Die ersten 200 Zeilen.
هریسون هریسون
از این به بعد باید بری پیش یه روانکاو به جز روانکاو
فقط میری مدرسه و میای خونه، گرفتی؟
روز بعدش غارها رو میگردیم
ما آروم نمیشینیم
تا پسرت رو پیدا نکنیم
غارها؟ ب نظرت اینقدر دور رفته؟
اینم از ایشون مت کالدول
اون دیگه کدوم خری بود؟
چرا کرت باید دروغ بگه؟
همه چی رو خراب کردی
همه شهر فکر میکنن من قهرمانم
حالا بابای خودم فکر میکنه چی هستم
حالا توی اون لحظههایی
که جلوی چشماتو خون گرفته
دروغگو هشتم؟ حیوون هستم؟
برو و یه مهربونی
در حق اونی بکن که اعصابتو بهم ریخته
اولین باری که این حسو داشتی کِی بود؟
همون احساسی که انگار یه جای کار میلنگه
بهترین دوستم ناپدید شد
اوه، اینم بگم
آقای لوگان گفت که من توی تیم کشتی پذیرفته شدم
گفت که اسم باباش جیم لیندزی نیست
ترجمه از ربین @rebin339
"The Keeper" by Chris Cornell
«ساندویچ تُن ماهی»
من هم همینکارو میکردم
بعد از اینکه یه بگایی بزرگ میدادم
هر کاری میکردم تا بابا بهم روی خوش نشون بده
به خاطر اوِردوز هریسون عصبانی نیستم
فقط نگرانشم
به نظرت روانکاوی تصمیم درستی بود؟
چند تا جلسه دیگه بره
اونقدر باهات صمیمی میشه که برات صبحونه میاره تو اتاقت
چیه؟
بهت افتخار میکنم
داری کار درستی میکنی نه مثل کاری که هری با تو کرد
بذار خودش، نشونت بده
این کارش درست نیست
خب شاید اونقدرم که فکر میکنی وضع، وخیم نیست
اینکه پسرم برای پدر قربانی آخرم کار کنه؟
خیلی هم وخیم به نظر میاد
و مشکل کیری همینه، ها؟
کسی نمیتونه با یه روانی حرومزاده زندگی کنه
که به قتل اعتیاد داره
اون بیرون بدجور سرده
گرچه باید اعتراف کرد که خیلی خفنه
آدم حیاط خلوتش جنگل باشه
ممنونم که کارهای خونه رو میکنی
دیروز بهم چند تا توصیه خوب کردن
گفتم بهشون عمل کنم
و میدونم یهکم
منفی باف بودم از وقتی اومدم اینجا
اما واقعا بابت همه چی ممنونم
اینکه بهم جا برای موندن دادی
از کیفت بیرون زده بود
درسته
میخواستم بهت بگم
راستش میخوام برام امضاش کنی
میدونی که اگه پول اضافی لازم داری
میتونم برای کارهای خونه بهت پول بدم - نه قضیه این نیست. من -
یه کم استقلال میخوام
تو راه کرت رو دیدم. بهم گفت
کسی رو میخواد که کارهای معمول رو براش بکنه
فقط شستن کامیونهاست چیز زیادی نیست
فکر نکنم ایستگاه بین راهی کامیون
واسه اولین شغلت بهترین مکان باشه
چرا آخه؟
خب، شاید اونقدرا هم امنیت نداشته باشه
تو راهم به اینجا کلی توی ایستگاههای بین راهی موندم
میدونی که وقتی داشتم دنبالت میگشتم
تا حالا مشکلی نداشتم که نتونم از پسش برنیام
درسته، نمیدونم چیه اما این کرت کالدول
همیشه بهم حس مثبتی نمیده
کرت؟
خب، شاید من اونو از تو بیشتر میشناسم
امضاش میکنی یا نه؟
متاسفم یه کار دیگه برات پیدا میکنیم
شاید بتونی آخر هفتهها توی مغازه فرد شیفت برداری
تو منو ول کردی
حالا هم میخوای برام تصمیم بگیری؟
میدونی چیه
دیشب نرفتم پیش روانکاو
با کرت حرف زدم اون بود که منو قانع کرد
که کارهای چرت خونهتو بکنم
باید ممنونش هم باشی
من کار رو قبول میکنم
چرا کرت کالدول
یهو به پسر
من علاقهمند شده؟
لعنتی حیف و میل شد
گواهینامه و کارت ماشین
بله بانو سرکار. ببخشید
اونو نمیگم
اونی که اسم «دکستر مورگان» روشه
مستقیم بیا اداره
منم دنبالت میام که مطمئن شم گم و گور نشی
هر کاری که کردی، عزیزم فقط بگو متاسفم
به جمعمون خوش اومدی رفیق
چند تا آهنگ مخصوص شکست عشقی واسه بعد برات دارم
از لحاظ قانونی جعل مرگ، جرم نیست
قضیه سر این نیستش
تو از همون روز اولی که با هم آشنا شدیم بهم دروغ میگفتی
این قضیه هیچ ارتباطی به تو نداره
پس درباره چیه؟
چیه، نکنه از یه چیزی فرار میکنی
فرار میکردم
از مرگ فرار میکردم
از اون همه قتل
زنم، ریتا
مادر هریسون
به قتل رسید
بعدش هم خواهرم
دِب
نزدیکترین آدم بهم تو دنیا
و همه اینا دیگه
برام زیادی بود
ببین، میدونم درک میکنی عزا و ماتم با آدم چیکار میکنه
در نبود شوهرت و آیریس
اما تو از من قویتری
نمیتونستم به دایره جنایی برگردم
با اون همه خون و خونریزی و خشونت و
ناامیدی
دیگه نمیتونستم دکستر مورگان باشم
اون نفرین شده بود
نمیتونستم اون نفرین رو به
هریسون منتقل کنم
واسه همین با قایقم رفتم توی دل اون طوفان
میخواستم بمیرم
اما نمیدونم چی شد زنده موندم و این رو
به فال نیک گرفتم که از اول شروع کنم
و همین کار رو کردم
با اسم جیم لیندزی
برای اولین بار از وقتی که از میامی رفتم
خوشحالم
هرگز فکرشم نمیکردم ممکن باشه
این زندگی با تو
و حالا هم هریسون
این همون چیزیه که همیشه بهش نیاز داشتم
متاسفم که بهت دروغ گفتم
اصلا قصد ناراحت کردن تو یا هر کس دیگهای رو نداشتم
هر دفعه که جیم صدات میزدم یه دروغ بوده
تو زندگیمو به دروغ تبدیل کردی
و هریسون
بعد از اینکه ولش کردی
رابطهم باهاش خوب هم نشده
شاید نمیتونی
واسه همینه که این همه مشکل داره
مشکلات تو داره به مشکلات اون تبدیل میشه
اگه یه رابطه واقعی باهاش میخوای
بهتره اینو قبول کنی
حتما
براش وقت روانکاو گرفتم
این تویی که به روانکاو نیاز داری
برای اینکه حتی شانس داشتن یه رابطه واقعی با اون
یا هر کس دیگهای رو داشته باشی
داری باهام به هم میزنی؟
فقط اینو میدونم که روابط بر مبنای اعتماد بنا میشن
چطور میتونم دیگه بهت اعتماد کنم، جیم؟
یا دکستر
هر کوفتی هستی حالا
شاید امشب بتونیم سر شام در این باره صحبت کنیم
حال حاضر دیگه نمیخوام
با جیم وقت بگذرونم
رازمو نگه میداری؟
وای، خدایا، فقط برو
کی ممکنه اسم واقعیمو پیدا کرده باشه؟
چه خبر رییس؟
یه گوینده پادکست جنایات واقعی
از خارج شهر؟
ممکنه
بسیارخب
داشتم به این فکر میکردم
بهترین حالت داستان
اینکه کرت ربطی
به ناپدید شدن مت داشته، درسته؟
اصلا نمیدونم چی داری میگی
راستش رو بخوای الان وقت مناسبی نیست
کرت روحشم خبر نداره که من و تو
داریم با هم کار میکنم
چطوره که من باهاش مصاحبه کنم؟
مچشو بگیرم مدرک خیلی بزرگی میشه
مثل اعتراف رابرت دانست توی مستند جینکس
با این فرق که اینجا یه آسیایی ازش اعتراف میگیره
مالی الان فقط همینمون کمه که مذنون رو بترسونی
اونم قبل از اینکه علیهش مدارک جمع کنم
خب، درسته میگم من اونجا
میکروفونی چیزی به خودم وصل میکنم طوری که نفهمه
نباید به مت کالدول نزدکی بشی
باهاش حرف نزن
اصلا بهش نزدیک نشو
باشه
فکر کنم
برگردم به هتل کثیفم و دنبال
بزرگترین داستان عمرم نرم
ببخشید، میشه چند دلار بهم بدید؟
بله
اوه، ممنون
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.