Revenge

Revenge

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Revenge S03E03 Confession WEB-DL H 264 KiNGS
Ein Kommentar von erosman
من فقط هماهنگ کردم و کمی ویرایش

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Veröffentlicht am: 2014-12-26
Downloads: 35
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

پدر من یه مرد بیگناه بود که

بدست یه عده آدم قدرتمند نابود شد

گریسون"ها پشت همه قضایا بودن" و باید تاوان پس بدن

من همه زندگیم رو وقف این کردم که انتقام مرگ پدرم رو بگیرم

بالاخره یه نفر میفهمه که تو کی هستی

دست از تلاش بر نخواهم داشت تا زمانی که همه بانیان اونکار تاوان پس بدن

اگر اجازه بدی من محل دفتر رو انتخاب کنم درخواست کارت رو قبول میکنم

این اخلاق تو دقیقاً همون چیزیه که من از یه ناشر خوب انتظار دارم

این سند مالِ خونه "نولان"ـه که به اسم "امیلی" ثبت شده

سرمایه شما دست اونه

ـ نفر بعدی کیه؟ "ـ "پائول ویتلی

پدرم شاهد این بوده که اون یه سری جلسه مخفیانه

با کسانی داشته که توی اون ماجرا بهش خیانت کردن

اون الان برای یه نفر که قدرت بیشتری نسبت به رئیس قبلش داره کار میکنه

دنیل" و "امیلی" از من خواستن که" خطبه عقدشون رو من بخونم

تو در مورد بمبی که باعث مرگ دکلان" شد خبر داشتی"

الان وقتشه که من بخاطر گناهانم مجازات بشم

فکر کنم پدر "پائول" میتونه کاری بکنه که "کنراد" اعتراف کنه

اونم به همه کارهاش

گفته میشه که اعتراف کردن میتونه کمک کنه تا یک روحِ گناهکار به آرامش برسه

و میتونه ما رو از خجالت و پشیمانیِ حاصل از اشتباهاتمون رهایی ببخشه

وقتی که زمانِ مرگ فرا میرسه

بسیار از مردم حس میکنند وقت اون رسیده که کارهای اشتباهشون رو جبران کنند

چونکه اگر حتی مرگ ما رو نکشه

شیاطین اطرافمون ما رو نابود خواهند کرد

"شارلوت"

اینو بخاطر پدرم بهت میزنم

نون قندی میخوری؟

انگار خواب بد دیدی

از اونایی بود که آدم رو از خواب میپرونه

ـ تو خواب داشتی واسه "شارلوت" گریه میکردی ـ راست میگی

انگار داروهام بجای اینکه منو بخوابونه

منو دچار کابوس میکنه

بنظر میاد اینایی که میگی جزو اثرات جانبیِ عذاب وجدان باشه

دنیل" گفت بهت بگم دوست دارم" معنیش اینه که دیگه نمیخواد باها کَل کَل کنه

خوبه، پس واسه همینه که بچه هام به دیدنم نمیان

این حرفت باعث نمیشه که حس بهتر داشته باشم

بدتر از همه اینه که همسرِ نفرت انگیزم انتخاب کرده تا

بره پیش اون فرزندیش زندگی کنه که من ازش چندان دلِ خوشی ندارم

کس دیگه ای نیست که بتونه بیاد پیشت

و کمکت کنه تا این مشکل رو پشت سر بزاری؟

تمام زندگیم رو صرف روابطی کردم که

به کارم مربوط میشد الان مثل قوم شکست خورده مغول هستم

توی فرماندار بودن هم که شکست خوردم حالا هم که دارم توی تنهایی، بدون هیچ دوستی میمیرم

پدرم همیشه میگفت

فقط زمانی میشه واقعاً روی خانواده حساب کرد که

یه فاجعه غم انگیز روی میده

من مطمئنم که تو یه راهی پیدا میکنی تا دوباره خانواده ات رو پیش خودت برگردونی

و این چند ماه آخر رو کنار هم سپری میکنید

چند ماه؟

من امیدوار بودم چند سال وقت داشته باشم

منم امیدوارم

همه ما امیدواریم

خب، من منتظر روزی هستم ما بتونیم

خارج از قایق بادبانی و روی پُل همدیگه رو ملاقات کنیم

اینطوری زیاد رمانتیک به چشم میایم

من یه حساب بانکی توی جزیره "کِیمَن" پیدا کردم

"که درست هم قیمتِ خونه "نولان ازش پول برداشت شده

فقط باید صاحبِ حساب رو پیدا کنم

اگر همه چی خوب پیش بره میتونیم سرمایه شما رو برگردونیم

ـ اونم تا آخر همین هفته ـ اگر "امیلی" کلاهبرداری باشه که دنبالشیم

و من تمام مدت بهش مشکوک بودم باید آدم خیلی باهوشی باشه

و باورش یکم سخته که بشه گفت آدمی به اون باهوشی ممکنه

ـ از خودش این کاغذ و اسناد رو بجا بزاره ـ آره، این یکم شک برانگیزه

واسه همین هرچی زودتر من از سایه بیرون بیام

و به جمع اطرافیانش بپیوندم بهتره و میتونم بهش رودست بزنم

چی باعث شده که تو فکر کنی اون دوباره تو رو قبول کنه؟

من اشاره کردم که اون بهم خیانت کرد

ولی بهت نگفتم چطور اینکارو کرد

اون

دید که من پشتیبانِ "دنیل" هستم

حتی زمانی که اونا نامزد کردن

من خیلی احمق بودم که فکر میکردم اون

همه چیز رو رها میکنه و با من میاد تا از همپتون بریم

خب، اگر اون دنبالِ پول ما بود

چرا اینقدر توی کارش تعلل کرد؟

مگر اینکه اون "دنیل" رو دوست داشته باشه

خب، فکر کنم در این مورد خودت باید شخصاً تحقیق کنی

با "دنیل" صحبت کن

اجازه نده که اون بفهمه تو داری تو کارایِ "امیلی" سرک میکشی

اگر بخواد به اون وفادار باشه دروغ میگه و نمیشه بهش اعتماد کرد

جیو" منکه ازت نخواستم یه شهر دریایی بسازی"

فقط یه محوطه میخوام که نزدیکِ ساحل باشه

و پنج یا شش تا دلفین توش شنا کنه

تا مردم بتونن باهاشون شنا کنن

ـ انگار قصد نداری یکم صرفه جویی کنی ـ نه

البته واسه مهمونیِ خوش آمد گویی به تو

کمتر از این رو هم انتظار نداشتم ولی خودمونیم، همه نیویورک رو دعوت کردی؟

نه، من درست 100 نفر رو دعوت کردم تا مطمئن بشم

این رویداد منحصر به فرد ترین اتفاق این فصل باشه

و حالا که "ویکتوریا" ورشکسته شده

یه نفر باید جای اون رو پر کنه

تازه جدای ورشکستگی شوهرش هم داره میمیره

فکر کنم واسه همین باشه که پاتریک" رو برده به عمارت خودشون"

میخواد با اینکار "کنراد" رو زودتر بفرسته توی قبرش

جنابِ آقای "آزبورن" نمیتونه زیاد توی این دنیا دوام بیاره

مخصوصاً بعد از اینکه درب رو تو رویِ "امیلی تورن" با ضرب بست

الان همه توجه من به "کنراد" معطوفه

"تنها چیزی که لازم داری اینه که پدر "پائول هرطور شده از "کنراد" اعتراف بگیره

واقعاً جای تاسف داره که "اون بالاجبار رفته به ایالت "مِین

اونم فقط بخاطر کاری که من بهت گفتم انجامش ندی

الان دیگه خوب میدونم که توی مجازاتِ اون مرد مرتکبِ اشتباه شدم

با اونکار فقط کارا رو واسه خودم سخت تر کردم

ولی اگر بتونم "کنراد" رو مجبور به اعتراف کنم

به اون چیزی میرسی که تمام مدت میخواستی

و میتونی اسم پدرت رو از همه چی مُبراء کنی

من هرگز تصور نمیکردم "کنراد" آدمی باشه که حاضر به اینکار بشه

ما عکسِ "نولان" رو روی جلد نمیزاریم

فکرش رو بکن، اون از شهرت توی کارای تکنولوژی سقوط کرده

و یه مدت رو توی زندان سپری کرده

و حالا هم پیروزمندانه به همپتون برگشته

ـ اون متهم به کارای تروریستی بوده ـ اشتباهی متهم شده بود

با این حال ما همچنان نباید خودمون رو

درگیرِ کارای کثیف اون بکنیم

ببین اون چه بلایی به سرِ شرکت قبلی من آورد

شاید بهتر باشه ببینیم شرکت قبلیِ تو چه بلایی به سرِ "نولان راس" آورد

اون هنوز با کسی مصاحبه نکرده

به این فکر کردی که چی میشه اگر یه داستان بزرگ و خوب

پشت اون اتهام مخفی شده باشه؟

فقط یکم صبر کن ببینیم چی پیش میاد، باشه؟

عذر میخوام اگر که تلاش تو برای جلوگیری از روی دادن یه خراب کاری رو

نشات گرفته از ضعف تو قلمداد کردم ولی من سردبیر هستم

هر کس رو که بخوام میبرم روی جلد

حالا هم خیلی ازت ممنون میشم اگر بتونی من رو توی لیست مهمون های "نولان" قرار بدی

تا بتونم از نزدیک با اون در ارتباط باشم

ـ من دعوت نشدم ـ میدونم، ولی "امیلی" دعوت شده

فکر میکنی باید از اون درخواست کنم؟

باشه، ببین من قضیه رو با "نولان" در میون میزارم

ولی فکر نکنم اون علاقه ای به اینکار داشته باشه

میشه فعلاً بیخیال این بحث بشیم؟

من شش روز گذشته رو صرف این کردم که

دعا کنم و از خدا بپرسم که چرا همچین اتفاقی افتاد

میدونم که همه فکر میکنند من گناهکارم ولی برام پاپوش درست کردن

اون سوالاتی که میپرسیدی خیلی مهم بودن؟

تو فکر میکنی اونکار خواست خدا نبوده؟

برای جلو رفتن و پیشرفت تو باید به درون خودت نگاه کنی

ممنون برادر

پدر، منو بخاطر گناهانی که مرتکب شدم ببخشای

مطمئن باش، من از همه کارات آگاهم

و میخوام که تو رو ببخشم

من این بخشش رو شامل حال همه نمیکنم

ولی باید بخشش من رو بدست بیاری

اگر تو واقعاً مرد عادلی هستی که البته من شک دارم

و اگر واقعاً به عهد خودتون وفادارید

پس باید سخنان من رو نزد خودتون نگهدارید درست میگم؟

ـ من سوگند خوردم که رازدار باشم ـ خوبه

چونکه من میدونم تو کی هستی پدر

میدونم که تو در بلایی که سالها قبل به سرِ

دیوید کلارک" اومد دست داشتی"

تو همون کسی هستی که واسم پاپوش درست کرد

من میخواستم کاری کنم که تو زجر بکشی

درست به همون اندازه که دیوید کلارک" زجر کشید"

ولی متوجه شدم که خیلی دیر شده تا

من در مورد تنبیه شما اشتباه کردم

تو کی هستی؟

"امیلی تورن"

آماندا کلارک" دوست من بود"

اون میدونست کاری که "کنراد" با پدرش کرده بود

فقط یکی از گناهانِ "کنراد" بوده

من میخوام شما اون رو متقاعد کنید در برابر همه دنیا اعتراف کنه

اگر این کار رو بکنید من اسم شما رو از لیستم پاک میکنم

و میتونید برگردید سرِ کارهاتون و به بیگناهان کمک کنید

ولی اگر اینکارو نکنید من اسرار شما رو فاش میکنم

و کاری میکنم بابت کارهایی که کردی حسابی تاوان پس بدی

وسایلت رو جمع کن باهات تماس میگیرم

بعدش چی؟

بعداً از اینکارت پشیمون میشی

مایه خجالته که ما مجبور هستیم

خونه هامون توی اروپا رو بفروشیم

اونم قبل از اینکه تو حتی فرصت دیدنشون رو داشته باشی

این تابلوی آسترِ نقره ایه

مجموعه های هنریِ من دارن به خونه برمیگردن

این یکی از کارای "شاگال"ـه، درسته؟

بازش نکن، صبر کن تا همه رو با هم ببینی

ـ میخوام برم پیشِ "دنیل" و برگردم ـ باشه

ای احمق

مگه یادت نیست که دکترا گواهینامه رانندگیت رو باطل کردن؟

تستاروسا" منو یاد دوران جوونیم انداخت"

میدونی این به چه معنیه "پاتریک"؟

مطمئنم که در کلیولند شکسپیر داشتند

برای ایندیانز (بیس بال) بازی میکرد؟ دوران جوانی

وقتی که من جوان بودم و قدرت داوری داشتم و بسیار هم خونسر بودم

که فکر کنم تو حسابی باهاش آشنا هستی

حالا حس میکنم که همه کارام رو انجام دادم

و میتونم با خوشحالی به بقیه کارام برسم

البته فکر نکنم هرگز خوشحالی من برای تو مهم بوده باشه

لازم نکرده زیاد حرف مفت بزنی من همین الان حسابی نگران تو بودم

آره جونِ خودت

شرط میبندم تو حتی خبر نداشتی که من توی رختخوابم نیستم

لازم نکرده جلوی پسرت واسه من ژست بگیری

اینجا بارِ دزدادی دریاییه، من موقتاً اینجا ساکنم

تو توی بار زندگی مکنی؟

فکر میکردم فقط خودم ناامیدم و از دست خانواده فرار کردم

"خب، راستش "جک" و "کارل جزو خانواده من هستن

اینا خانواده واقعی من هستن

انگار با وجود اینکه مدتها در فرانسه بودی چندان لهجه ات تغییر تکرده

سلام "جک"، بیا با "مارگو" آشنا شو

اون به تازگی دفتر مجله اش رو منتقل کرده این اطراف

ـ سلام ـ سلام

اگر درست از ورق هات استفاده کنی معنیش اینه که میتونی تو کارت موفق بشی

More Farsi Persian subtitles for Revenge

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left