The Bureau

The Bureau (Le Bureau des légendes)

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

The Bureau S01E06 720p BluRay x264-SerialBaran
Ein Kommentar von MMixMkv
هم اکنون عضو کانال تلگرام ما شوید ..:: @SerialbaranTV ::.. | ارائه ای از وب سایت سریال باران

Tags

BluRay
x264
720p
720
Veröffentlicht am: 2019-08-31
Downloads: 84
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫کاراکترها و وقایع داخل این سریال ‫کاملا ساختگی می باشند,

‫هرگونه شباهت با شخص یا ‫واقع اصلی کاملا تصادفی بوده.

‫"دفتر"

‫ارائه ای از وب سایت "سریال باران"

‫هم اکنون عضو کانال تلگرام ما شوید: ‫SerialbaranTV@

‫ترمینال غربی

‫ما میریم داخل پارکنینگ ‫ممکنه قطع بشه.

‫آنتن موجود نیست.

‫اره.

‫نمی خواد ردیابیش کنیم.

‫اونجا, اون پشت.

‫برو طبقه اول, ‫گزارش بده و منتظر بمون.

‫حله. ‫مراقب باش.

‫مرسی.

‫میخوای؟ ‫نه, مرسی.

‫دو تا اسکوتر در حال اومدن ‫سمت شما هستند.

‫باشه, مرسی.

‫لعنتی. ‫صبرکن.

‫خیلی خب. ‫با خودشون بردنش.

‫آنها "ای86" رو دارن میبرن.

‫النشتاین؟ ‫جلوم چی هست؟

‫300 متر دیگه مسیر تنگ میشه.

‫دارم گمشون میکنم.

‫چیکار کنم؟ ‫خارج شو.

‫همین سمت.

‫بپیچ, داخل منطقه صنعتی.

‫بعد از سوله ها, ‫بپیچ چپ.

‫سریع باش.

‫میتونم آژیر روشن کنم؟ ‫نه, فقط سریع باش.

‫اگر یه پیرزن رو زیر بگیرم؟

‫بپیچ چپ, تمرکز کن.

‫تمرکز کنم؟

‫تا 400 متر دیگه میتونی به بزرگراه برگردی.

‫باشه. حله.

‫300 متر, ‫باشه, کور نیستم.

‫50 متر.

‫نباید زیاد دور باشن.

‫حله, پیداشون کردم.

‫دوباره دارن انجامش میدن. ‫چی رو؟

‫پارکینگ 8, ‫منطقه حمل و نقل.

‫ما وارد شدیم, دارن میرن پایین. ‫شما کجا هستین؟

‫ما تازه رسیدیم.

‫برم دنبال اسکوترها؟

‫نه, پیش گیومه بمون.

‫دستگاه XB37 سعی به اتصال داره

‫پذیرفته شد

‫اسکوتر شما رو پیدا کردم

‫به نظر میاد براش اس ام اس رسیده.

‫نمی فرسته.

‫اس ام اس نیست. ‫بلوتوثه.

‫باید همین نزدیکی باشه.

‫ما زیادی دوریم. ‫میرم چک کنم.

‫وضعیت خوبی داره؟

‫اره.

‫با ضمانت؟

‫دریافت یک فایل

‫این چیه؟

‫توی گاراژ

‫سلام؟

‫سلام؟

‫قطع شد.

‫ببین, باهات تماس می گیرم.

‫چه قدر؟

‫پیشنهاد بده؟

‫به کی؟

‫سوال اشتباه

‫من بدون ضمانت انجامش نمیدم.

‫مزایده تا دو روز دیگه تمام میشه

‫XB37 قطع شد.

‫مزایده؟ ‫چه معنی داره؟

‫میخواد به کس دیگه بفروشش؟

‫نه, فکر میکنم اون پیشنهاد فروش ‫اطلاعات درباره سیسلون رو میده,

‫کجاست, دست کیه.

‫یه لینک برات می فرستم.

‫بررسی کردم, ‫تصویر یکسان.

‫قیمت پایه, 140 هزار یورو هست. ‫فقط دو نفر در مزایده هستند.

‫مشخصه, برای افزایش قیمت هست.

‫ما SecretSquare هستیم.

‫در برابر Terrifying ‫(=وحشت زده کردن)

‫برای وحشت زده, کردن ما هست.

‫نماینده ما برای حراج در ebay هست.

‫ما سعی نمی کنیم ‫این بازی رو انجام بدیم.

‫به رئیس میگم, الجزایری ها ‫اظهار جنگ علیه ما رو دارند.

‫صبرکن.

‫اگر سیسلون توسط الجزایری ها ‫گرفته نشده باشه؟

‫اگر فقط یک الجزایری باشه؟

‫چرا پیگول اینقدر با احتیاطه؟

‫چرا تغییر پارکینگ, ‫اسکوتر و بلوتوث؟

‫اگر سیسلون دست الجزایری ها بود, ‫انها به ما می گفتند.

‫درسته؟

‫چرا تماس نگرفتند؟ ‫ما در تماسیم.

‫چرا باید ناشناس وارد عمل بشن؟

‫ترسیده که شناسایش کنیم, ‫چرا؟

‫چه اتفاقی می افته اگر پیگول رو شناسایش کنیم؟

‫هیچی

‫پس چرا پنهان کاری؟

‫اگر شناسایش کنیم, ‫اون تو دردسر می افته.

‫چرا؟

‫میتونه براش مشکل ایجاد بشه.

‫چرا؟

‫ایا ما براش مشکل ایجاد می کنیم؟

‫اره.

‫چه طور؟

‫با افشا کردنش.

‫به کی؟ ‫الجزایری ها.

‫پیگول, پشت انهاست. ‫سیسلون دست الجزایری ها نیست.

‫خود پیگوله

‫باید شناسایش کنیم.

‫دیدم که تاکسی گرفتی.

‫اره, باید به کاری برسم. ‫اگر بخوای, میتونم خودم ببرمت.

‫نیاز نیست, ممنون.

‫تاکسی تو راهه. ‫من اختیار این رو دارم که کنسلش کنم.

‫اماده اید بریم؟

‫نیاز ندارم دست های من رو بگیرید.

‫مطمئنم همینطوره.

‫اما تا زمانی که ما درباره افرادی که ‫ملاقات می کنید شک داشته باشیم,

‫باید ازتون بخوام هتل رو بدون ‫همراه ترک نمی کنید.

‫منظورم, خارج از ساعت کاری شماست.

‫برات چیزی اوردم.

‫سوشی دوست داری؟

‫تنهاتون میزارم.

‫اگر چیز دیگه ای نیاز داشتید, ‫از گفتنش به ما دریغ نکنید.

‫ما برای همین اینجا هستیم.

‫برای ازدواج. ‫اونو از کجا پیدا کردی؟

‫ژاکت, پیداش نکردم, ‫دزدیدمش.

‫باهاش چیکار کردی؟

‫فقط گپی زدیم. ‫همین.

‫منظورت چیه, گپ زدی؟

‫چی کار می کنی؟ ‫به تو ربط نداره.

‫باهاش تماس نگیر. ‫میتونم بهت بگم. اون چه طوره.

‫داره زود خوب میشه.

‫شماره ای که با ان تماس گرفتید, ‫در حال حاضر در دسترس نیست.

‫اگر بره پیش پلیس و ‫رسانه ها رو خبر کنه چی؟

‫بعدش چی؟

‫نگران اونش نباش. ‫پیش پلیس نرفته.

‫نباید زیاد جدی بوده باشه.

‫یا نمی خواسته به پلیس چیزی بگه.

‫اگر خواستی بری بیرون, ما رو خبر کن.

‫و یه ادم درست و حسابی با خودت ببر, ‫نه بزدلی مثل اون.

‫حتی برادر زادم هم, ‫میتونه اونو بزنه.

‫از سوشی لذت ببر.

‫سلام؟

‫اقای لوفور, یک نفر قصد ‫تماس با شما رو داره.

‫کیه؟ ‫یک زن.

‫من اینجا نیستم.

‫ممنون.

‫دیسک کمر دارم, ‫نمیتونم حملش کنم.

‫کمکت می کنم. ‫ممنون.

‫کجا بزارمش؟ ‫توی دفترم.

‫اینجا, بزارش اینجا.

‫بیا بازش کنیم و بطری ها ‫رو پنهان کنیم.

‫شامپاین؟ ‫عالیه.

‫برای ماست؟

‫برای روز جمعه هست.

‫جشن چی داریم؟

‫خیلی دلم می خواست به کسی بگم.

‫اما تا جمعه, یک کلمه هم به ‫کسی چیزی نگی, باشه؟

‫دارم میرم ایران, رسمی شده. ‫دیروز مرتضوی تماس گرفت.

‫جدا! ‫اره.

‫تبریک.

‫خبر خیلی خوبیه. ‫هیجان زده هستم.

‫خوش به حالت.

‫می بینمت. ‫می بینمت.

‫شامپاین؟

‫محققان احتمالا حقوقشون ‫از ما بیشتره.

‫حالا چی کار کنیم؟

‫منظورت چیه؟

‫اگر قرار اون رو ببره, ‫تو دردسر بزرگی هستیم.

‫اون , نه من.

‫من باید می رفتم ایران, یادته؟

‫اوپس! ببخشید.

‫درسته, تو باید بری.

‫خب, حالا چی کار کنیم؟

‫نه, تو چی کار کنی؟

‫اما...

‫اما چی؟ مادر و پدرت همیشه ‫همراهت نیستن.

‫میدونم, اما این انتخاب ...

‫اگر اونجا باشی چی؟

‫فکر کردی آسان تره؟

‫خودت باید مشکلات رو حل کنی.

‫اما اگر توی دردسر بیوفتم, ‫تو کمکم می کنی.

‫حتما کمکت می کنیم.

‫7 روز هفته و 24 ساعت شبانه روز ‫همراهت هستیم.

‫اما فکر کردی می تونیم همه ‫کارها رو انجام بدیم؟

‫حتی توی پاریس میخوای ‫ما کنارت باشیم.

‫نه, نمی خوام.

‫جفت پاهاش رو ناقص نکنی.

‫سیانید توی قهوش نریزی.

‫به خانوادش حمله نکنی.

‫میتونی بهش رشوه بدی, ‫اما به ندرت جواب میده.

‫اگر مجبور بودی, به فشار متوصل شو. ‫اما رد و نشان فیزیکی بر جای نزاری.

‫اوه, عزیز.

‫به نظر میاد میخواد, ‫اشکت در بیاد.

‫چی کارش کنم؟

‫تو میتونی.

‫به همین خاطر انتخاب شدی.

‫علاوه بر این حقیقت که ساده لوح به نظر میای, ‫به شدت احمق.

‫درسته.

‫خیلی خب, میشه بریم.

‫ممنون.

More Farsi Persian subtitles for The Bureau

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left