Bosch: Legacy

Bosch: Legacy

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Bosch Legacy S02E09 Escape Plan 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Ein Kommentar von iredprincess

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
480p
480
Veröffentlicht am: 2023-11-11
Downloads: 64
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫آنچه در باش: میراث گذشت:

‫مدلین باش؟

‫اف‌بی‌آی. مایلیم باهات صحبت کنیم.

‫چیزی که گفتن واقعیتـه؟ ‫خط ‌لوله، راجرز، اینا واقعیتن؟

‫مکان اشتباه، تو زمان اشتباهی.

‫بوم.

‫بهم راستش رو بگو.

‫نمی‌تونم.

‫برای چیزی عذاب وجدان داری؟

‫نه ندارم.

‫حتی یک لحظه.

‫خوبه. منم همینطور.

‫شاید بتونی از دست روسی‌ها فرار کنی، ‫ولی نمی‌تونی مخفی بشی.

‫از انفجار خط لوله خبر داشت.

‫گیر افتادی الیس. ‫پلیس‌ها تو راهـن.

‫ریدم دهنت باش!

‫خبری از الیس نشد.

‫خب اگه باهوش باشه که واقعاً هم هست، ‫حتماً الان خیلی دور شده.

‫تو خیلی خوبی.

‫می‌دونی این چیه، باش. در رو باز کن.

‫کارتون مسخره‌ست.

‫این پرونده‌ها واسه قبلِ اینه که ‫خانم چندلر به دفترم بپیونده.

‫امروز آبروی من رفت هانی.

‫می‌تونم درستش کنم.

‫فکر نکنم کاری از دستت بربیاد.

‫خبر بد داری؟ اصلان؟ ‫حالا چطوری می‌خوای ‫بدهیت رو باهاشون صاف کنی؟

‫درمورد چی داره صحبت می‌کنه؟

‫خفه‌خون بگیر.

‫شاید بتونی از دست روسی‌ها فرار کنی، ‫ولی نمی‌تونی مخفی بشی.

‫دیگه تو چنگ‌مونی.

‫جلوگیری از برقراری قانون، ‫فقط شروعشـه.

‫ فقط برای کشوندنت به اینجا بود.

‫تو از بمب خط لوله دانش قبلی داشتی،

‫و قراره باقی عمرت رو بری زندان فدرالی.

‫درست شنیدی. خراب‌کاری کردی.

‫همه‌چی رو نابود کردی،

‫ولی فضای ابریت رو یادت رفت.

‫ما یادمون نرفت.

‫چی می‌خوای؟

‫من چی‌ می‌خوام؟ ‫برای شروع هر چی می‌دونی رو بگو.

‫براتوا رو می‌‌خوام.

‫باش رو می‌خوام با دار و دسته‌ی خلافش.

‫درباره‌ی خط لوله می‌خوام بدونم.

‫کی بمب رو گذاشته بود. ‫کی دکمه رو فشار داده.

‫ازت می‌‌خوام به همه‌ی سوال‌هام جواب بدی.

‫یا هیچوقت دیگه رنگ آسمون رو نمی‌بینی.

‫هنوز رسماً گزارشت ندادیم.

‫الان ساعت تخفیفـه.

‫قبول کن همکاری کنی،

‫یا ما ازت شکایت می‌کنیم و ‫همه‌چی سر تو خراب میشه.

‫ساعت تخفیف کلاه‌برداریـه.

‫با نوشیدنی‌های نصف قیمت مستت می‌کنن و

‫بعدش اصلاً نمی‌فهمی قیمت دوبرابر شده و

‫هنوز نشستی و الکل می‌خوری و ‫حسابت رو سنگین می‌کنی.

‫خب این چه کسشری بود گفتی؟

‫یعنی معامله‌ای در کار نیست.

‫شکایت کنید.

‫قبل این‌که صبحونه بخوری میام بیرون.

‫« باش : میراث » ‫« فصل دوّم: قسمت نهم »

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫«ترجمه از iredprincess و امیرعلی_پی‌ام» ‫

‫هی.

‫ببخشید دیر کردم.

‫چیزی شده؟

‫«چیزی شده؟»

‫همم، بذار ببینیم.

‫شنیدم دیشب هانی چندلر رو اف‌بی‌آی گرفتـه.

‫مامورای فدرال دنبال تو هم هستن.

‫به یه پلیس شلیک کردی.

‫آره، یه پلیس فاسد بوده، ولی ‫پلیس هنوز داره بررسیش می‌کنه.

‫و حالا هم شنیدم که ‫قبول نکردی محافظت بشه ازت،

‫درحالی که الیس هنوز آزاده.

‫برای چندلر مشکلی پیش نمیاد. ‫می‌دونستیم مامور‌های فدرال این کار رو می‌کنن.

‫آماده‌ست. یه نقشه‌ی فرار هم داره.

‫و آره، پیشنهاد بخش سرقت و قتل رو رد کردم.

‫فایده نداره منابع انسانی‌شون جایی که ‫بهشون احتیاجی نیست مصرف بشه.

‫بابا، الیس یه روانیـه.

‫هیچکس نمی‌دونه کجاست و ‫قراره قدم بعدیش چی باشه.

‫باید محافظت رو قبول می‌کردی.

‫حسم بهم میگه که خیلی وقته جیم زده.

‫ولی حس من بهم میگه تو یه چیزیت شده.

‫و با این رفتار مزخرفت که ‫تظاهر می‌کنی هیچ مشکلی نیست،

‫داری به شعورم توهین می‌کنی.

‫باهام صحبت کن بابا.

‫چون من خودم مشکلات خودمو دارم و

‫اگه نگران باشم که پدر خودم ممکنه

‫نابود بشه نمی‌تونم بهشون برسم.

‫ببین مدز. درست میگی.

‫ولی واقعاً میگم. نگران من نباش.

‫این پرونده‌ای که با چندلر داریم، ‫دیگه آخراشـه.

‫دو تا شاهد دارم که ‫تا وقتی ندونم به کی می‌تونم اعتماد کنم

‫نمی‌خوام لوشون بدم.

‫- به من اعتماد نداری؟ ‫- من همچین حرفی نزدم.

‫ولی به نفعتـه تو این موضوع نزدیکم نباشی.

‫پس قبولش کن و

‫بدون که دارم سعی می‌کنم مراقب باشم، خب؟

‫من تو رو می‌شناسم.

‫فکر نمی‌کنم رفیق.

‫آره، می‌شناسمت. هری باش.

‫خوب نگاه کن. منو می‌شناسی؟

‫وقتی بیرون دیدمت شناختمت.

‫دریل هیل.

‫یازده سال پیش توی معامله‌ی مواد، ‫سیلوریو مارینلی رو کشتی.

‫اوهوم. به لطف تو ده سال تو زندون بودم.

‫ولی الان اومدم بیرون.

‫اصلاح شدم.

‫خوش به حالت.

‫خب این روز‌ها چیکار می‌کنی؟ ‫هنوز پلیسی؟

‫نه.

‫پس نشان و تفنگ نداری؟

‫هی، کص‌مشنگ.

‫من جفت‌شو دارم.

‫تا وقتی فرصتش رو داری گمشو.

‫خیله‌خب، دنبال دردسر نیستم.

‫کسی دنبالم نبود.

‫آره، نگران تو نیستم.

‫نگران قایق‌دار‌های اینجام که

‫سرشون تو کون هر کی هست جز خودشون.

‫لباس اوردی؟

‫جو استایتس.

‫اسم مُرده‌ایـه. مثل اسم خودت نیست.

‫آره، خب، خوش‌حال میشم دیگه ‫از اسم خودم استفاده نکنم.

‫ماشینم کو؟

‫منتظر آخر‌ هفته‌ایم.

‫ماشین‌های بیشتری رد میشن، ‫احتمال این‌که نگه‌مون دارن کمتره.

‫ولی یارو پول بیشتری هم می‌خواد.

‫هر چقدر بیشتر دنبالت باشن، ریسکش بیشتره.

‫و الان کلی آدم دنبالتن رفیق.

‫اخبار رو نگاه کردی؟

‫اخبار رو گاییدم. یه قراری داشتیم.

‫می‌دونم و منم دارم سعی می‌کنم...

‫یکی دیگه‌ رو با قیمت توفقی‌مون پیدا کنم.

‫ولی تا الان کسی نبوده.

‫چرا با این قایقت تا باخا نمیری و ‫از اونجا نمیری؟

‫چون فقط ظاهر داره راه نمیره.

‫یارویی که اینو ازش گرفتم یادش رفت ‫بگه که موتور‌هاش خرابن.

‫باشه.

‫باشه. پولش رو میدم. فقط...

‫کجا ببینمش؟

‫وقتی آماده باشه به این زنگ می‌زنه و

‫تو یه جایی رو انتخاب می‌کنی سوارت کنن.

‫هر جا که فکر می‌کنی امنه.

‫اگه نیاد من و تو کلاه‌مون حسابی میره تو هم.

‫میاد.

‫خوبه.

‫گمشو بیرون.

‫مرسی مارتی. ببخشید زحمتت شد.

‫زحمت؟ بهم گفتی درستش می‌کنی.

‫اینجوری می‌خوای درستش کنی؟

‫یا باید به وثیقه گذاشتن برای وکلام عادت کنم؟

‫باور کن، می‌دونم ظاهرش بده.

‫ولی بهت قول میدم درستش می‌کنم.

‫می‌بینم که مامور برن مثل پسر‌های خوب ‫رسانه رو خبر کرده.

‫خب تو که قرار نیست باهاشون حرف بزنی، نه؟

‫می‌خوای باهاشون صحبت کنی.

‫من نمی‌خوام جزئی ازش باشم.

‫ماشین رو برمی‌دارم میام دنبالت.

‫نه زحمت ننداز خودتو. ‫نیازی به ماشین نیست.

‫درست سر موقع‌ جلسه‌م با دادستانی ‫منو اوردی بیرون.

‫با دولت فدرالی طرفی هانی.

‫نرخ محکوم کردن‌شون ‫ فقط یه کم کمتر از از 100 درصده.

‫باید یه جوری باور کنی که ‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

‫«مانی» تو ماه پیش دو شب رو توی زندان بودی. ‫(تشابه اسم هانی و پول)

‫باید به این موضوع عادت کنیم؟

‫من سوال جواب نمی‌دم.

‫بیانیه دارم.

‫آماده‌اید؟

‫چی بگم بهت؟ دارم کار می‌کنم.

‫به محض این‌که سرم خالی بشه، ‫می‌ریم باغ هانتینگتون.

‫ببخشید قرارمون رو بهم زدم.

‫چه کاری؟

‫بس کن دیگه. می‌دونی لو نمیدم کارم رو.

‫موکل‌هام راز‌داری و ملاحظه گری ازم می‌خوان.

‫برای اون یارو باش‌ـه نه؟

‫اون تنها موکلم نیست، می‌دونی که.

‫خب، باشه پس.

‫[ هانی چندلر از زندان فدرالی آزاد شد. ‫قربانی زیاده‌روی در اجرای قانون. ]

‫رعب و وحشت توسط دولت فدرالی...

‫این چه کوفتیـه؟

‫اف‌بی‌آی از من چیزی می‌خواد که ندارم.

‫پس چی کار می‌کنن؟ ‫منو بدون دلیل و با اتهامات بی‌جا می‌ندازن زندان.

‫- جین، من باید برم. ‫- صدای کی بود؟

‫- مشتری بود. بهت زنگ می‌زنم زود. ‫- بهم میگن که صاحب منن.

‫که هیچوقت رنگ آسمون رو نمی‌بینم.

‫صداش رو زیاد کن.

‫من بیشتر از سی ساله که ‫در حوضه‌ی وکالتی قانونی‌ کار کردم که

‫برای دفاع از بی‌دفاعان و ‫ محرومان قدم برمی‌داره.

‫من اعتباری دارم که دولت قصد داره

‫با کار بی‌دقت و اتهامات بی‌جا خدشه‌دارش کنه.

‫در حال حاضر محروم منم.

‫صبر کن، بهترین بخشش جا موند.

‫بهمون میگه سازمان فدرالی ایجاد رعب و وحشت.

‫از همین الان دنبال ترحم هیئت منصفه‌ست.

‫یکاری داره می‌کنه.

‫پس بفهمید چیه.

‫آماده‌ش باشید.

‫نمی‌خوام خجالت زده بشم.

‫مخصوصاً به خاطر این زن.

‫همه‌چی خوب بود تا این‌که

‫لکسی فهمید ساعتـه دزدی بوده.

More Farsi Persian subtitles for Bosch: Legacy

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left