Die ersten 200 Zeilen.
دايان
دارمش
خوب بود
خواهرم يه لباس اون شکلي داشت
بهش فکر نکن
به به
چه منظم و به موقع
الان رئيس؟
بله جري
به نظر کم مياد
شايد بهتره دوباره نگاه کني، گوين
ما وظيفمونو انجام داديم
درسته
به چشم زياد نمياد اما، هشت نه ده تا جعبه
درسته
من تفنگشو ميخوام
به نظرم اين بيشرف نبايد هيچوقت اسلحه داشته باشه
پسراي بد اجازه حمل تفنگ ندارن
اول تو منو زدي کثافت
چي گفتي؟
خيلي خب
از اينجا کجا ميريم؟
درسته اعليحضرت
از اينجا کجا ميريم؟
تفنگتو بهش بده ريچارد
جنب نخوري احمق
خاک تو سرت بيعرضه
!ريچارد
!تکون نخور
ايزيکيل، ميدوني نبايد از اينکارا بکنين
هيچ کدوممون نبايد بکنيم
ريچارد از حضور در جلسات بعدي منع ميشه
نه، نه ايزيکيل. بازم مياريش
،چون اگه دست از اين کارا بر نداره
...اگه اين به يه مشکل واقعي تبديل بشه
يادت بياد چي گفتم
ميبريمش و به بردگي ميگيريمش
نزديک بود همين الان اينکارو بکنم
...ميدونم تقصير اون نيست، اما
بايد دست از اينکارا بردارين
...پس
...شايد مجبور بشيم يکم
وحشي بازي در بياريم
لشتو بلند کن جرد
بزنين بريم
...ميشه
ميشه لطفا چوبمو پس بدي؟
يه نفر اونو بهم داد
يکي که الان مرده
گوين، حداقل اجازه بده اين پدرسگو نفله کنم
!نه! نه
...فقط
حد خودتو بدون استاد
بريم
آره
خواهرم عاشق اون لباس بود
امروز سريع از چوب استفاده کردي
تحت تاثير قرار گرفتم، بنجامين
گفتم که دارم بهتر ميشم
اما يکم بيش از حد سريع بودي
فقط به خاطر اينکه فن مبارزه بلدي
دليل نميشه که دنبال دعوا باشي
آره اما يهو پيش اومد. فکر نکردم
بايد بکني
از الان به بعد هميشه قبلش فکر کن
باشه؟
چشم
ريچارد
بعدا باهم صحبت ميکنيم
جري
کار با عصات خيلي رديفه داداش
!جري
ميخواي بري بهداري؟
نه حالم خوبه
هوي
با اون ماشينا کجا رفتين؟
بايد تنها با دريل صحبت کنم
عيبي نداره؟
باشه. يه چيزي واسه زخمت ميارم
باشه
رفتين اونا رو ببينين مگه نه؟
آره
جزوي از قرارتونه؟
چه مرگته تو؟
داري خونريزي ميکني
اونا اين بلا رو سرت آوردن
ميدوني چجور آدمايي هستن
آره
ميدوني، اگه کرول اينجا بود
...و اين چيزا رو ميديد
...اگه از سرنوشت آبراهام خبردار ميشد
...و گلن
خودش ما رو براي جنگ باهاشون رهبري ميکرد
و آماده بود تا همشونو بکشه
همينطوره
و براي همينم رفت
دارم تمرين ميکنم
بايد کم کم بيشتر از اينا استفاده کنم
منجيها به اندازه کافي زرنگ هستن تا بدونن
من نبايد تفنگ داشته باشم
مورگان گفت تو تيراندازي با کمان بلدي
چرا؟
چون ما جفتمون دنبال يه چيزيم
به کمکت نياز دارم
ما بايد يه جوري ايزيکيل رو قانع کنيم
راه ديگهاي نداره
الکساندريا، هيلتاپ و پادشاهي بايد اول حمله کنن
و شديد هم حمله کنن، و اونوقت منجيها رو از روي زمين پاک ميکنيم
...محافظت از آدما
...تعداد خيلي زيادي از آدمهاي خوب
بايد ازشون محافظت کنيم
گورستان
از اين جاده رد ميشن
اگه ماشين ببينيم، مال منجيهاست
اخيرا با دو سه تا ماشين از اينجا رد ميشن
براي همينم به تو نياز دارم
تنهايي از پسشون بر نميام
...اول با تفنگ بهشون حمله ميکنيم
بعدش با مولوتوف
و بعد دوباره با تفنگ تا اينکه همشون بميرن
آتيش چرا؟ - بايد فجيع کشته بشن -
...منجيهايي که بعدا اين جسدا رو پيدا کنن
بايد عصباني بشن
از اينجا تا انبار اسلحهاي که درست کردم رد گذاشتم
و از اونجا هم به کابين يه آدمي که براي ايزيکيل مهمه
کي؟
يه آدمي که چند وقت پيش باهاش آشنا شد
بعضي وقتا براش غذا ميبره
چرا توي پادشاهي زندگي نميکنه؟
نميدونم
زنه اينجا زندگي ميکنه و اينجا هم ميميره
زنه؟
چه فرقي ميکنه؟ از من و تو بيشتر جربزه داره
بهرحال ميميره
وقتي منجيها بيان و جسد رفيقاشونو پيدا کنن
اگه اسکل عالم نباشن
و بتونن يه ردپاي ساده رو پيدا کنن
اونوقت ميتونن انبار سلاح و بعدشم کلبه رو پيدا کنن
و بعدش به اين زنه حمله ميکنن
اسمش چيه؟
شايد بکشنش، شايدم نه
اما به ايزيکيل نشون ميده که بايد چکار کنه
اسمش چيه؟
پوستش کلفته. شايد زنده بمونه
!اسم کوفتيشو بگو
کرول
اميدوار بودم نشناسيش
اما فکر نميکردم برات مهم باشه
چون تو هم ميدوني چه کاري بايد انجام بشه
نه - شايد زنده بمونه -
...ببين، اين... اينطوري
اينطوري ميتونيم قانعش کنيم
اينطوري ميتونيم از شر منجيها خلاص بشيم
اينطوري هممون ميتونيم آينده داشته باشيم
داره تنها اين بيرون زندگي ميکنه
منتظره تا بميره - !نه -
اگه کاري نکنيم
آدماي خيلي بيشتري کشته ميشن
!آدمايي که ميخوان زنده بمونن
نزديک کرول هم نميشي، شنيدي؟
خودشونن
ببين، ميتونيم صبر کنيم تا اوضاع بدتر بشه
...و آدماي زيادي از دست بديم
يا اينکه ميتونيم کار سخت رو انجام بديم
و سرنوشتمون رو خودمون انتخاب کنيم
نه
ببخشيد
بازم ميان
...يا اونا
بالاخره از اين مسير برميگردن
يه فرصت ديگه داريم
اما وقتمون داره تموم ميشه
...اگه تو و آدمات ميخواين به منجيها حمله کنين
بايد خيلي زود اينکارو بکنين و به پادشاهي هم نياز دارين
کاري که بايد بکنيم بهرحال نياز به فداکاري داره
...آدمايي مثل ما
تا الانشم خيلي چيزا رو از دست دادن
تو منو نميشناسي
...ميدونم
...کرول که داره اينطوري تک و تنها زندگي ميکنه
ممکنه همين الانشم مرده باشه
،اگه زخمي بشه، اگه بميره
،اگه تب بکنه
...اگه يه زامبي گاز بگيرش
...اگه صاعقه بزنش
هر اتفاقي واسش بيوفته، من ميکشمت
من جونمو براي پادشاهي ميدم
پس چرا زندهاي؟
گروهي تصميم ميگيرين يا رئيس دارين؟
اين
سلام
من ريک هستم
جون شما تو دست ماست
ميخواي بخريشون؟
چيزي ندارين؟
خب يکي از افراد من پيش شماست
گابريل
ميخوام اول اونو ببينم
بعدش ميتونيم صحبت کنيم
چيزهايي که از تو قايق برداشتين دست ماست
No comments yet. Be the first to leave one.