Die ersten 200 Zeilen.
ترجمه و زیرنویس Arian Del Vecchio ... آرین دل وکیو
دارا از یاسنوواک
در طول جنگ جهانی دوم، دولت مستقل کرواسی توسط رژیم فاشیست اوستاشا رهبری میشد
در یاسنوواک (بخشی از کرواسی) اردوگاه هایی برای نابودی صرب ها، یهودی ها و مردم رومانی ساخته شده بود
این تنها اردوگاه در اروپا بود که توسط آلمانی ها اداره میشد که در آن کمپ جداگانه ای برای کودکان در نظر گرفته شده بود
راه برو
چرا اون خانوما رو نمیگیرن؟
چون اونا صِرب نیستن
کجایی هستن؟
کرواسی
از کجا میفهمین کی واسه کجاس؟ اونا که شبیه ما هستن
چون صلیب ما این شکلیه
اما برای اونا اینطوری
هر چی تو بگی
من میدونم. بابام بهم همه چیزو گفته
چرا به من چیزی نگفته؟
چون دختری
خب که چی؟
بهتره سرت به کار خودت باشه
بسه بچه ها
تموم کنید
فقط از هم جدا نشید میشنوی چی میگم، دارا؟
اونجارو نگاه نکن
این گناهه
حواست به کارِت باشه
همشونو اونجا میکشن
رودخونه ی ساوا هر روز پُر از جسده من همه چیزو دیدم
!چطوری اینکارو میکنن
شنیدی الان چی گفتم؟
کارتو بکن و حرف نزن
به ما ربطی نداره
چیو نگاه میکنی، هان؟
زود پاشو
گفتم پاشو
چیکار کردی؟
عیسی مراقبش باش
عیسی مراقبش باش
عیسی، مریم و همه مقدسات حفظتون کنه
فِراتر ماجستوروویچ
زن ها، بچه ها و مردایی که میتونن کار کنن سوار قطار بشن
...کسی که حالش خوب نیست همینجا در
مرکز معاینه و جمع آوری صلیب سرخ وایسه
خدا بخشنده س
زود باشین، برای چی وایسادین؟
زود باشین
زودباش، سریع تر
چی میخوای؟
...میشه با
برگرد سرجات
کجا میری؟
پاهام مشکل داره
من نمیتونم کار کنم
مشکل داره؟
همینجا بمون
مرسی پدر
برید داخل قطار سریع تر
زودباشین منتظر چی هستین؟
!سریع تر
تکون بخورین
گفتم تکون بخورین
!بدویین، بدویین، بدویین
...کجاس؟
همینجا بمون، تکون نخور
زود برین داخل عجله کنین
بریم
تنهاش بزارین
بریم، بریم، بریم
بیاین اینجا صف وایسین
سریع تر
اردوگاه یاسنوواک
آنجلکو
آنجلکو
رادای من!؟
شوهرمو جایی ندیدی؟
نه ندیدم
شاید در گرادینا باشه
اونجا هم آدم بردن
امیدوارم زنده باشه
راه رو برای رد شدن باز کنید
این اصن خوب نیس
مکس داره میاد
مکس کیه؟
کسی که عقب لوبوریچ نشسته
مسئوله اینجاس
کسی که جلوش نشسته معاونشه، لوبو میلش
...و اون یکی خواهر مکسه
اون خواهرمو به خاطر هیچی کشت فقط داشت کنارش جارو میزد
اومدنشون اصلا خوب نیست یه اتفاقی داره میفته
توقف نکن
داخل صف
این چیه؟
ماشینه فکر کنم
تا حالا قبلا دیده بودیش؟
برای وطن آماده ایم !!!آماده ایم
برای امشب به صندلی های بیشتری نیاز داریم
یه نفر رو به روستا بفرست تا تهیه کنه
چند تا خوبه؟ حداقل 10 تا
20 تا بیار
مهمونای مهمی داریم
پول، طلا، سیگار
همه چیز رو اینجا تحویل بدین
وقتش که برسه
همشون بهتون پس داده خواهد شد
جواهر آلات همراهت نیست؟
نه چیزی ندارم
مطمئنی؟
نه
بگردش
چیزی نداره
برو بعدی
برو
شما که پیر هستی بیاین جلو
چیزی همراهت داری؟
چیزی ندارم
.هیچکس همراهش چیزی نداره !چه خوب
بگردش
...بزارین خفه شو
چیزی نداره
روسری این احمق رو بردار
پسرم نکن. لطفا
خفه شو پیر خرفت خفه شو
این چیه؟
هیچی
هیچی. هان؟
نگاهش کن عجب عوضی ای
لطفا اونو برندار
مگه من مودبانه نپرسیدم که جواهر همراهت هست یا نه؟ تو چی گفتی؟
اون چی بود؟ چی گفتی؟
این برای مادرمه که فوت شده خواهش میکنم از من نگیرینش
حلقه، گوشواره، زنجیر تمام چیزایی هستن که باید اینجا تحویل بدین
در غیر این صورت سرنوشتتون این شکلی میشه فهمیدین؟
ادامه میدیم
برو برو، سریع تر
اردوگاه گرادینا
من از مرگ نمیترسم
همسرم با 5 تا فرزندم توی سارایِوو موندن
4 تا پسر 1 دختر
همشون مثل سیب رشد میکنن
همشونم کشته میشن
تو خانواده داری؟
آره
یه همسر با 3 تا بچه
2 تا پسر 1 دختر
کوچکترینشون 2 سالشه
یکی هم موقع زایمان مرد
امشب مرگ سراغمون نیومد
شب قشنگی برای مردن بود
کار شمارو رها میکنه
خیلی خوب بود
لورنز دیفِنباخ
لورنز؟ لورنز دیفِنباخ
نقل قولی از کتاب اون بود
من فلسفه خوندم
من در مورد اردوگاه های شما مطالعه کردم
اورانینبورگ و زاکسنهاوزن
محشر بود
از نظر صنعتی محشرن
ولی ما چیکار میتونیم بکنیم؟ ما صنعت پیشرفته ای نداریم
بهترین کاری که از دستمون بر میاد رو انجام میدیم
بله میفهمم
یه بطری آب
اهل کجایی؟ کولِناچ
تو چی؟ میرکواچ
شوهرت کجاس؟
هرجا با پاراتیزان ها میرفت ما هم باهاش میرفتیم
وقتی تسلیم شدیم توی کوزارا ما رو از هم جدا کردن
همه ی اونا کشته شدن
یا اسیر شدن و به گرادینا فرستاده شدن
در مورد گرادینا شنیدم
هیچکس از اونجا زنده بیرون نمیاد
ما باید بچه رو نجات بدیم
کمکم کن تا برگردونمش
ورا، به پهلو دراز بکش
درمورد گرادینا چی گفت؟ پدرم اونجاست؟
بهت گفتم به حرف همه گوش نده
من حتی نمیدونم واسه خودمونم چه اتفاقی میفته
...یه خواهشی ازت دارم
هر اتفاقی افتاد تو باید شجاع باشی
تو دختر بزرگی شدی
آنته
وقتشه شروع کنیم
زودباشین بلند شین
گوش کنید
وقتی موزیک در حال پخشه دور صندلی ها میچرخین
وقتی فرمانده دستش رو بالا ببره موزیک قطع میشه و روی نزدیکترین صندلی میشینین
هرکی موفق بشه دوباره یه شانس دیگه بهش داده میشه
با یه موزیک محلی صربستانی شروع میکنیم
داره شروع میشه بزار من انجامش بدم، بلندش کن
جُوو. بلند شو و بچه هارو بیرون ببر زودباش
دارا توام همینطور زود باشین بچه ها
زور بزن
باید بیشتر سعی کنی
بیشتر زور بزن
آفرین ورا خودشه آفرین
پخش کن
با چی ببُرمش؟ هیچی ندارم
مُرده
شاید اینجوری بهتر باشه
بیا، بیا، بیا
پاشو
No comments yet. Be the first to leave one.