Bosch: Legacy

Bosch: Legacy

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Bosch Legacy S02E06 Dos Matadores 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Ein Kommentar von iredprincess

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
480p
480
Veröffentlicht am: 2023-11-03
Downloads: 62
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫آنچه در باش: میراث گذشت...

‫خب کار فوریت چی بود؟

‫یه مشکلی پیش اومده.

‫مامور‌های فدرال پرونده‌ی ویک‌فیلد رو دست گرفتن.

‫- لعنتی. ‫- فایل‌های دیجیتالی، ایمیل‌ها و ‫فایل‌های ضبط شده هم اینجاست.

‫کپی نگرفتی؟

‫فقط همین نسخه‌ هست.

‫دارم روی گزارش تاثیرات جرم روی قربانـیم کار می‌کنم.

‫اصلاً چرا دارم چنین کاری می‌کنم؟

‫حتماً برات خوبه.

‫فقط می‌خوام یه شروع تازه داشته باشم.

‫جیمز آلن مُرده.

‫زیادی روی شاهدِ دیوید وقت گذاشتیم.

‫دی‌ان‌ای به کنار.

‫خب من نه مستم، ‫و نه بیناییـم مختل شده.

‫پس از دادن تست هشیاری ‫امتناع می‌کنید؟

‫کاملاً همینطوره.

‫لطفاً دست‌هاتون رو ‫بذارید پشت‌سرتون خانم.

‫ داریم روی قتل لکسی پارکس کار می‌کنیم.

‫معاون‌کلانتر هریک همکار مائـه.

‫متوجهم.

‫برای دست‌یابی به صحنه‌ی جرم خودتون ‫رو با عنوان غلط معرفی کردید.

‫نه. من می‌خواستم خونه رو ببینم. ‫برای فروش گذاشتنش.

‫دوباره از حد بگذرید و عواقبش گریبان‌گیر میشه.

‫اگه براتون مهمـه باید بگم موکل‌مون بی‌گناهـه.

‫که به این معنیـه که قاتل واقعی هنوز آزاده.

‫چی باعث شده فکر کنی که ساعت داشته؟

‫جعبه‌ی ساعت باکلاس.

‫سایه‌ی سوختگی روی مچ چپش.

‫حسابی شرلوک بازی درووردی.

‫خیلی خوب شده.

‫تا 24 ساعت آینده نه الکل بخورید، ‫نه بالم لب بزنید، نه کسی رو ببوسید، از نِی هم استفاده نکنید.

‫بدون شما چیکار می‌خواستم بکنم دکتر شوبرت؟

‫با یه دکتر دیگه تماس می‌گرفتید دیگه.

‫گفتی آخر هفته.

‫آره، نظرم عوض شد.

‫- کمه. ‫- چقدر کمه؟

‫نصفِ همین.

‫فردا دو تا مراجعۀ دیگه دارم.

‫خب بهتره وقت بیشتری بدی.

‫- چطور مگه؟ ‫- دیگه هر روز انقدر سود باید بدی.

‫وای بیخیال، بی‌انصاف نباشید.

‫اوه، انصاف؟

‫عجب حرفی.

‫حداقل تا آخرهفته بهم فرصت بدید.

‫تا پس‌فردا فرصت داری حرومی.

‫وقتت داره تموم می‌شه.

‫خدا لعنتت کنه.

‫بیا پیشـمون متیو.

‫بیا یه نوشیدنی مهمونت کنم.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫ «فصل دوم، قسمت ششم»

‫بهم گفتن دارن روی یه پروندۀ ‫ترورِ داخلی کار می‌کنن.

‫نمودار رو نشونـم دادن.

‫هول کرده بودم.

‫بهشون گفتم که هیچ چیزی نمی‌دونم.

‫یا نمی‌دونم منظورشـون چیه.

‫انتخاب بدی بود. ‫به مامورهای فدرال دروغ زدی؟

‫یا باید سکوت کنی یا وکیل بگیری. ‫هیچوقت نباید اعتراف کنی.

‫درسته، می‌دونم.

‫چرا بهم زنگ نزدی؟

‫ترسیده بودم. ‫گفتن که می‌دونن دارم دروغ می‌گم.

‫مدرک داشتن.

‫خب، بلوف زدن.

‫وحشت کرده بودم.

‫به محض اینکه داستانم رو عوض کردم، ‫مُچم رو گرفتن.

‫چی درمورد نمودار بهشـون گفتی؟

‫که نقشۀ کانتینر حمل و نقلـه.

‫پرسیدن از کجا گرفتیش؟

‫گفتم تو بهم دادیش.

‫ازم خواستن ‫درموردش تحقیق کنم.

‫خیلی شرمنده‌ام.

‫درمورد گوشیِ سایمون ویک‌فیلد ‫هم چیزی پرسیدن؟

‫گفتم من فکر کردم که اون ‫نمودار رو از توی گوشیِ ویک‌فیلد...

‫دانلود کردن، ‫ولی تاکید کردم که مطمئن نیستم.

‫و اینکه خبر ندارم الان ‫گوشیش کجاست.

‫که واقعاً هم همینطوره.

‫همش همین بود؟

‫گفتن دو راه بیشتر ندارم.

‫یا همکاری کنم ‫و یا که بخاطر دروغ گفتنم بیفتم زندون.

‫قاعدتاً زندون که نیفتادی.

‫اخراجـم؟

‫بهت خبر می‌دم.

‫ولی فعلاً ما رو در جریانِ ‫همۀ برو بیاهای

‫دوست‌های فدرالیت بذار.

‫هرکاری از دستم بربیاد، چشم.

‫خب حداقلش اینه که ‫دیگه بهم دروغ نگی.

‫بهش اعتماد داری؟

‫یه ذره هم نه.

‫چیه؟

‫دادستانی خواسته که ‫تو رو از روی پرونده بردارن.

‫بخاطر کاری که تو ‫خونۀ هریک کردی.

‫در هر صورت، فردا صبح ‫جلسۀ رسیدگی هست.

‫خبرش پخش شده.

‫کلی پیامک و نُه تام پیغام صوتی دارم.

‫- کنجکاو نشدی؟ ‫- می‌دونم چه خبره.

‫پلیس‌هان دیگه، پیام ‫گذاشتن گمشو برو بمیر و این مزخرفات.

‫یا هرکوفتِ این شکلیِ دیگه.

‫نوشیدنی «احیا»ـت چطوره؟

‫با گردۀ زنبور درست شده.

‫نوشیدنیِ «اژدهای تنها»ی تو چی؟

حس تنهایی که بهم القا نکرده.

‫چیز خاصی شده؟

‫واسه من خیلی مهم بوده.

‫درست مثل زندگیت.

‫اگه واقعاً دلت می‌خواد بدونی...

‫وای نه، نیازی نیست. ‫مجبور نیستی چیزی بگی.

‫پارسال با یکی به هم زده بودم...

‫و ظاهراً، این کارم زندگیش رو نابود کرد.

‫پس قصد کرده زندگیِ تو رو هم نابود کنه.

‫توی یه شرکتِ داروسازی کار می‌کنه.

‫و سوابق پزشکیِ خونواده‌ام رو هک کرده ‫و حالا تهدید می‌کنه که پخششون می‌کنه،

‫که این کارش واسه‌ـمون فاجعۀ مالی به حساب میاد.

‫تو چرا هکش نمی‌کنی؟

‫تو کارش حرفه‌ایـه.

‫تازه منم که واقعاً هکر نیستم، ‫فقط درموردشون می‌نویسم.

‫بیا اصلاً این حس و حالِ ‫خوبـمون رو خرابش نکنیم.

‫مشکل تو نیست. ‫بیا یه دور دیگه نوشیدنی بزنیم.

‫باشه.

‫خب نوشیدنی «سرخوشی» رو ‫که امتحان کرده بودیم.

‫«تقویتی»ـش رو انتخاب کنیم؟

‫بیا عجله نکنیم.

‫باشه. یه دور دیگه ‫اژدهای تنها بزنیم؟

‫نظرت راجع‌به ‫نوشیدنیِ «بی‌خبر» چیه؟

‫همم، به نظر جالب میاد.

‫چی بیارم خدمتتون؟

‫دو تا لطف کنید.

‫حتماً.

‫مردی که برنامه‌داره جذابه.

‫ممنون که این بخش از ‫«هک» رو گوش دادید.

‫دفعۀ بعدی، میزبانِ یه هکر متخصص ‫با عنوانِ «ناشناس» خواهیم بود،

‫که قراره به همۀ ‫سوال‌های مهمـتون جواب بده.

‫بنده پادکستر شما، ‫جید کوئین هستم.

‫و یادتون باشه، ‫موقع گوش دادن به...

‫باید راجع‌به یه چیزی ‫بهت هشدار بدم.

‫وای، باز چیکار کردی؟

‫با شوهر لکسی دعوامون شد، که یعنی...

‫دیگه باقیش رو خودم می‌دونم.

‫آره، شرمنده.

‫راستی قرار بود کِی بازنشسته بشی؟

‫وقتی که دیگه ملت ‫نخوان همدیگه رو بکشن.

‫نکتۀ خوبیـه.

‫نمی‌شه با چنین چیزی مخالفت کرد.

‫دلم می‌خواد ولی نمی‌شه.

‫همه‌چیز مرتبه؟

‫از دفتر دادستانی بود.

‫درمورد بیانیه‌اتـه؟؟

‫باید برم بابا.

‫بابت قهوه ممنون.

‫هری باش هیچ علاقه‌ای به خریدِ ‫خانۀ آقای هریک نداشته عالیجناب.

‫باید از دست داشتن در ‫این پرونده منع بشه،

‫و تمامی مدارکِ ارائه شده از طرفِ ‫این آقا کنار گذاشته بشه.

‫خانم مشاور.

‫کجاش جُرم به حساب میاد عالیجناب؟

‫باش از اسم واقعی خودش استفاده کرد.

‫و یک راهِ قانونی برای ‫ورود به خونه پیدا کرد.

‫حق با خانم چندلره.

‫شواهد بدست آمده توسط ‫آقای باش در خانۀ هریک

‫کنار گذاشته نخواهد شد.

‫و اقدامی برای مجازات ایشان ‫اتخاذ نخواهد شد.

‫با وکلا توی اتاقم ملاقات می‌کنم.

‫امت این همه راه ‫رو تا اینجا اومدم.

‫این پرونده ارزشش رو داره.

‫مذاکرات مربوط به دادخواست در چه حاله؟

‫هیچ مذاکره‌ای وجود نداره.

‫چرا نه؟

‫قتل وحشیانۀ یک کارمندِ دولتی

‫نیازمند محاکمۀ عمومیـه.

‫متهم بخاطر انجام چنین جنایت شنیعی

‫مستحقِ عدالتی تمام و کمالـه.

‫خبرنگاری توی اتاق نیست امت. ‫پس راحت حرفت رو بزن.

‫عالیجناب موکلِ من حق داره ‫که توی دادگاه از خودش دفاع کنه.

‫بیاید صریحانه پیش بریم.

‫همه می‌دونیم که از هر زاویه‌ای ‫این متهم مجرمـه.

‫- عالیجناب، در کمال احترام... ‫- دیگه نمی‌خوام وقتم رو تلف کنم.

‫بفرمایید.

‫می‌تونیم قتلش ‫رو درجۀ دو به حساب بیاریم.

‫و 15 سال حبس ببُریم ‫و آزادی مشروط داشته باشه.

‫با توجه به چنین شرایطی، ‫لطف بزرگیه براش.

‫هیچ چیزی برای یک شخصِ ‫بی‌گناه، لطف محسوب نمی‌شه.

‫نگفتم راحت صحبت کنید؟

‫پیشنهاد رو به موکلم انتقال می‌دم.

‫بهش بگو قبولـش کنه.

‫درموردش صحبت می‌کنیم و بهترین ‫نظرِ حرفه‌ایم رو بهش اعلام می‌کنم.

‫تا آخر هفته یه جواب می‌خوام.

‫این چیه؟

‫گزارشات تماس تلفنی لکسی پارکس.

‫چه حوصله‌سربر.

‫با جزئیات می‌تونیم ‫به جواب برسیم.

‫دنبال چی باید باشم؟

‫می‌خوام بدونم درمورد ساعتی که شوهرش ‫بهش داده به کسی چیزی گفته یا نه.

‫آها، موضوعات جالب.

‫و کِی لازمش داری؟

‫خیلی زود. به همه‌چیز ‫ارجحیت داره. بقیه کارها رو به تعویق بنداز.

‫می‌دونی که ماها زندگی شخصی هم داریم.

‫فکر کردی دیگه چقدر بدبختم؟

‫سوالت خودش جواب داره.

‫آره، هی وایسا.

‫خی مدی، یه خانمی از دادستانی ‫اومده دیدنت.

More Farsi Persian subtitles for Bosch: Legacy

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left