Die ersten 200 Zeilen.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
بیا پسر
عجله کن
اگه اینقدر عجله داری
می تونستی کمک کنی
بهم نگو
از اون چیز ترسیدی
تو داستان ها رو شنیدی
افسانه ها رو می دونی
پسر، تمام اون ها
داستان اند
ما براساس
داستان ها حفر نمی کنیم؟
آره، اما داستان هایی درباره طلا
و ارث های خانوادگی
از افسانه غول ها، بیشتر باور کردنی هستند
و مترسک های جاندار
پسر، دستتو بکش
پسر، اونو ولش کن
بیا و به من کمک کن
اون چی بود، جفر؟
آخرش می خوای کمک کنی؟
تو دیگه
واقعا داری اعصابمو..
....::::ترجمه : هادی علیزاده و مهدی علیزاده::::.... telegram : @subforu
پریسا یادکوری ، یحیی علیرضا شاهی فر
رسول میر موحدی مرتز
بازگشت مترسک
....::::ترجمه : هادی علیزاده و مهدی علیزاده::::.... telegram : @subforu
رسول میر موحدی مرتز
پریسا یادکوری ، یحیی علیرضا شاهی فر
یا مسیح . عجب حماقتی
وسط ناکجاآباد
زمان زیادی گذشته
دلم برای اینجا تنگ شده
برگرهای خوبی داره
عق
هی، این شخصیت داره
ازش خوشم میاد
خوشت میاد
تو خیلی فاسد شدی
با زندگی شهری، جان
جنل
جان، جنل، هرچی
تو می خواستی
اونو با خودت بیاری
پس دوستت
یا پسرعموت، اینجا کار می کنه؟
آره
و این پسره، رالف
اون میدونه ما کجا داریم میریم؟
تو قبلاً هم اونجا رفتی، درسته؟
بله
اه، تو کتابی درباره این سفر داری می نویسی؟
هی، شاید
چیه، می ترسی دنیا
چیزی درباره ات بفهمه؟
چی؟
نه
توی لعنتی خیلی آزاردهنده ای
تو خانواده باش
بزن بریم
مادر من و مادر اون
فکر کردند ایده خوبیه که
اونو اینجا بیارن
انگار اون ممکنه
ببازه یا یه همچین چیزی
من نمی دونم
خیلی وقته که
در کون اون چسبیده
معذرت می خوام،جوان ها
بچه ها شماها
مال این دور و اطراف نیستید؟>
برای کسایی که دور بیفتند باید مالیات داد ؟
به بالای تپه ها میرید؟
دارید به پیک نیک میرید؟
بله، قربان
مدت زیادیه ، اما
فکر کنم قراره
بهمون خوش بگذره
مشروب و راک اند رول (یک نوع موسیقی)
منتظرم
قراره فقط یک
خوش گذرونی بدون ضرر باشه، آقا
بدون ضرر؟
ها
باشه، شماها برید و کمی خوش بگذرونید
چرا، به یاد میارم
کمی ماجراجویی اینجا
چند تا خانم برای خودم آورده بودم این بالا
میدونی که منظورم چیه
تا دوباره جوون بشم
ها ها
آه
این یک دیوانه احمق پیره
مطمئناً هست
رالف
هی مرد، باحاله
تو اینجایی
هی، زمان زیادی گذشته
البته که گذشته، مرد
آره خیلی وقته
آره، هی، یادته
جنل و کلیر رو؟
آره، آره
و این
پسرعموی من ، جزفینه
درباره اش بهت گفته بودم
اوه
سلام، من رالفم
فقط جو خوبه
اوه، اوه
سلام، جو
بگذار اینجا رو بهت نشون بدم
باشه
بسیارخوب
این دفعه نه
این منصفانه نیست
اون دخترعموی منه
و من بهترین دوستتم
رالف، میشه
یک آبجو برام بیاری، لطفا؟
حتماً
اوه خدای من
توی خونه است
مثل جهنمه، پسر
اینو باید از دسته چک خودت پرداخت کنی
با من
آه، نگران نباش
روی خونه است
بچه ها شما هم یکی می خواید؟
آره
شما بچه ها دارید برای
آخر هفته به بالای تپه ها میرید؟
آره، داشتم
به دریاچه شمال فکر می کردم
و اینکه برای کی
آبجوی مجانی بخرم؟
جوزفین
همه جو صداش می کنن
افسون شده
اون هم خوش رفتاره
می خوام برم تمام کنم
خارج از سفارش حسابش کن
هی، این
مشکل سازو از سال ها پیش به یاد میارم
بله، قربان
هی، زمان زیادیه
که دلم برای اینجا تنگ شده
ما هیچ جا نرفتیم
هر وقت بالا میای
ما اینجاییم
آره؟
من به شماها مشکوکم
بیرون دریاچه شنی رفته بودید
تا کمپ بزنید
نه، در واقع اونها می خوان
به باغ های قدیمی
دریاچه هارپر برن
تو کارهاتو انجام نمیدی
پسر، تو هیچ جا نمیری
آه، قربان شما قصد ندارید
ما رو راهنمایی کنید، قصد دارید؟
عزیزم، دکتر صدام کن
و نه، نمی خوام
اما
دریاچه هارپر، هاه؟
نقطه خوبی نیست
دکتر، قربان؟
اگر داری میری
باید بدونی
چیو بدونم؟
اون باغ ها و دریاچه
تمام اون ناحیه، تسخیر شده است
اوه، بی خیال بچه ها
اون فقط سعی داره ما رو بترسونه
نه،نه،نه
گوشت با من باشه
یک شیطان وجود داره
توی اون نواحی
که هر 30 سال یک بار یا بیشتر، بیدار میشه
و بگذار حدس بزنم
سی سال شده؟
یا .... 15
5، 15، 30
مهمه؟
امسال، سالیه که
اون بیدار میشه، درسته؟
خوب، نه
پس دلیل
هشدارت به ما چیه؟
نمیتونم با داستانهای ترسناک
به دخترهای جوان زیبایی مثل شما کمک کنم
اوه، این قضیه رو
خیلی بهتر می کنه
داستان باحالیه
اگر بخواید بشنوید
واقعا خوبه
واقعا خوبه
مور مور کننده است
No comments yet. Be the first to leave one.