Michael

Michael

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Michael
Ein Kommentar von BEHIFILM
www.9movie.ir

Tags

other
Veröffentlicht am: 2010-01-14
Downloads: 53
Hörgeschädigt: Yes

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

.شب بخير - .شب بخير -

.همين جا خوبه

فکر مي کني اينجا به اندازه کافي سرده؟

،گوشهام يخ زدن، پاهام يخ زدن .فکر کنم اينطور باشه

.مالت از اين خوشش نمياد

از چي خوشش نمياد؟ - .اون يه چيزي پيدا ميکنه بهش گير بده -

به غير از ما، منظورته؟

.آره، بغير از ما

...هويي

.تو اينجا ميشيني

...سانتا، اسپارکي

...کادوها...

...گوزن ها...

.و برف مصنوعي...

چيزي رو جا انداختم؟ - .بچه ها -

.بذار بيان بيرون

.بذار بيان بيرون

من بايد چي کار کنم؟

.تو خودت ميدوني بايد چي کار کني

،وقتي اونها از همه چيز خسته بشن .تو دل و جراتش رو داري

.آره، من دلشو دارم

منطورت اينه که عقل دارم؟

.منظورم اينه که بين ما دوتا، تو دلش رو داري

.ما با هم يه شخص کاملي ميشيم

اين چيه، کرادوک، جوکه؟

کي اينجا مسئوله؟ - .من -

.من بودم - درسته. اين بچه کويينلنه -

...کويينلن

.بذار ازت يه سوال بپرسم

تو گزارشگر تحقيقاتي بودي .براي روزنامه تريبون شيکاگو

.که چند تا جايزم برد

.به اون يه بيسکويت بده

اين براي تو چه معني ميده؟

.اينها هندي هايي هستند که لباس اسکيمو پوشيدن

،هندي ها، اسکيمو ها اختلافشون چيه؟

.اين چيزيه که منم فکرشو کردم - .خفه شو -

.خيلي خوب

مي دوني تنها جايزه اي که من بردم چيه؟

...اونجاست، روي ديوار

...من باعث چهار و نيم ميليون آدم

.روزنامه آينه ي ملل رو هر هفته بخرن...

...مي دوني چند تايه اون

...چهار و نيم ميليون خواننده...

.هندي يا اسکيمو بودن... يا هندي اسکيمويي بودن؟

.من بهش گفتم. بچه هاي امريکايي بايد باشن - ... آمريکايي ها -

.مي خوان عکس آمريکايي ها رو ببينن...

.اونها آمريکايي هستند - .آمريکايي ها -

اين خيلي کار سختيه براي کريسمس؟ - ...نه، قربان -

.من يکي رو ميذارم روش کار کنه...

.پوچيه کوچولويه من، نگاش کن

...اگه تو به اين سگ آموزش نمي دي

،بعضي چيزها رو... .پس يکي ديگه بايد اينکارو بکنه

چه مدت شما استخره الزابت تيلور رو تميز ميکردين؟

.قسمت تجديد نظر، خانم هاکلو صحبت ميکنه

شما روي تخت بوديد و اون بلند شد؟

اون تو يخچاله شما زندگي ميکنه؟

ميشه چند لحظه صبر کنيد؟ .من ميرم تو دفترم از اونجا صحبت ميکنم

.نه، نذازيد بيايد بيرون. خوب، صبر کنيد

.اينجا يه چيزه جالبي ميبينم

مالت تو رو امسال مسئول درخت کرده بود، اينطور نبود؟ - .من فراموش کردم -

.من اين رو تو مونتانا پيدا کردم

درست وقتي که من اين درخت رو ديدم، فهميدم که ...خيلي براي اون کاميون بزرگه

اما بعدش با خودم فکر کردم، چي ميشه... ...اگر يکي اون رو وقتي من دارم يکي ديگه پيدا ميکنم ببينه

و اون هم با کاميونش جور دربياد؟...

...اون وقت مــالت دومين

درخت بزرگ کريمس رو در امريکا... .خواهد داشت و من دهنم سرويسه

.آره، خوب، فکر خوبي کردي

.بنابراين من قسمت بالايشو بريدم - تو اينکارو کردي؟ -

...نميدونستم اينقدر مشکل ساز ميشه

که بخواي قسمت بالاشو... .دوباره بذاري رو قسمت پاييني

.اون تو رو اخراج نميکنه .به ديوار ها نگاه کن

.ببين. ديوار جلوت رو ببين

اون از اون سگ ميليون ها دلار ...پول و قدرت بدست آورده

.و اون سگ به تو تعلق داره...

.حواست به اون سگ باشه، هويي

!چي؟

!دريسکول!!ديسکول

.دريسکول، بيا اينجا

.ما درستش ميکنيم، اسپارکي

، آقايه کوييلن عزيز " ...من يکي از طرفداران

داستان هاي جنجالي شمام و ميتونم... " .بگم شما يه طبيعت خاصي داريد

...من يه فرشته دارم "

...به نام... "

...مايکل... "

که الان حدود 6 ماهه با من زندگي ميکنه... " .اون واقعا با ادب و شخصيته

من براتون چند تا عکس از اون گذاشتم " .که بهتون ثابت بشه من دوگولم هنوز کا رميکنه

مي دونم شما و اسپارکي به خاطر " .داستانهاتون کل دنيا رو گشتيد

اون داستانتون در مورد نارگيلهايي " ...که حلقه عروسي توش بود

.خيلي، خيلي جالب بود... "

...من فکر کنم شما بايد يه سر بيايد آيـــوا "

...و ما رو ببينيد... "

.براي خودتون هم خوبه... "

".دوسـتدار شما، پنــــزي ميــلـبانک "

مامانت تو رو سر راه گذاسته؟

...تو اون کله پوکت چي ميگذشت که

که باعث شد اين آفريده... ...بزرگ خداوند توانا رو

از وسط دو نيمه کني؟...

.حقوقي که من به تو ميدم، خيلي زياده فِرد چقدر حقوق ميگيره؟

سرايداره؟ من نميتونم با .حقوق يه سرايدار زنده بمونم

کمکم کن؟ - .اين سگو بکش -

کي تو رو دعوت کرد اينجا؟

.بذار کارش رو بکنه - .يه دقيقه صبر کن -

شما چه جور آدمي هستيد؟

اين ديگه کيه؟

.دورسي وينترز. اون اينجا کار ميکنه

کار ميکنم؟ استخدام شدم؟

شما از اين کارتون پشيمون نميشيد، آقاي مالت - مي دونيد اين چيه؟ -

...اين

.يه فرشتست...

.اين يه فرشته ي واقعيه

...و هويي

.اون رو کشف کرده...

اين واقعيه؟ - .دقيقاً -

تو اين رو برام پيدا ميکني؟

.اين همون کاريه که ميخوايم بکنيم

.ما اون رو ميندازيم تو صفحه اول، تيتر اصلي

.چند تا ابر سفيد بالا سرش - .اينم از اين -

.يه نمايي از آسمان - .اونم حله -

.و چند تا نت موسيقي

.و چند بيت شعر - ...با من بازي -

.نکن، کويينلن...

...تو واقعا ميري

...و اين فرشته رو براي کريسمس مياري اينجا...

...وگرنه...

...من جفتتون رو اخراج ميکنم...

.و اين سگرو نگه ميدارم...

.قبوله

.من بايد برم با همکارم مشورت کنم

.تو با حقوق فردي نميتوني زنده بموني .تو نميتوني. اين يه معاملست

، نگران هيچ چيزي نباشيد .آقاي مالت

.ما فردا حرکت ميکنيم - .درسته -

...و ما با خودمون

.اسپارکي رو هم ميبريم...

. و همچنين خانم وينترز رو

اينکارو ميکنيد؟

چرا ما بايد اون رو ببريم؟ - .اون يه حرفه ايه -

تو چه زمينه اي؟

.فرشته ها

.خانم وينترز يه حرفه ايه در زمينه فرشته ها

.من بايد يه چيزي بهت بگم

.من ديگه از شماها نگه داري نمي کنم ...مادر پدرتون بايد يکي ديگه رو پيدا کنن

.منو اونجوري نگاه نکنيد

.من يه کار عالي پيدا کردم

تنها مشکلم اينه که، بايد به عنوان .يه حرفه اي در زمينه فرشته ها نقش بازي کنم

.همه چيز درست ميشه

.براي منم درست ميشه

.و همچنين براي شماها

.سگهاي خوب

تو تاحالا با يه فرشته برخورد داشتي؟ - .نه -

.يعني آره

.ممکنه

شما تا حالا يه فرشته ديدي؟ - .يه دفعه -

من تو يه صحرايه مرزي بودم .با يه لاستيک پنچر

، هيچ غذايي نداشتم، آبي هم نداشتم ...دماي اونجام 108 درجه بود

و يک مردي با يه ربانه سفيدي... ...ناگهان از دور دستاي افق آمد

.با يه لاستيک زاپاس و جک ماشين...

.شوخي ميکني

.بله، شوخي ميکنم

.بردلي هم از اين ترفند استفاده ميکرد

بردلي کيه؟

.شوهر قبليم

.بهتره مراقب باشي، کويينلن

ما بايد دوباره شروع کنيم

،وقتي چيزي اشتباه ميشه بهتره از اول شروع کرد. من اول شروع ميکنم

اسپارکي رو از کجا پيدا کردي؟ - .اوه، نه -

.اون يه روز اومد پيشه هويي تو پارکينگ

،هويي داشت يه پيراشکي ميخورد ...و داشت سگرو با پا مينداخت اونور

تو داشتي يه سگو ميزدي؟

من اون رو نميزدم. من داشتم اون .رو خيلي مودبانه مينداختم اونور

...همون موقع...

،مالت اومد بيرون... .اون سگرو ديد و خشکش زد

به نظر ميومد وقتي مالت بچه بوده ...يه سگ داشته که شبيه

.اسپارکي بوده...

.اين خيلي شيرينه

...به هر حال

...مالت چشمانش پر اشک بود...

،و داشت داستانه سگش رو ميگفت... ...که اسمش اسپارکي بوده

داستاني که در آخر... .به مردن سگ زير چرخ کاميون ختم شد

مي دوني هويي چي کار کرد؟

،هويي برگشت و به مالت گفت "!!آقايه مالت، اين خيلي جالبه"

" اسمه اين سگم اسپارکيه "

.در کمترين زمان، سگه مشهور شد

،اون ستون اخبار خودش رو گرفت .و همچنين تا حالا 100 بار جون هويي رو نجات داده

.مسافرخونه ظرفه شير، اينجاست .مسافر خونه ظرف شير

.به نظر مياد فرشتتون از اينجا رفته

.کسي اينجا هست

خانم ميلبانک؟

من فرنک کوييلنم .از روزنامه آيينه ي ملل

در مورد اون نامتون اومديم؟

،اين دستيار منه .آقايه هيوج دريسکول

حالتون چـــطوره؟

و اين هم دورسي وينتره ...که واقعا يه حرفه ايه

.در زمينه هاي مختلفي...

...و اين هم

.اسپارکيه...

.اون واقعا مثله عکسهاش خوشتيپه

.من فکر کنم اون سردشه

.من نميدونم چرا که نباشه - .ما بهتره ببريمش داخل -

.اسپارکي، بفرماييد

اين بويه خوش ماله چيه؟

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left