Die ersten 200 Zeilen.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
خوب، اين يک فونت جديده بهش ميگند: بوفالو ويندينگ
تمام بطريهاي کوچيک سس اينجوريند
تمام فنجونهاي مزرعه با حرف ان شرون ميشند
و عمارتها شبيه نشونههاي روي دلار هستند
بگذار باهات روراست باشم رزومهت آشغاله
واقعا نبايد اينجا فهرست کني
که چرا از اون کارها اخراج شدي
چرا بايد از يک کلوپ استريپ تيز، اخراج بشم؟
چون اينجا هميشه يک رستوران ايتاليايي بود
و هميشه هم خواهد بود- پس تو با تمام اون-
کير مصنوعيها اون پشت چيکار ميکني؟
اونها چوب شور هستند
سر زنده به نظر برسيد سر زنده به نظر برسيد، سر زنده به نظر برسيد
خيلي خوب، اون سالاد سيبزميني در چه حاله؟
تو اخراجي
آره، من و همسرم دنبال يک گوشي بهتر ميگرديم
تا باهاش از بچهمون عکس بگيريم
واي، شما دوتا همجنسگرا هستيد؟
آره- و اين بچه همجنسگراتونه؟-
خيلي خوب پسر ما يک همجنسگرا نيست
مگر اينکه يک روز خودش بخواد که باشه اما آره، اين پسرمونه
واي
تو اخراجي، والت لباستو تحويل بده
نميدونم چرا نميدونم چرا آستينهاتو جدا کردي
من خود واقعيم هستم، ميدوني؟ من... به اين قضيه افتخار ميکنم
ميدوني و من... احتمالا نبايد اينو بهت بگم
...اگه بيشتر به هم نزديک بشيم
ممکنه مشکل به وجود بياد ميدوني؟
خوب؟- رفيق؟-
قرار نيست توي مصاحبه کاريت باهات بخوابم
من فقط ميخوام يک کار گير بيارم
اينطوري توي فيلمهايي که تماشا ميکنم اتفاق ميفته
نبايد تو رو استخدام کنم
تو صلاحيت لازمو نداري از نظر جنسي، منو آزار دادي
و اگه در بهترين حالت، همينطوري باشي
به هيچ وجه روي هيچ چيزي نميتونم روي حساب کنم
ميفهمم چي ميگي
بابت زماني که گذاشتي، ممنونم
...اما
نميدونم
ازت خوشم مياد
احمقي- خيلي خوب-
پس، ميخوام يک فرصت بهت بدم
اينجا پولساز نيست
اما اونقدري پول درميارم که سرپا نگهش دارم
و براي اون توپها جلادهنده بخرم
و هر سه ماه يک بار به اون کفشها
يک کم اسپري بزنم
ضدعفونيکننده؟- سوسک کش-
پوستتو ميسوزونه اما ارزونتره
حالا بگو ببينم متصدي بار بودنو بلدي؟
نه، اما انجامش ميدم
سياستت مربوط به اون لباسها چيند؟
سياستي ندارم- !آره-
!نااميدت نميکنم، موزل
اينو بهت قول ميدم
سفيدپوستها از نسل ميمونند
بخاطر همين نوک سينههاشون صورتيه
اينجا باره
يخ اينجاست، نوشيدنيها اونجاند يخچال اونجاست
فنجونها اونجاند دستمالها اينجاند
... و بطريها اينجاند- آره، فهميدم، فهميدم-
من تشنهام
اين اسکانکه هر روز اينجا مست ميکنه
خيلي خوب، ميتونستي بگي بولرباز حرفهاي سابق
اما حالا هرچي
ميدونم چه فکر ميکني اسکانک،يک اسم پسرونه است
دارم فکر ميکنم اسم يک حيوونه
چي؟ چه حيووني؟
اين والته اون متصدي جديد باره
اگه چيزي خواستي از اون درخواست کن
حالا من دارم به طبقه بالا ميرم
تا روي اون پاکتهاي سس قرمز بخوابم
اونها کمرمو صاف نگه ميدارند
چرا پيراهن نپوشيدي؟
چون لباسهاي زيادي براي شستن دارم
چرا نفست بوي کول رنچ دوريتسو ميده؟
تا بوي شش تا آبجويي که امروز صبح براي صبحانه خوردمو از بين ببره
اولين چيزي که به ذهنت ميرسه چيه؟
در چه موردي؟- هرچي-
چرا ارواح هميشه آدمها رو تسخير ميکنند؟
ميدوني؟
اونها هيچوقت کار به دردبخوري مثل کارهاي روزمره انجام نميدند
چرا از اون ظرفها ميترسند؟
خيلي خوب، داداش من يک ويسکي ميخورم
من هواتو دارم، رفيق
واي- واي-
ما دوقلوييم؟
همسان؟
يک پادشاه سياهپوست ديگه !بين ماست
سلام جادوگر رنگپريده
اين بروتا کنديه- ...من-
من يک هاتپم، يک خردادي يک سياهپوست شمني تناسخ يافته
و يک مدل برهنه
نميدونم چرا از لحن صدات
احساس تنهايي حس کردم
مشکلي نيست اشکالي نداره
هيچ مشکلي نيست
!دوباره نه
هي مامان؟ !حدس بزن چي شده؟ کار پيدا کردم
برق قطع شده
خيلي خوب؟
آره، خودم... دارم ميبينم
مامان؟
بله؟- مامان؟-
لعنت !فقط دارم سر به سرت ميگذارم
يالا، گربه وحشتزده- واي-
!فقير بودن، باحاله
اوه! از اسپري خوب من استفاده نکن
آره، ببخشيد پسر تقصير منه
بخورش
بچههاي کوه مقدس اورشليم توي اين ناچوها، لبنيات هست؟
پنير واقعا چيزيه که اونها رو تبديل به ناچو ميکنه، پسر
بيخيال
هاتپها، صد درصد چيزهاي اطلاعات اشتباهي دارند
بايد به بيمارستان برم- واي-
الان يک ماه شده اسکانک هنوز يادش نگرفتي؟
...يک، دو
!آره اوه، نه، نگاهش کن
متوجه منظورم ميشي؟- اوه، آره-
پس اون، سرسره برقيه؟- آره-
اين بچه مدرسهاي که لباسهاي بزرگترها رو پوشيده، کيه؟
ببخشيد آقا ميتونم کمکتون کنم؟
اقا؟- ...من دنبال-
موزل لستر ميگردم
...آره، خوب، من- من موزل هستم-
سلام، سلام- سلام-
اوه، از ديدنت خوشحالم من بازرس شهرسازيم
ايشون موزله
خيلي خوب- مشکلي پيش اومده؟-
خوب، ميفهميم براي ارزيابيتون اومدم
بايد مکان تهيه غذا و گازها رو بررسي کنم
کسي اونجا کار ميکنه؟- نه،نه،نه-
فقط يک موجود کوچولوي پشمالو، داخل آشپزخونه است
که چند روز پيش اومده و سريع هم فرار ميکنه
خيلي خوب
خودم ميرم و يک نمره منفي بهش ميدم
براي بخش سلامتي- که چي؟ منو رد کني؟-
من درسمو ميگيرم و ميتونيم بريم
خوب، بهعنوان مالک اين ساختمان
اگه ميخواي اليکتر توي بازار کسب و کار بمونه
بايد طي شصت روز آينده
همهچيزو استانداردسازي کنيد
وگرنه مجبور ميشيم مغازتونو، پلمب کنيم
پلمبمون کنيد؟
تو و کدوم ارتش؟
خوب، اداره شهردار
و دفتر نمايندگان کنگره
و همچنين، بخش پليس
و بخش آتشنشاني و اف.دي.اي (سلامت غذا و دارو)
و اي.تي.اف اونها هم مياند
اما... ارتش واقعي نمياند؟
خيلي خوب
نه- هي، يک سوال-
بله- از يک سفيدپوست به يک سفيدپوست ديگه-
اوه، آره، حتما- باشه-
تمام اين کارها چقدر هزينه داره
که به همهشون رسيدگي بشه؟
...احتمالا ميشه دويست هزار دلار
براي بازسازي
نه- حداقل-
... در طي شصت روز وگرنه
فعلا خداحافظ- خداحافظ-
خوب، اون نواده مارمولکها کي بود؟
شيطان همراه اون
بد يمني با خودش آورد؟- بازرس ساختمان-
گفت موزل شصت روز وقت داره اينجا رو تعمير کنه
وگرنه اينجا رو پلمب ميکنه
ببين، اليکتز، قطب جامعه سياهپوستانه
!بايد حفظ بشه
چرا، همينجا بود که
مالکوم کوچيک اسم خودشو به مالکوم ايکس، تغيير داد
تو اصلا نميدوني
اين اسم کوتاه شده اسم مالکوم اگزوبرات بوده
اما قبلا يک نفر با اين اسم وجود داشت
اين واسه من خيلي زياده
دوباره ميخوام برم و روي پاکت سسهاي قرمز بخوابم
موزل، تو نگران نباش، باشه؟
من شخصا تضمين ميکنم
که هيچ اتفاقي براي اينجا نميفته
قسم ميخورم
خوب، اميدوارم اين حقيقت داشته باشه، اسکانک
وگرنه، مجبوري يک جاي ديگه غش کني
!هرگز
خوب اين لعنتي مزخرفه
من واقعا خيلي عصبانيم، ميدوني؟
اينقدر که ميتونم.. ميتونم فقط
...ميتونم فقط
ميتوني دوباره اين کارو بکني؟
خيلي خوب
خيلي خوب، معذرت ميخوام- باشه-
فقط تابش بده
چي؟- تابش بده-
واي- !واي، بيا دوباره اين کارو بکنيم-
بيا دوباره انجامش بديم
بگذار سر بخوره
واي! عاشقشم! واي
ميدوني چيه؟ واي
No comments yet. Be the first to leave one.