The Magic Blade

The Magic Blade (天涯明月刀)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

the magic blade 1976 720p bluray x264-shaolin
Ein Kommentar von warez
Translated subtitle from English to Persian Tien ya ming yue dao 1976 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Veröffentlicht am: 2026-02-28
Downloads: 13
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

کمپانی برادران شاو تقدیم می‌کند

شهر فینیکس امشب آرومه

خیابون‌ها خلوت و متروکه‌ان

فروشگاه خاندان تانگ

یِن

استاد ین داره می‌آد

لو لی در نقش ین نان-فی

استاد ین

قربان؟

ناقوس سوم؟

غریبه همون‌طور که گفته بود، با ناقوس سوم از راه می‌رسه

سوال اینه: آیا کشته می‌شه؟

مرخصید

طبق قرارمون، من رأس ساعت سه اینجا بودم

پس بالاخره اومدی

معلومه که اومدم. چون من ین نان-فی هستم

خب، پارسال توی مبارزه با شمشیر شکستت دادم

تی لونگ در نقش فو هونگ-هسو. با این حال هنوزم می‌آی

دلت می‌خواد کشته بشی؟ (خنده کوتاه)

فکر نمی‌کنم

اما محض احتیاط، خودم رو آماده کردم

و امشب، اول با شراب و زن‌ها خوش گذروندم

عجب؟

خب، پس آماده‌ای؟ برای کشتن؟

گمانم آره

ولی باز هم یادم می‌ره... که اصلاً چرا باید بکشمت

ولی این منم که تو رو می‌کشم

پارسال، باورم نمی‌شد که تو بهترین باشی

آماده نبودم، واسه همین تونستی اون موقع شکستم بدی

فو هونگ-هسو همیشه فو هونگ-هسو می‌مونه

ین نان-فی، این رو بگیر

هان؟ شیاطین چوبی

جفتشون آدمکش‌های گرون‌قیمت و حرفه‌ای هستن

ما فقط می‌خوایم ین نان-فی رو بکشیم. پات رو از این ماجرا بکش بیرون

نمی‌تونید. جون اون متعلق به منه

اما چطور شد که می‌خوای بکشیش؟

خب، حالا برام سواله که کی اجیرشون کرده. نمی‌دونم

فقط می‌دونم که یه نوشیدنی می‌خوام. شایدم دو تا

شراب برنج

اینجا جای گرونیه

ولی خوبه. اینجا همه‌چیز دو برابر قیمت معمولیه

راستی، تا حالا چیزی درباره کونگ تسه-یو شنیدی؟

فکر می‌کنی اون این قاتل‌ها رو اجیر کرده؟ آره، اسمش رو شنیدم

هوم! گمان کنم آره. فقط اون از پس هزینه‌ی اون دو تا برمی‌آد

هوم... درسته

ولی باز هم، فکر می‌کنم چند نفر دیگه رو هم اجیر کرده

و فکر کنم همین‌جا باشن، دور و برمون. اوه؟

اونجا رو نگاه کن. اون دو تا گدا رو می‌بینی؟

اون مَرده، کور نیست

و اون زنه با اون کفش‌های نو، کیک‌فروش نیست

اون یکی هم اصلاً بهش نمی‌خوره دست‌فروش باشه

اون فقط اونجاست تا راه فرارمون رو ببنده

و بعد، اون طرف... اون دو تایی که دارن اونجا بی سر و صدا می‌نوشن

هوم. همین الان گفت: «هی، کی بهشون حمله کنیم؟»

لب‌خونی کردی؟ اوهوم

کیکم رو بهم بده! نمی‌تونی برش داری

اوه! هی، این چه کاری بود؟ ترسوندیشون

شاید ترسوندباشمشون

ولی همین الان جونت رو نجات دادم

اوه

مادربزرگ، اون مَرده من رو ترسوند

ها پینگ در نقش مادربزرگ ابلیس (قهقهه‌ی جنون‌آمیز)

مادربزرگ ابلیس. یه آدمکش مشهور دیگه

اون پیرزن واقعاً خوب می‌جنگه

هی، کونگ تسه-یو چرا می‌خواد تو رو بکشه؟

باید از کونگ تسه-یو بپرسی که چرا می‌خواد هر دوی ما رو بکشه

اِ؟ یعنی دنبال منم هست؟

شک ندارم اون پیرزن می‌خواست تو رو هم بکشه

هی

اینجا کجاست؟ مهمان‌سرای "ماه تابان"ـه

مهمان‌سرای ماه تابان؟

حتماً درباره‌ی "زیبای ماه تابان" شنیدی؟

خب، حالا اینجا عمارتِ اونه

اون زنیه که خاطرخواه‌های پولدار زیادی داره

در واقع، منم یکی از اونام. (صدای ضربات شمشیر و فریاد)

آقای ین، بفرمایید تو

اینا چیه؟

خانوم دستور دادن یه چیز خیلی خاص آماده کنیم

برای دو تا مهمانِ والامقامشون

بفرمایید قربان. شراب شما، قربان

دقیقاً همون چیزیه که لازم داشتم

مسمومه؟ اون مَردِ مُرده

اون یکی از اعضای خاندان تانگ سینگه

اونا همیشه از زهر استفاده می‌کنن

پس، انتظارش رو داشتم

تین نی در نقش مینگ یو-هسین. خب، این مَرد خیلی تیزه، خیلی باهوشه

آقای ین، این مردی که اینجاست دوستتونه؟

آه، ایشون همون کسیه که پارسال توی جشنواره‌ی چونگ یونگ باهاش جنگیدم، فو هونگ-هسو

عجب؟ مگه نمی‌خواست بکشتت؟

چرا، می‌خواست. اما از اون موقع به بعد، عوض شده

دست‌کم سه بار جونم رو نجات داده

جون اون متعلق به منه. پس هیچ‌کس حق نداره بکشش

این‌طور؟

حتی کونگ تسه-یو؟ اونم همین‌طور؟

مگه کونگ تسه-یو رو می‌شناسی؟

اون مرد خیلی ثروتمندیه

و یه شمشیرزن مرگبار

ولی با این حال... اون چیزی فراتر از این حرفاست

دنیای شمشیرزنی کاملاً تحت سلطه‌ی اونه

و سال‌هاست که همین‌طور بوده

می‌بینی، می‌خواد بر همه‌جا سروری کنه. این تمامِ اشتیاقشه

در ضمن، اون فقط از سه چیز می‌ترسه

اونا چی هستن؟

دو تا مَرد... ین نان-فی و تو

و سومی؟

چیز دیگه "خار طاووس"ـه؛ می‌گن سلاح نهاییه

خارهای طاووس هم فقط چیزهایی مثل شمشیرن

اما شما شیء نیستید، شما انسانید

پارسال، اون سعی کرد اون خارها رو به دست بیاره، واسه همین منم سعی کردم بکشمش

اما شکست خوردم

واسه همینه که دنبالتونه؛ شما براش تهدید محسوب می‌شید

هوم

ولی باز هم، از اون خارهای طاووس به‌خوبی محافظت می‌شه

هیچ‌کس نمی‌تونه بهش نزدیک بشه. البته به جز یه نفر

کی؟ تو

تو یه بار جونش رو نجات دادی. اون بهت اجازه می‌ده وارد قلعه‌ی طاووس بشی

اما اگه کونگ تسه-یو به اون خارها دست پیدا کنه

اون وقت قدرتِ شر بر دنیای شمشیرزنی حاکم می‌شه

و اگه من به دستشون بیارم چی؟

خب، اون وقت من و تو می‌تونیم با هم متحد بشیم تا کونگ رو نابود کنیم

خب، پس انگار انتخاب دیگه‌ای ندارم. هوم

باید همین الان راه بیفتی

چون ممکنه کونگ تسه-یو وقت زیادی بهت نده

سرورم، کونگ تسه-یو

مادربزرگ ابلیس رو صدا کنید! (خدمتکار) مادربزرگ ابلیس رو صدا کنید

مادربزرگ ابلیس به کونگ تسه-یو درود می‌فرسته

خب، بهم بگو توی شهر فینیکس اوضاع چطور پیش رفت؟

هر دو شیطان چوبی اونجا کشته شدن و من مجبور شدم از صاعقه‌ها استفاده کنم

وگرنه نمی‌تونستم فرار کنم

هونگ-هسو شمشیرزن بزرگیه

می‌تونی بری. بله، سرورم

خب حالا، می‌دونیم فو هونگ-هسو کجاست؟

فکر کنم به سمت شمال شرق می‌ره

اون داره به عمارت طاووس می‌ره تا اون خارها رو به دست بیاره

هوم

خب، پس بهتره ما زودتر برسیم اونجا، مگه نه؟

باید همین الان راه بیفتیم

پنج جنگجوی بزرگ من اینجا هستن؟

تانگ-هسی اینجاست. وو-وا اینجاست

یو-چین اینجاست. کو-چی اینجاست

سا-چون اینجاست

همگی باید برید و یه درس درست و حسابی به اون فو هونگ-هسو بدید که لیاقتشه

بله سرورم

هی، نگاه کن

«شما دو تا زود اومدید. اما بقیه زودتر اومده بودن. تانگ-شون.»

شراب برنج

هی، نگاه کن

«گل‌ها می‌ریزند، پرستوها می‌میرند.»

«گل‌ها می‌ریزن، پرستوها می‌میرن.» شبیه یه هشداره

حق با توئه. نگاه کن. تمامِ اون مَردها... همه‌شون مُردن

هان؟

اول یه شعر دیدیم

و حالا این بازی شطرنج

تازه بازی مساوی هم شده

نه کاملاً. فکر کنم یه حرکت می‌بینم

اگه با این توپ، این ارابه رو بزنم

مواظب باش

اسب. (مرد ۲) ارابه (رخ)

چیانگ یانگ در نقش هسا چی. دنبال من می‌گشتید؟

تو چی هستی؟

اوم... نه. ما دو تا از آدم‌های اونیم

با من کینه‌ای دارید؟ نه، ابداً

برای کشتنِ شما به کینه احتیاج ندارم

پس چرا این کار رو می‌کنی؟ برای لذت

لذت؟

چطور کشتنِ من بهت لذت می‌ده؟

هوم! به تمام خوش‌گذرونی‌هایی فکر کن که با جایزه‌اش خواهم داشت

خب، لذت دادن به تو من رو خوشحال می‌کنه

ولی با این حال، می‌ترسم این خوشحالی زیاد طول نکشه. واسه چی؟

چون تو مُردی

و مُرده‌ها زیاد خوش نمی‌گذرونن

صدایی شنیدی؟ آره، شنیدم

تو کی هستی؟

کو کوآن-چونگ در نقش تزو دو-چینگ

اومدم بکشمت

بلند شو. عجب؟

و دقیقاً چرا باید بلند شم؟

چون اون صندلی‌ای که روش نشستی رو می‌خوام

ولی نباید سلاحت رو پیچیده لای چیزی نگه داری

این‌طوری بیرون کشیدنش سخته

می‌گن آدم باهوشی هستی، اما این بار اشتباه کردی

و به‌زودی متوجه می‌شی

بهت هشدار دادم. بهتره همین الان تسلیم بشی

هه! برای چی؟

چون اصلاً دلم نمی‌خواد یه زن بی‌سلاح رو بکشم

اولاً، من زن نیستم

دوماً، من برای کشتن از دستم استفاده می‌کنم

پس می‌بینی که بی‌سلاح نیستم

یه فرصت داشتی، ولی ردش کردی. گمشو بیرون

اما چرا نکشتیش؟ نیازی نبود

دستش رو قطع کردم، سلاحش همون دستش بود

گارد بگیر

دست نگه دار. اما چرا؟

اون باید گوئن باشه

چیه، هوآ، چی، چی، چیئن

کونگ تسه-یو حتماً فهمیده می‌خوایم چیکار کنیم

در این صورت، باید سریع خارهای طاووس رو به دست بیاریم

اینجا از اسب پیاده شوید

چیو

چان شن در نقش کونگ تسه-یو

The Magic Blade subtitles in other languages

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left