Die ersten 170 Zeilen.
روزی روزگاری مرد جوانی بود
که باور داشت هیچی مهمتر از آرزو نیست
البته نه هر آرزویی
آرزویی که برخواسته از قلب باشه و به فرد انگیزه بده
آرزویی که ذات وجود فرد رو تشکیل میده
اما این هم میدونست که محقق کردن چنین آرزویی
چقدر دشواره
و رویاها به چه راحتی نابود میشن
پس تصمیم گرفت کاری در این راستا بکنه
پس بیوقفه تمام سحر و جادوی دنیا رو مطالعه کرد
و به یه ساحر قدرتمند تبدیل شد
که میتونست از آرزویی که بهش سپرده میشد دربرابر هرگونه آسیب یا سوء نیت محافظت کنه
و حتی برای آدمهای خوب و لایق اون رو برآورده کنه
ساحر نمیدونست دنیا خواستار این موهبتش هست یا نه
...اما به همراه همسر وفادارش یک جزیره عالی
در اعماق دریای مدیترانه پیدا کردند
و پادشاهیای بنا کردند که همانندش نبود
قلمرویی که که درهاش به روی هر خانوادهای فارغ از اینکه اهل کجا باشند باز بود
این کشتیتون تندتر نمیره؟
مردم از دور و نزدیک اومدن
اونجا ساکن شدن و بهش شور و نشاط و شادی بخشیدن
آرزوشون رو بهش سپردن و بابت اینکه ازش محافظت میکنه ازش قدردانی کردن
به این امید که ممکنه روزی برآورده بشه
و همه موافقن
...که هیچکس شایستهتر از
پدربزرگ من نیست
مردی بسیار دوستداشتنی
...و خوشتیپ
که امروز صد ساله میشه
همین بود؟
الان حرفهات تموم شد؟
ولنتینو هیچوقت حرف کم نمیاره
کاش میتونستیم زبونت رو بفهمیم
پادشاه قراره امروز یه جشن آرزو برگزار کنه
خودشه
نمیتونه تصادفی باشه که پادشاه تصمیم گرفته باشه دقیقا همین امروز
یعنی روز تولدت جشن آرزو برگزار کنه
بذار بزنم به تخته چشم نزنیم
امشب شب توئه آقاجون
میتونم حسش کنم
بیا به مناسبتش یه کیک بپزیم آشا
نه
ولی من خیلی کیک دوست دارم
یعنی نمیتونم
یه تور گردشگری دارم ...باید برم و بعدش
قراره کمک کنم. به دالیا
...آره. خلاصه
چرا اینطوری گفتی؟ - چطوری؟ -
چی تو سرته؟
چرا فکر میکنی یه نقشه و برنامهای تو سرمه؟
چون این مدل مکث کردنهات رو میشناسم
دیگه دارم بزرگ میشم
مدلشون عوض شده
آشا
.الان نمیتونم صحبت کنم دیرم میشه
تو جشن آرزو میبینمتون
آره حتما میایم
یه حس خوبی راجع بهش دارم
اومدم
اومدم. اومدم
یه لحظه صبر کنین
بذارین نفسم بالا بیاد
هولا. شلوم. سلام
همه حاضرن؟
خیلیخب اسم پادشاهمون مگنیفیکوئه
من حاضرم آرزوم رو بهش بسپرم
یعنی واقعا وقتی آرزوت رو میدی بهش فراموشش میکنی؟
بدون پشیمونی
میخوام پادشاه رو ببینم
.خیلی خوششانسین همین امشب یه مراسم آرزو داریم
میتونین بمونین و تماشا کنین
غذا دوست دارم - لذت ببرین -
فوقالعادهست
خیلی دوست دارم اینجا زندگی کنم - من هم -
من که دیگه پام رو از اینجا بیرون نمیذارم - خیلی خوشمزهست -
تروخدا کمکم کن
دوست صمیمی و منطقی قشنگم
مصاحبهم یه ساعت دیگهست
احساس میکنم الانه که از شدت استرس بترکم
مصاحبه؟ کدوم مصاحبه؟
دالیا
آها منظورت مصاحبهت با پادشاه خامهای و شیرینمونه؟
جان من اینطوری نگو
بهترین دوستم، کارآموز پادشاه
وای معروف میشم
به کل یادم رفته آدمیزاد چطوری حرف میزنه
مخم پر از خالیه
دهنم آویزون نشده؟ حس میکنم فکم افتاده پایین ها
زود، تند، سریع یه سوال مصاحبهطور ازم بپرس
خیلیخب. نقطه ضعفت چیه آشا؟
نقظه ضعف؟
وقتهایی که استرس میگیرم غیرمنطقی میشم
نه
زیادی اهمیت میدی
.جدی؟ وایسا ببینم این نقطه ضعف محسوب میشه؟
واسه همینه که یه نقطه ضعف عالیه
قابلت رو نداشت
فقط کافیه آروم بگیری
دوستهات همه پشتتن
کلوچه؟
کلوچه - من عاشق کلوچهم -
اول من - مراقب باش -
از سر راهم برین کنار - ایولا -
کلوچه
کلوچهها رو رد کنین بیاد
برین کنار - یواش -
برو کنار. باشه - من کلوچه دوست دارم -
کلوچه لیموییان سافی - وای نه -
آره
زندگی خیلی ناجوانمرده
مال من رو بردار
بازیما! تو یهو از کجا پیدات شد؟
سلام
مال منم واسه تو باشه. نمیتونم چیزی بخورم
آها آره. با پادشاه مصاحبه کاری داشتی
من رو ببین
.هیچ نگران نباش وقتی شکست خوردی ما همگی هوات رو داریم
گابو
عه! کلوچه
سافی رو اینها عطسه کرده
مرسی
ایش
بگذریم
البته بابت اینکه میخوای سیستم رو دور بزنی اصلا شماتتت نمیکنم
چی؟ من اصلا قصد ندارم تقلب کنم
دست بردار
همه این ترفند رو از بَرن
آرزوی کارآموزهای پادشاه برآورده میشه
و به احتمال زیاد مال خانوادههاشون هم همینطور
نه همیشه
نه فکر کنم درسته
وایسا ببینم، آقاجونت امروز صد ساله میشه و هنوز تو صف انتطاره، نه؟
محلش نده
تازه خودت هم به زودی هجده ساله میشی
تولدت مبارک
...چندماه دیگه تولدشه
نه امروز
...نمیخوای که وقتی آرزوت رو به پادشاه میسپری
حال و روزت شبیه سایمون بشه که میخوای؟
هان؟ سایمون چشه مگه؟
چی بگم
یهجورهایی حوصلهسربر شدی
قصد توهین نداشتم ها
جدی کسلکننده شدم؟
همهتون همین فکر رو میکنین؟
...نه. کسلکننده که نه. فقط
یهکم آروم شدی
نگران نباش سایمون. هنوز هم خودتی
شرط میبندم به زودی آرزوت برآورده میشه
...برخلاف آقاجون فلکزدهت که هنوز چشم انتظار
ملکه
علیاحضرت - ملکه آمایا -
خدای من
آشا جان، پادشاه منتظرته
الان؟ دیر کردم؟ ...فکر میکردم هنوز
...نه مشکلی نیست. مصاحبه قبلی
فاجعه بود
یهکم زود تموم شد. بریم؟
باشه. من آمادهم
وای اصلا اصلا آماده نیستم
طوری نیست
فقط به هیچی دست نزن
یادت نره تعظیم کنی
و بهش بگو من عاشقشم - چی؟ -
شوخی کردم. نگی ها
عالی. مرسی. یه دنیا ممنون
خداحافظ. زیاد امیدوار نباش
کارآموز باید همیشه زیر اجاق رو روشن نگه داره
چون پادشاه دوست دارن چایشون رو داغ بنوشن
.علاقه زیادی هم به صحبت کردن دارن زیاد
No comments yet. Be the first to leave one.