Die ersten 200 Zeilen.
ریچی؟
.میدونستم که پیدام میکنی
!کمک! نه
!ریچی
!عزیزم- !عزیزم-
.چیزی نیست. هیچی نیست- چی شده؟-
دوباره همون خواب رو دیدی؟
.هـی، مشکلی نیست
هـی، پیش مایی مامور .پیش مایی باشه
میخوای راجبش حرف بزنی؟
.نه
خانه پیش از تاریکی :فصل دوم قسمت اول تسلیم نشو
.نگرانشم
از وقتی که اون ون رو از دریاچه .کشیدن بیرون
.آره، میدونم
تقریباً یه سالی شده مطمئنم الان بهتره
اون وقتی اتفاق ترسناکه توی نیویورک افتاد اصلا پلک رو هم نمیذاشت
فکرمیکنم شاید بیماری اجتماعی یا یه چیزی داره
.جدیام
.ببین، اون موقع کوچیکتر بود .فهم زیادی نداشت
آره، شایدم بخاطر اینه که خیلی نزدیک خونه بهش برخورده
شاید باید بذاریم چیزایی رو ببینه که بچههای همسن اون نمیتونن ببینن
.آره، انصافاً اون همش از این چیزا میبینه
شاید اون یکم بیشتر به تعادل توی زندگیـش نیاز داره
میشه خودتو با کارات نکشی؟- .آره-
آره. خب، یه خبرخوبم هست بزرگترین شانسی که آورده
بهترین شانسش .اینه که یه جامعهشناس نیست
اوکی؟
.صبحونه
کسی صدای انفجار شنیده یا یه نور درخشان دیده؟
.طرفای 2:30 شب بود- .آره، ساعت هیلدست-
خیلیخب بچهها، کی امروز واسه مدرسه هیجان زدست؟
.من- تو؟-
.آره. من عاشق مدرسم .من عاشق مدرسم
خدایی، یکم حیاکنید دلم تنگه شده واسه وقتایی که همش دعوا میکردید
واقعا بابا؟ راجب غذای پیکنیکی نوشتی؟
آره، خب این غلاتی که شما نمیخورید هزینه زیادی نداره
پس لطفا غلات گرون قیمت بخورین
غذای پیکنیکی؟- .آره-
کار کاره دیگه ماموراکتشاف بهم اعتماد داشته باش
هرکاری که میتونیم باید انجام بدیم چون بابابزرگ از این به بعد باما زندگی میکنه
کاریش نمیشه کرد
اوکی.خب، بابا، داشتم فکرمیکردم
اگه بابابزرگ مستقر بشه .شاید بتونیم برگردیم پورتلند
و سعی کنیم بفهمیم کی به آدمربا پول داده
شاید یه چیزی دستگیرمون شد
ببین هیلد، ما هشت ما درگیر زوایای کارشدیم
و هرسرنخی که داشتیم ازبین رفت
عزیزم تو کار فوقالعادهای کردی
تو مدرکی پیدا کردی که به سم کمک کرد از زندان بیاد بیرون
از این بابت باید به خودت افتخار کنی
آره، خیلی مغرورانست. و مامان و من
.یه تصمیمی عملی گرفتیم- .آره-
پرونده ریچی فیف رسما بسته شده
.خدایاشکرت- چی؟-
خیلیخب، ببین میدونم چقدر معنی واست داره
قبول دارم واسه منم کلی معنی داره
ولی ببین داستانـت توجه ملی داشت درسته؟
هرکی با تلویزیون یا وصل شدن به اینترنت
اونا میتونن تا الان خونده باشنـش از جمله ریچی
.ولی بابا ممکنه هنوز اونجا باشه- آره، خب، راجبـش فکرکردیم
اگه ریچی هنوز زندست پس راجب چیزی که اتفاق افتاده خونده
و اگه تا حالا نیومده خونه حتما دلیلی واسش داره
منظورت چیه؟- میگم شاید اون نمیخواد پیدا بشه-
شاید خوشحاله
آره، یا شایدم کل تئوریـت اشتباه باشه و اون مـ-ر-د-ه(مرده)
.ایز- یعنی معنیش اینه که ماهی بـ-د-نـ-ش(بدنش) رو خورده؟-
آره خب نگاه
درهرصورت باید شروع کنی داستانهای جدید رو پوشش بدی
نیاز به یکم استراحت داری کارهای عادی بچههای دیگه رو کن
فهمیدی؟
خیلیخب، گوش کن
این تغییری که توی وضعیت زندگیمون صورت گرفته روی هممون تاثیر میذاره
پس کسی سوال یا نگرانی درباره
ایزی، زودباش. باهام حرف بزن- خوبم-
چه حسی داری؟
گینی، سوالی نداری، عزیزم؟
بابابزرگ مشکلی نداره؟
باید یکم استراحت کنی باید شروع به خوابیدن کنی
فهمیدی؟
.فلوت زدن واقعا کسل کننده بود
همش به بابام میگم باید برای زمستون .بریم به جاهای گرم، مثل داه
خیلی خوشحالم امسال، به جای پارسال رفتیم مکزیک
.هی ایزی
واسه تعطیلات کجا میری؟
یه سفر فوتوشاپی دیگه به پاریس
.نه. ما همینجا میمونیم
بابابزرگم حالش خوب نیست بخاطرهمین جایی نمیتونیم بریم
...اما جای خفنی میریم، خب
.بهتره امروز 200 تا عضو بگیریم
سلام، عضو مجله ساعت جادویی چرونیکل شدید؟
پشت کارت تخفیف دانشجویی هست
سلام، عضو مجله ساعت جادویی چرونیکل شدید؟
پشت کارت تخفیف دانشجویی هست
هوشیاری برای حقیقت"؟"
فکرمیکنه چون مقاله نوشته خیلی کار شاخی کرده
.سوژه نیویورک تایمز هم شده
.درواقع جزء روزنامههای ملی بود
باشه. هیچکی هیچجوره روزنامه نمیخونه
خب، فکرکنم اگه بدونی جنگ مطبوعات چیه خوشحال میشی
که منجر به افزایش محبوبیت روزنامه نگاری شد
درسته، بچهها؟
تو راه کلاستی؟
.بله، خانوم
سلام، عضو مجله ساعت جادویی چرونیکل شدید؟
.برو
قول میدی وقتی مامان داره کاراشو انجام میده خوب و ساکت باشی؟
امروز اخرین روزیه که قبل از شروع مدرسه ،میای دفترم
پس باید خوب روی کارهای هنریت کارکنی خب؟
هی. ببخشید. سلام
.سلام- .ببخشید-
هی، میشه برای دادخواست کیم کلینز امضا کنید؟
برای پناه دادن به یک جنایتکار و" "به خطرانداختن جان فرزندان ما
امیدوارم شماها دارید شوخی میکنید
.قبول کردنـش واسم سخته. ممنون
.لیسکو
ببین، من به حق قانونیـت برای جمع کردن رای احترام میذارم
اما اینم میدونی که کارت درست کشیده شده توی محل کارم؟
آره، فکرشو نمیکردم
.روز خوش. بیا عزیزم
فکرمیکنه چون مقاله نوشته خیلی کار شاخی کرده
.سوژه نیویورک تایمز هم شده
.به مقرفرماندهی خوش اومدید اینجا روی داستانها کارمیکنیم
خیلی خفنه، نه؟
به اندازه کافی داستانها رو پوشش میدی، از اعتقاد به جادو دست برداشتی
منظورت چیه؟- .هیچی، عزیزم-
.مخفیگاه خوبیه
هی، هیلد، چی شده؟
پدر و مادرم فکرمیکنن میخوام پرونده ریچی فیف رو بیخیال شم
ولی فکرمیکنم یه اتفاقی توی شهر افتاده که گرفتنـش
پس ما هرداستان، هر سرنخ رو ...دنبال میکنیم، تا روزی
که بلاخره منصرف شی؟- .نه-
.این مارو به سمتـش راهنمایی میکنه
.اه، نه
.خوب نیست
.بارون زیاد باریده و آب این جارو گرفته
.هیلد- .بیخیالش-
.بیاین اینارو از اینجا بیاریم بیرون
باشه. اول مهمها میخوام ببینم گزارش دیگهای
از دیده شدن نور شدید اون شب هست یا نه
منظورت صاعقه یا رعد و برقه؟ ...پرونده بسته شد که
نه، اون با صاعقه و رعد و برق .فرق داشت، یه چیز بزرگتر
خب، این توی فصل مرطوب اری هاربر ثبت شده
.قرار نیست به این زودیا ازبین بره
،با تغییر آب و هوا
تو جایی که نباید، ابرقدرت طبیعی بوجود میاد
.نه، بچهها. این فرق داره
.باعث شد بیداربشم. واقعا بلند بود
مثل... مثل انفجار بزرگ و این چیزا بود
.باید با اداره آب و برق حرف بزنیم- فکرخوبیه
.میروم با تریپ صحبت کنم
غیرطبیعیه که سیستم پرفشار دورتر از اقیانوس اطلس حرکت کنه
سلام، آقای مورتون- سلام، هیلد-
...به اندازه کافی اینجا جا داریم. شما باید
.قهوه واسه شما نیست خانومم
سلام تریپ- سلام-
منظورم کلانتر جانسون بود، اقا یعنی خانوم
.به کمکت نیاز دارم
چرا همه اینطوری بهم خیره شدن؟
میتونی ازشون گله کنی؟
.منظورم اینه، نگاه با کلانتر بریج چه کردی
.خفن
به علاوه، یه عضو جدید توی دفتر هست و همه سر لبه ان
اون کیه؟
...ببین، باید بعدا برگردی چون
.کلانتر جانسون- بله؟-
میشه چند کلمه حرف بزنیم؟- بفرمایید-
شما کی باشی؟
.من هیلد لیسکو هستم. خبرنگارم
من فقط باید بدونم گزارش دیگهای راجب
انفجار یا نور زیادی طرفای 2:00 شب .هست یا نه
کلانتر جانسون، نگو که دلیل رسیدن اطلاعات ...به ایشون تویی
کوچولو؟- .آقا، من جزء مطبوعات هستم-
...و ما حق داریم که- .معلومه که نه-
ما فقط میخواستیم به پدر و مادرش زنگ بزنیم تا بیان و ببرنش
.خوبه
...از دیدنـتون خوشحال شدم، آقای
.رادرفورد
اسم کوچیکه؟- .آره، نه-
نه، یعنی اسم کوچیک ندارید یا نه، نمیخواید به من بگید؟
.هیلد
.بیا بریم
اون کی بود؟
نمیتونی همش بیای اینجا هیلد
من الان کلانترم و کلی کار جدید دارم که باید باهاش کنار بیام
مثل چی؟
خب، یکیش اینکه اون بیرون کلی ادم هست
اون رئیسـته؟
دادستان ایالت، بعد اتفاقی که توی پرونده سم افتاد فرستادش
.اون برای حسابرس کل گزارش مینویسه
بعدش چی؟- .خانومی-
بعدش تصمیم میگیره که کی سرکار بمونه
خب، در این صورت اون رئیسمه
واسه اولین بار قدرت گرفتم
و با استخدام یه نفر شبیه اون .اومد شد بالاسریم
تو به رئیس نیاز نداری
خودت رئیسی
اوکی پس
خب میشه بهم بگی دیشب اتفاق عجیبی افتاده یا نه؟
نیازی نیست به کلانتری بیام
No comments yet. Be the first to leave one.