Suits

Suits

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 6

Release Info

Suits S06E16 1080p WEB-DL DD5 1 H264-RARBG
Suits S06E16 720p WEB-DL DD5 1 H264-RARBG
Suits S06E16 WEB-DL XviD-FUM
Suits S06E16 WEB-DL x264-RARBG
Suits S06E16 1080p WEB x264-HEAT
Ein Kommentar von [email protected]
مترجمین: مانی

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
TS
720p
720
1080
XviD
Veröffentlicht am: 2017-03-02
Downloads: 41
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

پالمر فهميده که با سايدل همکاري مي‌کنيم

و اگه از شکايت صرف نظر نکنيم

به خاطر تباني ازمون شکايت مي‌کنه

،اگر قيد اون مصاحبه رو بزنم پالمر هيچ غلطي نمي‌تونه بکنه

تا وقتي به نيتن نگي قضيه چيه

هيچ کاري نمي‌کنم - حرفي واسه گفتن نيست -

تو گفتي اين پرونده رو

براي وارد شدن به کانون وکلا پذيرفتي

و همين حالا درخواستم رو پس گرفتم

قبل از دستگير شدن مايک مي‌دونستم که متقلبه

ازش استفاده کردم تا شريک اصلي شرکت بشم

فکر مي‌کردم بدونم از کدوم مردا هستي

چطور جرات ميکني اينو بگي

وقتي براي اولين بار با هم خوابيديم

تو با يه نفر ديگه بودي

نميخوام بقيه‌ي عمرم رو با مردي

که از روياهاش دست کشيد سپري کنم

و ميدونم که تو هم نمي‌خواي همچين مردي باشي

ما چندين و چند مدرک داريم

که شما جاسوسي شرکتي انجام داديد

چي مي‌خواي؟

با اون معدنچي‌ها مصالحه مي‌کني

هيچ اسمي هم از ما نشنيدي

و بايد به توافق اوليه‌ با کريگ سايدل

پاييبند باشيد

فقط نميخوام اون قرار مصاحبه رو ترتيب بدي

بلکه ميخوام هر کسي که سر راه من ايستاده رو کنار بزني

ساعت چنده؟

نگران نباش ديرت نشده

بيا - مرسي -

واقعاً لازمش داشتم

ديشب خيلي دير اومدم

دير اومدنت ربطي به اون گل‌ها هم داره

که توي آشپزخونه پيدا کردم؟

نميشه يه مرد فقط واسه اينکه دوستت داره برات گل بخره؟

مي‌تونه ولي به اين خاطر نخريده

درست ميگي

خريدمشون که بگم ممنونم

به خاطر هر کاري که کردي تا مطمئن بشي

فرصت ورود به کانون وکلا رو به دست ميارم

... وايستا ببينم، اين يعني که

آره. موفق شديم

قرار مصاحبه فرداست سايدل هم طرف ماست

باورم نميشه

واقعاً اتفاق ميفته

مي‌دونم

چي شده؟

به اوليور قول دادم که

همه چيز رو به نيتن ميگم

مايک، نمي‌توني بگي - مي‌دونم -

ولي بايد به خاطر مصاحبه چند روز مرخصي بگيرم

پس بايد يه چيزي بهش بگم

لوئيس، اينجا چيکار مي‌کني؟

اميدوارم مشکلي نباشه که سرزده اومدم

بايد مي‌ديدمت

ديشب اصلاً نتونستم بخوابم

منم نتونستم - تارا خواهش مي‌کنم -

مي‌دونم دعوا کرديم

ولي خودت گفتي مي‌خواي منو بشناسي

و قسم مي‌خورم حرفي که بهت زدم

بدترين کاري بوده که تو عمرم انجام دادم

لوئيس، مشکلي که من دارم

هيچ ربطي به اون شخص توي شرکتت نداره

به اين مربوطه که ديشب چطور باهام رفتار کردي

تارا خواهش مي‌کنم - بذار حرفم تموم بشه -

يه موضوع وحشتناک رو با من در ميون گذاشتي

،فرصت ندادي هضمش کنم

،و وقتي داشتم هضمش مي‌کردم

نه تنها درستکاري من رو زير سوال بردي

کاري کردي از خودم شرمنده بشم

درست ميگي

بهت توپيدم و نبايد همچين کاري مي‌کردم

ولي فقط چون مي‌ترسيدم منو پس بزني اينکار رو کردم

... و من

تارا، اگه منو پس بزني مي‌ميرم

موضوع همينه لوئيس

تو يه دليلي براي اين رفتارت داشتي

ولي من مطمئن نيستم که بخوام با مردي باشم

که فکر مي‌کنه اصلاً دليلي براي همچين رفتاري بايد داشته باشه

تارا - متاسفم لوئيس -

تو اتاق کنفرانس منتظرم هستن

بهت گفتم زنگ ميزنم

و حتماً زنگ ميزنم

نيتن - مايک، چه خبر؟ -

خبري نيست فقط مي‌خواستم اينو بهت بدم

اين چک 50 هزار دلاره

مي‌دونم. مصالحه کرديم

ديشب چک معدنچي‌ها رو دادم

مايک، اين بيشترين پولي هست که روي يه پرونده نصيبمون شده

براي يکبار هم که شده لازم نيست نگران اجاره باشيم

آره. تو که راست ميگي

شوخي نکردم

وايستا ببينم، يعني 50 هزار دلار

واقعاً مي‌تونه همچين تفاوتي براي کلينيک رقم بزنه؟

مي‌دونم که توي شرکتهاي حقوقي

... پول کمتر از ميليون اصلاً به حساب نمياد ولي

تو اينجا 50 هزار دلار، زمين تا آسمون اختلاف ايجاد مي‌کنه

خب نيتن، حالا که اينطوره

من از وقتي اومدم اينجا هر روز کار کردم

و يه مقدار کار شخصي دارم که بايد بهشون رسيدگي کنم

لازم نيست چيزي بگي. ببين همين الان پول يه ماه اجاره رو بهم دادي

حداقل کاري که مي‌تونم بکنم اينه که چند روز مرخصي بهت بدم

عاليه. ممنون

من ممنونم

خيلي‌خب، بگو ببينم - چي رو؟ -

همون جوکي که کل صبح وقت گذاشتي که بهم بگي

کدوم جوک؟

فقط مي‌خواستم بپرسم کتابخانه حقوق کجاست

ولي بعد فهميدم اصلاً پاتو نذاشتي اونجا

!الان نبايد توي کلينيک نهنگ‌ها رو نجات بدي؟

اولاً، اون کار "سازمان صلح سبز" هست

و ثانياً، مرخصي گرفتم

تا براي کميته احراز صلاحيت آماده بشم

پس يعني

قضيه رو جدي گرفتي

خودت مي‌دوني که همينطوره - همينو مي‌خواستم بشنوم -

چون نمي‌خوام کسي اينجا کار کنه

که به توصيه‌هام گوش نمي‌کنه

هاروي، فکر کنم هنوز متوجه نشدي

،وقتي اين مصاحبه تموم بشه من برنمي‌گردم اينجا

... مايک - گفتم که مي‌خوام کار مفيد انجام بدم -

خب اينجا انجام بده - و اينم گفتم که -

تنها دليلي که قبول کردم وارد کانون بشم

به خاطر اين بود که نمي‌تونستم تحمل کنم

که ببينم کسي مثل اليور شکست مي‌خوره

و کمکي هم از دست من بر نمياد

و آدمايي مثل اليور توي اينجور جاها کار نمي‌کنن

توي اونجور جاها کار مي‌کنن

و آدمايي مثل تو هيچ کجا نبايد کار کنن

آنيتا اينجا چيکار مي‌کني؟

اومدم چون دفتر دادستاني

درخواست کرده بود که در صورت

درخواست مايک راس براي ورود به کانون وکلا از قضيه مطلع بشن

دفتر دادستاني چه ارتباطي با مايک داره؟

هيچي. جز اينکه من اونجا کار مي‌کنم

و از يک هفته قبل عضو جديد

کميته احراز صلاحيت هم شدم

مزخرفه

براي عضو شدن در اون کميته روند طولاني‌اي بايد طي بشه

امکان نداره همينطوري عضو کميته بشي

درست ميگي. همينطوري عضو نشدم

ولي وقتي يک عضو مرخصي مي‌گيره

حق داره که جانشينش رو تعيين کنه

و والتر سمسون منو انتخاب کرد

فکر کردي نمي‌فهمم

چه خلافي کردي که اين يارو رو مجبور کني مرخصي بگيره؟

هر کار مي‌خواي بکن، چون حالا که مايک مي‌خواد توي اون مصاحبه شرکت کنه

يعني تو هم يه خلافي کردي

چي مي‌خواي؟

مي‌خوام بهت بگم بهتره اون مصاحبه رو کنسل کني

و وقتمون رو هدر ندي

چون رأي به صورت اجماعي خواهد بود

و تو هيچ رقمه رأي مثبت منو نمي‌گيري

ترجمه از مــانــي و مـحـمـدرضـا RainyDay & Artavan

‌« فصل ششم قسمت شانزدهم » « Character and Fitness »

ريچل، هر کاري داري بايد بذاري زمين

و دنبال هر موردي بگردي که

شخصي در کانون وکلا پذيرفته شده

و رأي کميته اجماعي نبوده - مايک، جريان چيه؟ -

آنيتا گيبس عضو کميته شده

پس بايد راهي پيدا کنيم

که بندازنش بيرون - هاروي روش کار مي‌کنه -

ولي در همين حين بايد

از ته و توي کميته سر در بيارم

چون تا وقتي آنيتا عضوش باشه از هر

حقه کثيفي استفاده مي‌کنه تا قبل از شروع مصاحبه

کارو يکسره کنه - کجا ميري؟ -

ميرم توي کتابخونه خودمو حبس کنم

و براي هر سوال زشتي که به فکرم ميرسه

جواب آماده کنم

لوئيس حالت خوبه؟

خوبم دانا، چيکار مي‌تونم برات انجام بدم؟

مي‌دونم که خبر داري من و بنجامين روي يه کسب و کار تجاري کار مي‌کرديم

ولي فکر نکنم بدوني

که استو رو به عنوان سرمايه‌گذار انتخاب کرديم

نمي‌دونستم دانا. عاليه - آره -

ولي يه مشکلي هست

و به کمکت نياز دارم - هر چي باشه -

بنجامين براي ثبت اختراع اقدام کرد و معلوم شد

که تکنولوژي ما با اخترع يکي ديگه تداخل داره

چقدر تداخل داره؟ - 32.5درصد -

بالاتر از حد معموله

اگر بنجامين نتونه به زير 30 برسونه

نمي‌تونه - ولي استو گفت مي‌تونيم با -

صاحب اختراع مذاکره کنيم

راضيش کنيم که استثناء قائل بشه

تا بتونيم با "دانا" ادامه بديم

دانا، دقيقاً همون چيزي که نياز دارم

منظورت چيه؟

من و تارا دعوامون شد

الان تارا مي‌خواد تصميم بگيره که بايد با هم بمونيم يا نه

دقيقاً همينو نياز داشتم

تا به اين موضوع فکر نکنم

لوئيس، نمي‌خوام فکر کني اين حرفم از روي بي احساسي هست

ولي براي من واقعاً مهمه

تو رو خوب مي‌شناسم و اگه اين دستگاه باعث بشه بري اونجا

و اين فرصت رو خراب کني نمي‌تونم اجازه بدم

دانا گوش کن

ممکنه که من دارم صميمي‌ترين زنِ زندگيم رو از دست ميدم

ولي بعد از اون تو صميمي‌ترين هستي

More Farsi Persian subtitles for Suits

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left