Die ersten 200 Zeilen.
دکتر ابل به تومور شناسی
شماره ناشناس
شماره ناشناس
الو
کاراگاه اون به هوش اومد
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
کره بادوم زمینی سمت چپته
امروز صبح یک تماس داشتم
احساس کردم دوباره پلیسم
آماده شدم برم
نون سبوس دار سمت راسته
خوب، کی بهت زنگ زد؟
مادر یک قربانی
دخترش، هانا وکسلر
یک ماشین بهش زده
چند هفته پیش
و تو این مدت کما بوده
اون حرامزاده ای که بهش زده فرار کرده
چرا مادرش به تو زنگ زد؟
درواقع هانا به هوش اومده
و من هم مامور این پرونده بودم
فکر کرد می تونه کمکم کنه
پس، چرا نتونی؟
چون من دیگه کار نمی کنم، یادته که؟
درهرصورت، اگر هم می تونستم
نود درصد اونهایی میزنن و فرار می کنند هیچ وقت دستگیر نمیشن
و
من نمی تونم
متوجه ام
پس، چه اتفاقی برای پروندش میفته؟
الان جیک اونو گرفته
چیکار میکنی؟
این یکی مال منه
همه پرونده های اوری رو تو نباید برداری که
من هنوز دلم گرمه اون برگرده
اون برنمی گرده
ببین، من میگم پرونده های آسونش رو تقسیم کنیم
و تا تنور داغه نون رو بچسبونیم
از کی تا حالا زدنو فرار کردن آسونه؟
این فقط زدنو فرار کردن نبوده
هانا وکسلر، همون قربانی که تو کما رفته
اگر یک چیزهایی یادش بیاد
می تونم به هدف نزدیک بشم
اگر هم نه، نمیشه روی زمانش سرمایه گذاری کنیم
میدونی، چرا برنده جایزه شخصیت سال نشدی؟
خیلی فراتر از منی
من مرد عمل هستم
برای همین بهترین درجه رو گرفتم
دومین بهترین
اون رفته، پس الان...بهترین
چقدر خوش شانسم
الو
اون تو بیمارستان مموریاله
کی؟ هانا
طبقه اول، بخش آسیب روان، اتاق 67
به نظرم واقعا ما باید بریم
ببین، هیچ مایی وجود نداره، خیلی خوب؟
و بهت گفتم، من دیگه مامور پرونده نیستم
می دونستی که
نود درصد اونهایی میزنن و فرار می کنند، دستگیر نمیشن
سانی، اینو من بهت گفته بودم
منظورت چیه؟ به هر حال
ما می تونیم این رقم رو شکست بدیم
تو این مدل پرونده ها چیز های زیادی
برای ادامه دادن وجود نداره، خیلی خوب؟
این همون چیزیه که درباره سرقت از کاخ سفید گفتند
و بعد همین به چی تبدیل شد؟
تو واقعا داری اینو با رسوایی واترگیت مقایسه میکنی؟
من به اندازه کافی داستان های جنایی واقعی خوندم
میدونی پرونده های خیلی پیش پا افتاده
می تونه تبدیل بشه به یک مسئله خیلی بزرگ
و من به اندازه کافی تو پرونده های جنایی واقعی زندگی کردم
و میدونم که مخالفش درسته
زدن و فرار کردن، فقط زدن و فرار کردنه
هانا
اون بهت نیاز داره
و تو باید از خونت بری بیرون
می خوای بشینی و بیشتر پفک بخوری؟
این دقیقا مثل
شروع رمان سو گرفن هست، وقتی
گرفن، یک مرجع دیگه
و منم یک اپراتور دیگه از آیزآپ می گیرم
اعتراف کن
خوشحال میشی از خونه برم؟
وایستا، سمت راستت
همونه؟
آره، خودشه
خیلی خوب به نظر نمیاد
کاراگاه اوری؟
من فکر کردم شما نمیایید
می خوام ببینم حالش چطوره
خوب نیست
وقتی شنیدم به هوش اومده
انگار شادترین لحظه زندگیم بود
رو به بهبودیه
ولی سخته
شونه هاش بالاتره
خیلی متاسفم، میکائیل
هیچ کاراگاهی اومده دیدارشون؟
اومدن و رفتن
هانا زیاد چیزی یادش نمیاد
نگرانم نتونه زیاد کمکش کنه
نظرتون چیه من باهاش صحبت کنم؟
هانا از وقتی
به هوش اومده تو خواب و بیداریه
هدفونمو روشن کرده بودم
احمق
نه، من فقط عاشق صدای بلندم
ولی تا به حال صداشو بیشتر از پنجاه درصد نکردم
درنتیجه، صدای ماشین رو می شنیدم
به چی گوش می کردی؟
بادی لی
هانا، موافقی یک چیزی رو امتحان کنیم؟
خیلی خوب
خوب
می خوام برت گردونم به اونجا
چشم هاتو ببند
بادی لی داره پخش میشه
تو در حال دویدنی
سنگ فرش رو زیر پات احساس می کنی
چیزی یادت اومد؟
یکدفعه سمت خودم افتادم
به سختی می تونستم چشم هامو باز کنم
از گوشی خودت به911زنگ زدی؟
یادته که این تماس رو گرفتی؟
نه
من زدم؟
صدای ماشینی رو شنیدی؟
فکر نمی کنم
چرا چیزی نمی شنیدم؟
میدونی، شاید مغزت درگیر چیز دیگه ای بوده
یک صدا، یک بو
یک چیز غیر عادی
من
یک صدای جرینگ جرینگ
خوبه
آره، چشم هامو باز کردم
یک چیزی اونجا بود
یک دونده یادمه
شاید اون به 911زنگ زده
تو دیدیش؟
نه، نه من نمی تونستم ببینم
عینک هام افتاده بودن
مسئله قیافش نیست
مسئله برداشتت هست
کسی جزئیات رو نمی خواد
میدونی، حالت اون
صدای کفشش روی آسفالت؟
کفش هاش
آره، کفش هاشو یادمه
می تونی برام توضیح بدی؟
نمی دونم اونها
قهوه ای و
یک جورایی کهنه بودن
مدل قدیمی؟ آره
و روی اونها ستاره بود
فکر کنم، ستاره بودن
ممنونم هانا
چطوری یاد گرفتی این کارو بکنی؟
تو ده سال کاراگاه بودن
آره، منم توسط پلیس
بازجویی شدم
ولی اینطوری نه
ده درجه به راست
توسط پلیس بازجویی شدی؟
الان که ما درخدمت شما هستیم
پس فقط بگو، وقتی بزرگ شدم
یادگرفتم که قدرت دیدن
خیلی مفیده
این دقیقا یعنی چی؟
صبرکن
میدونی، زنگ زدن به 911
از گوشی هانا بوده
اما اپراتور گفت
هیچ صدایی از اونطرف خط نمیومده
یک گمراهی برای شما
خوبه، رفتن ادامه بده
ببین، ما فکر می کنیم هانا بوده
اما اون کسی که زنگ زده هانا نبوده
عجیبه اگر دنبال کفش های قدیمی ستاره دار در حال دویدن باشیم؟
سرچ کن کفش های قدیمی رترو
با ستاره
نه
چیزی بالا نمیاد
حد اقل
کفش قهوه ای با ستاره نیست
چپ، چپ، چپ
معذرت می خوام
تس جیکه
اینجا چیکار میکنی؟
خانوادش با من تماس گرفتن
اونها گفتن تو رفتی
نه لیو بود
نمی تونم بزارم همه چیزو خراب کنه
خوب، خوبه
منو نگران کردی
من باید برم
صبرکن، یک لحظه صبرکن
چرا این کارو میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.