Die ersten 200 Zeilen.
یعنی همه این مدت من اشتباه می کردم چطوری اینقدر ساده بودم
کلمات، نیاز ها، موسیقی
بردی، این دختر جینیه؟
شبیه هستن ولی ایشونم آهنگ مینویسه
تو با پدرت تو مهمونی ها آهنگ های شورشی می خوندی
و یادمه که صدای خوبی داشتی
اگر فقط یک ماه جدی باشی
بابا میتونه درخواست برگشتنت به ایالت رو بده
من هنوز عاشقشم
دوس، میدونم الان تو همون جهنمی هستی که من بودم
فقط می خواستم ازت راهنمایی بگیرم
جینی بیا برقص
ببخشید، اون کار داره
وقتی پول بیمه رو پرداخت می کنید دوباره کلوپ شبانه رو باز می کنید
وقتی دوباره باز میشه کلوپ شبانه نیست یک کنسرته
فیونا دیشب یک شعر نوشتم که میتونه آهنگی باشه درمورد تو
تنها چیزی که نیاز داریم یک تک خوانـه
اون داره سعی میکنه منو بزاره
تو باید بری و بهش زنگ بزنی، پسر
نیم ساعت دیگه یک بمب تو کنسرت منفجر میشه
شعبه شهر کاونتری افتتاح شد
نمی خوام از خانوادت جاسوسی کنی
بهت پیشنهاد میدم
دارم به ترک کردن لندن فکر می کنم تو نمیتونی این کارو بکنی
تو باید آهنگ منو بخونی
باید کاری بکنم که این فکر از ذهنم بره بیرون
اینکه هیچی ارزش انجام دادن نداره
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : حانیه رستم آبادی ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
باشه
بد ترین متن
و اینم یکی از بدترین گزینه هاش
تک خوان ما امروز اجرا نداره
چون تو یک اتفاق دستگیر شده
میتونم سیگار بکشم؟
شرابخونه گیت رو میشناسی؟ آره
تو چی؟
منم آره
پدرم خزانه دارشه
منم رئیس دفترشم
لعنتی
چند نفر تو رو با یک تابلو تو دستت تو بزرگراه دیدن
انگار جایی می خواستی بری
آره لندن تو لندن چیه؟
آزادی
به افتخار همه میهن پرست ها
میرم لندن
موضوع قابل بحثی نیست که درموردش حرف بزنیم
موافقم
مقصد تو موضوع قابل بحثی نیست
تو در یک عملیاتی شرکت کرده بودی به عنوان بخشی از واحد خدمات
و از بقیه تعهد گرفتی برای این کار
می خوای بپری؟ بپر
مرگت بی ضرره
زنده موندنت تو لندن یک تهدید برای امنیته
جایی برای پنهان شدن نداری
پدرت گفت به کمک نیاز داره
منم خواستم کمکش کنم
بهش گفتم به کمکش نیاز دارم
اون اهل کاونتریه احتمالا چند روزه درگیره
دانته
یعنی بقیه نمیتونن برای انجام این کار مناسب باشن؟
هنگام گرفتاری چقدر سهل انگاری
احتمالا قاطی داری
بیشتر از یک احمقی
چرا نرفتی دانشکده؟
بابا، امروز فهمیدم، مشخصا آدم ها
صرفا برای استفاده از من تو این سیاره نیستن
و اینکه چقدر آدم ها برای بقیه آدم ها مهم هستند
مخصوصا اگر اونها آواز بخونند ولی تو نتونی
باید فکر کنم چطوری بهش توضیح بدم
ببخشید دیر کردم
دانته، گفتی چیزی می خوای بهم بدی
چیزی که مهمه
خوب، نمیدونم
چیزی ندارم بهت بدم
من امروز دانشکده نرفتم که بیام اینجا
خوب، منم
با اتوبوس های شلوغ خودم رسوندم اینجا
شماره 24
من واقعا دوسش دارم
خوب، چی باعث شد منو بکشونی اینجا؟
نمی خوام درموردش فکر کنم؟
درمورد چی؟
ببین، انگار به در بسته خوردم
نمی خواستم این اتفاق برات بیفته
اما اتفاق ها از کنترل من خارجه
نمی خوای به من بگی اون اتفاق ها چیه؟
تا به حال به این فکر کردی که هیچکدوم ما
واقعی نیستیم و اختراع شدیم
نه می خواستم یک کاری کنم
که این احتمال رو بررسی کنه
این نظریه که هیچکدم از ما واقعی نیستیم
و عاشق یک نفر بودن درواقع یعنی به هیجان آوردن اون
من باید مادرم رو اختراع می کردم چون هرگز نشناختمش
و جوری می ساختمش که عاشق خودش باشه
متوجه منظورم میشی؟
میدونم نمیکشی ولی امتحانش کن
بهتره که من دیگه حرف نزنم
دانته، تو رابطه جنسی نداشتی؟
نمیدونم
یعنی چی نمیدونی؟
خوب، من باید زندگی های قبلیم رو در نظر بگیرم
تو زندگی های قبلی رو باور داری؟
تازگیا به این باور رسیدم تو زندگی قبلیم
یک جایی یک خواننده معروف بودم
و ذره ذره کلمات اون آهنگ ها یادم میاد
وقتی یادت میاد اون آهنگ رو میخونی؟
نه
چون نمیتونم بخونم
یک دروغه
یک دروغ واقعی
چون فکر میکنی خیلی عجیب غریبی
و همچنین خیلی خیلی خوشگلی
اگر تو یکی از کنسرت هایی که من تو آردینگتون میرم بری
و اگر بری رو صحنه
و این کلاه رو بپوشی
و اگر بتونی بخونی
پسر پسر چی؟
با هر آهنگت من میرقصم
گفتم نه، لعنتی نه
من مجبور نیستم با آهنگ بقیه برقصم
به خدا قسم، تمام اینجا رو آتیش میزنم
خودمون دو تا رو هم می سوزونی؟
من تو تیم آدم کشیت نیستم
حضور داشتن تو این شرکت به معنی کشتن بقیه نیست
وظیفه تو نجات دادن جون بقیه هست
هر دفعه ده پوند
برای زنگ زدن به نیرو های ولیعهد
نیرو های ولیعهد لعنتی
اونها خیلی راحت افراد بی گناه رو از سر راه ما برمی دارن
و ما می تونیم زیر ساخت های سیستمی که به ضررمونه نابود کنیم
قول میدم و پای قولمم می مونم
کجا خوابید؟ چی؟
مادرت بعد از مراسم تدفین کجا خوابید؟
درمورد چی حرف میزنی؟
درمورد پسر هایی حرف میزنم که اونطرف خیابون وایستاده بودن
اونها گفتن بعد از مراسم مادرت رو دیدن
کجا دیدنش؟
رفته بود خونه دانته
پدر دانته درو براش باز کرد اون کفش نداشت، بابا
کفش نداشت؟ اگر رفته خونه دانته چون نزدیک بود
اون کفش نداشت و نمی تونست جایی دیگه بره
اهمیت میدی کجا می خوابه؟
اهمیت میدم لعنتی
هنوز اون داستان ها تو سرم هستن
یک مرد دیگه لمسش کرد
بعد خودشو به مردن زده بود، میفهمی؟
تو نمیتونی بزاری کسی بره، میتونی؟
همون آدم هایی که اونجا دیدنش؟
همونایی که صبح زود وقتی میرفت دیدنش؟
اون یک جفت کفش فوتبال قدیمی پاش بوده
آره، احتمالا از منو برداشته بوده
چون اون هیچ کفشی نداشت
نمیتونم با کفش فوتبالی تصورش کنم
اینها به تو هیچ ربطی نداره
عشقت از چشمت افتاده بود
تو اونو از این ایالت بیرون کردی این تصمیم فرماندهی عالی بود
عشقت تو دوتا اتاق با شرایط سخت زندگی کنه من جون اونو نجات دادم
اونها به زانو هاش شلیک کردن
فقط بخاطر حرف های یک مشت آدم عوضی که مست بودن
دوست های تو هستند
رئیس ها، مبارزان آزادی عوضی
این لازمت میشه
قبل از تموم شدن این هفته
یک انفجار دیگه هست
خط ها شلوغه
کاونتری فقط بخاطر دستور افراد بالا دست امنه
جنگ
شایعه ی جنگ
تصمیمت رو گرفتی گروهبان؟
بله جناب تصمیمم رو گرفتم
تصمیم گرفتم به برمینگام برنگردم
و از خانواده خودم جاسوسی کنم
خیلی خوب، راحت باش
بزار همینجا قضیه رو برات باز و شفاف کنم
اگر تصمیم گرفتی به برمینگام برنگردی
و عضو گروه ویژه ضد تروریست ولیعهد بشی
این عکس ها قراره به عنوان مدرک استفاده بشه
و ما باید مطمئن بشیم که این مرد
پسر تروریسته، کسی که به ما هشدار بمب داد
بیست دقیقه قبل از انفجار ایستگاه قطار کاونتری
ما می تونیم احتمال بدیم که اون بمب رو کار گذاشته باشه
اینطوری جواب نمیده
آره، دارم برات توضیح میدم اینطوری جواب میده
ملکه باردن امروز ظهر ازش با خبر شد
اون به اتهام جرایم تروریستی بازداشت شد
به شعبه بازپرسی، قسمت پنج رفت
در جوخه جنایی میدلند غربی
اگر اون از این دستگیری جون سالم به در ببره
ممکنه دوباره در کاونتری انفجار رخ بده و این بار اون واقعا محکومه
بنابراین مجبوریم به زندان لانگ بلارتینگ بفرستیمش جایی که حد اکثر امنیتی رو داره
جایی که سایر زندانیان امنیتی خطرناک هستند
وقتی وارد زندان شد شایعه ای منتشر کرد
که با نیرو های ولیعهد کار میکنه
اون به سی سال حبس محکوم خواهد شد
من واقعا شک دارم که اینقدر طول بکشه
اینها داستان نیست، گروهبان
No comments yet. Be the first to leave one.