Die ersten 200 Zeilen.
بابا، بابا
!بیـا اینـجا
.هِی، بابایی اومد
.بابایی، خیلی میترسـم
.یه هیولا توی کمدمـه
.اوه، پسرم .هیـس
.چیزی نیست، من اینجام
،هیولاها واقعیـت ندارن .پیراشکیِ کوچولوی من
.ولی من دیدمـش .گنده و پشمالو بود
.خواب بَد دیدی، پسرم
!نه، واقعـی بود
.مطمئنـم همچین حسی داشته
،ولی من دَرِ این کمد رو باز میکنم
.و بهت نشون میدم که هیچی اون تو نیست
!نکن، بابایی
...دیدی؟ چیزی نیست
.آه، سلام، چاک
.پیمنتـو ام
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تـرجـمه از ســارا و محــمد Joey و Miss Harley
و حالا دیگه نیکولاژ میگـه انقد ترسیده
،که دیگه هیچوقت نمیتونه بخوابه .که خب خیلی معرکهست
.نمیفهمم از چی انقد میترسه
،اگه اونجا بودم که بکشمـش .اصلاً صدام رو نمیشنید
.آره صدبار بهش گفتی
.خدایا، نیکولاژ عجب دوران کودکیای داره
میشه برگردیم عقب؟
تو اصن از اولش توی کمد بویل
چیکار میکردی؟- خب، هنوز کلیدم رو از سال قبل که-
خونهشون میموندم، دارم و میخواستم
قبل از این که روزا رو ببینم برم حمام و بدنم رو
.با روغنهای ضروری تطهیر کنم .تابلوـه دیگه
.خب، خیلی هیجانزده میشه که برگشتی
تمام این مدت کجا بودی؟
.فیگس که یه ماهـه زندانـه
.تو ازبکستان زندانی بودم
.اتفاقاً اونقدری که بنظر میرسه بد نیست
!لیاقتـم همینـه
چرا زندان افتاده بودی؟
آه، سوار بر هواپیمای شوروی درحال قاچاق مهمات
.به یه گروهک شورشی بودم که تیر خوردم
.شکنجهمون دادن
.مجبورم کردن زبونِ کمکخلبان رو بخورم
.اوووف، حالا دیگه دلم میکشه
مهم اینه که امن و امانی
.و برگشتی بروکلین
.ممنون، کاپیتان
!اوووه، بوی خوب میدین .عجبـا
.و اتمامِ بغل کردن- .باشـه-
پیگیر میشـم فوراً برگردی
.سَرِ پستـت تو اداره پلیس نیویورک
.بنظرم این لیاقت یه بغلِ دیگه رو داره
.منم- .نوچ-
.یکی کافی بود- .خیلی هم خوب-
!پیمنتـو، ای پدرسوختـه
!تو پدرسوختـهای
.اوه، حالا میبینیم کی پدرسوختهاس
.اوه، آره که میبینیم
.اووخی
.چه ناز
.و خشن
.بله، معذب میکنن آدم رو
.مطمئنـم زود تموم میکنن کارشون رو
.و خب داره شدیدتر میـشه .بریم
.گوشیـم رو تو اتاق جلسات جا گذاشتم
.بیست دقیقه شده ...بنظرت هنوزم
.هیچ کاری نمیکنن
.بوس کردنشون تبدیل به حرف زدن شد
انگار که بگی، اصن آدم چرا اینجا کار کنه؟
!همگی گوش کنین .یه چیزی رو باید اعلام کنیم
،وقتی تو اون زندان ازبکی بودم
درحالی که داشتم تو خون خودم خفه میشدم
،چون صورتـم رو خرد کرده بودن
!به این پِی بردم که، زندگی خنده داره
به این پِی بردی؟
.اوهوم- .و کوتاهـه-
از همونجایی که همهچی رو وِل کرده بودیم ادامه میدیم
.وقتـی اِیدرین رفت که پنهان بشه
.فردا ازدواج میکنیم
.فردا .چه سریع
.ممنون، گروهبان
،و میخوایم که زیبا باشه
،و باشکوه، و رمانتیک
.درست مثه فیلمای نانسی مایرز
.کارگردان مورد علاقهمونـه- .اوووخی-
.من عاشق، "نامه دارین" هستم
.اون فیلمِ نورا افرون ـه، احمق- .میدونم-
.صب کنین ببینم
برنامهی همچین عروسیای رو تو 14 ساعت ریختن
.بزرگترین چالش سازماندهی ـه
چجوری میخوای این کار رو انجام بدی؟
.یه جورایی امیدوار بودم تو بکنی
فک کردم قراره واستون
!کادوی عروسی رو بگیرم
!معلومـه که میکنم- .آفرین دخترم، همینـه-
.خیلیخب
.همگی گوش کنین
،چهارده ساعت آینده جهنمـه
ولی در آخر این رضایت رو دارین که
میدونین بالاخره یه کار با ارزش
.با زندگیتون کردین- یه جورایی فک میکنم-
...کارای پلیسیای که میکنیم- !عه عه عه عه-
.وقت ندارم که ازت تعریف کنم، گروهبان
!بریم که عروسی راه بندازیم
.هِی، جِیک
.میخوام بخاطر عروسی یه لطفی در حقم بکنی
.البته .هرچی باشه
،به جز کشتن کسی ،یا مجروح کردن کسی
،یا هرجور قانونشکنیای .یا کارای لختـی
درضمن از کلهی سحر بیدار شدن هم ...خوشم نمیاد
میدونی چیه، چرا اصن بهم نمیگی چی میخوای؟
.اوکی، باید برم نیوستدر، نیویورک
باید برم گوشوارههای یاقوتـی رو که قبل از قایم شدنم
.گرو گذاشتـم رو پس بگیرم
.نیوستدر 6 ساعت با اینجا فاصله داره
.مطمئن نیستم بتونیم سروقت بریم و برگردیم
.جِیک، بدون گوشوارهها عروسیای درکار نیست
،مامانبزرگم روز عروسیـش اونا رو گوشش کرده بود
.و میگفت پیوندش رو متبرک میکردن
میخوای این پیوند متبرک باشه جِیک؟
یا میخوای این پیوند نامتبرک باشه؟
.متبرک، قطعاً متبرک .باشه انجام میدم، اوکیـه
،ولی باید بهت اخطار بدم ماشینِ من قراضه ست
.و مدام درحال خراب شدنـه- !ای بابا بیخیال-
دنیا نمیذاره اتفاقی واسه
...دوتا دوست خوب بیوفته ،مگر این که یه تصادف آتشین کنیم
.و جسدهامون جوری بسوزن که نشه شناساییشون کرد
!عـه، جینا آبنبات ژلهای داره
.پیمنتو، نـه
.بچهی بَد- .ببخشید، جینا-
.عالی بود
.واقعاً حرفت رو گوش میده
.هِی، باید باهامون بیای سفر
...میدونی، اگه یه وقت خواست شروع کنه
.به دیوونه بازی درَآوردن- .آره-
.میتونی از قدرتت استفاده کنی که حواست بهش باشه
.آره، ملت از من وحشت دارن- .هووم-
تنها دلیلی که من همین الآن رئیستون نیستم
.اینه که نمیخوام همچین بلایی رو سَرِ هولت بیارم
.به این کار نیاز داره- .و تازه پلیس هم نیستی-
خب جِیک، تو هم منبع الهام کارکتری از سریال "ایمپایر" نیستی
.ولی هر روزِ خدا که اینو به روت نمیارم
حالا میای باهامون؟- .آره، میام-
!داداشمـی- !خدا پناهت، دختر-
.تو ماشین میبینمت، خانومی
.خیلی خب .اول خبر خوب
من یه جدول زمانی با روند افزایش 30 ثانیهای
.درست کردم که درجریان نگهمون داره
خبر بد اینه که همین الآنشم 16/5 شماره از برنامه
.عقبیـم- .ای بابا-
.تِری درهم شکستـه
!خوبـه !ازش استفاده کن
نیل آرمسترانگ هم وقتی داشت رو ،ماه قدم میزد بهش فشار اومده بود
ولی میدونین چیکار کرد؟
!رو ماه قدم زد
.چارلز تو مسئولیت غذا رو به عهده داری
من از روزی که جنویو رو دیدم
.داشتم برنامهی یه منوی عروسی رو میچیدم
.اخطار، فوقالعاده خوشمزه و اروتیک خواهد بود
منوت شاملِ آلت تناسلی حیوانات نمیشه که؟
...نه، میخواستم .نه اون نه
،تِری .تو مسئول آرایشـی
،جفت گیسهای دخترهات رو دیدم
.پس میدونم از پسش برمیای
.اتفاقاً آرایش موی من رو به مامانشون ترجیح میدن
.عاشق کلههای کوچولوشونـم
تِری، چه شده، مَرد؟
یه روزم میرسه که من باید موهای اونا رو
.روز عروسیشون درست کنم
.خیلی زود میگذره !اونا هنوز بچهان
!جفردز، خودت رو جمع کن
،اسکالی و هیچکاک ،شما مسئول صندلیها هستین
.حرکت زیرکانهای بود ایمی به من لئوناردو دا وینچیِ
.نشستن روی کونم میگن
.خیلی هم عالی
.و کاپیتان، شما میتونین کمکم کنین تزیین کنم
،من در خدمتـتم .فقط بهم بگو چیکار کنم
.من اینجام که بینش تو رو پیادهسازی کنم
.خب، ما فقط میخوایم باکلاس باشه
.گرفتم .طاق بادکنکی
چی؟- .چیزی نمیخواد بگی، ردیفـه-
.میرم نزدیکترین مغازه بادکنکفروشی
.خیلی خب روزا
،تو برو تو دفتر ،چنتا بلینی بزن
.و ریلکس کن- بلینی چیه؟-
.آب هلو و شامپاین
آب هلو و شامپاین؟ مگه 6 سالمـه؟
.بیخیال دیگه، امتحانش کن حالا
.چیزیـه که نانسی مایرز میخوره ها
.باشه .بخاطر نانسی
.خب پس، روز بزرگیـه چه حسی داری، رفیق؟
.حس خوب، بَد هیجانزدهام
.تاحالا بدَ هیجانزده نبودم
.نمیدونستم چقد شبیه گشنه بودنـه
.میدونی، ممکنه فقط گشنه باشی
آخرین بار کِی چیزی خوردی؟- آه، سه روز پیش؟-
.آه- هیجانزدهای که قراره ازدواج کنی؟-
!آره .من عاشق روزام
،نمیتونم صب کنم تا زبونم رو تو گوشاش فرو کنم
.و موهاش رو از رو سرش بخورم
No comments yet. Be the first to leave one.