The White Queen

The White Queen

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

The White Queen All Episodes All Versions BluRay
The White Queen All Episodes All Versions BluRay uncut version
The White Queen All Episodes All Versions BluRay Pahe
Ein Kommentar von milad_1992
🔸🔹 هماهنگی کامل با نسخه بلوری تنظیم ، ویرایش و ترجمه بخش های که ترجمه نشده بود 🔹🔸

Tags

BluRay
Veröffentlicht am: 2022-07-16
Downloads: 72
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

: ترجــمه و تنظيـــــم سميــــــــرا و محمدرضــــــــا

" ملــــکه سفید " « قســـمت اول »

1464 جنگ به مدت 9 ساله که ادامه داره دو خاندان سلطنتی یورک و لانکاستر برای پادشاهی انگلیس با هم می جنگند

ادوارد چهارم پسرعمو خود هنری ششم رو از پادشاهی خلع کرده و جای او رو گرفته هنری هنوز هم از ملکه مارگارت آنژو متنفر هست

..."توماس" توماس"، "ريچارد". بيا. پاشو"

ميخوام بخوابم

بجنب، سريع لباس بپوش لطفاً

داري ميري پيش اون؟

انتخاب ديگه‌اي ندارم

..."اليزابت"

اينو بگير... واسه شانس

ممکنه بهت کمک کنه، و بهت آسيبي هم نميرسونه

،با مردي مثل اون از هيچي کمک ساخته نيست مادر

"بيا "ريچارد

داريم کجا ميريم، مادر؟

چرا بايد اينقدر زود بريم؟

.داريم ميريم پادشاه رو ملاقات کنيم پادشاه "هنري" رو؟ برگشته؟

"نه. شاه جديدرو. "ادوارد

! ادوارد يورک" پادشاه نيست" اون پدر خودش رو کشته

هيس. حالا ديگه پادشاه

و ما بايد وفاداري خودمون رو بهش نشون بديم "بجنب "توماس

! وايسيد - "توماس" -

! بياستيد

! بياستيد

! بياستيد

ادوارد"؟ حالا؟ واقعاً؟"

خيلي خب، کمي استراحت کنيد

اون واقعاً پادشاه ـه؟

من بانو "اليزابت گري" هستم، سرورم

بلندشو

اومدي من رو ببيني؟

...من

نميتونم ارثيه‌ي پسران من رو بدست بيارم

مزارع همسرم که وقتي مُرد ازم گرفته شده

من و پسرانم چيزي ندارم که باهاش زندگي کنيم

.همسر من سِر"جان گري" بود ...در نبرد

اون رهبر سواره نظام لانکاستر » بود »

هفتصدتا از نفرات مارو کشتن "اون همين طوريش تو رو به باد داده "ادوارد

اونطوريکه اعتقاد داشت وظيفشو انجام ميداد سرورم

اون به مردي که فکر ميکرد پادشاه ـه وفادار بود

پسراي من تو تمام اين جريانات بيگناهن

و اينا پسراي اونن؟

.تنها ثروت من هستن "اسماشون "ريچارد" و "توماس گري

ادوارد" ، تو وقت واسه اون نداري"

خونت همين نزديکياست؟

بالاي مزارعِ و خيلي نزديکه

وارويک"، افراد رو راه بنداز"

بعداً ميبينمت

افراد خودشون ميرن، من تورو همراهي ميکنم

راه بيوفتيد

ما پادشاه رو ملاقات کرديم - ما پادشاه رو ملاقات کرديم - ميدونم -

برگرديد پيش مامانتون

خيلي خيلي به خونه‌ي ما خوش اومديد سرورم

! "جکوتا وودول" پادو خونست ؟

بارُن "ريورز" متاسفانه خونه نيستن

آها ، فراموش کرده بودم

! "بارُن "ريورز

اونطوري که من خاطرم مياد اين اسم رو وقتي يک بانوي

نجيب زاده‌ي لنکستري، همخواب يک روستايي کثيف شد با عجله و براي دفع شرمساري انتخاب کرد

اون يک ارباب و هميشه دوبرابر شما مرد بوده "لُرد "وارويک

...آها

يک جام آبجو ميل داريد سرورم؟

يا مقداري شراب ناب که از پسرعموم در "برگوندي" ـه

"ادوارد"

....مطمئناً تو نمي

،شراب رو انتخاب ميکنم "و ممنون بانو "ريورز

پسرا يک کار مهم واسه شما دارم

مراقب اسبم باشيد

مردي روي زمين نيست که تونسته باشه از دختر من گذشته باشه، سرورم

در هر حال نه با ديدگاه اون

به سلامتي، سرورم

اوه! عذر ميخوام

بشين

اينجا با پدرم و مادرت خوشحال نيستي؟

،من عاشق پدر و مادرم هستم

قبلاً زمين و خانواده‌ي خودم رو داشتم

اگه نتونم اونارو پس بگيرم پسرام هيچي نخواهند داشت

درطي اين جنگ‌ها رنج کشيدن بيش از اندازه شده

اما اگر بتونم تاج‌ وتختم را حفظ کنم، قانون انگلستان‌رو در

تمامي سواحل برقرار خواهم کرد و همگي بار ديگه انگليسي خواهيم شد

آرزويي بالاتر از اين ندارم که پسرام هيچوقت نجنگند

فکر ميکنيد که شدني ـه؟

يک نبرد ديگه مونده

هنري" حداقل فعلاً سرعقل اومده"

ولي سعي خودم رو ميکنم و از شما دور نگهش ميدارم بانوي من

شما خيلي به برنده شدن ايمان داريد

من سريعم، شجاعم و خوش شانس

...علاوه بر اينکه در جنگ خوش شانسم

در عشق هم خوش شانسم

برنده ميشم. واسه شراب ممنون

تشريف ميبريد؟ - بله -

...ما که هنوز - ،جزئيات ادعاي خودت رو بنويس

زميني که ميگي مال توئه و جزئيات مالکيت خودت رو

بله، حتماً - و فردا کاغذ رو ازت ميگيرم -

خودم بشخصه

مادر، منو کجا ميبري؟

خودت ميبيني

يک نخ رو انتخاب کن

جادو؟ دلت ميخواد تو مدفوع اردک غرق بشي؟

اين ممنوع شده و تو قول داده بودي

کسي به جز منو تو نميفهمه

ما از رودخانه‌ي خدايان "ملوسينا" فرو فرستاده شديم

"جادو توي خون ماست "اليزابت

حالا يک نخ رو انتخاب کن

اونا چي بودن؟

چيزايي که تو هيچوقت نخواهي فهميد

،بچه‌هايي که بدنيا نخواهند آمد فرصت‌هايي که بدستشون نمياري

اونا در تو گم شدن

و آخر اين ماهيگيري که راه انداختي چي گيرم مياد، مادر؟

آينده

هر روز يک قدم به داخل جمعش کن

! "ليزي" ! "ليزي"

...اين - خودم ميدونم -

"بانو "اليزابت

! "جکوتا"

"بارُن "ريورز

هيس ، هيس

عالي جناب، و اينا پسران من هستن

"آنتوني"، "جان" - قبلآً هم رو ديديم -

« تو جنگ « تاوتون

وقتي تو يک روز نصف انگستان رو سلاخي کردي

و در « کاله » ، وقتي پدرت بخاطر ازدواج مادرم بهش توهين کرد

و پدرم رو يک بي اهميت خطاب کرد - "آنتوني" -

بخاطر اينکه پشت پادشاهي بوديد که دربار ـش مسموم بود

کسي که عوارضش پرداخت نشدني بود

و کسي که آدمائي رو به قتل رسونده که بهشون لبخند زده و مورد عفو قرارشون داده

! و هنوز اون رو يه زاهد خطاب ميکنيد

خب، حالا "هنري" زاهدتون شکست خورده و من پادشاهم

بانو "اليزابت" بهم گفت که زمين‌هاي دوران ازدواجش رو از دست داده

،اونارو از دست نداده .اونارو ازش گرفتن

و تنها چيزي که اون ميخواد، عدالت ـه

عدالت از "يورک" ‌ها

ملکه‌ي « لانکاستر » ـي شما ،پدر و برادر منو کشته

و سرهاشون رو سر نيزه نگه داشته

پس راجع به عدالت با من صحبت نکنيد

ادعاي خودت رو واسم نوشتي؟

بله

.پس اونا به تو بازگردونده ميشن توسط پادشاهت

ممنون - "اليزابت" -

بانو "اليزابت" امکانش هست که قبل از رفتنم باغهاي اينجارو نشونم بديد؟

...هواي اينجا

خفست

زياد نميتونم بمونم

ملکه‌ي "هنري" فرانسه رو داره براي پيوستن به ارتش شمالي مياره

بايد آماده‌ي اونا باشم

از اينکه شايد شکست بخوري نميترسي؟

مگه آرزوي تو همين نيست؟

تو طرف « لانکاستر » نيستي؟

اي کاش هيچ طرفي وجود نداشت

ميشه امشب يک پادو بفرستم که بيارتت پيش من؟

من اشتياق زيادي واست دارم "بانو "اليزابت

بيشتر از هر حس و احساسي که به هر زني داشتم

،عالي جناب نميتونم معشوقه‌ي شما باشم

ممکنه تو جنگ بميرم و اين ميتونه آخرين درخواست من باشه

ميخواي درخواست پادشاهتو رد کني؟

شما نمي‌ميريد

شما سريع هستيد

و شجاع و خوش شانس

پس بايد برم؟ و اين ديگه آخرشه؟ - نه -

...فردا

...موقع غروب آفتاب

کنار درخت بزرگ بلوط، جايي که اولين بار ديدمت به ديدنم بيا

حتي اگه فقط براي گفتن خداحافظي باشه

اليزابت" نبايد با اون تنها ميرفت"

اون يه آدم هرزست - "اونا دارن باغ رو ميگردن "ريچارد -

و بعدش چي ميشه؟

براي صدقه سري که زمين‌هاش رو برنميگردونه

ما « لانکاستر » هستيم کسائيکه در مقابلش ايستاده بوديم

يه تاديه رو براش ميخواد - اگه قبلاً اينکارو نکرده باشه -

با هر زني که تو دربار ـشه خوابيده

چرا سراغ "اليزابت" نره؟

،ميتونسته همين حالا که ما داريم باهم بحث ميکنيم اونو اغفال کرده باشه

"تو چمنزار همچين کاري رو نميکنه "جان

از کجا همچين چيزي رو ميدوني؟

،وقتي موظف بشه وقتي که اون زميناشو پس بده

به دربار احضار ميشه

اينطور نيست، نه "اليزابت"؟

فقط ازش خواستم اون چيزي که مال خودم بهم برگردونده بشه

من عدالت رو خواستم و پادشاه بهم قول داد که اينکارو ميکنه

"هرچند ردکردنش کار هرکسي نيست "اليزابت

،و اگه تورو به دربار احضار کنه چه طور جوابش رو ميدي؟

هرطوري که شما اون موقع منو نصيحت کنيد پدر

کسي شطرنج بازي ميکنه؟

خب، من قطعاً بايد مخالفت کنم

سوال ما در مورد تو نيست

اون مرد ترتيب نيمي از زنان لندن رو داده

و ارتش "يورکي" همين طوري که پيش ميرن به زنان ما هم تجاوز مي کنن

همونطوري که پادشاه "هنري" اينکارو ميکنه

و حداقل اين پادشاه جديد عقل تو کلشه

ما يه بار با اون پادشاه بي‌شعور دوست بوديم

.و ملکش يا فراموش کردي "جکوتا"؟

فراموش نکردم

ولي بخت و اقبال بهمون رو کرده و داريم از دستش ميديم

،و ملکه، دوست من خيلي بدذات شد

و حالا اين مرد پادشاه ـه

و "اليزابت" بايد زمينهاشو پس بگيره

فقط نه به هر قيمتي

فقط زمينارو نميخواي، اينطور نيست؟

اونو هم ميخواي

اون پادشاه انگليس ـه

More Farsi Persian subtitles for The White Queen

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left