Die ersten 200 Zeilen.
نتیجه...
از طرف بعضی ها!
وای، یه زوج دیگه؟!
چه کاری از دستت بر میاد، درسته؟
هی، برو سراغ بعدی!
- چه عجلهایه؟ - چی؟!
بیا همین الان بازی کنیم، رفیق!
عجله کن و-
چه می خواهی؟
آیا آنها نینجا هستند؟
شاید سعی کنی از شوگان پنهان بشی، اما از دست ما فرار نخواهی کرد!
آماده شو!
لازم نیست همیشه اینقدر سختگیر باشی.
از شرشان خلاص شو!
بله!
شما نینجا هستید! چرا این کار را میکنید؟
تو کلی دشمن اون بیرون داری، نه؟
ما فقط به حرفهای همه آنها گوش دادیم.
اون چه شکلیه؟
تو کی هستی؟!
به عنوان نینجاهای سرگردان از قبیله فوما متولد شدند ...
طراحی شده برای انجام هر خدمتی به طور کامل...
برای پول، ما حتی خدایان را هم به چالش میکشیم!
- ما "همه کاره" هستیم کیوکا- - خیلی طولانیه.
تمام شد!
بریم!
لعنت بهش، بذار حرفمو تموم کنم،
شریک!
به من نگو «شریک زندگی»، چقدر خجالتآور است.
ما در دوره ادو هستیم.
دورهای که ژنرال بزرگ ایه یاسو توکوگاوا، شوگونسالاری ادو را تأسیس کرد.
آغاز آن دقیقاً مسالمتآمیز نبود .
شهرها پر از راهزن بود.
جهان همچنان در آشفتگی و بینظمی باقی ماند.
در میان راهزنان، یک گروه برجسته بودند.
اینها نینجاهای کوههای آشیگارا بودند.
رهبر قبیله فوما: کوتارو فوما به رهبری کوتارو فوما.
طایفه فوما.
با این حال، شکارچیان راهزن که برای اعتبار شوگانها میجنگیدند
آنها موفق شدند قبیله فوما را از بین ببرند.
و وقتی سومین شوگان، ایمیتسو توکوگاوا، قدرت را به دست گرفت،
مردم از قبل از دنیایی آرام لذت میبردند.
TERCEIRO XOGUM DO XOGUNATO IEMITSU TOKUGAWA
سومین پسر قبیله یاگیو: ماتاجورو یاگیو
ایمیتسو یک استراتژی سیاسی محکم داشت.
مربی شمشیر SHOGUN: MUNENORI YAGYU Iemitsu یک استراتژی سیاسی محکم داشت.
دایه شیر ایمیتسو: داما آفوکو (DAMA OFUKU) به استثنای یک مورد.
صیغههای زنی را که میتوانند وارث شوگان را به دنیا بیاورند، جمع کنید .
شوگان به مردان علاقه نشان میدهد.
و رابطهاش با همسرش تاکاکو
جزو بهترینها نیست.
اگر اوضاع به همین منوال ادامه پیدا کند، او وارثی نخواهد داشت.
و فکر کردن به اینکه ماتاجورو، پسر سوم خاندان یاگیو، که به شوگان شمشیرزنی میآموزد،
دوست دارد باسنش را تکان دهد
فرزند ارشد خاندان یاگیو: آکانه یاگیو. فرزند دوم خاندان یاگیو: سامون یاگیو، برای شوگان.
هر چیزی که به دست آوردهاند ، اگر کسی از آن باخبر شود، نابود خواهد شد .
وجود قبیله یاگیو صرفاً به فداکاری شما بستگی دارد.
دودمان مشهور توکوگاوا نمیتواند به همین جا ختم شود.
اوشیزو کونو - دختر استاد سبک ایتو-ریو اوران - دختر تاجر لباس
هر کاری که لازم است انجام دهید.
فهمیده شد.
- حالت چطور بود؟ - نمیتونم گله کنم.
کیوکای "جک آف آل"
آه، چقدر طراوتبخش!
نوشیدن بعد از دعوا خیلی خوبه!
نقشه فقط این بود که یواشکی وارد بشیم و مامور رو بکشیم.
اما تو میخواستی رو در رو با آنها روبرو شوی، و این فقط اوضاع را پیچیدهتر میکرد.
اگه ما رو بشناسن، کار بیشتری گیرمون میاد، درسته؟
- خب اگه بدونی... - درسته!
به عنوان نینجاهای سرگردان از قبیله فوما متولد شدند ...
طراحی شده برای انجام هر خدمتی به طور کامل...
برای پول، ما حتی خدایان را هم به چالش میکشیم!
ما کیوکای "همه کاره" هستیم!
خیلی طولانیه.
و کجا تا حالا دیدهاید که نینجاها خودشان را تبلیغ کنند؟
البته، شریک!
من شریک تو نیستم - بله، تو شریک من هستی!
نه، نیستم!
پار-سی-را!
وای، حتی باعث شد خوابم ببره...
دوباره به این آشفتگی نگاه کن!
آه، اوران!
اوه، دوباره تویی؟
اونی که باید اینو بگه منم!
اگر من نیامده بودم، این خانه زیر آوار مدفون میشد!
درد دل نکن!
حتی شبیه مادرشوهر هم هست!
ما اینجوری دوست داریم، جای نگرانی نیست.
من که نمیتونم همچین کاری بکنم!
به عنوان دختر صاحبخانه، من باید اینجا را تمیز نگه دارم.
با دهان بسته، چقدر زیباست...
شنیدهام که زیباترین جای شهر است.
اما پشت این نقاب، یک شیطان پنهان شده است.
من هیچ ماسکی نمیزنم.
برای همینه که من خوشگلترین آدمِ شهرم!
شما!
اوکیو و کاگاریبی! بیایید اینجا را تمیز کنیم، همین الان!
تو، لوانتا.
مال ما.
حداقل محراب تمیز است.
به اون دست نزن!
اون چی بود؟
اوه، بله! پدرم شما را دعوت کرد تا با ما غذا بخورید.
- جدی؟! - بله!
کاش همه صاحبخونه ها اینجوری بودن...
این تو را دوست ما میکند!
شماها همیشه چیزهای عجیب و غریب میخورید.
این غذای نینجا است. پر از مواد مغذی ضروری است !
- خوشمزه نیست، ولی فقط یکی از ایناست- - خیلی طولانیه، بریم!
وای، بذار حرفمو تموم کنم!
و اما نظافت؟!
وای، خیلی گرسنمه...
به نظرت چی برای خوردن هست؟
- من میخواهم تمپورا بخورم. - منظورت چیست، تمپورا! باید سوشی باشد!
اما سوشی شما را سیر نمیکند!
شماها دیگه ناامیدین.
ها؟
قرار نیست حرفم را تکرار کنم!
لطفا رحم کنید!
دخترت را بیاور!
خواهش میکنم!
التماست میکنم!
لطفا ما را ببخش! صبر کن!
رحم کن! رحم کن!
اون دخترشونه.
اون خیلی زیباست... نه،
او حتی از آنچه شایعات میگویند هم زیباتر است.
اوران، فرار کن!
رحم کن!
او تنها دختر ماست!
از سر راه برو کنار!
باشه...
مادر!
اوران، صبر کن!
بابا... بابا!
مادر!
مادر!
دخالت در امور دولتی مجازات اعدام دارد.
چپ دست.
یه لحظه صبر کن!
چطور جرأت میکنند این کار را با دوست ما بکنند ؟ قرار است با او چه کار کنند؟
به شما ربطی نداره، اراذل و اوباش.
از اینجا برو.
چی؟
این نگرش ...
آیا شما یکی از اعضای خانواده فوما هستید؟
خب که چی؟
بنابراین، بازماندگانی وجود دارند.
شما که یتیم هستید، برای زنده ماندن باید قوی شوید.
هرگز از اعتقادات خود دست نکشید.
مهم نیست اگر به ما بگویند راهزن.
من برای محافظت از قبیلهمان هر کاری خواهم کرد !
خوب توجه کنید!
- رهبر... - رهبر...
این اتفاقی است که برای کسانی که با قبیله یاگیو مخالفت میکنند، میافتد.
مبارزه کنید.
یاگیو...
وقتی صحبت از تکنیکهای نینجایی میشود،
ننهوما سوپرا یا یاگیو شینکاگه-ریو!
پس تو از قبیله یاگیو هستی.
تو رهبر ما را کشتی.
به جلو.
تو خوبی.
اما این فقط آغاز راه است.
من به شما تکنیک مبارزه فوما را نشان خواهم داد !
این چه تکنیکی است؟
یاگیو شینکاگه-ریو، خلع سلاح.
درسته!
فکر اینکه کسی بتواند در آن سطح با من رقابت کند، مسخره است.
برو به جهنم...
ما تازه داریم شروع میکنیم.
من دختر اول موننوری یاگیو، حاکم تاجیما هستم و
مربی شمشیرزنی برای شوگانسالاری.
اسم من آکانه است.
اگر دوست نداشتی ببازی، هر وقت خواستی بیا.
منتظر خواهم ماند.
چطور تونستن پدر و مادرم رو بکشن؟!
بگذار بروم!
بیا بریم، آکانه.
مواد مخدر...
لعنت بهش!
ادو، اقامتگاه یاگیوها
بگذار بروم!
بذار برم، حالا!
داخل بمان!
چه کسی میداند، شاید تو...
بتواند یاگیو را نجات دهد.
یو؟
یاگیو را نجات دهید؟
خانم جوان، حالت خوبه؟
آسیب دیدی؟
من خوبم...
تو کی هستی؟
من چامو اوشیزو.
بچرخ، بچرخ، چرخ و فلک، چرخ.
باد دیشب هم مثل الان میوزد.
او به این سو و آن سو میرود...
برای تمام ابدیت...
بچرخ، بچرخ، چرخ و فلک، چرخ.
اون چی بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.