Die ersten 200 Zeilen.
میخوای برای شام به من ملحق بشی؟
تیرانداز فعال
چیزی نیست
واقعاً، واقعاً اینطور نیست
میگند قراره خوب بشم
خیلی بهتر شد کی دیگه قراره این کارو بکنه؟
بهشون بگو چقدر اونجا فوقالعاده بودم؟
تو همیشه خیلی مراقب کتاب هات بودی
پس چرا اون یکی سر جاش نیست
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
...وقتی رفتم بخوابم اونجا بود
از این مطمئنم
داروی ضد اضطراب من
هر روز بعد از صبحانه میخورمش
و میدونم که دیشب اونو دیدم
و بعد امروز صبح غیبش زد
اونجوری که من شنیدم داری خریدهاتو سر جای خودشون میذاری
تعجب کردم
میتونی هر چیزی توی آپارتمانت پیدا کنی
تازه یه سری فایل های مخفی یو.اس.بی
از دوست پسر مردهات ارسال کردی
به افبیآی فرستادی
این هر کسی رو گیج می کنه
کلینیک مایو
میگه تو هفت ساعت در شب نیاز داری
هفت ساعت وقت داری سانی
در روز یا در هفته؟
کمبود خواب، یعنی همین
شاید هردوتاتون درست بگید
من وسواس فکری زیادی در مورد تحقیقات ریگبی داشتم
باید خودمون به تحقیقات ادامه بدیم؟
مهارتهای هکری من فقط تا یه حدی میتونه پیش بره
بازی تموم شد
جدی میگی؟
تو از قبل هم بدتر شدی
وقتی که تو دبیرستان کونتو پاره میکردم
صبر کن، صبر کن، صبر کن. تو گیمر بودی؟
آره، هر روز بعد از مدرسه، کلاس دهم
من و مت این جلسات بازی حماسی رو شروع می کردیم
تو زیرزمین خونهاش
بچه ها میدونید چی پشمریزونه؟
من هنوز هم اون صدا رو خیلی خوب میشناسم
که تقریبا مثل اینه که دوباره میتونم ببینمش
بهترین چیز بعد بازی
از وقتیه که اون روزها رفتند
اینقدر مطمئن نباش
تماس از سرپرست بنت
قربان؟
خودتو آماده کن تس
ما دو تا جسد داریم
به سمت راست بپیچ
ما رسیدیم
باشه. یه اسکن بهم بده
میدونی، من و جیک
یک بار بلیط باله به ما پیشنهاد شد
۲۰دقیقه طول کشید
وایسا تا اینو ببینه
جیک اینجا نیست، رفیق
اون وارد پرونده دتسکی شد، پس
تو گیر من افتادی
اونا اوون کوپر رو از دسته چهاردهم به عنوان بازیکن ذخیره به ما قرض میدند
بیخیال. دارن ما رو گیر میندازند
با یه دست دوم از چهاردهم؟
آره، بنت میگه که حالش خوبه
...البته ؛ چی میخواد بگه اون افتضاحه؟
چه احساسی داری؟
فقط وقتی می خندم درد میگیره پس لازم نیست نگران باشی
خیلی خب. چی داریم؟
بریجیت و ملیندا لمب
۴۵و۱۸ساله
مادر و دختر هستند
هر دو در عرصه رقص بسیار مورد توجه هستند
بریژیت عضو خانواده سلطنتی باله است
اون در بخش پاس دو مدال طلا گرفته
در مسابقات بین المللی باله موسکو
کسی میدونه؟
چیزهای زیادی در مورد باله
من خیلی چیزها درباره خیلی چیزها میدونم
و بریجیت الان مربیه
ملیندا... دخترش و دانشجوی ممتاز
...ظاهرا ترکیب سالمی نیست چون
هردوتاشون مردند
و ملیندا شبیه تیرانداز شده
دو زخم ناشی از اصابت گلوله
زخمهای ناشی از ورود به ناحیه خلفی قفسه سینه دیده میشه
از پشت تیر خورده؟
هیچ اثری از سلاح نیست به جز روی دختره
یک گلوله
سه پوکه فشنگِ خرجشده که در دیوار گیر کرده بودند
۰.۹ میلیمتر
و اونا با جعبه نیمه خالی مطابقت دارند
توی کیف ورزشی دختره پیدا کردیم
خب دختره ساعت ۷عصر با مامانش بود
کی به خودش سخت میگیره
و دو ساعت اضافی تمرین می کنه
...مامانش پشتش رو چرخوند تا آهنگ رو
دخترش اسلحهای از کیف ورزشیاش بیرون میکشه
...و بینگو
دو تا تیر به مامانه میزنه
...و بعد اسلحه رو به سمت قلب خودش نشونه میره
برای بازدید ساعت ۱۰:۱۳ شب
وقتی دستور تیراندازی داده شد
فیلم امنیتی داریم؟
نه ؛ هیچکس ندیده کسی بیاد
بعلاوه، رقصندهها بعد از ساعت شش به کارتهای کلید نیاز دارند
و آخرین کسی که ازش استفاده کرد منیلدا بود
در مورد ساختمان چطور؟
نقطه ورود و خروج دیگه ای نیست؟
هیچی نتونستیم پیدا کنیم
از کجا تونست اسلحه گیر بیاره؟
ما تست ردیابی انجام میدیم
ما مدارک رو بررسی می کنیم ...با خانواده مشورت می کنیم
اما این یه قتل خودکشیه
باز و بسته است
چرا بنت به من زنگ زد؟
خب، باید ازش بپرسی
اگه لازم داشتی فقط فریاد بزن من همین اطرافم
خب، تس، به چی فکر میکنی؟
اینکه دخترای نوجوان به ندرت به خشونت با اسلحه روی میارند
بگو چی میبینی؟
احتمالا چیزی رو از قلم انداختیم
...وایسا ؛ وایسا ؛ اونجا
یه چیزی روی زمینه
...سمت چپت ؛ مستقیم پایین
ساعت ۱۰:۰۰
نوعی نوار چسب
خون روشه؟
این نوار چسبیه برای اینکه به همون چیزی که میخوای شلیک کنی
بیشترین لکه خون رو داشت
خب از کجا میخوای شروع کنی؟
بیا این نوارچسب رو برداریم
ما به چیزای بیشتری نیاز داریم
اگه اعضای خانواده بیشتری هم باشند
میخوام با اونا صحبت کنم
آره، یه خواهر بزرگتر داره
به نظر میاد با این سه ساعت خواب خیلی سرحالی
مت درست میگه من خیلی خستهام
میدونی، من شنیدم چرتهای کوتاه حال آدم رو بهتر میکنه
و بهره وری رو بهتر می کنه
آره؟
اشکالی نداره اگه یه کم استراحت کنم؟
تو تنها راهنمای این بخش نیستی
برو یه کم استراحت کن
میخواستم در مورد مادر و خواهرت باهات صحبت کنم
میشه درباره رابطه اونا بگی؟
منظورم اینه که، مامانمون اهل پیک نیک نبود
اما ما همیشه مشکلات رو حل می کردیم
پس ملیندا هیچوقت خشن نبوده؟
نه
با این حال اون اسلحه داشت؟
اصلا نمیدونم اونو از کجا آورده
باشه
...تلخه اما
از وقتی که دختر بچه بودم
من قبلا اونا رو مثل گل تصور می کردم
ملیندا بنفشه بود
ظریف اما محکم میدونی؟
مامان یه زن سنبل بود ...خودنما ؛ جسور
بنفشهها نمیکشند
ملیندا تا حالا مشکلی داشته؟
با سلامت روانش؟
هیچوقت اونو اینقدر خوشحال ندیده بودم
اون به تازگی برای جایزه لوزان دعوت شده بود
این خیلی مساله مهمیه
فقط میتونم تصور کنم
با کسی قرار میذاشت؟
دوست پسر داشت؟ دوست دختر؟
چیزی نبود که خبر داشته باشم
البته خودم نخواستم
شما دو تا با هم صمیمی نبودید؟
نه مثل وقتی که کوچیکتر بودیم
...من فقط
بعد از اینکه از اونجا رفتم زیاد سر نزدم
آخرین باری که همدیگه رو دیدید کی بود؟
ماه گذشته ما در استنلی پارک صحبت کردیم
بیشتر من حرف زدم
این بین شما دوتا غیرمعمول بود؟
یجورایی گوشه گیر شده بود؟
اون در حال آموزش بود
یه رقصنده به تمرکز نیاز داره
پس من بهش فضا دادم
فقط همین؟
آره، فعلاً
باشه. پنجشنبه. خداحافظ
پروفسور آلین
عاشق کاریم که با اینجا کردی
اون یه شوخی بود
نمیتونم بفهمم
پیامم رو گرفتی
...آره ؛ که برام جالب بود
مخصوصاً اون قسمتی که به تس نگفتند
چرا؟ اون دفعه چه نقشه ای داشتی؟
تا حالا اسم قاتل شب رو شنیدی؟
آره البته اکسم یه گیمر بود
خب، این مورد علاقهی تس بود
...داشتم به خودم یاد میدادم که موجا
این نرمافزار جدیده فوقالعاده سریعه
بازی رو عوض می کنه
به هر حال ازش استفاده کردم
No comments yet. Be the first to leave one.