A Letter to My Youth

A Letter to My Youth (Surat untuk Masa Mudaku)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

A Letter To My Youth 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Ein Kommentar von Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Veröffentlicht am: 2026-06-23
Downloads: 20
Hörgeschädigt: Yes

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫ کیفا ‬

‫ کیفا ‬

‫سِفاها‬

‫بله، او (مونث)‬

‫شمع‌های ابیگیل کجان؟‬

‫اونا تو آشپزخونه، تو کشوی دوم سمت چپ هستن.‬

‫داریم شروع می‌کنیم. می‌آیی؟‬

‫داره میاد عزیزم.‬

‫ تولدت مبارک ‬

‫ تولدت مبارک ‬

‫ تولدت مبارک، ابیگیل عزیز ‬

‫ تولدت مبارک ‬

‫ شمع‌ها رو فوت کن شمع‌ها رو فوت کن ‬

‫ شمع‌ها رو فوت کن و یه آرزو کن ‬

‫تولدت مبارک!‬

‫تولدت مبارک.‬

‫هورا!‬

‫تولدت مبارک، ابیگیل.‬

‫- ممنون! - خوش گذشت؟‬

‫ابیگیل، ابیگیل، بیا و غذا بخور.‬

‫بفرمایید، یه کم از این داشته باشید.‬

‫ابیگیل، بیا اینجا.‬

‫آقا، می‌خوای عکس‌ها رو ببینی؟‬

‫اوه، باشه.‬

‫- میشه منو ببخشی؟ - ابیگیل؟‬

‫- ابیگیل. برو بیرون، برو بیرون! - بابا، خواهش می‌کنم.‬

‫- حالش خوبه. - تازه بهتر شده!‬

‫دقیقاً. حالش خوب شده، کف.‬

‫- بیا. برو بیرون. - چی شده؟ بذار به حال خودش باشه.‬

‫داره خوش میگذره. - اگه دوباره مریض بشه چی؟‬

‫قربان، قربان، من ابیگیل هستم.‬

‫کف! کف!‬

‫کفاس، من داروهاش رو بهش دادم.‬

‫کیفا!‬

‫کِف، داری به حرفام گوش میدی؟‬

‫کیفا!‬

‫ابیگیل‬

‫پرستار! دخترم به کمک نیاز دارد.‬

‫- یه لحظه، آقا. - پرستار.‬

‫پرستار!‬

‫ابیگیل؟‬

‫- کفاس. - پرستار!‬

‫- لطفا کمکش کن. - کفاس!‬

‫- نکن! - لطفا صبر کن. یه مورد اضطراری داریم.‬

‫این یه مورد اورژانسیه!‬

‫آقای کفاس.‬

‫این دارو حدود یک ساعت پس از تجویز اثر خود را می‌گذارد.‬

‫آیا دوز ۵۰۰ میلی‌گرمی مؤثر است؟‬

‫بله، دکتر.‬

‫ابیگیل، سعی کن آروم باشی.‬

‫آیا نباید برای اطمینان خاطر، او را در بیمارستان بستری کرد؟‬

‫جای نگرانی نیست. فقط باید استراحت کنه.‬

‫اما، دکتر--‬

‫دکتر، بابت همه چیز از شما متشکرم.‬

‫مطمئن میشیم که استراحت کنه.‬

‫ابیگیل، بیا دیگه.‬

‫بیا بریم.‬

‫- ممنون. عصر بخیر. - خوبی؟‬

‫- خداحافظ. - هوم؟‬

‫چه روز خوبی، ها؟‬

‫- خوشبختانه دکتر فرید اونجا بود. - کفاس، چه خبره؟‬

‫منظورت چیه؟‬

‫دقیقاً منظورم را می‌فهمی.‬

‫چه اتفاقی دارد می‌افتد؟‬

‫چی رو بهم نگفتی؟‬

‫هیچی عزیزم.‬

‫نگران نباش.‬

‫واقعاً؟‬

‫قرار نیست بهم بگی؟‬

‫جدی میگم.‬

‫رانیا؟‬

‫ابیگیل‬

‫ابیگیل؟‬

‫ابیگیل‬

‫ کف، من ابیگیل را به خانه پدر و مادرم می‌برم . ‬

‫ من نمی‌فهمم. ‬

‫ تو این چند ماه اخیر خیلی بیش از حد محافظه‌کار شدی ‬

‫ خیلی زیاده ‬

‫ اون از تو می‌ترسه ‬

‫ او مدام می‌پرسد بابا چه مشکلی دارد، و من نمی‌دانم چه بگویم. ‬

‫ صحبت کردن با تو خیلی سخته ‬

‫ داری ما رو ناراحت می‌کنی، کف. ‬

‫ دارم بهت یه کم فضا میدم تا بتونی فکر کنی، یا هرچی. ‬

‫ لطفاً وقت بگذارید. ‬

‫سابرینا‬

‫عسل.‬

‫من باید به سوکابومی بروم.‬

‫وقتی برگشتم می‌بینمت.‬

‫نامه‌ای به جوانی‌ام‬

‫ممنون که اومدی.‬

‫حالت خوبه؟ (or: حالت خوبه؟)‬

‫آره.‬

‫فقط تحمل کن. - هر روز یه کاری بکن.‬

‫ممنون. انگار یه چیزی بود که خودش می‌گفت.‬

‫آره - سابرینا.‬

‫تغییری نکرده است.‬

‫خیلی چیزها تغییر کرده است.‬

‫تو فقط هیچ‌وقت برای بازدید نمی‌آیی.‬

‫اوه، کفاس.‬

‫می‌خواهم شما مرثیه‌ای برای آقای سایمون بنویسید.‬

‫چرا من؟‬

‫چه کس دیگری باید این کار را انجام دهد؟ (بیخیالش شو.)‬

‫بفرمایید داخل.‬

‫به کمی زمان نیاز دارم‬

‫برای نوشتن مرثیه.‬

‫باشه.‬

‫اما خیلی وقت نداری.‬

‫مراسم خاکسپاری امروز بعد از ظهر است.‬

‫ بیا! توپ رو بهم پاس بده! ‬

‫ گل! ‬

‫ فکر کنم باید یه کار دیگه بکنیم ‬

‫ آخرین باری که آن آهنگ را خواندیم، فقط یک بچه به فرزندی پذیرفته شد. ‬

‫ هی، بوو، تمپه رو بذار سر جاش ‬

‫ دزد کوچولو ‬

‫ اوه! پیرمرد قرار نیست چیزی بخورد؟ ‬

‫ همه ما بزرگ شدیم تا بچه‌های خوبی باشیم که از قوانین پیروی می‌کنند ‬

‫ اگر نمی‌تونی این کار رو بکنی، شاید بهتره بری تو خیابون‌ها زندگی کنی. ‬

‫ کفاس، کفاس، تو اون راه رو برو ‬

‫ هر کس تا جایی که می‌تواند محکم بکشد. وقتی سفت شد، آن را می‌بندیم. ‬

‫شادی!‬

‫هی، این آهنگ مورد علاقه‌ات است.‬

‫سِفاها؟‬

‫آنجلینا حالش بهتر میشه، مگه نه، کفاس؟‬

‫۳۹.۵!‬

‫برو به آقای کاهیو بگو.‬

‫- آقای کاهیو! - قربان!‬

‫- آقای کاهیو! - قربان!‬

‫انبار را بررسی خواهم کرد.‬

‫کیفا!‬

‫قربان، من آنجلینام!‬

‫جوی، چه اتفاقی داره میفته؟‬

‫قربان، برنج و همه کمک‌های مالی رو کجا می‌برید ؟‬

‫جوی، این جنس منقضی شده. دارم میرم مغازه تا عوضش کنم.‬

‫آیا آنها به شما اجازه چنین کاری را می‌دهند؟‬

‫آقا، خواهرم تب شدیدی دارد. باید او را به بیمارستان ببریم.‬

‫چقدر بالا؟‬

‫۳۹.۵.‬

‫اینجا.‬

‫آقا، اینا که تاریخ انقضاشون قدیمی نیست.‬

‫۳۹.۵ خوبه. آقا.‬

‫اگر به ۴۰ سالگی رسید، او را به درمانگاه ببرید.‬

‫آقا، لطفا کمک کنید.‬

‫- آقا، لطفا کمکش کنید. - آقا، لطفا.‬

‫سِفاها‬

‫بابا‬

‫از سر راه، همه، کنار بروید!‬

‫حرکت کن!‬

‫خواهر، صبر کن. دارم می‌برمت بیمارستان.‬

‫کمک، کمک، کمک! کمک، کمک، کمک!‬

‫اینها کلیدهای ماشین هستند.‬

‫کی رانندگی می‌کنه؟ تو، سابرینا؟‬

‫به خیابان برو و برای یک ماشین دست تکان بده تا متوقف شود.‬

‫لطفا صبر کن. بابا گفت برمی‌گرده پیشمون، انجی.‬

‫آنجی‬

‫آنجی‬

‫آنجی!‬

‫آنجی!‬

‫آنجی! خواهر!‬

‫آنجی! خواهر!‬

‫آنجی!‬

‫ترکم نکن!‬

‫آنجی!‬

‫آنجی‬

‫آنجی!‬

‫آنجی، فقط پیش من بمون!‬

‫خواهر، بیدار شو!‬

‫آنجی!‬

‫آنجی!‬

‫خواهر، بیدار شو.‬

‫لطفا بیدار شوید.‬

‫بله!‬

‫آنجی!‬

‫ داری غصه می‌خوری؟ ‬

‫ آیا اخیراً یکی از عزیزانتان را از دست داده‌اید؟ ‬

‫ اینجا در بختی آبادی ‬

‫ در هر شرایطی، ما راه حل را داریم. ‬

‫ سلام، من گابریل هستم، مالک نسل سوم بختی آبادی. ‬

‫ به تابوت نیاز داری؟ ‬

‫آقای سایمون.‬

‫با من بیا.‬

‫بیایید نگاهی به آخرین مجموعه خود بیندازیم.‬

‫تازه امروز رسیده.‬

‫ و در طول هفته‌های بعد؟؟؟ ‬

‫فقط انتخاب خودت رو بکن، آقا.‬

‫این‌ها بخشی از بسته ویژه ما هستند.‬

‫و فقط امروز تخفیف داره‬

‫هزینه بسته همسرم اینقدر نبود.‬

‫فقط یک ماه گذشته. دقیقاً همون تابوته. چرا اینقدر پیاده‌روی؟‬

‫آه، چه کاری از دست ما برمی‌آید؟‬

‫ما تحت اختیار تأمین‌کنندگانمون هستیم، قربان.‬

‫اما وقتی بهش فکر می‌کنی،‬

‫وقتی داریم درباره آرامش ابدی صحبت می‌کنیم، چند هزار تا چه فرقی داره ؟‬

‫درست میگم، آقا؟‬

‫آقای سایمون.‬

‫این حرف شما خیلی عاقلانه است‬

‫تا از مدت‌ها قبل برای رفتنت آماده شوند .‬

‫آره، ما هیچ‌وقت نمی‌دونیم چقدر وقت داریم.‬

‫اما اگر خواست خدا باشد،‬

‫خانواده شما هیچ نگرانی نخواهند داشت.‬

‫اوه، اوه.‬

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left