Die ersten 200 Zeilen.
زيرنويس از مهدي shine021
ممنون.
زيرنويس از مهدي shine021
نمیپرسم چطور پیدام کردی.
این روزها هرکسی رو میشه پیدا کرد.
چیز چندان شگفتانگیزی نیست.
خب، فکر کنم حرفت منطقیه، مگه نه؟
گوش کن، ناکس زندهست.
و پیداش کردیم.
پس داریم یه تیم جمع میکنیم بریم نجاتش بدیم.
نیرو لازم دارم.
مهمتر از اون، یه نفر برای پیشروی میخوام.
تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم.
و تنها کسی هستی که وقتی ناکس هنوز اونجا بود، توی اون یگان کار میکردی
و حضور داشت.
آره، یادمه.
بقیهشون بهخاطر تو مُردهان.
باید برش گردونیم خونه، مگه نه؟
وید و جیس با این قضیه موافقن؟
معلومه که هستن.
ما کسی رو置 نمیذاریم. بذار یه چیز رو برات روشن کنم.
وجدان من راحته.
افغانستان.
اون گندی که خورد، تقصیر تو و اندرسون بود.
نه هیچکس دیگه.
ناکس هم با من موافق بود.
آدم خوبی بود.
آدم خوبیه.
برای همینه که باید برش گردونیم خونه.
اینم یه آدرس.
اگه تصمیم گرفتی به ما ملحق بشی، که امیدوارم بشی،
فردا صبح همونجا منو ببین.
از دیدنت دوباره خوشحال شدم، مارکوس.
حالا چی، بریگز؟
میریم مکزیک.
میریم یه شهر به اسم دورانگو.
از اونجا هم نصف روز پیادهروی داریم.
چطور وارد میشیم؟
یه عملیات مخفیانهست.
میقاپیمش و میزنیم به چاک.
اندرسون هم توی این عملیات هست؟
آره.
کی راه میافتیم؟
همین حالا.
فکر کنم همینجاست، کاپیتان.
آره، خودشه.
اندرسون، وجود تأسیسات تأیید شد، تمام.
دریافت شد.
به سمت تأسیسات حرکت کنید.
وید، جیس، بیاید جلو و از این موقعیت پوشش بدید.
من و مارکوس وارد تأسیسات میشیم.
دریافت شد.
گرفتم. داریم حرکت میکنیم.
دو تا هدف دارن نزدیک میشن.
خودت طبق صلاحدیدت عمل کن.
من سمت راستی رو میزنم.
تو سمت چپیه رو بزن.
گرفتم.
پاکه.
بیرون هیچ نشونهای از حیات نیست، کاپیتان. گرفتم، اندرسون.
بااحتیاط پیش برید.
وایت، وارد تأسیسات شو و پیش برو.
گرفتم.
دارم به سمت تأسیسات میرم.
وارد طبقهٔ اصلی تأسیسات شدی. باید از اونجا راههای ورود
به طبقات بالا و پایین رو داشته باشی.
گرفتم، اندرسون.
سمت چپ رو اعلام کن، پیشروی کن.
چشم، هارلن.
پاکه. دارم میرم بالا.
پاکه. هنوز به طبقهٔ دوم رسیدی، کاپیتان؟
گرفتم. طبقهٔ دوم پاکه.
و اون یه هدف سطح شش پیدا کرده. من یه هدف سطح شش دیدم.
به پیشروی ادامه بده.
اون پسرهای نزدیک رو بگیرید.
لعنتی.
این رو میبینی؟
برو یا بمیر.
یه هشداری بده.
اون ناکسه، کاپیتان؟
نه، نیست.
ناکس اینطوری از پا درنمیاومد.
پیداش میکنیم.
باشه.
دنبالم بیاید، بچهها.
گزارشها میگن چندین هدف جلوتره.
دارید بهشون نزدیک میشید.
آمریکانو کجاست؟
نه، نمیدونم.
بهت میگم.
بهت میگم!
آخرین فرصته، رفیق.
ما هیچی نمیدونیم! هیچی نمیدونیم! قول میدی که ما رو
اینجا ول نکنی؟ دهنتو ببند، لعنتی!
تو قرار نیست چیزی بهش بگی!
تو قرار نیست چیزی بهش بگی!
مارکوس،
خفهشون کن!
باشه، بلندش کنید.
خیلی داره خون از دست میده، لعنتی. خدا لعنتش کنه.
بهجز اینا، جراحت دیگهای نداره.
نمیخوایم هدرشون بدیم، مگه نه؟
هیچی دستش نیست، بریگز.
یه جای کار میلنگه.
یه چیزی درست نیست.
دو طبقهٔ دیگه مونده که پاکسازی کنیم.
باید به حرکتمون ادامه بدیم.
تماس! دشمن!
اندرسون، تماس با دشمن برقرار شد.
دریافت شد.
مجازید درگیر بشید.
باید پناه بگیری.
پاکه.
کاپیتان، چندین نیروی دشمن رو دیدیم که همین الان دارن وارد تأسیسات میشن.
وقتت داره تموم میشه.
مثبته.
نقشه چیه، کاپیتان؟
اینجا آدمو به وحشت میندازه.
اینجا دیگه کجاست، لعنتی؟
قبلاً کلیسا بوده.
گفتم که. ساکت.
از تانگو ۶ خبری هست؟
نه، ولی دیگه ما...
بخواب روی زمین، عوضی!
به خدا میزنمت!
نمیفهمی چی میگم؟
چند نیروی دشمن دیده شده؛ درگیر بشیم؟
بریس، چی شده؟ چی میبینی؟
یه نفر داره از پلهها میاد بالا. همین الان خودتو معرفی کن! اون
کوفتی رو بذار زمین!
اون کوفتی رو بذار زمین!
نارنجک! بخوابید روی زمین!
آتش به اختیار!
تکرار میکنم، صدامو میشنوید؟
مارکوس،
صدای منو داری؟
کاپیتان بریگز، صدامو میشنوید؟ اونا صداتون رو نمیشنون.
ارتباط قطع شده.
پس کارت رو انجام بده و ارتباطشون رو با من دوباره برقرار کن.
ما تنها امیدشونیم، لعنتی.
ژنرال، قربان، باید باهاتون صحبت کنم.
فوریه.
یه لحظه دیگه پیشتونم، مأمور اندرسون.
آیزاک، میتونی اینو روی رادار بیاری؟
بله، قربان.
ارتباطمون باهاشون قطع شد.
کل تیم از رادار محو شد.
اگه همین الان یه تیم تخلیه بفرستم، شاید هنوز شانسی داشته باشن.
منظورتون چیه که تیم از رادار محو شده؟
ارتباط با هومز قطع شد.
میشه یه لحظه من و مأمور رو تنها بذارید؟ بله، قربان.
با من بیا.
ماهها دنبالشون گشتیم، منطقه رو زیر نظر گرفتیم و رد ناکس رو زدیم
این اولین بار نیست که با نیروهای کارتل درگیر میشن.
اگه فقط یه تیم نجات بهم بدین.
هر تیمی که خودت میخوای. اون نیروهای سیل، تیم نجاتت بودن.
اونا رو فرستادیم ناکس رو بیارن. چطور میتونم اعزام نیروهای بیشتری رو برای این
دنبالکردن یه سراب توجیه کنم؟ خودت خیلی خوب میدونی چرا.
سه سال گذشته.
ستوان ناکس دیگه چیزی بیشتر از یه پاگنده نیست.
اگه اون تیم سیل بهخاطر سهلانگاری تو کشته شده باشه، قول میدم این
تعقیبِ این شبح همینجا تموم میشه.
دیگه اجازه نمیدم هیچ نیرویی سر این قضیه کشته بشه.
ما هیچوقت دست از مبارزه نمیکشیم.
مارکوس.
مارک. این سگ داره دنبال سگها میدوه.
مارک. تو یه گرگی.
تو یه گرگی.
زخمیه؟
نه. یکیشون زخمی بود.
آه.
بدون درگیری تسلیم شدن، ولی ما کاری رو که باید میکردیم انجام دادیم.
به این ماجرا رسیدگی میکنیم.
متأسفم قربان. فکر نمیکردم... ما
هیچوقت دست از
مبارزه نمیکشیم.
بندازینش جلوی سگها.
و بذارینش کنار بقیه.
کومودوس دوست داره ببینه چطور انجامش میدن.
بالاخره.
خب سارا، این بحران از چه قراره؟
چهار نفر از نیروهای خودم، شمال دورانگو، مفقود شدن.
حدس میزنیم کارتل سینالوآ دست داشته باشه.
چرا سیا یا ارتش کاری براش نکردن؟
داستانش مفصله.
میدونی، من بوی گهکاری آمریکاییها رو مثل سگ توی خوکدونی تشخیص میدم و ازش
خوشم نمیاد.
هر کی هست یا هر چی هست، باید مطمئن بشیم اون نیروهای سیل
به سرنوشت تیم ناکس دچار نمیشن.
نفری صد هزار دلار.
ما سر پنجاه هزار دلار توافق کرده بودیم.
یکی از اون ضربالمثلهای آمریکاییتون چی بود؟
شجاعتِ مایع.
خب، توی مکزیک ما میگیم: شجاعتِ پول.
صد هزار دلار.
باشه.
ولی نیروهات باید کارشون رو درست انجام بدن. سرسریکاری ممنوع.
مگه تا حالا ناامیدت کردم؟
میخوای عاقبتت مثل دوستت بشه؟ چونه برنده میشه.
جوی.
No comments yet. Be the first to leave one.