Die ersten 200 Zeilen.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
آقای وندر کمپ
من هیچوقت نمیدونستم عاشق هنری
من دوست دارم وقتی مهمون میشم استثنا قائل شم
Galathée de Pompignac,
سر شوالیه سینگالت
گرچه ، هیچکس بهمون هشدار نداد
جذاب ترین صحنه امشب پخش نمیشه
اگه ما همراهت باشیم اعتراضی میکنی؟
پنهون کردن چیز به این خوشگلی گناه بزرگی نیست؟
آقا
خوشحالم که قضاوت گناهامونو به کسی که ما رو آفریده واگذار کردم
دست بزنید
...ولی منظورم اینه
تنها راه دیدن خود واقعی آدم
تو بازتاب چشای اون یکی نیست؟
والتر
مگه نمیگن راز کسل کننده بودن گفتن همه چیزه؟
گالاته
تو روستا مهمونمون میکنی؟
شاید- عالیه-
کالسکم بیرون سوارت میکنه
البته بعد از اینکه جمعیت متفرق شدن
و زنای حسود رفتن خونشون
دختر؟
سلام؟
چیه؟ سریعترین راه واسه رفتن به پازینو اینه؟
آره
دارین میرین عروسی؟- با اجازه شما بله بانو-
واضحه
اسمتو بهمون نمیگی؟- نه-
یالا
داره میره
نظرت درمورد اینکه یکم کار کنی چیه؟
طبقه بالاست؟- آره-
عزیزم ، بیا داخل
به نظرت چینی قهوه ای بهتره یا آبی؟
باید بگم که
قهوه ای کنتس عزیز
عالیه ، قهوه ای پس
همه چی باید واسه عروسی دخترم عالی باشه
فقط یه بار میتونی این کارو کنی
آدریانا هیجان زده میشه
نمیدونستم کنتس دختر دیگه ایم داره
دختر خونه دار
که کتابای ولترو میخونه
قانونی برعلیه کتاب خوندن نداریم ، نه؟
درمورد چیزایی که میگه چی فکر میکنی؟
بعضیاش واسم جالبن
آزاد بودن فکر زندگی روحه
واسم منطقیه
اگه میخوای میتونی قرض بگیریش
کنتس چیزی نمیگه
مرسی
لوسیا
جاکومو
جاکومو کازانووا- و-
شغلت چیه؟
من دانشجوی کشیشیم- تو؟-
اصلاً شبیه کشیشا نیستی
خب ، من فقط ازش به عنوان یه فرصت واسه درس خوندن استفاده میکنم
تا یه روزی به جایی که آرزوشو دارم برسم
به نظر پیچیده ست- نه ، نه ، نه واقعاً-
من اذیتت کردم
من باید برم
خوشبختانه هنوز آبله به ما نرسیده
آره ولی من شنیدم دو تا از خدمتکارای دوستم آبله گرفتن
یادتون نره دوستان عزیز ، همیشه با اغراق خودتونو ببرین بالاتر
همونجوری که هممون میدونیم سالن رقص ونیز یه منطقه جنگیه
ببخشید آقا؟- بله؟-
کنت دوست داره درمورد موضوعات مربوط به کلیسا باهاتون حرف بزنه
البته
لطفاً ، ببخشید
نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم- اونا به اندازه کافی متشکر بودن-
واسه افزایش سرمایت میتونستی ازدواج کنی باهاشون
نه ، من فقط با عشق ازدواج میکنم- اونوقت چرا؟-
وقت بیشتریو تو خونه با زنم میگذرونم تا تو سالنای رقص ونیز پرسه بزنم
خوشبختی واقعی همینه نه؟
یه چیزی نشونت بدم؟- لطفاً-
بیا
مراقب باش
خوشگله
به نظرم آب جادوییه
به شکل هر چیزی که بخواد در میاد
فکر کنم تا حالا اینجوری بهش فکر نکرده بودم
به نظرت من احمقم
چرا یه معجزه نباید معجزه باشه ، فقط بخاطر اینکه کسی دیگه نمیبینتش؟
مرسی
میخوای بیای داخل؟
آره
انسان هر لحظه که اراده کنه آزاده
کتاب
به درست بودنش اعتقاد داری؟- آره-
من معتقدم ذهن انقدری قویه که
تو منو فقط یه دختر معصوم روستایی میدونی
نمیدونم وقتی اسمت میاد چه فکری باید کنم
من دور دنیا رو میگردم تا با کسی که واقعاً عاشقشم ازدواج کنم
پس جفتمون میتونیم همدیگه رو تغییر بدیم آره-
گرچه هی به من میگن که عروسی تموم میشه
تو برمیگردی ونیز ، من میمونم و دریاچه و چمنزارم
نه
آقایون
شبتون بخیر
وای ببخشید
میدونستی اسبها بزرگترین چشمهارو بین حیواناتی که توی خشکی زندگی می کنند دارند ؟
چون چشاشون در دو طرف سرشونه
طیف دیدشون بیشتر از 350 درجه است
حس میکنم همه کتابای کتابخونه رو خوندی
چیزی که درمورد اسبا دوست دارم ، قدرت مطلق و بی رحمیشونه
ولی وقتی به چشاشون نگاه میکنی ، مهربونی خالص میبینی
من چیزی جز مهربونیو تحسین نمیکنم
خب قراره تو ونیز تلاش کنی و کارتو توسعه بدی؟
خب شاید ماه ها طول بکشه تا یکی پیدا بشه
ولی امیدوارم یه روزی به نتیجه برسه
تو موفق میشی
تو هم هین فکرو میکنی؟- من مطمئنم-
دوست بامزه فرانسویت کجاست؟
با یه آشنا رفته واسه کار
زیادی قابل پیشبینیه نه؟
رک و راست بگم آدم کسل کننده ایه
زیادی فرانسوی به نظر نمیرسه؟
نمیدونم چرا همه جا دنبال فرصته
ساعت ها رو قیافش وقت میزاره
و من شنیدم با هر زن ثروتمندی تو پاریس میخوابه
اوه
برخلاف من که اگر از کسی که خوشم بیاد بهش وفادار میمونم
ببخشید
خانم
جناب- - Enchantée,
از دیدنت خوشحال شدم گالاته
اقای جیمیسون ، من بیشتر خوشحال شدم
تو آمریکا ، اوضاع جدیده
من تجارت پارچه رو از مادرم به ارث بردم
اون تو سن کم کارشو شروع کرد ، به نظرم شایسته تشویقه
آقای جیمیسون
تو کار خانم ها این چیزا عادیه
ولی تو کار ما ، به نظرم زنا بهتر انجامش میدن
تجارت تجارته ( کار کاره )
تجارت خز و قهوه هیچ فرقی با هم ندارن
و من عمیقاً معتقدم اگه زنا میتونستن کارا رو به دست بگیرن
جامعه موثرتر عمل میکرد- آره-
خب من نمیتونم جلو خودمو بگیرم که زنا خز نپوشن و بفروشنش
موافق نیستی جناب؟
آقای وندر کمپ من از ذهن زنا خبر ندارم
بهت تضمین میدم ارزش فکر نداره
شاید آقای وندر کمپ
اگه تو دولت منصبی بهمون میدادن
یا درگیر سیاست میشدیم
بیشترمون درگیر چیزایی که دوست داشتیم میشدیم
دوست داشتی بری داخل سیاست؟
برای چی؟
همون دلیلی که گفتی آقا
آقای جیمیسون ، اگه انقدروضعت خوبه
آدم نمیتونه از فکر کردن به این موضوع دست برداره که چی تورو سمت ما کشونده؟
خب ، پول از همه طرف واسه حمایت از نیرو هایی بریتانیایی و فرانسوی میریزه
منم خوشحالم که تونسته باشم کمکی کنم
تاجرایی مثل من دوران طلاییشونه
کسایی که ثروتشونو از همه جا بدست میارن
خانم ، ببخشید که خیلی رک میگم
ولی وقتی داشتم به حرفای آقای جیمیسون گوش میکردم
نمیتونم جلو خودمو بگیرم و نگم که حرفه اون با تو یکیه
بخاطر همین کارش درسته
میشه این همه مشتریو تصور کرد؟
از آب شیرین و نون دزدی چی بهتر؟
لعنت
پشمام که زنی مثل تو از کتاب مقدس جمله میگه
حتی زنی که همکار منم هست میتونه از کتاب مقدس چیزی بگه
قو رسید
شایعات درمورد سرزنده بودنت حق مطلبو ادا نمیکنن
آقای دو سینگالت؟
یه سوالی تو ذهنم هست
چیه؟
چی باعث شده که از دنیا قیافتو پنهون کنی؟
ضرری نداره که
پس مردمو از لذت تحسین زیباییت محروم میکنی؟
خیلی حال میده
که تصمیم بگیری چی از خودت نشون بدی و چی نشون ندی
تازه ، هیچی نیست که مردا بیشتر از اون چیزی که نمیتونن داشته باشنش بخوان
من هیچوقت واسه بودن با زنی پول ندادم
اونجور که من شنیدم اونا پولتو دادن
هیچ مشکلی تو خوشحال کردن یه زن نمیبینم
چه تو جای خلوت چه شلوغ- تو چقدر مهربونی-
بفرما ، باز داری مسخرم میکنی
جسارت نباشه آقا
من فقط فکر میکردم تو زندگیت چیزای مهم تری داری که بهشون برسی
چجوری میتونی همزمان انقدر شیطون باشی؟
با این همه زن تو زندگیت ، خودت فهمیدی دیگه؟
و چند تا مرد نقره دستت کردن؟
این کار منه ، تو بهونه ات چیه؟
وقتی به عشق اعتقادی نداری ، آزادی با هر کسی بخوابی
و زنها؟
وقتی بهشون پیشنهاد ازدواج میدی ، به عشق اعتقاد دارن؟
اگه دارند ، مشکل خودشونه ، من قولی ندادم
شاید با کلمات نه
ولی شرط میبندم
شاید تو حرکاتت عشقی دیدن
تو توجهت
تو جذابیتت
و شرط میبندم میتونم کاری کنم منو بخوای
No comments yet. Be the first to leave one.