Die ersten 200 Zeilen.
آنچه در باش: میراث گذشت:
مدلین باش؟
افبیآی. مایلیم باهات صحبت کنیم.
چیزی که گفتن واقعیتـه؟ خط لوله، راجرز، اینا واقعیتن؟
مکان اشتباه، تو زمان اشتباهی.
بوم.
بهم راستش رو بگو.
نمیتونم.
برای چیزی عذاب وجدان داری؟
نه ندارم.
حتی یک لحظه.
خوبه. منم همینطور.
شاید بتونی از دست روسیها فرار کنی، ولی نمیتونی مخفی بشی.
از انفجار خط لوله خبر داشت.
گیر افتادی الیس. پلیسها تو راهـن.
ریدم دهنت باش!
خبری از الیس نشد.
خب اگه باهوش باشه که واقعاً هم هست، حتماً الان خیلی دور شده.
تو خیلی خوبی.
میدونی این چیه، باش. در رو باز کن.
کارتون مسخرهست.
این پروندهها واسه قبلِ اینه که خانم چندلر به دفترم بپیونده.
امروز آبروی من رفت هانی.
میتونم درستش کنم.
فکر نکنم کاری از دستت بربیاد.
خبر بد داری؟ اصلان؟ حالا چطوری میخوای بدهیت رو باهاشون صاف کنی؟
درمورد چی داره صحبت میکنه؟
خفهخون بگیر.
شاید بتونی از دست روسیها فرار کنی، ولی نمیتونی مخفی بشی.
دیگه تو چنگمونی.
جلوگیری از برقراری قانون، فقط شروعشـه.
فقط برای کشوندنت به اینجا بود.
تو از بمب خط لوله دانش قبلی داشتی،
و قراره باقی عمرت رو بری زندان فدرالی.
درست شنیدی. خرابکاری کردی.
همهچی رو نابود کردی،
ولی فضای ابریت رو یادت رفت.
ما یادمون نرفت.
چی میخوای؟
من چی میخوام؟ برای شروع هر چی میدونی رو بگو.
براتوا رو میخوام.
باش رو میخوام با دار و دستهی خلافش.
دربارهی خط لوله میخوام بدونم.
کی بمب رو گذاشته بود. کی دکمه رو فشار داده.
ازت میخوام به همهی سوالهام جواب بدی.
یا هیچوقت دیگه رنگ آسمون رو نمیبینی.
هنوز رسماً گزارشت ندادیم.
الان ساعت تخفیفـه.
قبول کن همکاری کنی،
یا ما ازت شکایت میکنیم و همهچی سر تو خراب میشه.
ساعت تخفیف کلاهبرداریـه.
با نوشیدنیهای نصف قیمت مستت میکنن و
بعدش اصلاً نمیفهمی قیمت دوبرابر شده و
هنوز نشستی و الکل میخوری و حسابت رو سنگین میکنی.
خب این چه کسشری بود گفتی؟
یعنی معاملهای در کار نیست.
شکایت کنید.
قبل اینکه صبحونه بخوری میام بیرون.
« باش : میراث » « فصل دوّم: قسمت نهم »
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
«ترجمه از iredprincess و امیرعلی_پیام»
هی.
ببخشید دیر کردم.
چیزی شده؟
«چیزی شده؟»
همم، بذار ببینیم.
شنیدم دیشب هانی چندلر رو افبیآی گرفتـه.
مامورای فدرال دنبال تو هم هستن.
به یه پلیس شلیک کردی.
آره، یه پلیس فاسد بوده، ولی پلیس هنوز داره بررسیش میکنه.
و حالا هم شنیدم که قبول نکردی محافظت بشه ازت،
درحالی که الیس هنوز آزاده.
برای چندلر مشکلی پیش نمیاد. میدونستیم مامورهای فدرال این کار رو میکنن.
آمادهست. یه نقشهی فرار هم داره.
و آره، پیشنهاد بخش سرقت و قتل رو رد کردم.
فایده نداره منابع انسانیشون جایی که بهشون احتیاجی نیست مصرف بشه.
بابا، الیس یه روانیـه.
هیچکس نمیدونه کجاست و قراره قدم بعدیش چی باشه.
باید محافظت رو قبول میکردی.
حسم بهم میگه که خیلی وقته جیم زده.
ولی حس من بهم میگه تو یه چیزیت شده.
و با این رفتار مزخرفت که تظاهر میکنی هیچ مشکلی نیست،
داری به شعورم توهین میکنی.
باهام صحبت کن بابا.
چون من خودم مشکلات خودمو دارم و
اگه نگران باشم که پدر خودم ممکنه
نابود بشه نمیتونم بهشون برسم.
ببین مدز. درست میگی.
ولی واقعاً میگم. نگران من نباش.
این پروندهای که با چندلر داریم، دیگه آخراشـه.
دو تا شاهد دارم که تا وقتی ندونم به کی میتونم اعتماد کنم
نمیخوام لوشون بدم.
- به من اعتماد نداری؟ - من همچین حرفی نزدم.
ولی به نفعتـه تو این موضوع نزدیکم نباشی.
پس قبولش کن و
بدون که دارم سعی میکنم مراقب باشم، خب؟
من تو رو میشناسم.
فکر نمیکنم رفیق.
آره، میشناسمت. هری باش.
خوب نگاه کن. منو میشناسی؟
وقتی بیرون دیدمت شناختمت.
دریل هیل.
یازده سال پیش توی معاملهی مواد، سیلوریو مارینلی رو کشتی.
اوهوم. به لطف تو ده سال تو زندون بودم.
ولی الان اومدم بیرون.
اصلاح شدم.
خوش به حالت.
خب این روزها چیکار میکنی؟ هنوز پلیسی؟
نه.
پس نشان و تفنگ نداری؟
هی، کصمشنگ.
من جفتشو دارم.
تا وقتی فرصتش رو داری گمشو.
خیلهخب، دنبال دردسر نیستم.
کسی دنبالم نبود.
آره، نگران تو نیستم.
نگران قایقدارهای اینجام که
سرشون تو کون هر کی هست جز خودشون.
لباس اوردی؟
جو استایتس.
اسم مُردهایـه. مثل اسم خودت نیست.
آره، خب، خوشحال میشم دیگه از اسم خودم استفاده نکنم.
ماشینم کو؟
منتظر آخر هفتهایم.
ماشینهای بیشتری رد میشن، احتمال اینکه نگهمون دارن کمتره.
ولی یارو پول بیشتری هم میخواد.
هر چقدر بیشتر دنبالت باشن، ریسکش بیشتره.
و الان کلی آدم دنبالتن رفیق.
اخبار رو نگاه کردی؟
اخبار رو گاییدم. یه قراری داشتیم.
میدونم و منم دارم سعی میکنم...
یکی دیگه رو با قیمت توفقیمون پیدا کنم.
ولی تا الان کسی نبوده.
چرا با این قایقت تا باخا نمیری و از اونجا نمیری؟
چون فقط ظاهر داره راه نمیره.
یارویی که اینو ازش گرفتم یادش رفت بگه که موتورهاش خرابن.
باشه.
باشه. پولش رو میدم. فقط...
کجا ببینمش؟
وقتی آماده باشه به این زنگ میزنه و
تو یه جایی رو انتخاب میکنی سوارت کنن.
هر جا که فکر میکنی امنه.
اگه نیاد من و تو کلاهمون حسابی میره تو هم.
میاد.
خوبه.
گمشو بیرون.
مرسی مارتی. ببخشید زحمتت شد.
زحمت؟ بهم گفتی درستش میکنی.
اینجوری میخوای درستش کنی؟
یا باید به وثیقه گذاشتن برای وکلام عادت کنم؟
باور کن، میدونم ظاهرش بده.
ولی بهت قول میدم درستش میکنم.
میبینم که مامور برن مثل پسرهای خوب رسانه رو خبر کرده.
خب تو که قرار نیست باهاشون حرف بزنی، نه؟
میخوای باهاشون صحبت کنی.
من نمیخوام جزئی ازش باشم.
ماشین رو برمیدارم میام دنبالت.
نه زحمت ننداز خودتو. نیازی به ماشین نیست.
درست سر موقع جلسهم با دادستانی منو اوردی بیرون.
با دولت فدرالی طرفی هانی.
نرخ محکوم کردنشون فقط یه کم کمتر از از 100 درصده.
باید یه جوری باور کنی که میدونم دارم چیکار میکنم.
«مانی» تو ماه پیش دو شب رو توی زندان بودی. (تشابه اسم هانی و پول)
باید به این موضوع عادت کنیم؟
من سوال جواب نمیدم.
بیانیه دارم.
آمادهاید؟
چی بگم بهت؟ دارم کار میکنم.
به محض اینکه سرم خالی بشه، میریم باغ هانتینگتون.
ببخشید قرارمون رو بهم زدم.
چه کاری؟
بس کن دیگه. میدونی لو نمیدم کارم رو.
موکلهام رازداری و ملاحظه گری ازم میخوان.
برای اون یارو باشـه نه؟
اون تنها موکلم نیست، میدونی که.
خب، باشه پس.
[ هانی چندلر از زندان فدرالی آزاد شد. قربانی زیادهروی در اجرای قانون. ]
رعب و وحشت توسط دولت فدرالی...
این چه کوفتیـه؟
افبیآی از من چیزی میخواد که ندارم.
پس چی کار میکنن؟ منو بدون دلیل و با اتهامات بیجا میندازن زندان.
- جین، من باید برم. - صدای کی بود؟
- مشتری بود. بهت زنگ میزنم زود. - بهم میگن که صاحب منن.
که هیچوقت رنگ آسمون رو نمیبینم.
صداش رو زیاد کن.
من بیشتر از سی ساله که در حوضهی وکالتی قانونی کار کردم که
برای دفاع از بیدفاعان و محرومان قدم برمیداره.
من اعتباری دارم که دولت قصد داره
با کار بیدقت و اتهامات بیجا خدشهدارش کنه.
در حال حاضر محروم منم.
صبر کن، بهترین بخشش جا موند.
بهمون میگه سازمان فدرالی ایجاد رعب و وحشت.
از همین الان دنبال ترحم هیئت منصفهست.
یکاری داره میکنه.
پس بفهمید چیه.
آمادهش باشید.
نمیخوام خجالت زده بشم.
مخصوصاً به خاطر این زن.
همهچی خوب بود تا اینکه
لکسی فهمید ساعتـه دزدی بوده.
No comments yet. Be the first to leave one.