Alarm für Cobra 11 – Die Autobahnpolizei
Die ersten 200 Zeilen.
ویکی
می دونستم دلتون برام تنگ میشه
چه خیال خوشی ، گرکان
همین الانشم براتون جایگزین پیدا کردم
چیزی هست که ازش خبر ندارم؟
خب الان یه آقای موج سوار جذاب با کلاه بیسبال روی صندلی عقبمه
آها
از تصاویر دوربین پمپ بنزین پرینت گرفتم
...می تونه یکی از
می تونه یکی از متهمین باشه
اها عالیه . برام میفرستینش؟
آره حتما
ویکی حالتون خوبه؟
بله خوبم
بیست دقیقه دیگه می رسم
باشه می بینمتون خداحافظ
خب ، این هفتمین خودپرداز در این چند هفته ست
هیچ الگویی بینشون دیده نمی شه
متهما تصادفی حمله می کنن
... توی مرکز شهر ، استراحتگاه ها
شاید عمدا جاهای مختلف رو انتخاب می کنن
دیگه نباید بهشون فرصت بدیم
این که ویکیه
لعنت
تاوبر آمبولانس خبر کن
سلام؟
خوشحالم که برگشتین پیشمون
این دفعه رو جدی می گم
چرا یه دفعه از هوش رفتم؟
کلیه هاتون
برای همین گردش خونتون مختل شده
چند وقته اینو میخورین؟
چند روزی میشه
یعنی دقیقا چقدر
تقریبا چهار هفته
و چند تا ؟
نمی دونم
اینا رو می خوردم که بتونم کارمو ادامه بدم
بعضی از مسکن ها برای کسانی که مشکل کلیه دارن ممنوعن
و این یکی از همونهاست
مخصوصا ترکیبش با آنتی بیوتیک
شما نارسایی حاد کلیوی دارین
کلیه هاتون تقریبا هیچ کاری نمی کنن
نه تصفیه کنندگی نه تثبیت فشار خون
... حاد یعنی
موقته؟
حاد یعنی شما همین الان اینو مشکل رو دارین
و ما باید مطمئن بشیم که این آسیب دائمی به جا نمی گذاره
ترجمه اختصاصی کانال @cobra_11_iran
شیطان درون
ما فشار خونتون رو تنظیم می کنیم
ولی باید زیاد آب بخورین
فردا آزمایشات تکمیلی رو انجام می دیم
آخ
ممکنه سرگیجه تون یه مدت بمونه
اگه سوالی داشتین با پرستار نیکول مطرح کنین
باشه
اجازه هست برم داخل؟
بله حتما
سلام
خوشحالم می بینمتون
ما همیشه تو موقعیتای عجیب همدیگه رو می بینیم
حالش چطوره
کاملا خوبه
واقعا؟
... میشه من
بله
خداحافظ
سلام
یه بار موقع رانندگی تنهاتون می ذارم
میشه این
گرکان لطفا شما دیگه نه
نترسین
فقط می خوام بدونم حالتون چطوره
دکتر کسلر دقیقا چی گفت؟
گفت که وحشتناک مریضم
کلیه هام
و الان چی؟ قراره باهاتون چیکار کنن؟
یسری آزمایش تکمیلی ازم می گیرن
بذارین یه چیزی بهتون بگم
از دراز کشیدن روی تخت و منتظرموندن و کاری نکردن متنفرم
باید از اینجا برم بیرون
ما بدون شما هم می تونیم این دزدای خودپردازو بگیریم
مسئله این نیست
مسئله دقیقا همینه
احتمالا دلم برای این پررویی تون تنگ می شه
ولی شما دقیقا همون کاری رو می کنین که دکتر کسلر بهتون میگه
کشتین منو
ویکی نوشته که حالش خوبه
واقعا شانس اورده
راستی بابات می خواست باهات حرف بزنه
باهات صحبت کرد؟
نه . در چه مورد؟
پس حرف نزد
بابات 50 هزار یورو از بایگانی شواهد گرفته
توی ترکیه هروئین خریده و می خواسته بندازه گردن احمد باغچی
مکس این چرت و پرتا چیه می گی؟
وقتی داشته این کار رو می کرده باغچی گیرش انداخته
بخاطر همین بود که کشتش
دانا ، خودت باهاش حرف بزن
سلام . همش خواب بودی
من ایزابلام
سلام . ویکی ام خوشبختم
تو هم نارسایی کلیه داری؟
اره ظاهرا
افتضاحه
من اولش خیلی ضعیف بودم
تقریبا دو ماه پیش
چی؟ دو ماه؟
وای . اصلا نپرس
عوارضش خیلی زیاد بود
البته جفت کلیه های من مشکل داشتن
انگار منم همینجورم
عه پس تو هم خرشانسی
نظرت درموردش چیه؟
مهربون بنظر می رسه . به هم میاین
هانس
کلیه شو بهم اهدا کرد
...ببینم یعنی
تو پیوند کلیه لازم داشتی؟
تنها شانسم بود
ولی اون خودش خواست اینکارو بکنه
من هیچ وقت روم نمی شد ازش بخوام
آره . و الان بالاخره این جا گذاشته که برم
کتاب خوندن دوست داری؟
آره . همه جور کتابی بجز رمانای جنایی
پس اینو می ذارم پیشت باشه
مرسی
خواهش می کنم
سلام عزیزم
خوبم
آره اصلا نمی تونم صبر کنم
فقط یه شب دیگه مونده
آره می دونم
منم عاشقتم
گرک ، این برای بار آخر بود باشه؟
برای بار آخر
داری چیکار می کنی؟
پیغام خود را بگذارید تا با شما تماس بگیرم
سلام منم
... فقط می خواستم بهت بگم که
خب
من تصادف کردم
ولی خیلی ناجور نبود
من حالم خوبه
نگران نشو
اگه می تونی باهام تماس بگیر
الان نیاز دارم باهات حرف بزنم ، خب؟
امیدوارم تو هم خوب باشی ...و
دلم برات تنگ شده
خب دیگه همین بود خداحافظ
لعنت
کمک ... کمک
چی شده؟
نفس نمی کشه
چی؟
نفس نمی کشه
ایست قلبی
تنفس و نبض نداره
احیا می کنیم
بله چشم
فاصله بگیرین
شوک
خانم رایزینگر حالتون چطوره؟
چه اتفاقی افتاد؟
ایزابلا کجاست ؟
متاسفانه نتونستیم براش کاری کنیم
ولی اون که حالش خوب بود
... سرحال بود و
خیلی دنبال کارای ترخیصش بود
... ما هم دلیلش رو نمی دونیم ولی
از عمل پیوندش زمان زیادی نمی گذره
یه دکتر توی اتاقمون بود
یکی که لباس سفید تنش بود
اون چرا کمکش نکرد؟
اگه کسی کنارش بود باید ثبت می شد ولی توی پرونده اش چیزی نوشته نشده
که اینطور
ولی یه نفر بود . مطمئنم
من توهم نزدم
پرستار مونیکا بهتون یچیزی میده تا آروم شین
سعی کنین بخوابین
الان بر می گردم
صبح بخیر عزیز دلم
صبح بخیر
صبحانه ات اینه؟
باید نگران باشم؟
بابا یه لحظه وقت داری؟
اره
ببین برات از طرف مامان بزرگ چی آوردم
نگاه کن با این چیزایی که روشونه چقدر دوست داشتنی شدن
بهشون می گه لنکلیکوواریان
بابا؟
بله؟
عه
ویکی
گرکان
یچیزی اینجا درست نیست
چی اونوقت؟
هم اتاقیم فوت کرد
آها که اینطور
No comments yet. Be the first to leave one.