Die ersten 200 Zeilen.
...آنچه در دید نامرئی گذشت
نوروپاتی لبر غیرقابل پیشبینیه
تو همین الانم از نظر بالینی نابینایی
میدونم این سخته
حالت خوبه؟
مشاور غیرنظامی؟
...میخوام توی میدون بمونم
با استقلال کامل
ابزارهای من ؛ فناوری من
اسمش چشم های بالاست
دوربینت به یک راهنمایی متصل میشه که کمکت می کنه
چشم ها بالا ؛ سانی پاتل هستم چطور میتونم کمکت کنم؟
اینو میشنوی؟
....یه در قفل دار هست
...پنج سانتی متر بالاتر ؛ سمت چپ
تس داری خیلی تند میری یواشتر برو
من آگورافوبیا دارم
تنها راهی که میتونم خونه رو ترک کنم
با استفاده از چشم بالاست
مستقیم
....تو چیزی بیشتر از یه اپلیکیشن هستی
تو همکار منی
میدونم که داری جاسوسی منو می کنی
اون با یه اسم مستعار زندگی می کنه
اون مخفی شده
اون از من استفاده کرد
...فکر کنم گیر دادن
و فکر می کنم
کار یه نفوذیه الو؟
چرا اینجا هستی؟ چه اتفاقی داره میفته؟
نمیتونه صبر کنه
خیلی خطرناکه برای کی خطرناکه؟
میتونم بهت اعتماد کنم؟
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforpersian
آدرس جدید تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس @subforpersian
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforpersian
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
دارم می پذیرم
باشه
خیلی خب سانی منو از این کوفتی بهش بیرون
این ساحل خیلی خطرناک به نظر میاد
مواظب قدمات باش تس
اینا کفشای قشنگی هستند
جیک داره بهت کمک میکنه، سمت راست
احتمالا اونا رو نمیپوشیدی
اگه واقعا میتونستی اینجا رو ببینی اما آره
گوش کن بذار کمکت کنم
راهنمای من کفشها رو بیشتر از من دوست داره
پس اگه میخوای خشک بمونی
احتمالا باید از من پیروی کنی
...به بازمانده خوش اومدی
نسخه بدون عروسی و تشییع جنازه
باشه داری ژانرها رو با هم قاطی می کنی
اما این تساوی به طرزی نگران کننده درسته
آره خیلی خب بچه ها
صخرهها در سمت چپت حوضچه جزر و مد در سمت راستت
بدن مستقیم به جلو
لئو ؛ اینجا چی داریم؟
کافی نیست
جزر و مد داره زیاد میشه
پس ما اون خط ساحلی رو جستوجو کردیم
و تیم در راه برگشت به جنگله
و هیچ جاده دسترسی به این نقطه وجود نداره
پس احتمالا با قایق پیاده اش کردند ؛ درسته؟
قابل احتمالش بیشتره
میدونی اون کیه؟
خب نه کارت شناسایی هست نه گزارش مفقودی
هیچ سرنخی نیست
ساعت ۷:۳۰ امروز صبح باهاش تماس گرفتند
یک ماهیگیر تجاری چیزی رو در امواج دید
فقط عجیبه
که هیچکس عروس گمشدهاش رو خبر نکرد
شاید هنوز نمی دونند اون گم شده
سانی؟
رو به بالاست
کبودی اطراف گلو
زخم عمیقتری روی ساعد چپش هست
هیچ جراحت دیگه ای دیده نمیشه
لباسش از چند جا پاره شده
انگار خیسه
اون خیلی تنهاست
کاراگاهها
ما اینجا به چی نگاه می کنیم؟
خب، عروس ما حداقل 24 ساعته که تو آب غوطهوره
اون ساییدگی و کوفتگی داره
قسمت بازوها و پشتش
این یه تصادف قایق سواری نیست؟
منظورم اینه که ممکنه باشه
اما کبودی انگار احتمال خفگی هست
باید اونو به آزمایشگاهم ببرم
پس ما داریم به یه قتل احتمالی نگاه می کنیم؟
آره داره به این سمت میره
خالکوبی هست
چیزی هست که نشون بده از کجا اومده؟
نه
هیچی ؛ منظورم اینه که لباسش قدیمیه
حلقه نامزدی داره
اونا رو از نظر جواهرساز بررسی کن
سانی ؛ درباره دستاش بهم بگو
آره
ساده است ؛ اما به صورت کوتاه مانیکور شده
هرچند، تختهای زمخت داره
یه جورایی مثل مال تو
پس برای هرکی که این تیپ رو زده حتما عاشقش بوده
برای هر کسی که لباس پوشیده بود
این محتمل ترین مظنون ماست
...پس
فکر می کنی به آدم اشتباهی اعتماد کرده؟
مطمئن نیستم اما انتظار نداشت اینطوری تموم بشه
باشه منو در جریان بذار
جای هیچکس اینجا نیست
آره
اینجا چیکار میکنه؟
...خب اون رئیس منه ؛ پس
اون میتونه هرجا میخواد بره
ببین سانی ؛ تا وقتی این موضوع رو بفهمیم
ما فقط سرمون رو پایین میندازیم
و کارهامون رو انجام میدیم
فرض رو بر این میذاریم
که اونو با قایق پیاده کردند
منظورم اینه که ممکنه اونو از هر جایی آورده باشه درسته؟
...آره ؛ پس
چرا وزنش رو پایین نمیاری؟
چرا اونو اینجا رها کردند
جایی که همه بتونند اونو ببینند؟
نمیدونم
ما اینجا با درصدها بازی می کنیم
باشه باید اسکله ها رو بگردیم
....ما باید
یه قایق پیدا کنیم
آره
قایق پیدا کنیم؟
جز جزر و مد و موج چیزی نیست
اگه قایقی نبود چی؟
چرا من همیشه انتخاب اولت هستم؟
برای این نظریههای دور از دسترس و حدسهای عجیب و غریب؟
داری در مورد چی حرف میزنی؟
این پرونده ماست
ما با هم چیزی نداریم تس
باشه
ببخشید سانی موقع امتحانات نهایی مثل خرس میشم
باشه ببین
جیک و لئو فکر میکنند جسد به ساحل منتقل شده
با قایق
...میتونه درست باشه
اما فکر می کنم به اونجا کشیده شده باشه
و به عنوان یه مشاور مستقل
وظیفه من اینه که خارج از چارچوب فکر کنم
...خب من که پلیس نیستم
...و من دوست پسرت نیستم
پس چرا اینجام؟
چون تو باهوش ترین آدمی هستی که میشناسم
و واحد تفنگداران دریایی میخواد آروم ما رو هدایت کنه
چون اونا از اینکه ما پرونده رو گیر انداختیم عصبانی شدند
بیشتر اوقات اون میخواد حق با خودش باشه
وایسا ؛ میبینی میتونم باهاش ارتباط بگیرم
خیلی خب
دارم میکشم
جریانهای غالب منطقه
حالا، اشکالی نداره دلیلش رو بهم بگی؟
بدن خیلی بد خراشیده شده بود
این ماهی توسط یک ماهیگیر تجاری در نزدیکی کانال دیده شد
فکر کنم اون رفته اونجا
فکر کنم موج ها اونو به صخره ها کوبیدند
تا اینکه در خط جزر و مد قرار گرفت
باشه، پس ما جریانها رو تا یه جای ساحلی دنبال میکنیم
...جایی که جسد با آب برخورد کرد
در ۴۸ ساعت گذشته ۴۸ ساعت
...قوی ترین جریان آبی که اونو به خلیج تو ببره
درست همینجاست
ممنون، پروفسور
دو مایل بالادسته
نزدیک خلیج شیرها
ما دنبال راهی برای رسیدن به ساحل هستیم
باشه مواظب قدمات باش
ریشههای درخت سمت راستت هست
ما چند وقته که به این نتیجه رسیدیم؟
خب میدونستم که قراره خیلی دور از دسترس باشه
دو قدم ۴۵درجه به سمت چپ
...خیلی خب
اگه جیک درست بگه
و جسد به قایق منتقل شده باشه
پس اون میتونسته از هر جایی اومده باشه
خب، دارم اسکلهها رو زیر و رو میکنم و دنبال فیلمهای امنیتی میگردم
واقعا میتونه تا ابد طول بکشه
دوربین ها به سمت چپ میره؟
چیزی در ادامه مسیر می بینم
نامعلومه
برای یک مراسم کوچیک در فضای باز آماده شده
اما متروکه به نظر میاد
چند قدم برو جلو
این یه زیارتگاهه؟ یه صلیبه؟
اینجا میتونه محل برگزاری عروسی باشه
یه طاق سفید اونجا هست
هشت تا صندلی هست
گلهای پژمرده
و اونا چیه؟ روبانه؟
مثل ارواح کوچیک در شاخهها گیر افتادند
یه چیزی روی آلاچیق میبینم فقط برم بالا؟
No comments yet. Be the first to leave one.