Die ersten 200 Zeilen.
زندان فدرال آلکاتراز سال 1963
بیرون می بینمت, بامپی!
گورتو گم کن!
گمشو عوضی!
از وقتی رفتی خیلی چیزها در "هارلم" تغییر کرده.
هم خوبی و هم بدی.
خیلی از مردم به بروکلین و کویین رفتن.
اینجا دیگه حس امنیت نداشتن.
فروشگاه لیدز از کار بی کار شد.
باورت میشه؟
نه.
یادتو چه کفشایی اونجا می خریدیم.
اره.
آپولو هنوز سر جاشه.
تا زمانی که هارلم وجود داشته باشه, آپولو هم خواهد بود.
جیمز برون کیه؟
یک خواننده ... بااستعداد.
شاید بعضی موقع ها بریم به اجراش.
تا وقتی که بدونم کامل برگشتی به زندگی عادی.
نگاه کردن به تو...
من همین الانش هم برگشتم به زندگی عادی.
سعی کردم از توی نامه ها تصورش بکنم.
پسر, از نزدیک دیدنش, خیلی ...
مدرنه, درسته.
ما به یه شروع تازه نیاز داشتیم.
عصربخیر, اقای بوکر.
خوش اومدی, بابایی.
برای همیشه اومدم خونه.
مرد ساعت وارد می شود!
خودشه, بامپی!
بهم نگفتند که تو اینجایی, پسر. بامپی.
ممنون که اومدی, واقعا قدردانت هستم.
از کارهایی که برای خانوادم انجام دادی, قدردانت هستم.
ایتالیایی ها ...
دارن برامون یه مشکلی ایجاد می کنند, بامپی.
از برگشتت خیلی خوشحالیم. اما "مایمی" از همه بیشتر.
ببین, چیزی نمیگه.
اما عجیب دل تنگت بود.
اوه, چارلی هم به تازگی وارد "مورهوس" شده.
کمی بودجه ته کشیده, اما میدونی ...
ببینم چیکار میتونم بکنم, باشه؟ ممنون.
یک خط روی گروه دارم در 38 کلن لانگ.
سه تا برونینگ اتوماتیگ دارم و بدجور خوب کار می کنند.
مارگارت کارش توی مدرسه حرف نداره.
واقعا باهوشه, ها؟ اره, استثناایه.
و اه ... سقف کشیش خانه نم میده.
یه فکری دارم.
یه کارواش توی خیابون 112 گرفتم ...
این کارواش توی خیابون 112ام.
چرا الان کارو کاسبی جدید راه انداختی؟
به نظر خوب میای, زندان بهت ساخته, رفیق.
از دیدنت خوشحالم, برادر. از دیدنت خوشحالم, بامپی.
بابایی؟
بابایی؟
تو خوبی؟
من خوبم, بیا اینجا! بیا, بیا اینجا.
یه بغل رد کن بیاد.
یه کم بستنی میخوای؟ میخوای تقسیمش کنیم؟
تقسیم کنیم.
اره.
توی خیابون 46ام به مشکل برخوردیم.
خیلی خب.
بعدا انجامش میدیم, باشه؟ باشه.
خیلی خب.
به خونه خوش اومدی, بامپی؟
متاسفم دوباره برگشتی به همه گندکاری ها.
چی شده؟
از در پشتی اومدن,
اینجا رو مثل یه 5 دلاری کردن!
دکستر اومد وسط...
درنتیجه حسابش رو رسیدن.
کی انجامش داده؟
یه گینه نامی به اسم "زامبرانو", با موهای مشکی.
زامبرانو؟ از دارو دسته "چین جگانته" هست.
میتونی تحملش کنی؟
بله, اقا.
خواهر هلن, هنوز توی خیابون مری هست؟
ببرش اونجا.
بهشون بگو, دکستر عضوی از گروه منه.
حله.
چیزیت نمیشه.
حالا برای این خانم ها میتونی داستانش رو تعریف کنی.
ببین به چیز دیگه ای نیاز نداره.
چندنفر می فرستم بیان اینجا رو تر و تمیز کنن, باشه؟
از دیدنت خوشحالم, منم همینطور.
بریم.
این گینه کیه که این بچه دربارش صحبت میکنه؟
زامبرانو.
اون هارلم رو برای خانواده "جنویز" میگردونه.
اوازش توی اعداد و ارقام و زن ها و مواد مخدره.
اما تا الان, به بخش تو کاری نداشت.
اینو بهت بگم, ما کاری نکرده بودیم که بهانه ای دستش بدیم.
ایتالیایی ها برامون پیام فرستادن.
سیسی هنوز توی خیابون 37ام کفش واکس میزنه؟
اون پیرمرد ... تا وقتی 100 سالش بشه اونجا موندگاره.
بهش بسپارید.
مطمئن بشید ما رو به زابرانو برسونه.
هممم. اون پلیس, دی الساندرو,
هنوز تو خیابون 28ام هست؟
نه, نه, اون رفت تو بخش مواد مخدر.
باید پلیس های بیشتری رو بیاریم تو کار
تا دیگه این اتفاقا نیوفته.
حله.
منو به "خیابون پلزند" ببرید.
میدونی که, هنوز انچنان مهربون نسبت به مردم رنگین پوست
توی هارلم شرقی مهربون برخورد نمی کنند.
6 تا بلاک رو مال خودشون می دونن.
میدونی به کاکاسیاها چی میگن
توی خیابون پلزند؟
چی؟
مرده.
خواهیم دید.
"ولیب" مفتخر است که گفت و گوی بین
عضو کنگره "ادم کلیتون پول جونیور"
و وزیر ملکوم ایکس ...
صداش رو بلند کن. هممم؟
مرد کنگره اقای پال,
کاکاسیاها باید چه طور به خشونت پلیس پاسخ بدهند؟
درخواست های بدون خشونت, که از عصبانیتی که استفاده می کنیم
باید برای پایانی که جویای اون هستیم, باید با ارامش انجام شود.
کاکاسیاها حق و حقوق دارند. اره.
وزیر ملکوم ... حق و حقوق من درست بغل خودمه.
متهم کردن ما به خشونت,
مثل متهم کردن مردی است, که محاکمه نشده.
به سادگی میتوان گفت به خاطر عدم محاکمه او هست.
من اون گربه رو قبل از اینکه اسمش رو عوض کنه می شناختم.
قبل از اون "ایکس" رو اضافه کنه.
اونو و من قبلا جریاناتی با هم داشتیم.
اقای پال از کنگره؟
عدم خشونت, سلاحی قدرتمند است.
خودشه.
خودشون هستند, اونجا.
همینجا, بچرخ برو اون گوشه.
اگر ما می خواهیم در این آمریکا پذیرفته شویم,
باید برای بدست آوردن حقوق سیاه ها تلاش کنیم.
باید تفکر مرد سفید پوست رو نسبت به سیاه پوست عوض کنیم.
دست های کوفتیت رو ببر بالا!
گفت دستا بالا, عوضی ها! تکون بخور, تکون بخور, تکون بخور!
تکون بخور!
داری به چی نگاه می کنی؟
اره کیلوها توی جسد هستند.
مراقب اون باش.
جیمی, درچه حالیم؟
خوبه رئیس,
کیفیت این دسته چه طوره؟
داریم به چی نگاه می کنیم؟
96 درصد خلوص.
تو کدوم خری هستی؟
چین کجاست؟
اگر برای دزدیدن مواد ما اینجایی,
از این بلوک زنده بیرون نمیری.
چین رو بیار اینجا, وگرنه مغذت رو می ترکونم.
من مرد خودساخته ای هستم.
اون, آره؟ عجب بی اعصابی تو هستی؟
حلال زاده.
چه جرئتی پیدا کردی, هاه, که با شاتگان اومدی اینجا؟
هی, اون بامپی جانشون هست, اون یک افسانه هست.
قبلنا حساب شولت هلندی رو رسیده.
این ریچی زامبرانو هست.
اون کاپو منه, از دیترویت اومده اینجا. پسر عموم هست.
تو همونی هستی که اون بچه رو ناقص کردی؟
میدونی دیگه نمیتونه راه بره, درسته؟
اوه, چه بد شد.
گینه ای عوضی مادر به خطا.
برای چی اومدی اینجا؟
میدونی چرا اینجام.
واسه همین این قلدر عوضی رو فرستادی قلمروی من.
اون تیر هشدار بود,
مطمئن بشی که تو سرجای خودت میمونی.
قبل از اینکه من برم راننده ویتو بودی.
اما حالا رئیس شدی واسه من, باشه ... رئیس.
من سهمم رو از خیابون 110 تا 160 میگیرم.
همون طوری که قبلا بود.
نه.
الان ریچی زامبرانو, هارلم رو برای من می چرخونه.
هارلم مال منه.
دوره زمونه عوض شده.
من نشدم.
ارائه اختصاصی از وب سایت "سریال باران" کانال تلگرام ما را فراموش نکنید: SerialbaranTV@
به نظر خوب میای.
تو فقط ...
خدایا, چه قدر دل تنگت بودم.
چی؟ امشب شلیک کردی.
نه به آدمی.
عزیزم, باید صحبت کنیم.
چه طور انتظار داری صحبت کنیم, وقتی اینطوری هستی.
هاه؟ من فکر میکنم تو می خواستی بیای خونه واسه همین,
پس بهتره حرف بزنی.
ببین, تو اون بیرون چیزی نمیگی.
چونکه میخوای برای آدمهات قوی باشی, درک میکنم.
بایدم همینطور باشه.
اما اینجا, باید خود واقعیت باشی,
و قراره با من صحبت کنی.
خیلی خب.
میخوای درباره چی صحبت کنی؟
عزیزم هیچکس اینقدر زندان نمی مونه و بعد سالم بیاد بیرون.
پس, ازت میخوام باهام صحبت کنی.
اینکه چه طور توی قفس مثل یک حیون زندانیت کردند.
میخوام درباره این صحبت کنم.
عزیزم,...عزیزم, ما...
No comments yet. Be the first to leave one.