Die ersten 200 Zeilen.
ديگه چي ميبيني؟
نميبينم حداقل چيز زيادي نميبينم
حل کردن پروندهها هميشه مربوط به چيزي که ميبيني، نيست
هي، هي، هي خواهر؟
نميخواي چرنديات مربوط به عروسي منو بشنوي
همهچيزو به من بگو
راستش، قراره خيلي عالي پيش بره
فکر ميکنم دوباره دارم دچار تروما ميشم
هرشب
فکر ميکنم اختلال پس از سانحه است
تس، من شديدا گير افتادم
تا حالا به تراپي فکر کردي؟
با کسي صحبت ميکني؟
بيست و پنج درصد مستاجرين ما تراپيست هستند
شايد بتوني با يکيشون تماس بگيري
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforpersian
آدرس جـــدیــد تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس @subforpersian
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforpersian
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
تماسگيرنده ناشناس
الو؟
تس؟ من گند زدم توي دردسر افتادم
لوکاس؟
چيه؟ چي شده؟
ميخواستم کار خوبي انجام بدم
ميدوني؟ فکر ميکردم
اگه بتونم احتمالا... براي ماه عسل
يا پيش پرداخت يک خونهاي چيزي پول کافي جور کنم
ميدوني؟ شايد بتونم براي عروسي کريگو سورپرايز کنم
...اما بعد همهچيز اشتباه پيش رفت
خيلي خوب فقط آروم بگير
تو... چيکار کردي؟
!از دستش دادم
!همهچيزو
گفتند در عرض يک هفته دوبرابر ميشه
!حتي گوشيمم گرفتند
...خيلي خوب، لوکاس
و حالا نميتونم به خونه برم
تمام شد
هيچچيز تمام نشده
به من گوش بده
...ميخوام با کريگ تماس بگيري
!نه نميتونم با اون حرف بزنم
نميتونم ببينمش
هي به من گوش کن
بهم بگو کجا هستي دارم ميام دنبالت
تمام شد
لوکاس
لوکاس
تس
تس؟
هي؟
چه خبر شده؟ حالت خوبه؟
ميتوني يک کم در مورد دخترت باهام حرف بزني؟
خانم اوککه؟
وحشتزده به نظر ميرسه
ما براي کمک اينجا هستيم
بهت قول ميدم
من از اينجا بودن، عصبي هستم
...انجمن من
تجربيات بدي داره
درخواست کمک ميکني و متوجه نيستي
يا آخرش خودت تبديل به مظنون ميشي
...ميفهمم چي ميگي
که تفاوتي ايجاد ميکنه يا نه
بايد بگم من يک افسر پليس نيستم
فقط يک مشاورم
چرا چيزي در مورد دخترت بهم نميگي؟
غذاي مورد علاقهش چيه؟
خامه سوپ قارچ
اوف- ميدونم-
من و همسرم نميتونيم تحملش کنيم
خوبه اون داره آروم ميگيره
آرتا در سال آخر کالجش هست
پس سرش خيلي شلوغه
هميشه توي رفت و آمده
...اما
اما هميشه زمان پيدا ميکنه تا هميشه سرود گروهي کليسامونو بخونه
شوهرم، کشيشه
...اون اعضاي جديدو
...وقتي صداي آواز خوندن دخترمونو شنيدي
بايد با شوهرت هم حرف بزنيم
اون نميدونه که من اينجا هستم
اون ميخواد پليسو از اين قضيه دور نگه داره
آخرين باري که باهاش صحبت کردي کي بود؟
دو روز پيش
اين فيلمي
از دوربين امنيتي کليساست
شبي که آرتا ناپديد شد گرفته شده
يک فيلم سياه و سفيد از يک زنه
که يک هودي پوشيده
داره سعي ميکنه وارد کليسا بشه
اما درش قفله
خانم اوککه ميدوني
احتمالا دخترت از دست کي فرار ميکرده؟
نميدونم
نمي... نميدونم
ما ميخوايم پيداش کنيم
بهت قول ميدم
سلام خيلي سرم شلوغه
و اصلا الان تماستو نميبينم قسم ميخورم
پس پيغام بگذاريد
لوکاس، ميدونم که گوشيت پيشت نيست
اما اميدوارم که پيامهاتو بررسي کني
چه خبر شده؟
کريگ پشت سرهم باهام تماس ميگيره
و نميدونم بهش چي بگم
ببين، ميدونم که ترسيدي
اما هيچچيزي غيرقابل درست شدن نيست خيلي خوب؟
پس فقط بگذار بهت کمک کنم
فقط... بهم اطلاع بده که حالت خوبه
پنج قدم به سمت راست برو
عليرغم چيزي که فکر ميکني
پول نميتونه تمام مشکلاتو حل کنه !استفن
اما ميتونه کمک کنه، نامدي
زندگي شامل
وفور داراييها نيست
...بابا، اون اينو نميخواد- خوب، چرا که نه؟-
دوتا مرد مسنتر دارند باهم بحث ميکنند
اون يکي که جوانتره ميخواد آرومشون کنه
فراموش کردي
که عشق به پول
ريشه تمام بديهاست؟
واي، اين بايد کشيش
نماندي، همسر ديون باشه
دارم پاداشي براي پيدا کردن دخترت پيشنهاد ميدم
من به کمک تو براي مراقبت از خانوادهم نيازي ندارم
هي- قضيه داره فيزيکي ميشه-
کشيش اوککه
ميفهمم که ناراحتي
اما بيشترين تلاشمون براي پيدا کردن دخترت
کار کردن باهمديگه است
تو کي هستي؟
من تس آوري هستم
مشاور پليس هستم
ديون باهات صحبت کرده؟
قربان، همسر شما وحشتزده است
و اون دقيقا همون چيزي که تو ميخوايو ميخواد
...همون چيزي که من ميخوام
دخترت آرتا در خونه است
و صحيح و سالمه
من از خانوادهم محافظت ميکنم
!نه شماها
بابت اين مسئله، متاسفم
همه ما خيلي نگرانيم
من استفن هستم
مدير آواز کليسا
و اين پسرم، رجيه
چه کمکي از دستم برمياد؟
آرتا داره آواز ميخونه
استفن، پيانو ميزنه
اون واقعا بااستعداده
آخرين بار کي آرتا رو ديدي؟
چهار روز پيش
باهم تمرين کرديم
و هيچکدومتون متوجه چيز غيرمعمولي
اخيرا در رابطه با رفتارش شده بوديد؟
اين چند ماه اخير
خيلي دير به سر تمرين ميومد
... و متوجه شدم که يک جورهايي گيجه
که اون اصلا اينطور نبود
فکر کردم مسئلهاي مربوط به کالجه
اون فشار زيادي به خودش مياره تا ...موفق بشه
چيزي که براش دعا ميکنم که رجي يک روزي ياد بگيره
اون پسر چيزهاي بيشتري براي گفتن داره
بعد از مرگ همسرم
اوککه هميشه در کنارمون بود
بهم کمک ميکرد وقتي سرکار بودم از رجه، مراقبت کنم
خيلي خوب بابا تمامش کن
اس.تي.پي به تي.ال.سي نياز داره
ما تازه بازسازيو تمام کرديم
کشيش نامدي ...اصرار به کمالگرايي داشت پس
مراقب سمت چپ باش
...اون بيشتر اين کارو خودش انجام داده
خوبه، نيست؟
...آره
...رجي مستقيم
اينجا جاييه که
آرتا تمام وسايل موسيقيشو نگه ميداره
اون هميشه با پدرم تمرين ميکنه
...يک دفترچه يادداشت
...با طراحي جذاب
...دفترچههاي موسيقي
رجي، من حس ميکنم
يک چيز ديگهاي بود که
قبلا ميخواستي بگي
آرتا سه ماه پيش از مدرسه اخراج شده
اما بهم گفت که اينو به هيچکس نگم
ميدوني چرا؟
نه، اما شايد
ربطي به پسري که مخفيانه باهاش قرار ميگذاشت، داشته باشه
چرا اون به همه نميگفت که يک دوست پسر داره؟
کشيش و همسرش خيلي سختگيرند
دوست نداري از فرمان اونها سرپيچي کني
پارکينگ سي پا جلوتره
همهجا امنه
آرتا سه ماه پيش اخراج شد
و هيچ اثري از دوست پسرش
توي رسانههاي اجتماعيش نيست
No comments yet. Be the first to leave one.