Five Miles to Midnight

Five Miles to Midnight (Le Couteau dans la plaie)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Le couteau dans la plaie 1962 720p BluRay DD2 0 x264-playHD
Ein Kommentar von warez
Translated subtitle from English to Persian Le couteau dans la plaie 1962 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Veröffentlicht am: 2026-03-15
Downloads: 14
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

ببخشید باربارا، باید برم

چرا لیزا؟ متاسفم باربارا

پالتو رو میارم

اوه، ممنون. متشکرم

بیا بریم

پرواز چی شد؟ لغو شد؟

نه، نظرم عوض شد

فکر می‌کردم فردا صبح توی کازابلانکا منتظرت باشن

آره

باب، کی می‌خوای دست از بچه‌بازی برداری؟

کجا پارک کردی؟ اونجا، نبش خیابون

می‌تونستی یه زنگ بزنی

می‌دونستی قراره با باربارا برم شام

بعد اونا تصمیم گرفتن برن یه چیزی بنوشن

هیچ‌وقت به این‌جا نیومده بودم

می‌خوای تو رانندگی کنی؟

چطور مگه؟

رابطه‌تون خوب پیش نمی‌ره؟

تو گم شده بودی و من پیدات کردم

چی‌کار کنیم؟

بیا عزیزم، خودم آرومت می‌کنم

واو، می‌بینم که اصلاً عجله نداری

گوش کن، چقدر بهت بدهکارم؟

نظرت عوض شده؟

موضوع چیه؟

دیگه دوستم نداری؟

چقدر دیگه؟

حتماً داری شوخی می‌کنی

اون‌قدری بزرگ شدی که روی یه زن دست بلند کنی

اما بقیه‌اش فقط توی خیالته، نه؟

و در مورد اتاق خواب چی؟

باید بابتش پول بدم؟ دو هزار تا

هزار تا

آدم واسه خودش شخصیت داره

سلام

مجبور شدم پیاده بیام، تاکسی پیدا نکردم

آره، قبول دارم بد رفتار کردم. معذرت می‌خوام

منو می‌بخشی؟

نمی‌خوای جواب بدی؟

لیزا، چشم‌فرشته‌ای، باارزش‌ترین زنی

که توی اتوبوسِ ناپل پیداش کردم

خواهش می‌کنم منو ببخش

لیزا، تو خیلی برام مهمی

بعضی وقتا، مثل امشب، فکرِ اینکه ممکنه از دستت بدم

منو تا مرز دیوانگی می‌بره

لیزا، اگه یه روز ترکم کنی

نمی‌دونم چی‌کار می‌کنم. قسم می‌خورم که نمی‌دونم

خواهش می‌کنم مراقب باش

هواپیمایی آفرواِیر با تأسف تأخیر در حرکتِ

پرواز ۴۸۶ به مقصد کازابلانکا و داکار رو اعلام می‌کنه

لطفاً یکی دیگه برام بیار

فکر می‌کنی فکر بدیه؟

درای مارتینی تنها چیزیه که از خلبان‌های قدیمی برامون مونده

تا توی این عصرِ جت ازمون دفاع کنه

اصلاً چرا با هواپیما می‌ری؟

چون نمی‌تونم پیاده یا با قطار برم کازابلانکا

نمی‌شد یکی دیگه رو جای خودت بفرستن؟

فقط چون موقع سفر عصبی می‌شم؟

مطمئنی چیزی نمی‌خوری؟ من خوبم

دوباره داری به ساعت نگاه می‌کنی؟

چون باید قبل از اینکه فروشگاه تعطیل بشه، به باربارا زنگ بزنم

شنبه بعدازظهرها هم می‌ری؟

بهت اضافه‌کاری می‌دن

ببین، من قول دادم... که دوباره باهاش شام بخوری

باید یه جورایی یه کتاب بنویسی

«جاهای دیدنیِ پاریسِ سرزنده

مناسب برای خانم‌های تنها»

توجه فرمایید، مسافرین محترم

پرواز شماره ۲۱۲ به مقصد نیس و باستیا

لطفاً جهت خروج فوری به خروجی شماره ۲ مراجعه کنید

توجه فرمایید، مسافرین محترم

پرواز شماره ۲۱۲ به مقصد نیس و باستیا

لطفاً جهت خروج فوری به خروجی شماره ۲ مراجعه کنید

داری گوش می‌دی؟ آلن؟

گوش کن، فکر کنم یکم دیرم شده

شرکت هواپیمایی اس‌آاس اعلام می‌کند

پرواز شماره ۱۵۸ به مقصد کپنهاگ آماده حرکت است

امیدوارم حدود ساعت ۵ باشه

به نظرت مشکلی نداره؟

آره، رأس ساعت هفت و نیم

بسیار خب، پس فعلاً

با اون دوستِ سخت‌کوشت حرف زدی؟

آره، خبری از پروازت نشد؟

نه، هنوز نه

روزنامه هرالد تریبیون رو بهم بدین. ۵۰ فرانک می‌شه آقا

خیلی ممنون

سه‌شنبه با پرواز ۵۱۱ ساعت یک و نیم بعدازظهر برمی‌گردم

فکر می‌کنی باربارا بهت اجازه می‌ده به‌موقع بیای استقبالم؟

هنوز نمی‌دونم سه‌شنبه اینجا هستم یا نه

واسه چی؟

باب، هیچ امیدی نیست و خودت هم اینو می‌دونی

ولی عزیزم

بهت می‌گم که دیگه واقعاً طاقت ندارم، جدی می‌گم

می‌خوام ترکت کنم

فقط به‌خاطر دیشب؟

فقط بحثِ دیشب نیست

بیا یه بار برای همیشه با واقعیت روبرو بشیم

ازدواج ما هیچ‌وقت یه ازدواج واقعی نبوده و نیست

پیوندِ یه آدمِ لوس با یه پرستارِ بچه

ولی یه پرستارِ بچه زیبا

باب، خواهش می‌کنم

قبول دارم که شکست خوردم

و حق با توئه، ما زوج خیلی نادری هستیم

اما حتی اگه خودت ندونی، همون‌قدر که من بهت احتیاج دارم، تو هم به من محتاجی

عشقِ ما از اون مدل‌هاست که دنیا رو می‌چرخونه

شاید یکم پرالتهاب باشه، اما این چرخ‌وفلک از حرکت نمی‌ایسته

شرکت هواپیمایی «آفرو-ایر» خروج فوری پرواز ۴۸۶ رو اعلام می‌کنه

به مقصد کازابلانکا و داکار

پرواز توئه، باب

پای کس دیگه‌ای در میونه، لیزا؟

هنوز نمی‌دونی. فقط من... چی شده؟

الان نه، بهتره بری

چیزی نیست. خوبم

تا برنگردم کاری نمی‌کنی؟

بهم قول بده. آره، قول می‌دم

نمی‌خوای خداحافظی کنی؟

خداحافظ، باب

خیله‌خب، به باربارا سلام برسون

راستی، امیدوارم باربارا باشه

چون اگه جای یه مَردِ دیگه بودم، شاید

خداحافظ

همیشه بهت گفتم لیزا، باید منو به عنوان معشوقت قبول می‌کردی

بدون معشوق، ازدواج غیرقابل‌تحمله

خواهش می‌کنم، آلن

سودا یا آب؟ سودا، لطفاً

ببخشید آلن، شاید شبیه آدمای هیستریکی به نظر بیام که مدام بهت زنگ می‌زنن

اما به کمکت احتیاج دارم

خب، چِت شده؟

خیلی احمقانه‌ست. معلومه، درباره‌ی باب. آره، باب

بهش گفتم که دارم ترکش می‌کنم

طلاق می‌خوام

طلاق؟ به این سادگی‌ها نیست

این‌طوری دوست داری؟ خوبم

راستش رو بخوای، اول از همه چیزی که هیچ‌وقت نفهمیدم

اینه که اصلاً چطور با هم ازدواج کردین

خب، اون چی گفت؟

باورش نمی‌شد

خودت که می‌دونی، اون چیزی رو که نمی‌خواد باهاش روبرو بشه، قبول نمی‌کنه

اما آلن، این بار واقعیت داره

چون اگه الان این کارو نکنم... خودت که می‌شناسیش

اون مثل یه... اختاپوسه

سخته بخوام درباره پسری که از بچگی می‌شناختمش قضاوت کنم

اما حقیقت همینه

یه اختاپوسِ جذاب البته، و خیلی هم پُر از محبت

اما وقتی اون بازوهای معصومش به کار می‌افتن

باید مراقب باشی

یکی از اینا بردار. اوه، نه، ممنون

نگران نباش، اون مسئول نامه‌هاست

ایشون آقای استوارت هستن

ممنون، مادام ایرما. امشب عالی شده

با عصبانیت داره می‌ره، اصلاً فرصت نکرد ببینه من با کی بودم

آلن، نمی‌دونم تو تمام اون مدت چه بلایی سرم اومده بود

شاید دوسش داری

دوسش دارم؟

خب، اگه این‌طوری راحت‌تری، قبلاً دوسش داشتی

واقعاً دوسش داشتم؟

شاید همون اول که با هم آشنا شدیم

ولی طولی نکشید که فهمیدیم اشتباه کردیم

اون هیچ‌وقت حاضر نبود اعتراف کنه، حتی پیش خودش

تمام این دعواهای مسخره و صحنه‌های حسادت هم تقصیر همین بود

یه جورایی تقصیر خودتم هست. همیشه گذاشتی هر کاری دلش می‌خواد بکنه

قبول دارم. چند باری قبول کردم که از پیشش برم

ولی بعدش مثل بچه‌ها لبخند می‌زد و

کشته در سقوط هواپیمای پاریس-کازابلانکا ۵۷

هیچ‌کس زنده نمونده

گوش کنید! با آخرین اخبار در خدمتتون هستیم

سلام ژان، آلن استوارت هستم

در مورد سقوط هواپیمای پاریس-کازابلانکا چی می‌دونی؟ همون سقوط هواپیمای کازابلانکا؟

حوالی کجا؟

این خبر تأیید شده

من ماشینو میارم جلوی در

باب بیچاره، نیروی هوایی رو ول کرد چون می‌گفت دیگه شانس باهاش یار نیست

لیزا، اگه کمکی از دستمون برمیاد، اصلاً تردید نکن و خبرمون کن

حتماً همین کارو می‌کنم

فردا باید برم ولی قبلش می‌بینمت

ممنون، فیل

روز بخیر خانم. مادمازل

روز بخیر، خانم دووال

می‌خواید براتون چای یا دمنوش درست کنم؟

نه ممنون. خوبم

لیزا، نمی‌خوام بهت پیله کنم ولی باید سعی کنی یه کم بخوابی

همین کارو می‌کنم

باز اون زنه و صدای آهنگش شروع شد

اصلاً تمومی نداره؟

الو

بله

بله، یه لحظه گوشی دستتون

فکر کنم آلنه

ببخشید، خانم مکلین اینجا نیستن

بگید فردا باهاشون تماس بگیره

خیلی ممنون. خدانگهدار، خانم مکلین

خیلی خسته‌ام

یه خستگی وحشتناک

بیا، اینو بخور. یه کم قویه ولی الان به همین احتیاج داری

خانم دووال. بله، مادمازل

لطفاً یه لطفی در حق من بکن، کلر

بیا بریم عزیزم

به یه خواب طولانی و آروم احتیاج داری

همیشه از این قرص‌های خوب داری؟

آره. از کجا میاریشون؟

Five Miles to Midnight subtitles in other languages

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left