Black Sails

Black Sails

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Black Sails S03E02 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-QUEENS
Ein Kommentar von hamed-hk
مـهـرداد و ایـلیـا | IranFilm

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Veröffentlicht am: 2016-02-02
Downloads: 38
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‏داریم در جنگ شرکت می‌کنیم ‏تا از ناسو محافظت کنیم

‏جنگی که مؤثرترین سلاحمون

‏ترسیه که می‌تونیم در دل دشمنانمون بوجود بیاریم

‏همه چی به اون طلاها بستگی داره

‏و الان توی قلعه‌ایه ‏که هیچ وسیله دفاعی نداره و ‏پر از سوراخه

،‏نمی‌تونستی راهی پیدا کنی تا قلعه رو تعمیر کنی

‏پس منو گمراه کردی تا یه کشتی ‏پر از برده رو تصرف کنم تا اینکارو انجام بدن

‏می‌تونین کمک کنین ‏‏جای دوست قدیمیم رو پیدا کنم

‏اسمش چارلز وینـه

،‏می‌خوام ‏به سرزمین‌های غربی سفر کنم

‏تنها چیزی که ندارم

‏یکیه که ناسو رو بشناسه

،‏اگه قبول کنی اون آدم باشی

،‏محکومیتت لغو میشه

‏و اتهاماتت برداشته میشه

‏خدمه والروس، تسلیم بشید

‏و من این اختیار رو دارم ‏که بهتون

‏عفو کامل و بی‌قید و شرط پیشنهاد بدم

‏اگه ‏نمی‌جنگیم و تسلیم هم نمیشیم

‏پس چیکار می‌کنیم؟

‏اون طرفی میریم

‏اون طوفان کشتی رو در هم می‌شکنه

ترجمه از مـهرداد و ایـلیـا Mehrdadss & EILIA

‏ناخدا

نزدیک شدیم

‏تمام افراد روی عرشه

!‏بجنبین، پسرا. بیدار شین

!‏سریع

‏به افراد سمت راست کشتی گفتم

‏برج توپ‌ها رو مسدود کنن

‏پمپ‌ها دارن به خوبی با سطح آب کنار میان

‏ولی با توجه به چیزی که جلومون هست

‏فکر نمی‌کنم خیلی دووم بیاره

!‏بکشین پسرا

‏به زودی عقب‌نشینی می‌کنه

‏ما رو به سمت طوفان هدایت می‌کنه

‏ولی دلش نمی‌خواد با طوفان روبرو بشه

‏ناخدا، شاید بتونیم ‏بادبان بالای دکل کشتی رو جمع کنیم

‏اگر با نهایت سرعت وارد اون طوفان بشیم

‏شاید نشه بادبان‌ها رو جمع کرد

...‏اگر الان یه تعدادیشونو کم کنیم

‏اگر ببینه داریم سرعتمون رو کم می‌کنیم

‏اگر کوچکترین نقطه ‌ضعفی نشونش بدیم

‏فقط باعث تشویق شدنش ‏به بیشتر فشار وارد کردن و تموم کردن کار میشه

‏ولی افراد رو می‌فرستیم بالا

،‏به محض اینکه برگرده ‏بلافاصله سرعت رو کم می‌کنیم

‏به چشم، ناخدا

!‏خدمه بیان بالا

!‏هر چه سریع‌تر بهتر

‏جمع و انبار کردن اون همه بادبان ‏کار سختی خواهد بود

‏هر موقع وقتش شد

‏میری روی کار افراد نظارت کنی، آره؟

‏آره

‏تمام افرادی که پایین هستن رو میگم بیان

‏باید هرچقدر آدم که می‌تونیم جمع کنیم

‏باید عفو رو قبول می‌کردیم

‏تعهد می‌دادیم، به هر کس

‏یا هر چیزی که نیاز بود قسم می‌خوردیم

‏تا معذرت‌خواهیمون قبول بشه

‏بعد مستقیم برمیگردیم سر کارمون

‏چه بلایی می‌خوان سرمون بیارن

‏که قبلاْ نمی‌خواستن بیارن؟

‏اگه داری این سوال رو می‌پرسی، باید بگم

‏فکر نمی‌کنم پیشنهاد هورنیگولد ‏هنوز سرجاش باشه

‏نه، منم فکر نمی‌کنم هنوز سرجاش باشه

‏ولی چند ساعت پیش که پیشنهاد سرجاش بود

...‏شاید بهتر بود حرف می‌زدیم

‏با این قصد که اصلاً بهش پایبند نباشیم ‏عفو رو قبول می‌کردیم

‏با جای اینکه با چیزی روبرو بشیم ‏‏که الان باهاش روبرو هستیم

‏بقیه‌ی افراد رو درک می‌کنم

‏فلینت باهاشون کاری کرد که دقیقاً می‌خواست

‏عصبانی، بیزار، ترسیده

‏درک می‌کنم که چرا ‏ترجیح دادن به نبرد طوفان برن

‏تا اینکه به تسلیم شدن به هورنیگولد حتی فکر کنن

‏ولی منو هم مسخ کرده بود

‏منم مسخ کرده بود

‏و قرار نبود این اتفاق بیافته

‏می‌تونم کمکت کنم؟

‏فرماندار می‌خوان روی عرشه حاضر بشین

‏باید لباس بپوشین

‏باید منو ببخشی

‏قبلاً خدمتکار نداشتم

‏تمام کارفرماهاشون رو اینجوری خطاب می‌کنن؟

‏فرماندار راجرز کارفرمای منه

‏تو یه مجرم هستی که نیاز داره ‏یه نفر وسایلش رو براش تمیز نگه داره

‏نمی‌تونی آزادنه هر جا که می‌خوای ‏بری و در اتاقت بسته‌ست

،‏همینطور، تو اولین دختر صاحب امتیازی هستی

‏که در حالیکه می‌تونم ‏نظر واقعیم رو بهش بگم تونستم بهش خدمت کنم

‏فکر می‌کردم داستان زندگیم ،‏رو تا الان برات گفته باشن

‏ولی من هیچ امتیازی ندارم

‏نداری؟

‏تا جایی که من می‌دونم ‏پدرت یه تشکیلات جنایی ساخته

‏و به تو ارث رسیده

‏تنها تفاوت تو

‏و بانوهایی که در گذشته ...‏بهشون خدمت کردم اینه که

‏خانواده‌های اونا وکیل‌های بهتری داشتن

‏بهتره فرماندار رو منتظر نذاریم

‏کشتی سلطنتی میلفورد

‏150تا سرباز و 60تا توپ

‏گارد محافظ دریایی پیشتاز من

‏پشت سرش، کشتی سلطنتی رُز. با 48تا توپ

‏کشتی سلطنتی شارک. با 30تا توپ

‏کشتی ویلینگ مایند. با 20تا توپ

‏که ‏دو سوم ابزار آلات کشاورزی و

‏ بیشتر مواد غذایی‌مون رو حمل می‌کنه

‏کشتی باک. با 18تا توپ

‏میزان انرژی‌ای که مورد نیاز بود تا

‏سرمایه‌گذارهام رو راضی کنم روی این کشتی سرمایه‌گذاری کنن

‏به سختی میشه بیان کرد

،‏برای ‏این ناوگان، تمام کشتی‌های درون دریا

،‏تمام افراد بکار گرفته شده ‏تمام پول‌های قرض داده شده

‏خودم شخصاً جوابگوی همه‌ی این‌ها هستم

‏تحت تاثیر قرار گرفتم

‏هرچند که یه جورایی تصور نمی‌کنم

‏که قرار نیست هدف از این حرکت این باشه

‏کشتی گلاسترشر

‏کاملا مطمئن نبودم که بهش نیاز دارم

‏ولی اینکه می‌دونستم پول یه نفر دیگه‌ست

‏با خودم گفتم آوردنش ضرری نداره

‏اون کشتی‌ایه که ‏بدون اون هم می‌تونم کارم رو پیش ببرم

‏لحظه‌ای که به این نتیجه برسم ‏که حضورت دیگه برای این حرکت ضرروری نیست

‏سوار اون کشتی میشی

‏اون کشتی به لندن برمی‌گرده

‏و به زودی از سر در وَپینگ آویزون میشه [‏[منطقه‌ای در شرق لندن

‏جزاینکه در واقع نمی‌تونی ‏هیچکدوم از اینکارایی که گفتی رو انجام بدی

‏نمی‌تونم؟ چرا؟

‏چون تو نمی‌دونی که ‏ساموئل وین تا حالا پول مشروبش رو نداده

‏چون نمی‌دونی که برادران بوید

‏نمی‌تونن در حضور کسی

‏به جز خدمه‌ی ناخدا مولتون باشن

‏چون نمی‌دونی دست کدوم یکی از

‏تاجرهای خیابونی ‏تو دست صاحب جنده‌خونه‌ست

...‏نمی‌دونی. نمی‌دونی

‏نمی‌دونی

‏ولی من می‌دونم

‏برای به کنترل درآوردن ناسو، باید بشناسیش

‏و در میان اون همه کشتی

،‏و اون همه آدم و اون همه پول

‏من تنها کسی‌ام که می‌تونه آشنات کنه

‏در صورتیکه حقیقت رو بهم بگی

‏خب پس بیا فکر کنیم ‏اینا قوانین جدید بازی هستن

‏باید تمام چیزایی که ‏درباره‌ی ناسو می‌دونی رو بدونم

،‏اگر مضایقه کنی، اگر سوءاستفاده کنی

‏اگر دروغ بگی... می‌میری

‏شروع کنی؟

‏- 500تا ‏- بله

‏می‌خوای 500 پزو از سهمت رو بگیری

‏درسته

‏همین دو روز پیش اینجا بودی

‏بله

.‏اومده بودی 500تا رو بگیری مهمونی گرفته بودی، مگه‌نه؟

‏بله

‏- ولی الان اومدی بیشتر بگیری ‏- بله

‏دو روزه 500تا رو خرج چی کردی؟

‏از دستش دادم

‏از دستش دادی؟ ‏منظورت اینه با شرط‌بندی؟

‏نه. از دستش دادم یعنی ‏گذاشته بودمش توی یه کیسه

‏و گذاشتمش یه جایی

‏ و وقتی که برگشتم بردارمش

‏جایی که گذاشته بودمش نبود

‏از دستش دادم

...‏- می‌خوای من ‏- ممنون

‏خدمه به من و ناخدا اعتماد کردن

‏که از طرف همه مراقب طلا باشیم و

‏ازش محافظت کنیم، خب؟

‏حالا، به عنوان سرپرست خدمه ‏و به عنوان دوستت

‏احساس وظیفه می‌کنم بهت پیشنهاد کنم

‏که بدون داشتن نقشه‌ای برای

‏نگه داشتن همچین مقداری از پول

‏درباره‌ی گرفتنش تجدید نظر کنی، خب؟

‏آره

‏خوبه

‏حالا، می‌خوای برای امروز

‏با مقدار کمتری شروع کنیم؟

‏خب، 500تا

‏500تا. چرا که نه؟

‏- یه کیسه‌ی جدید هم می‌خوام ‏- البته که همینطوره

‏آره

‏بله؟

،‏آقای فدراستون

‏میشه لطفاً چند لحظه تنهامون بذارین؟

‏اینا با هم مساوی‌ان

‏هر دوتاش 350 پزو می‌ارزه

‏ولی یکیشون رو می‌تونم بذارم کف دستم

‏و اون یکی در حال حاضر

‏تمامیت سرداب زیر قلعه‌ت رو اشغال کرده

‏روزی که انگلستان یا اسپانیا می‌رسن و قصد

‏به تصرف درآوردن اون قلعه رو می‌کنن

‏ترجیح میدی کدومش در اختیارت باشه؟

‏آره. اونو انتخاب می‌کنم

‏پس به گمونم کاری که باید انجام بدیم

‏اینه که مطمئن بشیم قلعه غیر قابل تصرفه

‏که اگه بخت باهامون یار باشه

‏همون کاریه که دارم تلاش می‌کنم انجام بدم

‏نمی‌تونی باور داشته باشی ‏که همچین کاری واقعاً ممکنه

‏تو هم به خوبی من می‌دونی

‏که مادامی که اون طلاها

‏توی اون قلعه باقی بمونن

‏بیش از پیش در معرض خطریم

‏از دست دادن قلعه ‏از دست دادن طلا رو تضمین می‌کنه

More Farsi Persian subtitles for Black Sails

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left