اتفاقی براشون افتاده؟

اونا کشته شدن

سلام، مایکل

این کارت رو ندیده می‌گیرم

حالا برابر شدیم. من پسرت رو گرفتم

ولی دیگه اینکارو نکن، باشه؟ - اون کجاست، حرومزاده؟ -

هی، ببینید چی پیدا کردم این دختره داشت دنبال دوستانش می‌رفت

اونا فاصله کمی با ما دارن

اگه کوچکترین صدایی بکنی

دیگه هرگز پسرت رو نمی‌بینی

دهنش رو ببندید. مشعلها رو آماده کنید

من میخوام با افرادش حرف بزنم

بهتره برگردیم - چی؟ -

رد رو پیدا کن - گمش کردیم -

تو رد رو گم نکردی. نمیخوای پیداش کنی

درسته. من توی جنگل، دنبال صدای تیر اومدم

برای اینکه مایکل برام اهمیتی نداره

میدونی اگه برگردیم چه اتفاقی میفته؟

دیگه هرگز مایکل رو نمی‌بینه

این فقط به من و تو بستگی داره

تو دقیقا درست میگی جک

تو کی هستی؟ - اون همون حرومزاده‌ایه -

که روی قایق، بهم شلیک کرد - چرا اسلحه‌ات رو پایین نمیاری؟ -

چیزی نیست. فقط داره باهاشون صحبت می‌کنه

داره دوستانت رو می‌ترسونه

من حرفت رو باور ندارم - چه حرفیم رو باور نداری؟ -

فکر کنم تعداد ما بیشتر از شما باشه

نظریه جالبیه

مشعلها رو روشن کنید

اسلحه‌هاتون رو به من بدید و به کمپتون برگردید

نه

امیدوار بودم کار به اینجا نکشه

بیارش اینجا الکس

زود باش - تو -

زود باش الکس - خواهش میکنم -

پاشو بریم

حال کلیر خوبه؟

بچه‌اش به دنیا اومد؟ سالمه؟

پسره یا دختر؟

همونطور که گفتم، حس کنجکاویه

کار من و تو تموم نشده

دوستانش دارن برمیگردن. دیوی ،اونا رو بردار

متاسفم

هی. هی

نظرت چیه دکتر؟

فکر کنم وقتی یه نفر بمیره نوشیدنی ایرلندی به درد میخوره

من ایرلندی نیستم - منم نیستم -

چه اتفاقی توی جنگل افتاد؟

همونطوری که گفت، کمپشون رو پیدا کرده بود

من در مورد مایک حرف نمیزنم

تو و کک مکی رو میگم

قبل از اینکه مایکل رو پیدا کنید. تمام شب رو پیشش بودی

ما توی تله افتادیم

منظورت چیه؟

منظورم اینه که توی یه تور افتاده بودیم

این روزها بازار تله داغه

درسته که هنری رفته؟

آره - کی رفته دنبالش؟ -

لاک و اکو دیشب رفتن - از اونوقت هنوز اونا رو ندیدیم -

اینا همون اسلحه‌هاست؟ میخواهید باهاشون چیکار کنید؟

تو چی فکر میکنی؟ وقتشه که این مسئله رو پایان بدیم

More Farsi Persian subtitles for Lost

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left