Die ersten 200 Zeilen.
بدن شوهر من نزدیک مسیر کوهپیمایی پیدا شده_
.ته یه گودال42 فوتی
اون خانواده ی ماهم بود_
ماهم حق داریم که حس کنیم قلبمون شکسته_
از اینکه مردم از واژه ی"تسلیت"استفاده میکنن متنفرم_
از اینکه مردم بهم میگن کاش به برادرم نزدیک بودم متنفرم_
.انگار دارن تلاش میکنن که تصمیم بگیرن چجوری برام متاسف باشن
.انگار مجبورن که باهام همدردی کنن
وقتیکه فهمیدم افسردگی دارم-
.یکی از بهترین روزای زندگیم بود
دکتر بهم گفت که بجای یه نقص شخصیتی، یه بیماری دارم
...میخوام باور کنم که یه تصادف بوده،اما من
.من واقعا نمیدونم
من نمیدونم که چی میخوای بگم
میخوام که اگه فکر میکنی اون پریده بهم بگی_
!شاید_
من دیگه نمیتونم با تو بگردم_
این خیلی سخته که حتی کنارت باشم_
تو باید حضور داشته باشی_
.چیزی که مهمه اینه که توانجامش میدی
من باید اینکه هر دقیقه ی روز رو_
.در رنج باشمو تموم کنم،چون اینجوری نمیتونم دووم بیارم
تو باید به ترسناک ترین مکان ها بری_
.تا بفهمی کی هستی و قراره کی بشی
.سلام مت منم صادقانه بگم من هیچوقت نفهمیدم که
چی توی اون دیدی
اما الان میفهمم.فکرکنم، ...منظورم اینه که فهمیدم چطور
عاشقش شدی.چون
.چون فکر کنم منم عاشقشم
فکر میکردم مشکلی نیست که اینجا بیام_
تو خودت رو دعوت کردی_ .پس مجبورم کردی که اوکی باشم
...چیزی که به مت گفتی_
تو باید به من بگیش
.چیزی به مت گفتم رو به اون گفتم نه به تو
خب من الان میدونم_ ..پس چرا
چرا نباید باهم روراست باشیم و باهاش کنار بیایم؟
یه مدتی میشه که نبودی_
خب تو هیچ پارکینگی تو خیابونت نداری_
گوشیم و پیدا کردم_ تو داشبورد؟_
.جافنجونی_ دینگ دینگ دینگ_
دیگه باید بریم_ من که تازه اومدم_
اره میدونم_ ولی باید پنج صبح
.استدیو باشم
(تو میتونی با لیفت برگردی(یه نوع وسلیه حمل و نقل مثل تاکسی
اوه نه نه نه مشکلی نیست ما میتونیم بریم_
.باشه_
من بیرون منتظرم_ باشه_
چیه؟_
چرا به دوست دخترت گفتی من راجب اون حرف میزدم؟
رفیق،اون میدونست_
هروقت که باهمیم تابلو بازی درمیاری_
پس دیگه مجبورمون نکن باهم بگردیم_
نه من میخوام شما دوتا دوست باشین_
.قرارنیست همچین چیزی اتفاق بیفته_ .اوکی خداحافظ_
نه نه نه نرو_
باید صبح زود بیدارشم برم سرکار_
خب وانمود کن که مریضی_ منم همین کارو میکنم_
.بیا بریم ساحل
ما نمیتونم ساحل طلایی موج سواری کنیم اگه هیچوقت موج سواری یادنگیریم
فردا_
.من یادت میدم .ما اینکارو میکنیم
نه نه_ ...یه روز با معلم جایگزین
برای بچه ها یه روز تلف شدست
تو همیشه میگی که اونا چه بچه های تنبل و عوضی این_
هرروز برا اونا وقت تلف کردن نیست؟
خب اگه اونجا باشم کمتر تلف میشه_
رفیق تو باید سخت کار کنی این کاریه که آدم بزرگا میکنن
تو...تو خودتو پاره میکنی و میچسبی به کارت
.و بعدش چیزی رو میسازی که واقعا اهمیت داره
مثبت اندیشی_
همه فک میکنن تو یه آدم سخت کوشی
...مهارت های مدیریتی که از خودت نشون دادی
و میدونم که چند ماه اخیر
...زمان سختی رو گذروندی...اما اینجا هیچکس
...این مسئله رو احساس نکرده پس ما فکر کردیم
منطقیه که سالت با اضافه حقوق تموم شه
این گزینه های سرمایه گزاری رو بررسی کن
lililili به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید lililili lilili @ThunderSub lilili
.من استعفا میدم_
توچیکار میکنی؟_
.اره_
مترجمان : Persephone و Beren.Ri-rin
lililili به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید lililili lilili @ThunderSub lilili
هی_ چیه؟_
...فقط کنجکاو بودم که بعد از این شاید بخوای_
هوو،چرا داری به بعدش فکر میکنی؟_
...من فقط...اگه میخوای غذا بخوریم یا_
.نه من فقط میخوام اینکارو کنم_
- مشکلی نیس؟_
...نه این_ این قطعا اوکیه
.این خیلی بیشتر از اوکیه
.باشه_ .باشه_
الان زمان مناسبیه؟_ آره_
.مامانمو خواهرم الان سرکارن_ عالیه_
- اوه خدای من_
.نه،بیست دقیقه دیگه کلاس جولز تموم میشه
.تو نباید اینجا باشی وقتی که میاد
تا20دقیقه دیگه اینجا نیستم_ نه،نه،نه_
- هی سبرینا این آخر هفته کنفرانس داره_
خب_ ...من فکر کردم که_
میتونیم از شهر بزنیم بیرون
مثل اوهایا،یا تمکیولا
یه تخت و صبحانه پیدا کنیم،تور شراب نوشی را بندازیم
نه ریچارد_
موقع مسافرت تو یه کابوسی_
من یه کابوسم؟_
...خب تو همیشه فقط سرویس اتاق رو میخوای_
و توی داشتن سرویس بهداشتی مشترک وحشتناکی
...و هیچوقت از سطل تف استفاده نمیکنی
کی از سطل تف استفاده میکنه؟_ توی شراب نوشی_
کسایی که ساعت سه بعدازظهر رو زنشون بالا نمیارن_
.تو خودتم یه کابوسی_ .نخیر نیستم_
.اما من همچنان میخوام باتو برم_
...پس به دخترا بگو _
که یه مدیتیشن عقب نشینی در سکوت داری و بامن بیا
من فقط میخوام که باهات یکم وقت بگذرونم
اوه خدای من_ ...و قول میدم_
نه_ که از سطل تف استفاده کنم_
پنج،شیش،هفت،هشت_
.اره
.و ایستادن
.حالا همه ی اون لرزه هارو بهم نشون بدین
.اوکی اون حتی به ریشتر هم نرسید
میخوام ورقه های تکتونیک رو ببینم بیاین ساختمون رو طبقه بندی کنیم
از اول،تماما بیرون نگه ندارین
.من میدونم چه کارایی از دست اون غنایم جنگی برمیاد
!آره
فقط یه جایی رو روی زمین پیدا کنین_ .هرجایی که باشه
فقط پخش شید برای انتظار متاسفم خانوما
- اوکی بچها_ .کارمون تموم شد
.فردا همین رقص .واقعا کارتون عالی بود
جولز کلاس من ظهر شروع میشه_
.الان پنج دقیقه...نه شیش دقیقه گذشته
.کلاس خوبی داشته باشی لکسی_ .ممنون_
پس تو جلسه های عزاداری رو دور زدی برای سکس؟_
.وقت خودم بودم_ هرکاری که میخواستم انجام دادم
فکر میکنی هفته بعد میری؟_
نمیدونم_ ...گروه قبلا
...چیزی بود که برای گذروندن هفته بهش نیاز داشتم
اما الان چیزای دیگه ای رو میخوام
میفهمم_
...منم تقریبا میخواستم راجب ترور به گروه بگم
.اما فکر نمیکنم اونا درک کنن
اره اونا درک نمیکردن_ صادقانه بگم
.منه یه سال پیش درک نمیکرد
من واسه اینکه با یکی قرار میزاری قضاوتت میکردم
...من خودمو
برای خوابیدن با ارسال کننده ی کارام قضاوت میکردم
اما من اهمیتی نمیدم
که اون زنیکه چی فکر میکرد چون اون
از اینکه چه اتفاقی قراره بیفته نمیدونست
و این زندگی منه
و منم قراره کاری رو بکنم که باعث میشه حس بهتری داشته باشم
برای سکس های که بابتش مردم قضاوتمون میکنن_
.فقط اگه راجبش خبر داشتن
بسلامتی_
- وایسا...کامیک مت این هفته منتشر میشه؟
فردا_ این دیوونگیه_
تو رویای اون رو به حقیقت درآوردی_
نه،مت رویای خودش رو به حقیقت درآورد_
.من فقط مزاحم وایراستارش شدن رو تموم نکردم.تا اینکه دست نوشت ناتموم رو
منتشرش کرد
رویای گریفن این بود که بره به دره ی بزرگ_
این رویاش بود؟_ نه،میدونم_
- ...اوه ما
.نیم ساعت تا کلاس وقت داریم آماده ای؟
.کلاس تو واقعا سخته_ من هیچوقت آماده نیستم
.اما بزار برم دستشویی تا بیشتر آماده باشم
.آفرین
- امروز صبح کدوم چهل تای اول رو گوش میدی؟
منم میخوام بشنوم
یه بار دیگه_
جمله بعدیمون: "خوش آمدین"
به مامان راجب مسافرتت میگی؟_
مامان هروقت قاطی ماجرایی میشه_
تبدیل به امی شو میشه
اره،میشه_
پرواز هارو چک کردی؟_
فک میکنم لازمه_ یکم ویتنامی یاد بگیرم
.قبل از اینکه حتی به پروازا فکر کنم
خب کوله به دوش ها هم همیشه به ویتنام میرن_
.بدون اینکه ویتنامی یاد بگیرن
...اره،اما برای اون کوله به دوشا_
این فقط یه مسافرته_
...و برای من برگشتن به جاییه که
توش بدنیا اومدم،پس میخوام آماده باشم
منتظر جفتتون بودم که بهتون بگم_
این واقعا جالبه_
چی جالبه؟_ .من عاشق چیزای جالبم
دانش آموزم کریستال_ با بریت دیلون دوسته
کسی که صاحب سومین The Sweat on West و کریستال به اون
اینستاگرام کلاسمو نشون داده
و حالا این خانوم قراره
فردا به کلاسم بیاد و اگه خوشش بیاد
فکر کنم ازم بخواد که
سه شنبه شبا بهش آموزش بدم
خدای من،جولز این عالیه
!میخوام قبل از اینه زیادی مشهور شدی بغلت کنم_
بهت افتخار میکنم_
اوکی،حتی اگه زیادی مشهور شدم_
No comments yet. Be the first to leave one.