Hanna

Hanna

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

hanna s02 All Episode 720p 1080 web hevc x265 rmteam
Ein Kommentar von Aseptron
یکجا جمع اوری کردم

Tags

web
720p
720
1080
x265
HEVC
Veröffentlicht am: 2020-07-11
Downloads: 51
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

« جنگلِ بوکوینا، رومانی »

‫اگه قرار نیست هیچوقت از اینجا بریم بیرون،

‫پس چرا داری بهم آموزش میدی؟

‫چون یه روزی،

‫شاید من برای محافظت ازت اینجا نباشم،

‫و مجبور میشی خودت از پسِ زندگی بربیای

‫تمام کارآموزان، لطفاً تمام ‫لوازم خودتون رو جمع کنید

‫و در محلِ اجتماع جی جمع بشید

‫برای انتقالِ فوری...

‫داریم کجا میریم؟ چرا همش جابجامون می‌کنن؟

‫اطلاعاتِ بیشتر در مسیر ‫در اختیارتون قرار می‌گیره

« مکانِ نامعلوم: انگلستان شمالی »

‫داریم به مقصد نزدیک می‌شیم

‫تمام کارآموزان باید برای ‫پیاده شدن آماده شوند

‫به مدوز خوش اومدید

« پایگاه هوایی استفانستی، رومانی »

‫ماریسا

‫جان

‫مطمئن نبودم من رو بشناسی

‫مدتی میشه همدیگه رو ندیدیم

‫پات چطوره؟ داره بهتر میشه؟

‫دو هفته‌ست که بهتر شده

‫چرا اومدی اینجا؟

‫خب، متأسفانه چندتا مشکل هست

‫که نیاز به حل شدن دارن

‫در ارتباط با اتفاقی که ‫تو مرکزِ یوترکس افتاد

‫اصلاً چطور از اون اتفاق خبر داری؟

‫نمی‌خوام زیاد وقتت رو تلف کنم

‫می‌تونیم شروع کنیم؟

‫اوهوم

‫کی هستی؟

‫من ماریسا ویگلر هستم

‫من تو مرکزِ یوترکس هستم

‫جروم سویر مُرده. من زخمی شدم

‫اریک هلر بهم شلیک کرد

‫کمک لازم دارم

‫هلر کجاست؟

‫ناپدید شده، ولی بدجوری زخمی شده

‫زنده نمی‌مونه

‫و دختره چی؟

‫اون... اون فرار کرد

‫خب بذار درست بفهمم چی شده

‫- هلر جروم سویر رو کشت؟ ‫- اوهوم

‫داشت با هانا و اون یکی دختره فرار می‌کرد

‫سعی کردم جلوشون رو بگیرم

‫- و اون به پات شلیک کرد؟ ‫- اوهوم

‫چرا اونجا بودی؟

‫ظاهراً تو گزارشِ سویر اومده

‫که تو اصلاً نباید تو اون عملیات می‌بودی

‫من و سویر در مورد

‫نحوه‌ی رسیدگی به بیرون اومدن ‫اریک از جنگل اختلاف نظر داشتیم

‫خب، در مورد هلر حق داشتی

‫اون زنده نموند

‫دخترها تو یه قبرستونِ روستایی دفنش کردن

‫کنارِ مادرش. گمونم به دلایلِ عاطفی

‫به روشِ زیرکانه‌تری کلکش رو کندیم

‫میشه یه لحظه همراهم بیای؟

‫کجا داریم میریم؟

‫همین بغله

‫زیاد طول نمی‌کشه

‫پشتِ این دره

‫متوجه نمیشم

‫چی اون توئه؟

‫نگران نباش، ماریسا

‫فقط منم

‫خب...

‫بیا از اول شروع کنیم

« آژانس اطلاعاتِ مرکزی، ویرجینیا آمریکا »

نتایج آزمون‌های صلاحیتِ حرفه‌ایت رو داریم « آژانس اطلاعاتِ مرکزی، ویرجینیا آمریکا »

‫- تبریک میگم ‫- ممنون، قربان

‫خب، فکر می‌کنی آمادگیش رو داری؟

‫خب، ترجیح میدم یه سال دیگه ‫پشت سیستمِ آموزشی نشینم

‫خوبه

‫خب می‌تونیم مستقیم بفرستیمت ‫شعبه‌ی مرکزی سازمانِ امنیت ملی

‫یه میز بهت داده میشه

‫تجزیه و تحلیل مخابراتی و شنود الکترونیک

‫تماس‌های تلفنی

‫استخراج داده‌های رمزنگاری شده

‫این روالِ معمول برای کسیه ‫که از اطلاعاتِ نظامی

‫به بخش تجزیه و تحلیل داده‌ها منتقل میشه

‫یا؟

‫یه امکانِ دیگه هم هست

‫یه مأموریتِ میدانیه

‫یه جورایی غیرعادیه

‫یه پروژه‌ی محرمانه

‫و فقط در صورتی می‌خوایم انجامش بدی که ‫خودت حس کنی با شرایطت جور در میاد

‫کجاست؟

‫خارج از کشور

‫این یه ذره مبهمه، قربان

‫اگه علاقه داری،

‫قبل از این که چیزِ بیشتری بهت بگم ‫باید ازت بخوام این برگه رو امضا کنی

« عملیاتِ یوترکس - تعهد عدم افشای اطلاعات »

‫خوش اومدی

گوزن رفت بالای تپه

بیا بریم، بیا بریم

سگ‌ها افتادن دنبالش

‫ای کاش می‌تونستیم تا ابد اینجا بمونیم

‫می‌تونم ضربانِ قلبت رو حس کنم

‫حسش می‌کنی؟

‫اون چیه؟

‫هیچی

‫اونا تو بازوت کارش گذاشتن؟

‫گفتن آروم نگهمون می‌داره

‫چیکار می‌کنی؟

‫دیگه به این نیاز نداری

‫خوش اومدید بچه‌ها

‫من لئو گارنر هستم

‫لطفاً بشینید

‫خب... بیاید شروع کنیم

‫سلام به همه

‫من جوآن مکوی هستم و سرپرستِ گروه شما هستم

‫شما الان دارید وارد دومین مرحله‌ی ‫رشد خودتون میشید

‫قراره متوجه تغییراتی تو نحوه‌ی ‫کارمون تو مدوز بشید

‫قراره آزادی بیشتری داشته باشید،

‫و از این به بعد می‌تونید سؤالاتِ ‫بیشتری ازمون بپرسید

‫دوز داروهاتون کم میشه ‫و قوانین تسهیل میشن

‫همزمان که شما رو برای مرحله‌ی بعدی ‫سفرتون آماده می‌کنیم

‫به زودی شرح حالِ شخصیِ ‫خودتون رو دریافت می‌کنید،

‫که هر اطلاعاتی که لازمه در مورد ‫هویتِ جدیدتون در اختیارتون می‌ذاره

‫برای خوندنش وقت بذارید

‫این شرحِ حال حاوی تمامِ اطلاعاتیه ‫که باید در مورد خودتون،

‫گذشته‌ی خانواده‌تون، تحصیلات‌تون،

‫محل تولدتون، جایی که بزرگ شدید

‫سرگرمی‌ها و علاقه‌هاتون،

‫آرزوها و رویاهاتونه

‫عملیاتِ یوترکس

‫در سال ۲۰۰۲ تو شهرِ دربن رومانی آغاز شد،

‫برای بررسی بهسازیِ ساختار ژنتیکی در ‫جنین‌های تازه تشکیل شده داخل رحم

‫دی‌ان‌ای گُرگ به یه جنین ‫سه ماهه پیوند زده شد،

‫تا روی تراکمِ استخوانی، ‫تقویتِ حواس پنجگانه،

‫و کاهش احتمالِ بیماری تأثیر بذاره

‫همه با نیتِ خلق یه وسیله‌ی کاملاً ناب نظامی

‫تمامِ این سال‌ها ازش خبر داشتی؟

‫فکر می‌کردم من دارم ازت پنهونش می‌کنم

‫من بودم که سفارشت رو کردم

‫تو در سال ۲۰۰۳ عملیات رو بعد از دخالتِ ‫ناخوشایند اریک هلر تعطیل کردی

‫- ما در سال ۲۰۰۴ دوباره شروعش کردیم ‫- بدونِ گفتن به من

‫تصمیم بر این شد که لازمه گذشته ‫به فراموشی سپرده شه

‫عناصر بهسازیِ دی‌ان‌ای حالا مصنوعی هستن،

‫بر اساس همون مواد اولیه طراحی شدن ‫ولی حالا طبیعی نیستن

‫و این دفعه... جواب داد

‫اونا کجان؟

‫دارن دوره‌ی اجتماعی شدن رو سپری می‌کنن،

‫و هویت‌های جدیدشون رو پیدا می‌کنن

‫وقتی اجتماعی شدن تکمیل شه،

‫به عملیاتِ میدانی منتقل میشن

‫اونا خیلی عادی و ساکت ‫تو دنیای واقعی زندگی می‌کنن

‫و فقط کافیه یه کلید رو بزنیم،

‫و هر کاری بخوایم انجام میدن

‫با قابلیتِ انکار صد در صدی

‫آخه،

‫واقعاً کی به یه دانشجوی سال اولی ۱۸ ساله

‫واسه ارتکابِ قتل با پشتوانه‌ی ‫دولتی مشکوک میشه؟

‫و صد در صد قابلِ اطمینان

‫یا جوری که فکر می‌کردیم

‫طبقِ نظریه‌ی یوترکس،

‫کارآموزِ ۲۴۹ نباید می‌تونست به اون شکل ‫از دستورات سرپیچی کنه

‫باید بفهمیم چرا این اتفاق افتاده

‫و چطوری در آینده ازش جلوگیری کنیم

‫واسه این کار، باید برش گردونیم

‫برای همین اومدم اینجا

‫برای همین به کمکت نیاز دارم

‫آهای؟

‫یالا بیا بریم

‫خوبی؟

‫همم؟

‫چرا نمی‌تونیم تو یکی از کلبه‌هایی ‫که ازشون دزدی کردیم بمونیم؟

‫اونا گرم‌ترن

‫زیادی به حاشیه‌ی جنگل نزدیکه،

‫و مردم همیشه میان و توشون می‌مونن

‫امن نیست

‫بیا غذا بخوریم، هان؟

‫خیلی خب بچه‌ها

‫لطفاً بشینید

‫باشه

‫خب، بچه‌ها هدف از این جلسات،

‫اینه که شما رو با خطراتِ ‫دنیای بیرون آشنا کنیم

‫خطراتی که قراره شما همه جا ‫از طرف دولت و ملتِ ما

‫واسه این‌که بتونید با این خطرات مبارزه کنید،

‫به تمام مهارت‌های رزمی و عملیاتی ‫که یاد می‌گرفتید نیاز پیدا می‌کنید،

‫ولی علاوه بر این باید دنیا رو درک کنید

‫و بدونید که چطوری این شکلی شده

‫تری

‫من لئو گارنر هستم

‫سلام

‫به مدوز خوش اومدی

‫ممنون

‫چیزی می‌بینی که ما از قلم انداختیم؟

‫اگه تو جنگل باشن، هرگز پیداشون نمی‌کنید

‫هزاران مایله،

‫و هانا بهتر از هر کسی اون منطقه رو می‌شناسه

‫تو دفعه‌ی قبل پیداش کردی

‫دفعه‌ی قبل مرتکبِ یه اشتباه شد

‫چون از زندگیش خسته شده بود

‫دوباره اشتباهش رو تکرار نمی‌کنه

‫شاید تو نمی‌خوای ما پیداش کنیم

‫دقیقاً منظورت از این حرف چیه؟

‫کی این عکس رو گرفته؟

‫من گرفتم

‫عکاسی تو تعطیلات

More Farsi Persian subtitles for Hanna

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left