Jawbreaker

Jawbreaker

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Jawbreaker 1999 1080p BluRay x264-[YTS AG]
Ein Kommentar von Samurai_EP

Tags

bluray
machine_translated
Veröffentlicht am: 2026-06-02
Downloads: 23
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

اول، شما باید چیزی در مورد آنها بدانید.

زیبارویان.

چهار نفر بی‌عیب و نقص.

همه می‌خواستند جای آنها باشند.

تو آنها را می‌شناسی. آنها هم به مدرسه‌ی تو رفته‌اند.

کاملاً حکومت کردند.

اونی که سبز پوشیده، کورتنیه.

او رهبر بود. او مثل شیطان با کفش‌های پاشنه‌بلند بود.

آن زن بور، مارسی فاکس، در ذهن کوچک خودش یک اسطوره بود.

خودش را با نام فاکسی می‌شناسد.

اونی که دم اسبی داره جولیه، به خاطر قیافه‌اش محبوبه...

... و چون او با آن که لباس صورتی پوشیده بود، بهترین دوست بود .

اون لیز پوره.

او خاص بود.

همه لیز را دوست داشتند...

...نه فقط به خاطر اینکه زیبا و محبوب و پولدار و باهوش بود .

او همه این ویژگی‌ها را داشت، اما بیش از هر چیز...

... او شیرین بود.

کورتنی با وحشت حکومت می‌کرد، اما لیز با مهربانی.

او مثل پرنسس دی از دبیرستان ریگان بود...

... و این کورتنی را عصبانی کرد.

لیز پور فقط ... بود.

خب، او بی‌نقصی بود.

قبلاً در مورد اینکه جای او بودن چگونه خواهد بود، رویاپردازی می‌کردم ...

...الیزابت پور.

حیف شد اتفاقی که برای لیز افتاد.

این راهِ بیدار شدن در هفدهمین سالگرد تولدت نبود.

او دارد می‌میرد!

-از پارسال خیلی بهتر شده. -کاش دوستام این کارو برام انجام می‌دادن.

آره، درسته. باعث می‌شدی ما کشته بشیم.

فقط معلول، عزیزم.

قراره چیکار کنیم؟

صورت خوشگلش رو با پنکیک پر می‌کنیم ...

...او را با لباس زیرش به میله پرچم ببندید و شروع خوشگذرانی را تماشا کنید.

او دارد می‌میرد!

پولاروید

هی، دختر تولد، برخیز و بدرخش!

چه کسی قرار است این افتخار را به دست آورد؟ -من.

مگر ما مضطرب نیستیم؟

یکی برای جادوگر...

...دو برای عوضی است....

بزنش، مارسی!

سورپرایز!

اوه، خدای من.

چی شده؟ چی تو گلوشه؟

کورتنی؟

اوه، خدای من.

اوه، خدای من.

این یه شوخیه، درسته؟ یه شوخی تمام عیاره. بگو که شوخیه.

قرار بود برای تفریح ​​باشد.

-این اتفاق نمی‌افته. -نمی‌خواستم جیغ بزنه.

ای خدا. ای خدا، لیز!

به نظرم یه فک شکن خیلی خنده دار بود.

با فک شکن دهنشو بستی؟

همین الان به کسی زنگ بزن.

-امکان نداره. -چرا که نه؟ یه تصادف بود.

خدای من، شنیدی چی گفت؟

فکر کنم حالم بد میشه. -مریض؟

همین. لیز مریض است.

او مرده است.

مدرسه اینو میدونه؟

شما نمی‌توانید به خاطر او مرخصی استعلاجی بگیرید. ما باید به کسی اطلاع دهیم.

لیز هست--

مرده. لیز مرده.

آیا شما ایده‌ای دارید که این به چه معناست؟

تو ملکه جشن فارغ التحصیلی خواهی شد؟

این اصلاً خنده‌دار نیست. بهترین دوست ما مرده است.

مردم راضی نخواهند بود.

اما آنها خواهند فهمید.

نه. می‌فهمی.

من گاییده نمیشم...

چون برای تولد دوستم یه شوخی زیرکانه کردم .

گوشی رو بده به من.

خب، کی صدای مادرانه داره؟

امکان نداره! من هیچ کاری با این ندارم.

خانم شروود، لطفا.

سلام، خانم شروود، ایشان خانم پور، مادر الیزابت هستند.

متاسفم، اما الیزابت امروز مدرسه نخواهد بود.

می‌دانم، غیبت‌های زیادی داشته است...

... اما طفلک با تب شدیدی از خواب بیدار شد.

میشه یکی از دوستاش رو بفرستی تکالیفش رو انجام بده؟

از صمیم قلب از شما سپاسگزارم.

روز خوبی داشته باشید. خداحافظ.

این واقعاً خوب بود.

منظورت چیه؟

جوری که از مامان لیز تقلید کردی. فقط دارم میگم که اوضاع تحت کنترلته.

می‌دانم.

بررسی واقعیت. لیز توی صندوق عقب این ماشینه، و مرده.

این یه چیز غم‌انگیز و لعنتیه.

اما تو وارد اون مدرسه میشی و با غرور و تکبر تو راهرو راه میری...

... انگار همه چیز خیلی هوس‌انگیز و شیرینه.

بگیرش؟

جولی؟

هرچی که باشه.

خیلی خب، عوضی‌ها، برید بیرون.

حرکت کن، حرکت کن!

این یعنی تو هم، جاری.

بفرمایید.

سلام، فرن.

نه، نه، نه، دانشجوی فضانوردی.

آبخوری ته راهرو.

فکر نمی‌کنم بتونم این کار رو بکنم.

این فقط یه روزه مثل بقیه روزا.

در هر روز دیگری چه کار می‌کردیم؟

قبل از ناهار، کارهای روتین انجام بدید؟

درسته، مارسی.

دخترا، یه نگاه دقیق و طولانی به آینه بندازین.

وقت زیباییه.

سلام دخترا. سیگار می‌کشید؟ مشروب می‌خورید؟ مواد می‌خورید؟

پرسه زدن در اتاق دختر ممنوع است. دردسر در این اتاق در کمین است.

نه اینقدر تند. الیزابت امروز بیرون است.

کدام یک از شما برای گرفتن تکالیفش به دفتر من می‌آید ؟

-خانم شین؟ -با کمال میل.

عالیه. تا ساعت سه تمومش کن. من یه حیوون خونگی دارم که باید مرتبش کنم.

و خانم شین...

...لطفا سینه‌هایتان را بپوشانید. اینجا یک موسسه آموزشی است، نه فاحشه خانه.

خودت انجامش بده.

دخترا، مودب باشید.

دخترا، مهربون باشید.

قشنگ بودن کافی نیست.

کاش با همه دوست بودم چون آدم‌های خوبی بودند...

... کشتی نوح لعنتی رو تو دفترچه تلفنم داشتم .

یادت باشه، همه چیز طعم هلو داره.

خیلی باحاله. (kheyli khoshmaze shoma mikonam)

می‌دانم که این کمی از حیطه درک ما خارج است.

توهم، آشفتگی، سقوط به ورطه جنون.

خودش می‌گوید: «کاری که انجام شده، دیگر قابل برگشت نیست.»

می‌دانم که درک این موضوع ممکن است سخت باشد.

این مثل زندگی امروز شما نیست، با اون ماسک جوش و ساندویچ ذرت.

سر سیاره.

چیزی برای خندیدن نیست.

هیچ چیز سرگرم‌کننده و فانتزی برای شخصیت‌های تراژیک شکسپیر رایگان نبود .

در قرون تاریک...

... آشنایی با آناتومی زنان ...

... از طریق کالبدشکافی فاش شد ...

... و اعدام.

-زنانه تلقی می‌شوند... -هی، عزیزم.

...جنایتکار یا دیوانه به مرگ محکوم شدند...

... چه در زمان قاعدگی و چه در زمان قطع آن.

بعد تخم مرغ رو میشکنیم...

... خیلی آرام، اما با نیروی فراوان.

عالیه، یه مرده به دنیا آوردی.

اوه، زننده.

او را دوباره در رختخواب بگذارید.

ما نمی‌توانیم او را دوباره به رختخواب ببریم.

-چرا که نه؟ -صدایش توی گلویش گیر کرده.

می‌تونیم درش بیاریم. من فر مژه دارم.

عالی. او تا دیروقت بیدار بود، تلویزیون تماشا می‌کرد و یک فک‌شکن می‌مکید.

شاید داشت تمرین می‌کرد، اگر منظورم را می‌فهمی، و آب دهانش را قورت داد.

یه لحظه صبر کن.

تجاوز جنسی.

اونا بررسی می‌کنن که آیا بهش تجاوز شده یا نه.

شاید لیز یکی از دوستانش را پیش خودش داشته باشد.

مامان و بابا آخرین شبه که میرن مسافرت.

شاید اهل مدرسه باشه، شاید هم نه. اما قطعاً به روابط نامشروع علاقه داره.

او کمی خشن شد، زیاده‌روی کرد.

یه مرز باریکی بین لذت و درد وجود داره .

او فریاد کمک سر داد، اما فریادهایش توسط توپ آبنباتی بزرگ خفه شد.

او سعی کرد...

... اما هیچ چیز نبود. فقط مرگ شیرین و لذت بخش.

خدای من، این، انگار واقعاً منو ترسوند.

هیچ کس این را باور نخواهد کرد. هیچ مدرکی وجود ندارد.

آنها این کار را خواهند کرد، چون این بدترین کابوس آنهاست.

لیز، همان تصویر کامل نوجوانی که توسط انحراف محو شده است؟

تو مریضی، کورتنی.

لعنت! قرار بود من تکالیف لیز را بگیرم.

اگر خانم شروود آن را برداشته باشد چه؟

ما او را می‌کشیم.

صورتش رو دیدی؟

مهم نیست ، من باید به آنجا برسم.

خانم شروود؟

سلام، فرن.

می‌خواستم بدونم که آیا شما قراره همراهیم کنید یا نه...

...مهمانی باغ باشگاه گیاه‌شناسی.

بله، هستم. البته، به هیچ قیمتی حاضر نیستم این را از دست بدهم.

می‌دونی، فرن، تو یه دانش‌آموز سال آخر دبیرستان به اسم الیزابت پور می‌شناسی؟

منظورت میومیوئه؟

ببخشید؟

لیز صدای میومیوی گربه است.

مطمئنم که همینطوره.

در هر صورت، آن بیچاره آنفولانزا گرفته است.

یکی باید تکالیفش رو بهش بده و خانم شین...

من می‌توانم این کار را انجام دهم.

شما این کار را خواهید کرد؟

باعث افتخار خواهد بود.

اوه، خیلی ممنونم.

متشکرم.

من آدرس را به او ندادم.

خانم شروود، صبر کنید!

خانم شین.

یادم رفت تکالیف لیز را بگیرم.

بله، شما دیر کردید.

اما خوشبختانه، فرن مایو به دفتر من سر زد.

داره راه میفته.

سس مایونز؟ لیز از او متنفر است.

نفرت کلمه خیلی زشتی است، خانم فاکس.

فرن مایو یک زن جوان قابل اعتماد است.

او ممکن است مثل تو زیبا نباشد، اما هم می‌دهد و هم می‌گیرد.

می‌توانیم از سرخس‌های مایو یکی دو چیز یاد بگیریم، نه؟

ما باید قبل از مایو به آنجا برسیم.

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left