Die ersten 200 Zeilen.
کپسول اتش نشاني دارين؟ کپ ...ا
براي خاموش کردن اتيش. من يه دونه تو ماشين دارم ولي فکر کنم يه دونه بزرگترش لازمم بشه
يه بابايي اينورا به اين نتيجه رسيده که خودش اتيش بزنه
مرسي ما موقعيت تحت کنترل داريم اينا چقدر ميشه؟
عينک قشنگيه
خوب اون ميتونه خودش بفرسته بهشت- اين انتخاب خودشه
اما نميتونه با خودش ابروهاي منم کز بده
چيه فکر کردي من به پشممه که تو چيکار ميکني
تو خونخواري تو مثل خوکي مثل حيوونهايي
اسمش ميدونيم؟
ليام هيوز 23 سال بيکار مفنگي
ناراحتيش بابت چيه؟ دوست دختر سابقش
دختره سه روز پيش باهاش کنتاک کرده و حالا داره با بهترين دوست پسره ميخابه
ما يه متخصص حرفه اي اموزش ديده
مذاکره کننده پليس داريم که از فيکهام داره مياد
ETA?
فعلا که فقط من و تو هستيم بچه جون
برو و روي اون با نمکها خيار بمال
تنها ترين ..... باربکيوي انساني
يه قدم ديگه بياي جلو پدر پدرسوختم اتيش ميزنم
چي شده ليام؟ من نميدونم چي تو رو به اينجا رسونده اما اگه تو اتفاقي خودت اتيش بزني
هيچ اتفاقي درش نيست .... تو کف ميکني و حباب ميزني و اينو از من داشته باش که با اون وضع اصلا خوب به نظر نميرسي
چي شد که کارت به اينجا کشيد بچه جون؟
من تحقير شدم
تحقير شدي؟
من نميخام در مورد اين موضوع صحبت کنم باشه؟ باشه
به عمل کار برايد به سخنداني نيست
باشه ميشه فقط يه چيزي بگم ليام؟
فندک منو عصبي ميکنه
تو بيش از حد خوردي و داري ميلرزي و اين ممکنه
باعث بشه ناخواسته فندک روشن کني.و من دوست دارم که فندک بزاري زمين تنهام بزار هرزه ديوونه
تو ناراحتي و من درک ميکنم اما نکته اي که درک نميکنم اينه که با اين همه غضب
رک بگم ، تو چطور هنوز زنده اي. تو ميتوني هر لحظه بري بالا
چه بخاي چه نخاي و همين که بالا بري يه ذره بالا نميري
خيلي بالا ميري و چيز ديگه اي که ميخام بهت بگم اينه که اينکار خيلي درد داره
سه ثانيه که بگذره تو داد ميزني که خاموشت کنم
هفت ثانيه بگذره تو بهم التماس ميکني که بهت شليک کنم
از کنترل به براوو نوامبر. 9-5-1-2.
من يه مذاکره کننده براتون فرستادم که تو راهه تو ترافيک گير کرده. باشه
اون ميگه که مسئله مهم اينه که طرف مشغول صحبت نگهداري
باشه اين قسمت خوب پوشش داديم
در هر صورت من کاترينم 47 ساله من طلاق گرفتم و با خواهرم زندگي ميکنه
خواهرم معتاد هرويين در حال ترکه. من دو تا بچه بزرگ دارم
يکيشون مرده و اون يکي باهام صحبت نميکنه و يه نوه پسر هم دارم
چرا ؟ چرا اون باهات صحبت نميکنه؟
اين پيچيدست بيا در مورد تو صحبت کنيم
زيرنويس از حسين سرخيل عضو تيم ترجمه tv center
نويژن حالا ميبينتت کوين
فوق العادست مرسي
کوين
نويژن.چه خبر؟ هيچي هيچ خبري نيست
من ..... من ميتونم؟
ميتونم .... ؟
مساله اينجاست ..... باشه .....مليسا
مليسا دختر بزرگ من
من ميدونم مليسا کيه کوين
اون خيلي مستعده. اون خيلي باهوشه
ما تلاش ميکرديم اون بفرستيم به مدرسه Salter Hebble High,
اما اين مدرسه خارج از محدوده ماست
مساله اينجاست که ما ..... جني.... در واقع اين نظر جنيه
اون ميخاد که تو امتحان ورودي مدرسه St Bartholomew's شرکت کنه
اونها بهش يه صندلي پيشنهاد دادن اما بدون کمک هزينه
رقابت خيلي زياده
مشخصه که ما دلمون ميخاد که اونو بفرستيم اونجا
اما مساله اينجاست که ..... من ميخام حقوقم زياد کني
اگه ما نتونيم اونو بفرستيم اونجا اون مجبور ميشه بره Wellesley Hill,
که همونجور که ميدوني ... اونجا هم بد نيست ام
اما اين يه فرصت عالي براي اون که بره مدرسه St Bartholomew's.
من بهت کم نميدوم که
نه نويژن خودم ميدونم چقدر ميشه؟
نه هزار و هشتصد تا ساليانه
9,800. کاترينا بره چي؟
کاترينا 8000 تاست
باشه اما اون تافته جدا بافته نيست که تو نميتوني يکي رو بفرستي اونجا و اون يکي رو نفرستي
خوب بذار اين يکي رو رد کنيم اون هم وقتش شد فکرش ميکنيم
نوزده هزار و ششصد دلار براي 5 سال ميشه 19700
در کل ميشه 140000 دقيقا ميشه 137000
Wellesley Hill's هم مدرسه بدي نيست کوين
من نميگم که مدرسه بديه
يه بچه باهوش هر جا که باشه موفق ميشه. به من نگاه کن
تو ... تو يه الگوي عالي براي همه ما هستي
البته نويژن
مساله اينجاست که من 115 کارمند دائمي دارم که اينجا کار ميکنن
من ميدونم چند نفر اينجا کار ميکنن. دستمزدهاشون من حساب کتاب ميکنم
اگه همه اونها بخان حقوقشون بيشتر بشه که بتونن بچه هاشون بفرستن
St Bartholomew's من بايد ميرفتم غاز ميچروندم مگه نه؟
من منظورم اين نيست که لزوما همه .... من بهت ميگم که چيکار ميکنم کوين
من بهش فکر ميکنم
کاترين
سلام فکر ميکردم بتونم اينجا پيدات کنم. تو چيزي در مورد اون مرد که
امروز صبح ميخاست خودش اتيش بزنه ميدوني؟ اره اون اينکارو نکرد
نه اوني که تهديد به اينکار کرده بود.يه اتفاق ميفته و قضيه با دخالت افسرهاي مهربان
و تاثيرگذار پليس اجتماعي حل شد. حالا ديگه اينقدرهايي هم که تو ميگي هيجان انگيز نبود
امروز عصر کاري نداري؟ تلويزيون ميبينم
نميخاي بريم بيرون يه چيزي بخوريم؟
من دارم کارم از دست ميدم. همه ما کارمون از دست ميديم
گزت داره بسته ميشه
شوخي ميکني
ا128 ساله که داره چاپ ميشه واز اين به بعد
خوب بسته که نميشه داره انلاين ميشه
يا خدا ريچارد من متاسفم
اونها فردا به طور عمومي اعلام ميکنن. من چهار هفته بيشتر ندارم
ببين من بايد برم. من بايد برم دنبال رايان
من فکر ميکنم خودت بدوني اما من امروز تو دادگاه داشتم پوشش خبري ميدادم که شنيدم
تامي لي رويس ازاد شده
ميدونستي؟
نه
منظورم اينه ميدونستم که يواش يواش وقتش شده
ظاهرا ... که اومده بيرون
کاترين
سلام ببخشيد تو پنج دقيقه وقت هم نداري داري؟
رايان
تو بيشتر اوقات پسر خيلي خوبي هستي
اما تو بعضي اوقات اجازه ميدي اين عصبانيتت به تو چيره بشه
و من درک ميکنم که تو سرکوبش ميکني
اما تو بايد راه بهتري براي کنار اومدن با اين مشکل پيدا کني
اون ... به کسي صدمه زده؟
نه اون به خودش صدمه ميزنه
کسي صدمه نديد اما نکته اينجاست که اين اتفاق ميشد پيش بياد
وقتي تو شروع ميکني که صندليها رو تو اتاق پرت کني
و از يه زبان غير قابل قبول استفاده کني
و تو ميدوني که ما مسئوليت داريم که از
بقيه بچه ها مراقبت کنيم
من ميرم تلويزيون نگاه کنم
ميتوني خواهشا اول لباسات عوض کني
چرا؟ چون من ميگم ميتونم بعدش يه خورده ابميوه خورم
اجازه نميخاد که
نه منظورم اينه که تو به من بدي
لباسات عوض کن
امروز صبح پسرک خودش تو Sowerby Bridge اتيش زد
نه نزد
زنه تو مغازه ميگفت
اينو ميخاي؟
سرت شلوغ بود؟
تموم عصر مشغول تخصيص سهميه بودم تازه الان برگشتم
تو قوري چايي هست
من ريچارد ديدم. اون از من خاست که امشب باهاش شام برم بيرون مشکلي که نداره؟ ميتوني مراقب رايان باشي؟
حتما. اين يخورده مسخره نيست؟ با شوهر قبليت قرار بذاري
مدلهاي جديدتر حرفي براي گفتن ندارن؟
اون دوباره دردسرساز شده
اون صندلي رو تو کلاس پرت کرده
و به خانم موکرجي گفته گمشو
بعضي مواقع فکر نميکني اون واکنش افراطي نشون ميده
تامي لي رويس از زندان اومده بيرون
اره اره شنيدم
چرا به من نگفته بودي؟
نميخاستم ناراحتت بکنم
تو هر کاري از دستت ميومد کردي
خوب به اندازه کافي نبوده
مهم نيست
مهمه
حداقل در موردش فکر ميکنه
بعدش هم ميگه نه
تا بوده همين بوده و تا هست همين هست
من مثل بقيه نيستم
يا مسيح
نه نه اون خودشم اينو ميدونه
ميدونه؟ ميدونه؟ چجوري خودشم ميدونه؟
چه کاري ميکنه که نشون بده اون ميدونه
تو يه چيز کوچيک بگو که اونکاري کرده که نشون بده اون ميدونه
اينجوري نيست که کوين واسه ما مثل بقيه باشه هست؟ البته که نيست و من در موردش فکر کردم
بيشتر از هر کس ديگه اي که قبلا فکر کرده بودم
هر کس ديگه اي بود من همونجا بهش ميگفتم برو درت بذار
حقيقتي که من دارم الان بهش اشاره ميکنم اينه که من اين تصميم به راحتي نگرفتم
تو به من نگاه نميکني؟
تو که فکر نميکني با هر چيزي که تو ميگي من بايد موافق باشم؟
چقدر ما خرج تحصيلات اون کرديم؟
ولش کن بحث اونو پيش نکش
و چه چيزي در عوضش عايدمون شد؟
فکر ميکنم عين اين ميمونه که بشاشي به ديوار سفت
اره برو درم پشت سرت ببند
اينکارت لازم نبود
من يه مرد جنتلمن و يه رييس خوبم هلن
من نميتونم کاري رو براي کسي بکنم که براي بقيه نميتونم انجام بدم
حتي اگه اون شخص کوين باشه
تو امروز .... روزت خوب بود عزيزم؟
من نميدونم اين قضيه چي داره که اون نميتونه بفهمه
تو وقتي داري کارت از دست ميدي کوچ نميکني به يه خونه ديگه ،ميکني؟ تو ميفهمي
اره خوب ميدوني
تو با اون ازدواج کردي
اون ميگه خوب چيزي نشده کارت عوض کن
منم ميگم خوب من تقريبا 50 سالمه و کار ديگه اي بلد نيستم
صحبت از اين شد داستان امروز صبح اون بابا چي بود؟
ريچارد
اين داخليه
زيادي خورده بود رفته بود فضا
دوست دخترش قلاب سنگش کرده بود
اين داستان هر روز مردم شهرهاي کوچيکه
اونها کجا بردنش؟
کيا کجا بردنش؟
امدادگرها فکر کنم اونجا امدادگرها بودن .... ا
نميدونم نپرسيدم از دل برود هر انکه از ديده برفت
چجوري راضيش کردي که از خر شيطون بياد پايين
کار من نبود. من سعي کردم اما بعدش اون سيگارش دراورد
اون اينقدر هوشيار نبود که بفهمه اگه ته سيگارش بندازه زمين
دقيقا مثل فندک روشن عمل ميکنه پس من هم با کپسول اتش نشاني کف ماليش کردم
اسمش چي بود؟
نميدونم
ميدوني کار بعدي که بايد بکني چيه؟ اين چطوره؟
به جاي اينکه بشيني منو سين جيم کني و تخليه اطلاعاتيم کني
No comments yet. Be the first to leave one.