Die ersten 116 Zeilen.
!برگرد عقب
!گمشو برگرد عقب
نمیدونم فکر میکنی با کی در افتادی
...ولی بهت میگم که با بد
!لامصب
قراره کونم بذاری
قراره کونم بذاری
و بعد منو بسوزونی یا یه همچین چیزی. نه؟
تو کی هستی؟
کجام؟ بهم بگو..بهم بگو...بهم بگو کجام
یه دقیقه وایسا
تو واسه... کارل استرامبرگ کار میکنی؟
پرسیدم واسه "کارل استرامبرگ" میکنی؟
خیلی خب
خیلی خب. خیلی خب. وارد شدیم. خودشه
داریم انجامش یدیم. خیلی خب، کارل !خوشم اومد! خوشماومد
خب، پشمام
خب. بذار ببینم...کجای فیلمنامهایم
وای خدا. آدرنالینم بدجور راه افتاده بهم حال دادی
فکر کردم واقعاً میخوای تو کونم بذاری
خیلی خب، سه، دو، یک
خیلی خب، برنج، لوبیا، هویج. بزن بریم
میدونی، من کل دنیا رو دنبالت میگشتم
پیدا کردنت کار سختی بود، آقای بارتالومو
گمونم تو هم یه دیالوگ داری
یه دیالوگ داری
دیالوگت رو میگی و بعد منم بهش واکنش نشون میدم
...چون دیالوگ تو باعث میشه من الان
...مگه اینکه عضو صنف نباشی. مگه
عضو صنفه یا نه؟
بچهها، میشه...خیلی خب
بازنویسی شده. لابد صفحات صورتی داشته
خیلی خب، بذار برگردم سراغ متن
میخوای با اونا چیکار کنی؟
انگشتامو قطع کنی؟ پامو قطع کنی؟
خبر بد دارم برات: فقط به یه پا نیاز دارم تا بزنم تو کونت
این لحظه رو میشه برای تریلر استفاده کرد
...بچهها، من فقط
!عصر بخیر
از قیچیهای بزرگ برای این مرد استفاده نکن
اون..تهیهکنندهست؟ کارله؟ !کارل
باید برای گناهانش توبه کنه
چی گفت؟ "برای گناهانم دعا کنم"؟ سر در نمیارم
باید دردی که برای بقیه به وجود آورده رو
احساس کنه
آره، گیج شدم، دوستان نمیدونم کجاییم
اگه قراره بازنویسی داشته باشیم، باید بهم صفحاتی که تغییر پیدا کردن رو بدین
تو نقش میمونم ...تو نقش میمونم
خیلی خب، باشه. اوکی
چطوره...چطوره جوگیر نشیم؟
چون میدونم چرا عصبانی هستی. خب؟
عصبانیای چون...همونجا وایسا
همونجا وایسا. نه، نه، نه
از همونجا جلوتر نیا. وایسا. نه. همونجا وایسا
وایسا. وایسا. وایسا. وایسا. وایسا
تا ده بشمر
نه! کون لقت! وایسا !هی، هی، هی، داش
نه، نه، نه
کیرمو نبُری. کیرمو نبُری
چیزه...خیلی خب، ازش استفاده کن...ازش استفاده میکنم
تو نقش بمون
!آره
...یک، دو
یالا. یالا
گندش بزنن. نه، امروز نه
آره! ضبط شد؟ هان؟
بزن بریم. گرفتیمش. آره
برو کونتو بده، مانتویا
محشر به نظر میاد. خیلی خوبه
!لامصب
افرادِ مانتویان
جوردن! تو اینجا چه غلطی میکنی؟
حرومزاده! کاریت کردن؟
کاریت کردن؟
کوین، چه خبره؟
سرقت اورانیوم. خبر اینه
چی؟ - پدر "بارتالامو" رو آوردم -
ولی ژنرال مانتویا
به این راحتی نمیذاره در بریم
چی داری کسشر میگی؟
لامصب
داشتم سگم رو راه میبُردم که
یکی با دارت بیهوشکننده
زد تو گردن کوفتیم
هان؟ - و بعد کارم به اینجا کشید -
چی داری میگی؟
با "کارل استرامبرگ" صحبت نکردی؟
کی؟
کارل استرامبرگ. راجع به فیلم
الان توشیم. این فیلمه
یه فیلم لایو اکشنه
داریم تمام صحنههای اکشن رو به صورت فیالبداهه اجرا میکنیم
نه خبری از پرده سبز هست، نه کابل کوفت
واقعیه. بدون چیزی
قراره حرفه بازیگریم
و جایگاه اکشنم رو به یه مرحله جدیدی ببره
پس همش تقصیر توئه؟
یعنی، فیلمنامه منه ...طول کشید تا
...نمیدونم چقدر نوشتنش طول کشید
...ولی کارل - مشکلت چیه؟ -
...بس کن. چیکار
چه مرگته؟ - !لعنتی. آخ -
من که کاری نکردم - لعنتی. تیزه -
چقدر روش بودی؟
گندش بزنن
و چرا اینقدر بدرفتاری میکنی؟
یه طرح کلیه. یه شِمای کلی. باشه؟
من یه مامور سهجانبهام
امآی7 توی بالاترین جایگاهم. باشه؟
از این دیگه نمیشه بالاتر رفت
ولی تو عشق زندگیم هستی
گروگان گرفتنت
چون میدونن تنها راهیه که میتونن بهم برسن
پس الان اینجام و باید نجاتت بدم
میگیری چی میگم؟ - واقعاً شاهکاری -
و مطمئنم که آدمربایی جُرم محسوب میشه
No comments yet. Be the first to leave one.