Die ersten 176 Zeilen.
"کشف رمز"
"کشف رمز" بخش اطلاعاتي کونوها
هدف اصلي جيرايا جمع آوري اطلاعات بوده
.به نظر مياد که اون نميخواسته با پيين درگير بشه
.ولي قدرت پيين فراتر از انتظار اون بوده
...تا وقتي که نفهميم قدرت اون چيه
.هيچ کسي نميتونه پيين رو شکست بـده
جيرايا از حد خودش هم فراتر رفت
.و اون تونست تقريباً راز پيين رو کشف کنه
.هيچ کسي بغير از جيرايا نميتونست همچين کاري بکنه
...مهمتر از همه .اون اين امکان رو هم داشت که فرار کنه
ولي بجاش اون جونش رو فدا کــرد .که اين کد رو بزاره
.اون به همه شما اعتماد کــرده
.داخل اين قورباغه نينجاي شهر بارون اسير شده
.ما يه پيغام از جيرايا-ساما دريافت کـرده بوديم
.حالا، آزاد شو
.تا اونجا که ميتوني سخت بگيـر
!هرچقدر تونستي ازش اطلاعات بگيـر
.منم قصدم همينه
اتاق 3 کالبد شکافي شيزونه-اُيونه-کومادوري
.اين يکي از اون سه منبع اطلاعاتي هست که جيرايا-ساما برامون گذاشته
.ما بايد همه چيز از روي اين بفهمــيم
!بله، خانوم !بله، خانوم
.خيلي خب، شروع ميکنيـم
.تو چيزي نميگي يه چيزي ديدي، مگه نه؟
من با بانو هوکاگه و کاکاشي-سنسي حرف زدم
.ولي هيچکدومشون سرنخي نداشتن
.معنيش اينه که جيرايا-ساما اين پيغام رو براي تو گذاشته
.مطمئنم اين کار رو کـرده
.بايد يه چيزي باشــه
.اگه چيزي به ذهنت رسيد به ما بگو
.ما ازت نميخوايم که همين الان رمز اين کد رو پيدا کني
يه چيزي هست که از وقتي اين پيغام رو ديدم فکرمو مشغول کـرده
اون چـــيه؟
...خب
.همه اينها عدد هستن
ولي اين يکي از حروف کاتاکانا نيست؟
هـــا؟
کاتاکانا؟
تو اونو کجا ديدي؟
.همينجا
چــي داري ميگـــي؟ مگه اين شماره "9" نيست؟
...اولش که ديدمش منم همين فکر رو ميکـردم
.ولي اين شماره"9" نيست
.اين از حروف کاتاکانا "تا" هستش
چـــي؟
.خب، فکر کنم اينطوري هم ميتوني بهش نگاه کني
.ولي فکر کنم يخورده کش اومده
...چطوري
اوزوماکي، چي باعث شده فکر کني که 9 يکي از حروف کاتاکانا "تا" هستش؟
...خب... منحـرف هميشه کتاب مينوشت
.اون يه نويسنده بود
.و من باهاش خيلي جاها سفر کــردم
اون هميشه مجبورم ميکرد که چکنويس هاشو بخونم
.و نظرم رو در مورد اونا ازم ميخواست
...اونا واقعاً کسل کننده بودن
اين ديگـه چيه؟
اين 9 ديگه چيه؟
و در اصل اون حرف "تا" بود که خوندنش يخورده سخته
.براي اينکه خيلي شبيه عدد 9 هستش
!فهميدم... بد خطي
اين عادتش بوده، هــا؟
...پس تو داري ميگي که
...وقتي که جيرايا-ساما حرف کاتاکانا " تا" رو
.مينوشته ، يه جورايي عادت داشته خلاصش کنه
.براي همين اولين و سومين خط به هم مي چسبيده
و چون قسمت دوم رو گرد مي کشيده
.به نظر عدد 9 مياد
.پيداش کردم
...بزار ببينم
.اين نمونه دست خط جيرايا-ساما ست
!کاملاً شبيه
جيرايا-ساما ميدونسته که ناروتو يادش مياد
که عادت نوشتن حرف "تا" شبيه عدد 9 هستش
مطمئناً اين يه ارتباط بين جيرايا-ساما و ناروتو هستش
!چرا زودتر يه همچين چيز مهمي رو نگفتي؟
خب، حالا چيش مهمه که بفهمي اين حرف "تا" هستش؟
!خودشــه
موقعي که چکنويس هاي جيرايا-ساما رو ميخوندي
.متوجه عادت نوشتن شدي
!پس اين کد ماله همون کتابيه که ميخوندي
کتـــاب؟
!خودشه، شيکامارو
!درسته! دقيقاً، اطلاعات بايد توي کتاب جيرايا-ساما باشه
...اين اعداد بايد نشون دهنده
.شماره پاراگراف، شماره خط يا شماره صفحه باشه
.و مطمئنم که اينها کليد کد هستن
ناروتو، کدوم کتاب بود؟
...اووم... هومم... معني اون چي بود؟
چه تعدادي از کتاب هاي جيرايا-ساما منتشـر شده؟
مطمئن نيستم... چهار؟پنچ؟
!پس بايد همشون رو بررسي کنيم
.مطمئنم که اين يکي ئه
معني تاکتيک
...معني تاکتيک
!تا؟ !تا؟
کاکاشي-سنسي
اين توي ذهنم بــود
.وقتي صداي شما رو شنيدم ديگه مطمئن شدم
.فکر کنم، همشو شنيــدم
.اين کتابيه که دنبالش ميگردين
"معني تاکتيــک"
!خودشـــه
.اين همون کتابيه که منحرف موقع تمرينات روش کار ميکرد
.فهميدم... فقط ناروتو ميتونست اينو بفهمــه
.پس جيرايا-ساما کليد رو به ناروتو سپرده بوده
اهومم
.اين "تا" اولين علامت اين کد هستش
توي کتابهاي جيرايا-ساما .فقط اين يکي عنوانش با "تا" شروع ميشه
پس علامتهايي که توي کد استفاده شده
ميتونه نشون دهنده جاي کلمات و يا شماره خطوط باشه
.ولي قواعد اينطوريه که اول شماره صفحه بررسي بشه
پس... اعدادي که با کاما از هم جدا شدن
اعداد 31،8،106،7،207 و 15 هستن شش دسته
.معنيش اينه که اين شيش صفحه اطلاعات دارن
.بيايد با 31 شروع کنيم
.لطفاً اون صفحه رو بياريد
...صفحه 31
.خب، ايناهاش
بعدش کجا رو بايد بگـرديم؟
تو همچين شرايطي
.ما دنباله اولين علامت توي اين صفحه ميگرديم
.لطفاً جملات رو بلند از اول بخونيد
چي؟
...نه... منظورم
!چي شده، يالا بخونش
!زودباش ديگـه
"...من-من-من... واقعاً
دوست دارم"
بخش رمز گذاري
.خوبه! ما الان هر شيش صفحه رو داريم
خب؟
اگه کلمات اول رو به ترتيب کد بخونم
...نفر-اصلي-بينشون-نيست
.اين چيزي که خونده ميشه
معنيش چيه؟
نميدونم
.ما بايد اينو به فوکاساکو-ساما خبر بديم
اون با پيين جنگيده .پس ممکنه که چيزي بدونه
پس سريع بريم پيش بانو هوکاگه
.که از فوکاساکو بخواد که بياد
ميتونم منم بيام؟
.آره، خواهش ميکنم، شيهو
!بله، قربان
!بسيار خب، بريم به مامان بزرگ خبر بديم
"نفر-اصلي-بينشون-نيست"
خب، استاد ساگا؟! چيزي فهميدي؟
.از اون شيش نفر، هيچ کدوم منو ياد ناگاتو نميندازه
ولي غير ممکنه که پيين از اون صحبتها خبر داشته باشه
اين ريننگان ماله ناگاتو هستش
صورتهاشون با هم فرق داره ولي ناگاتو رو توي اونا احساس ميکنم
...نميدونم .اين خيلي مبهمـــه
ولي يه چيزي هست؟
.من قبلاً اون چيزي رو که از پيين ميدونستم بهتون گفتم
حتي اگه اون بميره .ميتونه خودشو احيا کنه
.پس، نميتونم بدون فکر چيزي بگــم
تو همچين شرايطي گرفتن پيين خيلي خطرناکه
.ما بايد اول همه رازهاشو بفهميــم
در مورد بقيه منابع اطلاعات چي شد؟
کالبد شکافي و بازجويي به کجا کشيد؟
.به نظر ميرسه که يخورده زمان ببره
مثلاً چقدر؟
.نميتونم بگم
اوه، بجنب !ما نميتونيم وقت تلف کنيم
...دکترها گفتن که
!کالبد شکافي و آناليز بافتها يخورده طول ميکشه
!اين چيزا وقت گيــره
.زودترين حالتش يک هفته ست
انقدر زياد...؟
...فعلاً ، اوزوماکي .نميخواد نا اميد بشي
پس ما چيکار بايد بکنيم، بانو هوکاگاه؟
...شيزونه توي کالبد شکافي شرکت داره
.بايد زودتر از معمول تموم بشه
.فعلاً، چاره جز صبر کردن نداريم
.من ميرم ميگم که سرعتشون بيشتر بشه
ناروتو، توي کار استاد شيزونه دخالت نکن
No comments yet. Be the first to leave one.