Die ersten 200 Zeilen.
خب درباره متیو؟
چیه؟ ما متیو رو دوست داریم
و ما جیک رو هم دوست داریم؟
جیک سر کاره و این کار ممنوعه
امنیت سطح 5 الزامیه
جیک گفت از اسم کاربریش برای یه پرونده بی نتیجه استفاده کرده
اون یه پرونده امنیتی سطح پنج بود
احتمالا روی پرونده اشتباهی کلیک کردم
برای اینکه کسی رو ببینم ما به نیروی زمینی نیاز داریم
اسمی داری؟
سانی پاتل
۴۱، برای شرکتی به نام چستین کار میکنه
اون در دلاوار بزرگ شده
طلاق گرفته
و از حدود سال 2006 در نیویورک زندگی می کنه
کلمه کلیدی همکاریه
وایسا اون دیگه کیه؟
سانی پاتل
اون یه آدم کاملا متفاوته
چیزی شده؟
اسم واقعیت
اسمت سونیا شرماست
و تو به جرم قتل تحت تعقیبی
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::....
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
...من قراره یکم بهت یاد بدم
پیراهن فلانل ؛ پابرهنه
تس ؛ اشتباه می کنی
اشتباه می کنی تس
اشتباه نمی کنم
چی نه؟
اون چیزی که فکر می کنی نیست
بیا همه چیز رو در نظر بگیریم
من اونی نیستم که فکر می کنی
من اونی نیستم که فکر می کنی
این چیزیه که بهش میگم
اونجا چه خبره؟
این فقط یه کلاینته
راستش بیشتر از یه همکاره
که بیشتر شبیه رئیسته تا همکارت
یه رئیس خیلی عصبانی
من گند زدم کای
باید عذرخواهی کنم
...باشه ؛ خب
پس چرا روی اون عذرخواهی نکنیم؟
بیا ؛ روی من تمرین کن
یالا دیگه
واقعا فکر می کنی سانی از پسش برمیاد؟
مت ؛ احساسات رو به حقایق ترجیح نده
احساسات بخشی از معادله انسانی هستند ؛ درسته؟
...اون مظنونه هیچی ثابت نشده
...مرد ؛ تو یه چکشی فقط زانو رو می بینی
اون با یه اسم مستعار زندگی می کنه
اون مخفی شده و از من استفاده کرده
برای حل پرونده ها نه برای تبرئه کردن خودش
این با واقعیت جور درنمیاد
من به اون یه آموزش زنده درباره چگونگی در رفتن از قتل دادم
تقصیر تو نیست نمی فهمی؟
اگه اون گناهکار باشه
من باید نقش اونو در تمام پرونده هام فاش کنم
محکومیت ها میتونند لغو بشند مجرمین میتونند آزاد بشند
این فقط قرار نیست منو نابود کنه ...این بنت رو هم نابود می کنه و
جیک؟
حالا که حرفش شد ؛ پرونده لیندی چطور پیش میره؟
خوبه ؛ آره خوبه
من باید روی فهمیدن اینکه سونیا شرما کیه تمرکز کنم
انگیزه اون چی بود؟
چرا دروغ میگه؟
اون کیه؟
و برای این کار باید بدونم
هرچیزی درباره پرونده اش میدونی بهم بگو
از صحنه جرم شروع می کنیم
بدون سانی ...چطور میخوای
سعی کن وانمود کنی که یه بازی ویدیوییه
آروم تر
یه خلافکار داره میاد سمتت
...چی ببخشید
متاسفم
ببین کجا میرم
از چیزی که به نظر میاد پیچیده تره
حالت خوبه؟ انگار یه کم گیج شدی
فقط یه راهنمای جدیده هنوز داره آموزش می بینه
این جالبه
به هر حال داشتم فکر می کردم
شاید ؛ میدونی بهتره یه صحبتی راجب لیندی داشته باشیم
میدونی چیه؟ بعد
من جلسه دارم
من تو رو به اون پایبند نگه میدارم
درباره چی بود؟
فقط منو به بازجویی اون سه تا ببر
متاسفم اشتباه می کنی
دارم بهت میگم این کار جواب نمیده
اما من با عذرخواهی شروع می کنم
این بیشتر شبیه یه عمل منفعلانه پرخاشگرانه بود
متاسفم
اینجاست ؛ میبینی؟ همینطوری
باشه؟ ساده نگهش دار
...باشه ؛ تس
متاسفم
...میخواستم راستش رو بهت بگم اما نتونستم
...من و نمیتونم
خدایا این خیلی مسخره است
معلومه که نمیتونم کسی رو بکشم
اون چی بود؟
هیچی
گفتی قتل
...نه من نگفتم
من نگفتم من نگفتم قتل
این آرامش بخش نیست
این سه سوتفاهمه
واقعا؟
تماس ناشناس
تماس ناشناس
...باشه ؛ خودشه
این همون کسیه که خودشو جای بابات جا زده
گرگ ها دورت می چرخند
یعنی چی؟
دیشب اونو توی راز بقا دیدم
خوب تموم نشد
تماس ناشناس
خیلی خب ؛ روباه داره وارد لونه مرغ میشه
سلام تو اینجایی سلام
فکر کردم اون باید یه پیرمرد باشه
با قهوه؟
تمام اتاقهای جلسات رزرو شده بود
یه روز شلوغ دیگه توی دنیای جرم و جنایت آره
نتونستم گزارش مهندسی مکانیک رو بگیرم
خارج از سروره
فقط سطح دسترسی پنجه
اما خبر خوب اینه که
رئیس قبلی من یه پیرمرد بود
اون عکس های چاپی رو نگه میداشت و یادداشت رو ثبت می کرد
...من تمام پوشه ها رو گشتم و
پروفسور دنیلز
با رنگهای زنده
باشه، باشه، باشه، باشه
من یه مرد می بینم
روی تخته
کلی خون ازش رفته
...اینجا
شیشههای شکسته، کاغذهایی که روی زمین پخش شده بودند
من یه جای دست می بینم
میتونه مال یه زن باشه
اما امکان نداره کار سانی بوده باشه
اون یه بیمار روانی نیست
ببخشید ری برنامه من مشکل داره
خب ارزیابی تو چیه؟
خب، گلوی دنیلز بریده شد
اون ۱۴ ضربه چاقو خورد
زیاده روی معمولا نشونه ارتباط شخصیه
با قربانی
پس به نظرم این یه جنایت کلاسیک از روی علاقه است
هر کسی این کارو کرده
احتمالا برای ناامیدی یا وسواسه
ببخشید که دروغ گفتم
اما وقتی دیدم که تو یک افسر پلیس هستی
ترسیدم و بعد فکر کردم
خب شاید بتونم کمک کنم میدونم دیوونگیه مگه نه؟
و من ادامه دادم اما تو هم ادامه دادی
و هرچی بیشتر با هم کار کردیم
بیشتر فهمیدم که تو جواب من بودی
تس منو گیر انداختند و فکر می کنم در خطرم
از سکوتت میتونم بفهمم
...اینکه داری به حرفام فکر می کنی یه
تماس رباتیکه
خب ؛ دیگه چی؟
خب، ردپایی از شخص دوم در محل حادثه پیدا شد
اما هیچ تطابقی پیدا نشد
اما اونا یه مظنون داشتند؟
سونیتا شارما، دانشجو بود
وسایل شخصی اونو در محل حادثه قرار دادند
اما اون از کشور فرار کرد
هیچ دستگیری صورت نگرفت
شاید لازم باشه دقیق تر نگاه کنند
حالا که فهمیدم چیکار کردی
تمام جزئیات رو بررسی و اثبات می کنم
چطور؟ من اونو نکشتم
من اینو نمیدونم
تک تک چیزهایی که ازوقتی همدیگه رو دیدیم بهم گفتی
یه دروغ بوده
من کاملاً بیگناهم، تس
و اگه باور نمی کنی بهت ثابت می کنم
بالاخره من از بهترین ها یاد گرفتم
واقعا؟ پس میدونی کجا می برمت
من نمیتونم ذهن کسی رو بخونم فقط می بینم
پشت سر یه راننده هستم
این یه سرنخه
هر پرونده ای با صحنه جرم شروع میشه سانی
این یکی هم مال توئه
نه
خانهی ریگبی به یه خانواده فروخته شد
من هر سال چک می کردم نمیتونی بری اونجا
خانواده اونو به توسعه دهندگان فروختند
مثل بقیه خونه های قدیمی شهره
برای ساخت آپارتمان در حال تخریبه
خالیه
گوشی رو قطع می کنم تس نمیرم داخل
پس با یه مامور جدید تماس میگیرم
سانی تو الان فقط یه پرونده دیگه برای منی
No comments yet. Be the first to leave one.