Die ersten 21 Zeilen.
جرئتشو ندارم که سر راهت باشم
هر حال تو منو از ادامه راه پشيمون ميکنه
جرئتشو ندارم که اينجوري نگات کنم
طوفانت شعله منو خاموش ميکنه
جرئتشو ندارم که سر راهت باشم
نهر حال تو منو از ادامه راه پشيمون ميکنه
جرئتشو ندارم که اينجوري نگات کنم
طوفانت شعله منو خاموش ميکنه
هر کاري کنم راهي براي رسيدنت پيدا نمي کنم
نميتونم سراغتو از کسي ديگه بگيرم
هر کاري مي کنم نمي تونم تو رو از خودم طرد کنم
حسرت عشقت داره منو مي کشه
درد کشيده ي من, درد کشيده ي من
آه اي تنها محرم اين دل من
از دردت نمي تونم خلاص بشم
گناهات وبال گردنم شده
درد کشيده ي من, درد کشيده ي من
آه اي تنها محرم اين دل من
از دردت نمي تونم خلاص بشم
گناهات وبال گردنم شده
بي علاج موندم راه خلاص شدن ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.