Die ersten 200 Zeilen.
سرزمین سامورائی
در زمان های خیلی دور، دورانی بود که کشور ما به این نام صدا زده می شد
با ورود آمانتو از کشوری دیگر و شمشیر بان، حدود 20 سال پیش
طبقه ساموارئی ها کاهش چشمگیری پیدا کرد
در این دوران سخت، مردی بود که هنوز روحیه سامورائی خودش را حفظ کرده بود. اسم او گینتوکی ساکاتاست
...کاگورا و من، شینپاچی شیمورا، توی "کارهای عجیب غریب" گین کار می کنیم که اتفاقا
!دیگه بسته
واسه چی دوباره داری این و اون رو معرفی می کنی؟
!چون خیر سرمون این سری جدیده
واسه کسایی که قبلا سری یک رو ندیدن باید یه چیزایی رو توضیح بدیم دیگه
وقت تلف کردنه اگه بخوایم از این کارا بکنیم
بیننده ها کافیه فقط یخورده توجه کنن
درسته
پس گینتاما در ساعت 16:9 برمی گرده
Vegeta / ترجمه شده توسط بهروز
این اولین قسمت گینتاما تو این سال هست
یک خورده زمان می بره اگه بخوایم برگردیم به عقب
اما الان، وقتشه برگردیم سر کار
حس می کنم یه عمره از اینجا دور بودم
صبح بخیر
فکر کنم هنوز خواب باشه
...خداییش، دوباره برگشتیم رو آنتن
بلند شو، گین-سان
تعطیلات تموم شده
...برنامه دوباره برگشته رو
...این شهر اصلا تغییر نکرده
همه دارن با اون قیافه های مزخرفشون تو شهر راه می رن
!صبر کن
تو کی هستی؟
اینجا چکار می کنی؟
الان زنگ می زنم پلیس
شینپاچی
تو هم اصلا تغییر نکردی
تو این یه سالی که نبودیم نتونستی یه کاری واسه خودت دست و پا کنی؟
هیچوقت نمی خوای یاد بگیری
...ا-این صدا
هی، بیخیال بابا
حتی قیافم رو هم فراموش کردی؟
خب، می گن فقط سه روز واسه یه مرد کافیه تا بتونه رو پای خودش بایسته
منم
گین-سان
چی!؟
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، پاچی-جون
احوالت چطوره؟
!نه، وایسا
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم؟
چی!؟
...درسته، از آخرین قسمتی که برنامه تموم شد حدود 1 سال می گذره
تو این یه سال چی سر تو اومده؟
یه سال کافیه تا موهام بخواد اینقدر رشد کنه
کی چکار موهات داره! تو اصلا شبیه یه کاراکتر دیگه شدی
داری جوری رفتار می کنی که انگار برای بار اول توی مسابقات هنرهای رزمی می خوایم با هم مبارزه کنیم
این زخمه روی صورتت قضیش چیه؟
برای چی روی سینت یه همچین علامتی زدی؟
منظورت چیه؟
قولی که بهمدیگه دادیم رو فراموش کردی؟
هاه؟
بعد از اینکه برنامه تموم شد، یه چیزایی بهم گفتیم
یادت نمیاد؟
هاه؟
چی داری می گی؟
،با نشون دادن سریال طولانی و فیلم
گینتاما دیگه داشت اون جذابیت و تازگیش رو از دست می داد
برای همین نشستیم و تصمیم گرفتیم که چه کاری
لازمه انجام بدیم تا برنامه دوباره جذاب بشه و همچین بیننده خوشش بیاد
هممون قرار بود از این تعطیلات برای انجام همچین کاری استفاده کنیم
و بعد هم قرار شد توی همینجا پیش همدیگه جمع بشیم
دو سال پیش توی جابودی آرچیپلگو همدیگه رو دیدیم
عمرا که همچین قولی ندادیم
اصلا جابودی آرچیپلگو کدوم گوریه؟
مهم نیست کجاست
مهم اینه که با احساس و الهام بخش باشه
برو بمیر با این الهامت
داری از یه انیمه دیگه این چیزا رو می دزدی
هیچکی منتظر شما احمقا نبوده
پسر، من تمام وقتم رو داشتم سخت تمرین می کردم
تو چکارا می کردی؟
واقعا دوران سختی برام بود
...فضایی ها بهم حمله کردن
...سایبرگ ها محاصرم کردن
سایبرگ : انسان های غیر واقعی و ماشینی
...یه مرتیکه دیوونه و احمق هم اومد و زنم رو ازم گرفت
خداییش داری همینطور از برنامه های دیگه دزدی می کنی ها
و همه این کارا رو تو یه سال انجام دادی؟
هاه؟ یه سال؟
چی داری می گی؟
تو سال گذشته، توی انیمه به مدت 2 سال گذشت
حالا زیاد فرقی نمی کنه
و مشخصه داری خالی می بندی
...منظورم اینه که این انیمه جوری ساخته شده که سن هیچکی داخلش تغییر نمی کنه
خالی نمی بندم
اصلا ببین چقدر تغییر کردم
من اومدم
چه خبر؟
احوالتون چوره، بچه ها؟
خوش می گذره؟
هاه؟
آب رفتی، شینپاچی؟
...آه، آم
معذرت می خوام
شما؟
چی؟ منم دیگه
کاگورا
!بیخیال
!چی؟
تو دقیقا مثل قبلی
تو هم؟
این پسره انگار تو این دو سال هیچ غلطی نکرده
...وایسا! این نمی
کاگورا-چا ــ
کاگورا-سان؟
حتما شوخیتون گرفته
واقعا بزرگ شده
می گن فقط سه روز طول می کشه تا یه زن بتونه رو پای خودش بایسته
نه، نمی گن
من بخاطر سفر بدجور خستم
برین برام یخورده لباس بیارین
می خوام یه چُرتی بزنم
نه، وایسا
قبلش یه موضوعی هست که باید راجع بهش صحبت کنیم
!خیلی کُندی، ناپا
ناپا، یکی از شخصیت های انیمه دراگون بالز می باشد که گوکو به همین روش تحقیرش کرد
...سریعه
هنوز برنگشته لباس خونگیش رو پوشید و سریع رو مبل ولو شد
از اون دختر جهنمی هایی که لباس خونگی می پوشن شده
الان باید تحت تاثیر قرار بگیرم؟
و اصلا واسه چی رفتی بالای سر من بدبخت ایستادی؟
کاگورا، تو داشتی کجا تمرین می کردی؟
هیج جا والله
داشتم تو فضا با پاپی می چرخیدم
...اوه، براتون یخورده سوغاتی هم اوردم تا بخورین
هاه؟
منظورت اینه؟
ببخش، اما دیگه خوردمش
...سریعه
...قبل از اینکه بهشون اشاره کنم رفت خوردشون
گین-چان واقعا آدم وحشتناکی شده
با اینکارتون نشون نمی دین بزرگ شدین ها
و تو فکر کردی بری رو سر من بایستی خیلی کارت درسته؟
این نشون می ده که این دو سال تمرینی که انجام دادم واسه هیچی نبوده
باید یه افسانه جدید داخل همین "کارهای عجیب غریب جدید" درست کنیم
خیلی هیجان زدم
هیچی تغییر نکرده
اصلا شما دوتا بجای پیشرفت، پسرفت کردین
یعنی، واقعیت داره؟
دو سال بدون اینکه متوجه بشم، تموم شد؟
چرا هیچکی چیزی به من نگفت
چرا من تنها کسیم که عقب مونده؟
وقتی از خستگی در کردن به عنوان تعطیلات استفاده کنی، همین می شه دیگه
وقتی مردم نگاهت نمی کنن، باید مثل خر تمرین کنی
تو اینجا تنها کسی هستی که داره سعی می کنه به همه بگه داشته تو تعطیلات سخت تمرین می کرده
شخصا، خیلی دلم می خواد بدونم چطور تونستی توی این دو سال، دقیقا مثل قبل بمونی؟
حتی برای رامن هم دو سال کافیه تا رُشد کنه
اوه و راستی، ساداهارو هم پیش من بود کُلی بزرگ شده، ناپا
می شه اینقدر به من نگی ناپا؟
آه، احتمالا باید ساداهارو باشه
تو کشتی حیوون راه نمی دادن، برای همین باید یه جور دیگه می اوردمش
اوه، اون که اصلا تغییری نکرده
چرا گفتی خیلی بزرگ شده، کاگورا-سان؟
یجورایی، بنظرم کوچیک تر هم شده؟
اینم از رسید
آه ـــ
معذرت می خوام
ساداهارو رفتش
آه، حیوونمون همین الان رفتش، جناب
خیلی وقته ندیدمتون
من، ساداهارو، خدمتم رو تموم کردم
اون؟
!یه لحظه
آخه این دیگه غیر ممکنه
این که باید پستچی باشه
اون سگه، ساداهارو بود
اون یه سگ پستچی از سیاره کوماینو بود
ساداهارو خجالتیه، برای همین گفتم یه سگ مثل خودش بیارتش اینجا
مثل خودش؟
مطمئنم ساداهارو همون بود
و اصلا اینا کجاشون شبیه همدیگست؟
گفتم که، بزرگ شده
آخه این کجاش بزرگ شدنه؟
!!به این می گن تبدیل شدن به یه مخلوق دیگه
شینپاچی، سگ ها زودتر از انسان ها رُشد می کنن
دو سال به اندازه کافی وقت هست که بخواد یه آدم پیر بشه
این یارو واقعا یه پیرمرده
،برادر شینپاچی
اگه کاری کردم که ناراحتتون کرده، عذر می خوام
برادر؟
لطفا خواهر رو سرزنش نکنید
جبران می کنم
... حتی اگه لازم باشه برای اینکار یه توله سگ یا دوتا رو از بین ببرم
وایسا
وایسا،وایسا،وایسا
منظورت از توله سگ چیه؟
چرا این من رو یاد قطع کردن انگشت شست می ندازه؟
این ساداهارو چه مرگشه؟
چرا مثل طرفدارای تو پخش زنده رفتار می کنه؟
هاه؟
وایسا یه لحظه
...این
...از نزدیکتر نگاه کنین، یه چیزی آخر دمش چسبیده
ساداهارو؟
No comments yet. Be the first to leave one.